پایان نامه ارشد درباره تعالیم وحیانی، کمال مطلق، تعالیم اسلام، حسن و قبح افعال

دانلود پایان نامه ارشد

دارند، برخی دیگر بر رشد علمی و معرفتی اصرار میورزند، گروهی بر شکوفایی فطرت نظر دارند و عدهای نیز به تهذیب و تطهیر قلب تاکید میورزند.
البته هر یک از طرق مذکور میتواند به عنوان بعضالعله دخیل باشند اما از نگاه امام همه اینها مقدمات و معداتند. اندیشه امام بر این است که علم و عمل به تعالیم وحیانی، تنها طریق نیل به کمالات انسانی است. معرفت به قرآن و تمسک به آن موجب نورانیت انسان است و هیچ عاملی همانند تعالیم قرآن و اهل بیت( نمیتواند راهگشای انسان به سوی خدای سبحان باشد، تعالیم بشری شاید در بسیاری از موارد موجبات خروج از معضلات فردی و اجتماعی را فراهم سازند ولی نسخه نهایی نیستند؛ تمایز قوانین الهی و بشری در همین است که نور عقل شعاع معینی را روشن میکند اما نور وحی حد و مرزی ندارد. کاملترین دین الهی که درقرآن متجلی است غرضش هدایت بشر است «هدی للناس.»226 شریعت چشمهای است که هرکس به اندازه عطشی که دارد از آن سیراب میشود. انسان در هر مرتبه وجودی میتواند از آن اشراب گردد. سفرهای است که از نشئه ملکوت در نشئه ملک برای تغذی و تلذی روح انسانی پهن گردید تا به فراخور استعداد از آن استفاده شود. چنان که در تعبیر زیبای رسول خدا( آمده است:« إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ مَأْدُبَةٌ اللَّهِ تَعَالَى فَتَعَلَّمُوا مِنْ مَأْدُبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنَّهُ النُّورُ الْمُبِينُ، وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ تَعَلَّمُوهُ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُشَرِّفُكُمْ بِتَعَلُّمِهِ.»227
امام خمینی در همین راستا میفرماید: «و كتاب نازل به رسول خدا( نيز از مرتبه غيب به تجلّى اسم اعظم نازل شده، و از اين جهت، از براى اين كتاب شريف احديّت جمع و تفصيل است و از «جوامع كلم» است، چنانچه كلام خود آن سرور نيز از جوامع كلم بوده. و مراد از «جوامع الكلم» بودن قرآن، يا كلام آن سرور، آن نيست كه كلّيات و ضوابط جامعه بيان فرمودند- گرچه به آن معنى نيز احاديث آن بزرگوار از جوامع و ضوابط است، چنانچه در علم فقه معلوم است- بلكه جامعيّت آن عبارت از آن است كه چون براى جميع طبقات انسان‏ در تمام ادوار عمر بشرى نازل شده و رافع تمام احتياجات اين نوع است، و حقيقت اين نوع چون حقيقت جامعه است و واجد تمام منازل است از منزل اسفل ملكى تا اعلى مراتب‏ روحانيّت و ملكوت و جبروت، و از اين جهت افراد اين نوع در اين عالم اسفل ملكى اختلافات تامّه دارند و آن قدر تفاوت و اختلافى كه در افراد اين نوع است در هيچ يك از افراد موجودات نيست، اين نوع است كه شقىّ در كمال‏ شقاوت و سعيد در كمال سعادت دارد، اين نوع است كه بعضى از افراد آن از جميع انواع حيوانات پست‏تر و بعضى افراد آن از جميع ملائكه مقربين اشرف است، بالجمله، چون افراد اين نوع در مدارك و معارف مختلف و متفاوتند، قرآن به طورى نازل شده كه هر كس به حسب كمال و ضعف ادراك و معارف و به حسب درجه‏اى كه از علم دارد از آن استفاده مى‏كند. مثلا، از آيه شريفه‏ «لَوْ كانَ فيهما آلِهَةٌ الاّ اللَّه لَفَسَدَتا » در عين حال كه اهل عرف و اهل ادب و لغت چيزى مى‏فهمند، علماء كلام طور ديگر استفاده مى‏كنند، و فلاسفه و حكما طور ديگر، و عرفا و اولياء طور ديگر استفاده مى‏نمايند.»228 در خصوص توجه به نماز که یکی از مهمترین تعالیم اسلام است میفرماید که نماز وسیله کمال و سعادت انسان و دوای درد نقایص قلبیه و در حقیقت صورت کمالیه انسانیه است که انسان را به معراج وصال و قرب کمال میرساند.229
به نظر میرسد که نیل به کمال بدون اتصال به کمال مطلق مقدور نباشد و اتصال به کمال مطلق جز در پرتو انتفاع علمی و عملی از تعالیم آسمانی حق مقدور نخواهد بود.
2-5-3. صعود و سقوط انسان
یکی از تمایزات انسان با دیگر موجودات در این است که انسان به جهت واجدیت عقل و اراده و دارا بودن ساحتهای وجودی، موجودی سیال بوده و در قوس صعود و نزول هیچ حدی برای او وجود ندارد و قرآن کریم بر این نکته تصریح دارد به همین جهت هم در صدد ستایش بسیار متعالی او بر آمده و هم او را به شدت مورد نکوهش قرار داده است. قرآن هیچ موجودی را لعن نفرمود اما در باره طایفهای از انسانها فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيرا.»230 ودر مدح و ثنای مؤمنین فرمود: «الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب. »231 «نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً.»232 امام با توجه به مکتب وحی و با تفطن به صعوبت و پیچیدگی هویت انسان بر این باورند که انسان هم مولود عالم طبیعت و فرزند این آب و خاک است که از بدو نشو و نما حب دنیا در قلبش مغروس است233 و هم ولیده علم الاسماء است که اگر از عین صافی عقل و رحیق مختوم سیراب گردد، شجره طوبی خواهد شد که: «اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها.»234 پس او میان نشئه ملک و ملکوت است به یک وجهه اشتغال به این دنیا و نشئه ملکی دارد و مشغول تعمیر این دنیاست و از وجهه دیگر مشغول به نشئه ملکوتی وآخرت است.
در مباحث گذشته گفته شد که ماهیت انسان، محصول پیوند روح آدمی با بدن است که اولی به عالم پاک و دومی به جهان خاک اسناد دارد و به همین علت، ارتباط این دو پدیده غیر متناسخ با هم در مدت عمر طبیعی، زمینه تزاحم گرایشهای عالی و دانی را برای انسان فراهم نموده است.
امام به عنوان کسی که بر تعالیم وحیانی وقوف داشته و هویت و حقیقت انسان را به خوبی درک نموده معتقد است که دو عنصر اصلی در زندگی انسان زمینه صعود و سقوط لایتناهی را مهیا میسازد؛ یکی مزاحم و محدود بودن عالم طبیعت و دنیا و دیگر نامحدود بودن امیال و آرزوها. با توجه به این دو عنصر اگر فرد بتواند خود را تحت تعالیم دین در آورد و نفس خود را تربیت نماید شخصیتش صعود میکند و در انسانیت نمادین میشود و اگر به آرزوها و آمال نفسانی توجه کند و مهار آن را در دست نگیرد سقوط میکند. «این دنیا دار مزاحمت است و مواد این عالم از اجرای اراده ما تعصی دارند و میل و آرزوی ما نیز محدود به حدی نیست مثلا قوه شهویه در انسان طوری است که اگر زنهای یک شهر به فرض محال به دست او بیاید باز متوجه زنهای شهر دیگر است. در قوه غضب هم اینگونه است که اگر یک مملکت نصیبش شد و مالک الرقاب مطلق شود متوجه مملکت دیگر است.»235 راز این نکته بر آنان که از معرفتشناسی و جهانشناسی دینی برخوردار باشند پنهان نیست چون هرکس با خود خلوت نماید و اعمال و ملکات و امیال و آرزوهایش را لحاظ نماید برای او کشف خواهد شد که این امر علاوه بر قرائن و شواهد متعدد و اثبات آن در علوم عالیه با ادنی تاملی برای هر فرد روشن است. خاصیت روح همین است که ماده نیست تا حدی برای او تعریف گردد.
2-5-4. مناطات صعود و سقوط
با توجه به اصالت روح و تابعیت جسم از او ، ظهورآثار غیر متناهیه از انسان امری بدیهی است با این اعتقاد باید به معیارهایی هم ملتزم شد که برخی از آنها عبارتند از:
الف) همه اعضا و جوارح معلول و تابع روح انسانند اگر روح قوی باشد باکی نیست از این که جسم رنجور و ملول باشد. سالم نگه داشتن روح مقدم بر سلامت جسم است و اسلام به سلامت و قداست هر دو تاکید دارد. ملاک صعود در اجتناب از رواجس جسم و جان و طهارت نفوس است.
ب) چون روح مجرد است و جسم مادی لذا روح حالت دوام و بقا دارد و جسم حالت نابودی و فنا. اموری که به جسم و امور مادی تعلق دارند نظیر ثروت و قدرت و شهرت و عناوین اعتباریه که غالبا انسانها از آنها لذت میبرند حالت فناپذیری داشته و مناط سعادت نخواهند بود چه این که همه اینها انسان را هنگام مرگ رها میکنند و او باید با دست خالی از این جا سفر کند. پس قهرا امتیاز انسان به امور یادشده نمیباشد بلکه میزان نزاهت و طهارت نفسانیه و امور باطنیه است.236
ج) تمام فضایل و رذایل اخلاقی و حسن و قبح افعال از روح و باطن است؛ اگر روح متعالی گردد صدور افعال نیکو و متعالی است و اگر روح از تعالی باز داشته شود اعمال و افعال، شنیعتر از رفتار حیوانی است. خبث سیره از خباثت سریره است و حسن سیره از قداست باطنیه است. رسول خدا( به امیرمؤمنان( میفرماید: « يَا عَلِيُّ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لَهُ جَوَّانِيٌّ وَ بَرَّانِيٌّ يَعْنِي سَرِيرَةً وَ عَلَانِيَةً فَمَنْ أَصْلَحَ جَوَّانِيَّهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَرَّانِيَّهُ وَ مَنْ أَفْسَدَ جَوَّانِيَّهُ أَفْسَدَ اللَّهُ بَرَّانِيَّه‏»237 از کوزه همان برون تراود که در اوست. « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِه.»238 این نکتهای است که امام بدان تاکید دارند.239
د) گاهی ظواهر اعمال چندان تمایز و اختلافی با هم ندارند اما روح یک عمل با عمل دیگر متمایز است آن چه عمل انسان را بالا میبرد روح عمل است همراه با حسن ظاهر آن، برهمین اساس علمای علم اخلاق معتقدند که نیت فاعل در طهارت باطن تاثیرگذار است ولو عمل محقق نگردد و فعل صادر نشود چرا که حسن اثر یا سوء آن در نیت است دائر مدار نیت است نه تحقق آن در خارج. «و نيّت برتر از عمل است. آگاه باش، همانا نيت‏ عمل‏ است. «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ » (بگو هر كسى عمل مى‏كند بر شكل خود) يعنى بر نيت خود.»240
ه) هرگز نهاد ناآرام بشر با تامین نیازهای مادی آرام نمیگیرد و عطش او را فرو نمیکاهد بلکه زیادهخواهی و افزونطلبی او را زیادتر میکند اهتمام افراطی در امور مادی حرص و ولع در نهان آدمی را تشدید و در نهایت انسانیت را در او مسخ و شخصیت او را قلب میکند. «بدان كه همانطور كه اين قواى ثلاثه (قوه واهمه و قوه شهویه و غضبیه) طرف افراط آنها، مُفسد مقام انسانيت است، و انسان را گاه از حقيقت انسانيّت و گاه از فضيلت انسانيّت خارج كند، همانطور طرف تفريط و قصور آنها نيز، از مُفسدات مقام انسانيّت و از رذايل ملكات به شمار مى‏رود.»241 پس ترفیع امور مادی و تصعید امور جسمانی نشان صعود مقام انسانی نیست بلکه حاکی از انکسار شخصیت آدمی است.
و) یکی از ملاکات اصلی صعود انسانی، مصبغ نمودن امور به صبغه الهی و توکل بر ذات ربوبی است. الله است که مستجمع جمیع صفات است و تکفل او از شائبه هر نقصی پاک است، آن که متکفل است انسان را از اسفلالسافلین و دوزخ به جایگاه کرامت باز گرداند و به نور رساند و از راهزنان انس و جان امان دهد خداست.« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»242. از این رو سالک با استعانت از لفظ «یا الله» و «اللهم» میخواهد که ذات ربوبی او را از گزند هرگونه شیاطین حفظ نماید. «و چون صبح افتتاح اشتغال به كثرات و ورود در دنيا است و با مخاطره اشتغال به خلق و غفلت از حق انسان مواجه است، خوب است انسان سالك بيدار در اين موقع باريك براى ورود در اين ظلمتكده تاريك به حق تعالى متوسّل شود و به حضرتش منقطع گردد. و چون خود را در آن محضر شريف آبرومند نمى‏بيند، به اولياء امر و خفراى زمان و شفعاء انس و جان، يعنى رسول ختمى ( و ائمّه معصومين(، متوسّل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد. و چون براى هر روزى خفير و مجيرى است، پس روز شنبه به وجود مبارك رسول خدا(، و روز يكشنبه به حضرت امير المؤمنين (، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان(، و روز سه شنبه به حضرات سجّاد و باقر و صادق(، و روز چهارشنبه به حضرات کاظم و رضا و تقی و نقی(، و روز پنجشنبه به حضرت عسکری( و روز جمعه به ولی امر( متعلق است.»243 انسان هر آن در معرض سقوط و طغیان است و تنها نگهبان او خدای سبحان است، با مدد الهی، صعود و رستگاری حاصل میشود و بیعنایت او مقدمات سقوط فراهم میشود. آنکه در زندگی به خدا جفا کرد و به هوا عنا کرد بدبختی خویش را امضا کرد. « قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّين»244 به همین جهت امام، عنایت به حق را مناط سعود و صعود و دوری از حق را معیار سقوط و هبوط میداند.
2-5-5. مراتب کمال انسان
سیر کمال انسان یکی از مباحث مهم انسانشناسی پس از تبیین معنای کمال حقیقی است. این امر بدیهی است که کمال انسان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره حدیث قدسی، تعالیم اسلام، جامعیت انسان، حکمت متعالیه Next Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، مراتب هستی، روح انسانی، حقیقت هستی