پایان نامه ارشد درباره تعالیم اسلام، جامعه اسلامی، فضایل اخلاقی، صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنين»520 معرفت نفس است که انسان را به مقام ولایت و شناخت حق میرساند. و این نزدیکترین طریق است که در اثر اعراض و رویگردانی انسان از ماسوی و هوی و عنایت مدام به خدا حاصل میشود.«ان شهود هذه الحقایق و معرفتها منطویۀ فی شهود النفس و معرفتها. فاقرب طریق الانسان الیها طریق معرفۀ النفس و قد تحصل ایضا سابقا ان ذلک بالاعراض عن غیر الله و التوجه الی الله سبحانه.»521
انسان چون مسافری است که اگر ابتدا و انتهای مسیرش را بداند زود به مقصد میرسد و اگر طریق را نشناسد مشکل است که بتواند به مقصد برسد و کمالش را در یابد، باید معرفت به قدرتش پیدا کند و مبدأ و مقصد را بشناسد تا با تجافی از معاصی و اعراض از دنیای دنی به مقام متعالی و کمالات انسانی دست یابد.
3-5-8. تعالیم اسلام و تعالی انسان
یکی از نکات برجسته در اندیشه علامه که در آثار متعددش متجلی است و بسیار بر آن تاکید دارند کمال و تعالی انسان در پرتو تعالیم اسلام است. علامه در موارد مختلف در باب اختصاصی بودن روش تعالیم اسلام در تربیت و تعالی انسان نسبت به سایر ادیان سخن گفته است.در تفسیر سوره مائده و یوسف در المیزان به تفصیل مطالبی را در این باب بیان فرمودهاند. در طرق تهذیب نفس سه روش وجود دارد.522
طريقه اول مسلک حكما و فلاسفه: فضایل را از رذایل باید باز شناسی کرد، سپس فضائل نفسانى را به خاطر نيكى و به علت زيبايى و جمالشان باید اختيار نمود و خود را با آنها آراست. باید تهذیب نفس و تحصیل ملکات فاضله نمود تا این که مردم وجامعه او را مورد ستایش قرار دهند، عفت، قناعت، صداقت، سخاوت و بسیاری از اوصاف حمیده انسان را در جامعه سربلند میکند و به او عزت و سر بلندی میبخشد.
طريقه دوم مسلک پيغمبران: تمام انبياء آمدهاند تا به مردم و امت خویش بگویند همه رفتار و اعمال خود را بر اساس اهداف اخروی انسجام بخشید و ملاک و معیار اصلی در فضایل ورذایل، ثواب و عقاب اخروی است.
طريقه سوم روش اختصاصى اسلام: این روش مشحون از معرفت و عرفان است، استدلال اسلام در اين زمينه در پرتو توحيد خالص و ناب به اتمام است، زيرا هنگامى‏كه انسان يقين پيدا كرد كه هستى حقيقى ويژه خداست خواهد دانست كه اوست مالك تمام وجود و هستى و آثار آن و پروردگار جهانيان اوست و ديگران در برابر او مالك نفع و ضرر، مرگ و زندگى نيستند، در اين حال است كه انسان جز آن چه را خدا بخواهد، اراده نمى‏كند و جز از آن كه خدا از آن كراهت دارد، متنفر نيست، او اصلًا خودش را مالك چيزى نمى‏داند تا خود را با آن مشغول كند و در نتيجه دچار عجب و تكبر و يا غم و اندوه و ديگر حالات نفسانى نمى‏گردد.
او در جهان هستى براى غير خدا وقعى و منزلتى قائل نيست كه كليدهاى خير و سعادت در دست آن ها باشد تا مجبور شود به آن چه نزد آنان است دل بندد و بى آن ‏كه سزاوار باشد تن به ذلت و خوارى دهد و يا اين‏كه به طمع به دست آوردن مال و مقامى از حريم حق و عدل دور افتد و به كسى ظلم و ستم روا بدارد.
او در جهان جزء خدا را مؤثر نمى‏داند و در نتيجه كسى را مالك نفع و ضرر نمى‏داند تا از او بر جان خويش بترسد و ناچار تن به ذلت دهد و يا براى خاطر او حقى را باطل گرداند. پس« توحيد خالص» درمان هر دردى است و به بركت اين داروى شفا بخش، تمام بيمارى‏هاى انسان برطرف مى‏شود.
این روش از نگاه علامه در هیچ یک ازمکاتب وجود ندارد و نیز در هیچ یک از تعالیم انبیای گذشته نقل نشده و نیز در هیچ یک از مکاتب فلاسفه وحکمای الهی دیده نشده است. چرا که تعالی باید از طریق دفع باشد نه از راه رفع؛ به این معنا که از ابتدا باید کاری نمود که اوصاف رذیله و خوهای ناستوده در قلوب راه پیدا نکند نه این که فرد کوتاهی نموده و درون را آلوده سازد سپس در مقام رفع آن برآید. در جنگهای فیزیکی می توان دو نوع مبارزه را در مقابل دشمن پیش گرفت گاهی از طریق دفع است و گاهی از طریق رفع؛ دفع به این معناست که از ابتدا در مقابل دشمن موانعی سخت ایجاد میکنند تا مبادا که او وارد حریم شده و زمینی را اشغال نماید و گاهی تاکتیک جنگ را تغییر میدهند به این صورت که اجازه داده میشود که او وارد خاک شده به قصد این که او را اسیر نمایند، اولی را دفع و دومی را رفع گویند. بسیار روشن است که اگر دشمن دفع گردد به از آن است که رفع شود؛ راه ندادن معصیت به دل و پاک نگه داشتن آن بهتر از آلوده نمودن آن به گناه و پاک کردن آن است. «پیشگیری بهتر از درمان است.» هر عملی که انسان برای غیر خدا انجام دهد قطعا در راستای یک هدفی دست به آن کار میزند یا برای دستیابی به عزت و سربلندی است و یا به خاطر ترس از نیرویی است که میخواهد از شر آن نیرو در امان ماند، قرآن کریم هم عزت و هم قدرت را از آن خدای حکیم میداند؛ در انحصار عزت میفرماید «ان العزۀ لله جمیعا»523 و در منحصر بودن قدرت الهی میفرماید: «ان القوۀ لله جمیعا »524 بسیار روشن است کسی که به چنین تعالیمی پای بند باشد در دلش غیر خدا ورود پیدا نمیکند؛ قلبش ظرف فضایل اخلاقی و عرفانی میگردد و به زیور صفات الهی آراسته و مزین میشود، با چنین دیدگاهی انسان خود را فقیر محض و خدا را غنی مطلق میداند و جایی برای استقلال او باقی نمیماند در ذات و صفات و افعال موحد میشود و مقام توحید را درک میکند چنین انسانی هرگز غیر خدا را اراده نمیکند و در مقابل غیرحق تواضع نمیکند از غیر او نمیترسد و به غیر او دل نمیبندد و از هیچ چیز دیگری جز یاد و ذکرحق لذت نمیبرد.525
علامه با بیانی جامع در این زمینه بر جنبه تعالی انسان در پرتو تعالیم آسمانی اسلام تاکید دارند و معنقدند که تعالیم هیچ مکتبی در انسانسازی و تعالی بخشی انسان در نیل به سعادت و رستگاری به جامعیت تعالیم اسلام نمی رسد و تنها دستورات و تعالیمی که می تواند انسان را به ذروه سعادت رساند اسلام است.
3-5-9. انسان متعالی و دوام فیوضات الهی
تداوم رفتار و عمل برمبنای اعتقاد به توحید، ایمان انسان را تعالی میبخشد و در اثر تعالی ایمان، دل مجذوب اسماء و صفات خداوند سبحان میگردد. جذبهای خاص در او ایجاد میشود، طوری عمل و عبادت را انجام میدهد که گویا او را شهود میکند شوق و محبت در او روز افزون میگردد «والذین آمنوا اشد حبالله »526 در اثر کسب ملکات و تهذیب امور نفسانی به هدف بلندی دست مییابد و به جایگاه رفیع و مقام منیع میرسد و این همان مقام مخلَصین است که خداوند ایشان را از فحشا و زشتیها باز میدارد، وسوسه شیطان، وحشت و ترس از قیامت، صعقه و بیهوشی، نفخ صور و احضار افراد، کتاب و نامه اعمال هیچ یک شامل حال ایشان نمیشود و نیز جزا و پاداش در مقابل عمل نخواهد بود زیرا آنان کاری برای خود نمیکنند و عملی برای خود ندارند همهی اینها بخشی از عنایات الهی است که شامل حالشان شده است. «وانه یصرف السوءوالفحشاءعنهم وان وسوسۀ ابلیس تمس کلا الا ایاهم وان اهوال الساعۀ من الصعقۀ وفزع الصور واحضارالجمع واعطاءالکتاب والحساب والوزن غیر شاملۀ لهم وهم مستثنون منها وان جزائهم لیس فی مقابل الاعمال اذ لا عمل لهم فهذه نبذه من مواهب الله سبحانه فی حق اولیائه.»527
ایشان معتقد است که این تعالی در پرتو تعالیم توحیدی اسلام ممکن خواهد بود چه این که خدای سبحان، خالق انسان است و علم او به حاجات و مقامات او در حد کمال است. قرآن بهترین شناسای وجود است و انسان با تعریف قرآن، شایسته سجود است و مقامش در اعمال توحیدی محمود است.« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»528 تنها راه رشد و طریق تعالی، دوری از معاصی و صافی قلب از هر نوع رجس و پلیدی با ابزاری به نام تقوای الهی است. تلازم تعالی با استدامه ذکر و یاد الهی است. «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ.»529 خداى خود را با تضرّع و پنهانى و بى‏آنكه آواز بركشى در صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.
این تفسیر را علامه نه تنها در مقام اندیشه و نظر ارائه میدهد تا طریقی برای تعالی تابعان راستین قرار گیرد بلکه او خود در مقام عمل بدان پای بندی تام و کامل داشته و در این راستا این بیت حافظ را مدام زمزمه می نمود که:
پرده بدریده و سرگرم به دیدار نگار نیست برلوح دلم جز الف قامت یار530
سر مطلب این است که در باطن شریعت مقامات و کرامات ولایی نهفته است که انسان مؤمن با عمل به تعالیم شرع مقدس بدان دست مییابد. علامه در فصل چهارم رسالة الولایه در باب محوریت و اصالت طاعت در سعادت و تمرد در شقاوت، مطلب را به خوبی تبیین نموده است. «اذا تتبعنا الکتاب و السنه و تاملنا فیها تاملا وافیا وجدنا ان المدار فی الثواب و العقاب هو الاطاعه و الانقیاد و التمرد و العناد.»531
3-5-10. نقش توحید در کمال انسان
شالوده تعالیم آسمانی اسلام، توحید الهی است. انسان در تحت قیمومت اسلام خود را در ظل توجهات خدای سبحان مشاهده میکند و دائما خود را در محضر او میبیند و یقیین دارد که لحظهای از علم او پنهان نیست و خداوند از سر و علن او آگاه هست: «اَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُون.»532 مراقب پندار و گفتار و کردارش میباشد تا از حیطه حق پا فراتر نگذارد و حتی توهم گناه را در سر نمیپروراند چرا که:« وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ .»533 تجلی توحید در حیات انسان به این معناست که خدا را در تمام حرکات و سکنات و حتی در افکار و عقایدش لمس نماید و بداند که خدا از خود او به او نزدیکتر است. با نگاه توحیدی، امحاء اعمال معنا ندارد بلکه ثبت و املاء جایگاه پیدا میکند؛ به این معنا که همه چیز به واسطه فرشتگان الهی ثبت وضبط میگردد. « ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ .»534 پس باید از خدا پروا نمود و گناه را از دل زدود و اعمال را با این شیوه و مسلک اصلاح نمود.
از نگاه علامه یکی از مهمترین عناصری که در دین اسلام مشاهده می شود انسجام کامل میان احکام و قوانین آن است؛ به این معنا که روح توحید در همهی ابعاد فردی و اجتماعی آن ساری و جاری است به نحوی که اگر همهی اجزای دین اسلام به خوبی تجزیه و تحلیل شود به توحید بر میگردد و اگر توحید، ترکیب شود به صورت اخلاق و اعمال در میآید. اگر توحید از مقام عالی اعتقادی فرود آید رفتار و اعمال میشود و اگر اعمال و رفتار از درجه نازله خود بالاتر روند توحید خواهد بود و به تعبیر قرآن مجید: کلمههای پاکیزه (اعتقاد پاک) به سوی خدا بالا میرود و کار شایسته آن را بالا میبرد. «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه»535 536
بر مبنای این اندیشه علامه معتقد است که میان دانش و ارزش ، به بیان دیگر، بین عقیده و عمل ارتباط استوار و ناگسستنی وجود دارد و نظریه بیگانه بودن و تفکیک این دو از یکدیگر سخنی ناصواب است. برخی در مخالفت دیدگاه توحیدی علامه این شبهه را مطرح کردهاند که در دنیای متمدن امروز این نقیصه وجود دارد که بسیاری ازعمل کردهای مردم از دید قوه مجریه مخفی است لذا ناهنجاریهای اخلاقی اتفاق میافتد. دقیقا همین اشکال بر اسلام وارد است و بهترین دلیل آن ناتوانی دین اسلام در از بین بردن و زایل کردن آن در جامعه اسلامی است. ما مشاهده میکنیم که اسلام فاقدآن قدرتی است که بتواند تعالیم خود را در جامعه پیاده نماید.
علامه در مقام پاسخ میفرمایند: حقیقت قوانین اجتماعی اعم از الهی یا بشری یک سلسله صورتهای ذهنی و دانستههایی است که در سینههای مردم ثبت است و وقتی اراده به آن تعلق گرفت به اجرا در میآید و در غیر این صورت اگر مردم اراده خلاف نمایند عمل بر اقتضای قانون ظاهر نخواهد شد و به اجرا در نخواهد آمد؛ یعنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، انسان کامل، کمال مطلق، عالم ماده Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، توحید افعالی، رفق و مدارا، حقوق اجتماعی