پایان نامه ارشد درباره تصوف عاشقانه، تصوف زاهدانه، روشنفکران، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

را بنيان نهاده است. مثلأ اگر هدف ملامتيه نوعی حفظ شخصی از فريفته شدن به خلق، عجب، تكبر و در نتيجه بازماندن از حق است، هدف حافظ “تربيت شخصی و صيانت خود”نيست بلكه انتقاد وابراز عكس العمل در برابر فريفته شدن صوفيان و مشايخ و كرامت نهايي و مردم فريبي وخود گول زنی كه دامنگير تصوف شده بود، ميباشد. يعنی تخريب موانع و عوامل مزاحم مثل سالوس، ريا، وعظ بی عمل، دين را وسيله خود نمایی و مردم آزاری قرار دادن. يعنی تن به ملامت سپردن و از بدگویی اهل ظاهر نترسيدن چنانكه ( جعفری، 1391 :99 ):
در طريقت رنجش خاطر نباشد مي بيار هر كدورت را كه بيني چون صفايي رفت رفت
بی شک حافظ را میتوان در کشف و شناسایی آفات و معایب جامعه خود به ویژه آفات و خرافاتی که به دین حقیقی آسیب میرساند بسیار توانا و دلیر دانست» .یکی از صفات روشنفکران دینی، آفت شناسی و خرافه ستیزی است. این وصف از لوازم اوصاف دیگر آنان است. از میان پیشینیان، شاید حافظ برجستهترین کسی است که شایسته لقب روشنفکر دینی است، گو اینکه جمیع اوصاف یاد شده را ندارد. این سخن را به تقریب درباره عموم عارفان میتوان گفت؛ اما عنصر هنرمندی و شورشگری و خرافه ستیزی و رندی در حافظ چندان قوی است که وی را بر صدر مجلس روشنفکران مینشاند و حافظ نه تنها با دعای نیم شبی و گریه سحری مأنوس و متنعم است که پای در وادی عشق و رندی هم نهاده و دست ازعافیت شسته است و اینها همه از دینداری و روشنفکری توأمان وی خبر موثق میدهند(سروش،1383: 32، به نقل از علیپور1393 ).
زهد
در فرهنگ لاروس ترك كردن راحت دنيا به منظور طلب كردن راحت آخرت معني شده . كلمه زهد در قرآن نيامده مگر در مورد كساني كه حضرت يوسف را فروختند. سوره يوسف آيه بيستم. در نهج‌البلاغه بارها به زهد اشاره شده (باقری خلیلی،1388 :31 ) حضرت علي در حكمت 439 مي‌فرمايند « الزهد بين كلمتين من القرآن: ليكسو تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم » زهد بين دو كلمه از قرآن است كه خداي سبحان فرمود: تا برآنچه از دست شما رفته حسرت نخوريد و به آنچه به شما رسيده شادمان مباشید. تعريف زهد و پارسای در خطبه 81 : « زهد يعنی كوتاه كردن آرزو و شكرگزاری در برابر نعمتها و پرهيز در برابر محرمات » در حكمت 82 درباره زهد واقعي مي‌فرمايند : « شما را به 5 چيز سفارش میكنم كه اگر برای آنان شتران را پرشتاب برانيد و رنج سفر را تحمل كنيد سزاوار است كسی از شما جزء به پروردگار خود اميدوار نباشد و جز از گناه خود نترسد و اگر از يكی سؤال كردند و نمیداند شرك نكند بگويد نمی دانم و كسی در آموختن آنچه نمی ‌داند شرم نكند بر شما باد به شكيبايي ايمان را چون سر است بر بدن(اسلامي ندوشن، 1382، 26-27-28).
حافظ شيرازي به سبب ماهيت تصوف زاهدانه به ويژه دنياگريزی و آخرتجویی با آن و اعمال زاهدان به ستيز برمیخيزد. زاهد از شخصيت‌های مشهور و منفی و دوست نداشتی شعر حافظ است كه به صورت واعظ و شيخ و فقيه و مفتی و قاضی و … نيز از او ياد مي‌شود(خرمشاهي، 1380، 365). زهد به تنهای يا به صورت تركيبات زهد ريا و زهد خشك و زاهد و زاهد ظاهرپرست مكرر در ديوان حافظ آمده. كلمه زهد 22 بار در ديوان حافظ به كار رفته(صديقيان، 1383، 58). حافظ با دوگونه زهد كه در زمانه او رايج بوده به مخالفت پرداخته يكی زهد رياكارانه و ديگر زهد كج انديشانه.
اعتراض و انتقاد حافظ را درباره زاهدان ميتوان در موارد زير خلاصه كرد1ـ ترك دنيا 2 ـ دعوت به بهشت و فريفتن به حور و قصور و سيب بوستان و شهد و شير3 ـ عجب و غرور4 ـ خشكي و عبوسي5ـ بدخويي و تندخويي 6 ـ دو رويي و ريا و تزوير و نفاق 7ـ بي خبري 8 ـ طامات بافي 9ـ لقمه شبهه خواري 10ـ بي عشقي وبي دردي
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنيدست بو از مستی اش رمزي بگو تا ترك هشياري كند
(5 ، 191 )
بدين ترتيب، تصوف عاشقانه در برابر تصوف زاهدانه ظهور ميكند. عشق و محبت، اصول تصوف عاشقانه است و انسان در صدد شنا خت خويش و تبيين رابطهاش با جهان و خداست. او بايد حقيقت را بشناسد؛ به خدا و همنوعانش عشق بورزد و با همه موجودات همبسته شود و با خدا به وحدت برسد. بدين شيوه، انسان به حداكثر دانايي وتوانايي ميرسد و درحالتي همراه با خوشي و شادماني به سر میبرد. نوع خواهانه سازگار است حافظ به ميمنت عشق از زهد ريايي در تاب ميشود از دست زاهد توبه ميكند مبانی واصول تصوف عاشقانه با خرقه زهدش را به آب خرابات میشويد و محصول زهد وعلم خويش را در كار چنگ و بربط و آواز ني ميكند و از خانقاه ميگريزد.
مرغ زير ک به در خانقه اكنون نپر د كه نها ده است به هر مجلس وعظی دامی
(4 ، 467 )

با گريز از زهد و ريا و تزوير و نفاق به مي و معشوق يا مستي و عشق پناه ميبرد ومستي و راز و نياز شبانه را بر عجب و نماز زاهد و سيب زنخدان شاهد را برميوههاي بهشتي برتر مينهد و بهشت نقد امروز را به جاي وعده فرداي زاهد برميگزيند. بنابراين، حافظ با مي و معشوق، دل را از ترس و غم ميشويد و خوشي و شادماني را جايگزين آن ميگرداند(باقری خلیلی،1388 :32).
بر تو گر جلو ه كند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنّا نكنی حافظ
(6 ، 480 )
ریا
درلغت نامه دهخدا ریا به ظاهرسازی و ساختگی ظاهر ترجمه شده است. در فرهنگ معین ریا به معنی تظاهر و دورویی است. همچنین فرهنگ لغت عمید ریا را به نیکوکاری جلوه دادن برخلاف حقیقت، تظاهر به نیکوکاری و پاک دامنی ترجمه کرده است(لغتنامه دهخدا: ذیل واژه ریا ).
معنی اصطلاحی ریا
در فرهنگ دینی، ریا عبارت است از انجام دادن کار خدایی برای غیر خدا و خود نمایی برای جلب توجه مردم.
امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت، ریا را چنین معنا میکند. “« بدانکه ریا کردن به طاعتهای حق تعالی از کبایر است و به شک نزدیک است…ریا، ظاهر کردن عبادت است. ولی پنهان داشتن معصیت ریا نیست، و در همه وقت رواست. بسیاری اوقات نشاط عبادت پیدا می کنند و آن نشاط درست باشد و از ریا نباشد. چراکه مؤمن همیشه در عبادت راغب است.” ( غزالی، بی تا: ج2 :571 ).
ریا ستیزی در قرآن
ريا يا صحيح‌تر رئا، كلمه‌ای قرآنی است در قرآن مجيد پنج بار با تصريح اين لفظ از ريا و رياكاران به نكوهش ياد شده است، (نساء 38، 142، ماعون 6، بقره 265 و انفال 47) که سه مرتبه به صورت مصدر و دو بار به صورت فعلی و معنای آن به همان معنای اصطلاحی میباشد(خرمشاهي، 1380، 818 ).
1 ـ ریا در انفاق
یا ایُهَا الّذینَ آمَنو لا تبطلوا صَدَقتِکُم َبِالمَنِ وَ الأذَی کَالَذی یُنفِقُ مالهُ رِئاءَ النّاسِ ولا یؤمِنُ بِاللهِوالیومِالأخَرِفَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَأصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًالا یَقدِرونَ عَلی شَیءٍ مِمّا کَسَبوا وَاللهُ لا یَهدِی القومَ الکَفِرِینَ (بقره ، 264 ).
ای اهل ایمان صدقات خود را به سبب منت وآزار تباه نسازید مانند آن کس که مال خود را از روی ریا انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت نیاورد مثل چنین مرد ریاکاری بدان ماند که دانه را بر روی سنگ سخت ریزد و تند بارانی غبار آن نیز بشوید که نتواند هیچ حاصلی از او به دست آرند و خدا گروه کافران را راه سعادت ننماید.
ریا در رفتن به جنگ با دشمنان
وَ لا تَکونُوا کالَّذینَ خَرَجُوا مِن دِیارِهِم بَطَرًا وَرِئاءَ النَّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبیلِ اللهِ وَاللهُ بِما یَعمَلونَ مُحیطٌ (انفال ،47 ).
و شما مؤمنان مانند منافقان نباشید که آنها (نه برای جهاد در راه خدا ) یا برای هوس و غرور و یا برای ریا و تظاهر خارج شدند و از راه خدا خلق را منع میکنند و بترسند که علم خدا به هرچه که بکنند محیط است.
ریا به طور مطلق
فَوَیلٌ للمُصَلِینَ الذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم سَاهونَ الذِینَ هُم یُراءُونَ وَیَمنَعُونَ المَاعُونَ (ماعون ،آیات 4و 5 و 6 و 7 ).
پس وای برآن نماز گذاران، که دل از یاد خدا غافل دارند، همانانکه ریا و خود نمایی کنند، و زکات و احسان را از فقیران منع کنند.
ریا کاران چه کسانی هستند؟
1 ـ کسانی که ایمان به خدا وروز قیامت ندارند
یا ایُهَا الّذینَ آمَنو لا تبطلوا صَدَقتِکُم َبِالمَنِ وَ الأذَی کَالَذی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلا یؤمِنُ بِاللهِوالیومِالأخَرِفَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَأصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًالا یَقدِرونَ عَلی شَیءٍ مِمّا کَسَبوا وَاللهُ لا یَهدِی القومَ الکَفِرِینَ (بقره ، 264 ).
با توجه به تفسیری که در مورد این آیه آمده است، « افرادی را که صدقه میدهند و به دنبالش منت میگذارند و اذیّت میکنند، تشبیه به به افراد ریاکار بی ایمان کرده که صدقاتشان باطل و بی اجر است. یعنی عمل شخص ریا کار از ابتدای عملش باطل است چون چنین شخصی اصلاً ایمان به خدا و روز جزا ندارد که از او کاری پذرفته شود.»(طباطبایی،1374 ج 4 :597 ).

2ـ منافقان
إنَ المُنفِقِینَ یُخَدِعُونَ اللهَ وهوَخَدِعُهُم وَإذا قامُوا إلَی الصَلَوة قَامُوا کُسالَی یُراءُونَ النّاسَ وَلا یَذکُرُونَ اللهَ إلا قَلِیلاً (نساء، 142 )
“منافقان … هنگامی که به نماز بر میخیزند با کسالت بر میخیزند و در برابر مردم ریا می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمینمایند. “
3 ـ تکذیب کنندگان روز جزا
” أَرَءَیتَ الذِی یُکَذِبُ بِالدینِ… الذینَ هم یراءُونَ” (ماعون، 1و2 )
آیا ندیدی آن کس را که روز جزا را انکار می کرد… همان کسانی که ریا می کنند.”
دیدگاه پیامبر (ص ) و حضرت علی (ع ) در بارۀ ریا
رسول اكرم فرموده است « ريا شرك اصغر است » غزالی روايت میكند علی ( ع ) گويد: « مرائي را سه نشان است، چون تنها بود كاهل بود و چون مردمان را ببيند به نشاط بود و چون بر وی ثنا گويند اندر عمل درافزايد و چون بنكوهند كمتر كند ». ( خرمشاهي ، 1380، 818 ) در نهج‌ البلاغه در چندين خطبه به ريا اشاره شده است در خطبه 32 حضرت علی می فرمايند : « گروهی با اعمال آخرت دنيا را ميطلبند و با اعمال آخرت در پی كسب مقامهای معنوی آخرت نيستند خود را كوچك و متواضع جلوه می‌دهند و گامها را رياكارانه و كوتاه برميدارند و خود را همانند مؤمنان واقعی می‌آرايند. و در خطبه 86 مي‌فرمايند : « آگاه باشيد رياكاري و تظاهر هرچند اندك باشد شرك است » . و در خطبه 23 مي‌فرمايند : « عمل نيك انجام دهيد بدون اينكه به ريا و خود نمایی مبتلا شويد، زيرا هر كس كاری برای غيرخدا انجام دهد خدا او را به همان غير واگذار» (نهجالبلاغه ).
از نظر اجتماعی و سیاسی بزرگترین آفتی که جوامع اسلامی قرنهای هفتم و هشتم را فرا گرفته ریا و تزویر بود این بلیه بنیان کن هم حاکمان و زاهدان و صوفیان را فراگرفته بود و هم در میان توده مردم رسوخ پیدا کرده بود. متولیان امور دینی و سیاسی خود چنان مست ریا و اعمال ریایی خویش بودند که خویشتن را نیز به فراموشی سپرده بودند و انواع کام جویی را در زیر پوشش ریا انجام می گرفت و جامعه ی عصرحافظ به نهایت ابتذال رسیده بود و حافظ به عنوان یک طبیب حاذق اولین درمانی که برای جامعه شایسته میدید بیرون کشیدن سم ریا از درون شریان های جامعه بود(قلیزاده،1389 :210 ).
یکی از مهمترین آفات جامعه دینی، ریاکاری، تظاهر به دینداری، دین فروشی و نفاق است. حافظ در سراسر دیوان خود با این آفت عجیب و انسان کش و دین ستیز به مبارزه پرداخت. جهان بینی اجتماعی حافظ در ریا ستیزی آن خلاصه میشود.
يكي از ويژگيهای سبكی كلام حافظ پرهيز از زهد ريایی است، از آنجايي كه زاهد هميشه زهد خودش را مايه فخر فروشي و برتري بر ديگران قرار ميدهد، مورد سرزنش ديگران است كه حافظ از اين نظر نيز بهترين اشعار را در ديوانش سروده است بطوريكه ميتوان با جرأت گفت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امیر مبارزالدین، نقد اخلاق، اخلاق اجتماعی، ایلخانان مغول Next Entries پایان نامه ارشد درباره شگفت انگیز، امیر مبارزالدین، ایران باستان، شیخ اشراق