پایان نامه ارشد درباره برون گرایی، وظیفه شناسی، روان رنجورخویی، تجربه پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

عواطف شکننده مانع از سازگاری شوند. این افراد کمتر قادر به کنترل تکانش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می آیند (وایت، هندریک و هندریک194، 2004). خصوصیت عمده روان رنجورخویی اضطراب است که به طور مستقیم ابراز یا تجربه می شود (شاهنده، 1387). چامور، پرموزیک و فورنهام195 (2009) روان رنجوری را عاملی از شخصیت می دانند که در یک سوی پیوستار ثبات عاطفی بالا و اضطراب پایین و در سوی دیگر پیوستار بی ثباتی عاطفی و اضطراب بالا قرار دارد. افراد با نمره بالا در این مقیاس با عواطف غیر منطقی بیشتر و ناتوانی در مهار رفتار برانگیزاننده و ضعف در حل مسائل و سازگاری با شرایط دشوار مشخص می شوند. برعکس افرادی که دارای نمره پایین در عامل روان رنجور خویی هستند، از ثبات عاطفی برخوردار بوده و آرام، معتدل و راحت هستند و می توانند با موقعیت های تنیدگی زا بدون آشفتگی یا اضطراب مقابله کنند.
افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، تکانشگری، کم رویی و آسیب پذیری، شش صفت اصلی تشکیل دهنده روان رنجورخویی هستند (گروسی فرشی، 1380).
2- برون گرایی : برون گرایی نشانگر ویژگی هایی مانند جامعه گرا بودن، دوست داشتن مردم، ترجیح گروه های بزرگ و گردهمایی ها، با جرأت، فعال و پرحرف بودن است. این افراد برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و مایلند که بشاش باشند (استامپ و پارکر196؛ به نقل از نصوحیان، 1391). هم چنین آنها سرخوش، با انرژی و خوش بین نیز هستند. مقیاس های حیطه برون گرایی همبستگی بالایی با ریسک های بزرگ در مشاغل دارند. هر قدر که نشان دادن مشخصات افراد برون گرا آسان است به همان اندازه نشان دادن مشخصات افراد درون گرا دشوار است. در برخی از توصیف ها، درون گرایی باید به منزله فقدان برون گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون گرایی. از این رو افراد درون گرا خود دارترند تا غیر دوستانه، مستقلند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیرجوش، افراد درون گرا لزوماً از اضطراب های اجتماعی رنج می برند (گروسی فرشی، 1380).
مؤلفه های فرعی این بعد عبارتند از: گرمی، گروه گرایی، قاطعیت، فعالیت، هیجان خواهی و هیجان های مثبت(گروسی فرشی، 1380).
3- تجربه پذیری: در تست NEO این عامل وسیع ترین بعد تحقیق می باشد. اشخاص تجربه گرا هم درباره دنیای درونی و هم درباره ی دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ تجربه غنی است و تمایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیر متعارف دارند و بیشتر و عمیق تر از اشخاص دیگر هیجان های مثبت و منفی را تجربه می کنند. این افراد به واسطه تجربه مایلند که مبتکر، تخیلی و جسور باشند (گروسی فرشی، 1380). این گونه افراد از هنر و طبیعت لذت می برند، در جستجوی اطلاعات درباره انسان و جهان هستند و برای حل مشکلات راه حل های جدید را جستجو می کنند. افرادی که در این بعد نمره پایینی کسب می کنند، تمایل به داشتن رفتار متعارف و حفظ دیدگاه خود دارند، تازه های آشناتر را ترجیح می دهند و پاسخ هایی عاطفی شان خیلی محدود است (اشتون197 و همکاران ، 2004). هم چنین تجربه پذیری بیان گر تصور فعال، احساس زیبا پسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت است و با خلاقیت، عقل، فلسفه گرایی، استعداد، فرهیختگی، بذله گویی و خلاف عرف بودن در برابر مطیع و سربه راه بودن مشخص می شود (فاضلی، 1388).
صفات فرعی این بعد شامل تخیل، زیباپسندی، احساس ها، اعمال، عقاید و ارزش ها می‌باشد(گروسی فرشی، 1380).
4- توافق پذیری(سازگاری): همانند برون گرایی، توافق پذیری مقدمتاً بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد سازگار اساساً نوع دوست است. او نسبت به دیگران همدردی کرده و تمایل دارد که به آن ها کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند. در مقابل فرد ناسازگار، ستیزه جو، خودمدار و نسبت به دیگران شکاک بوده و هم چنین رقابت جو است تا همکاری کننده. در مورد این بعد هم باید توجه داشت که هیچ یک از دو نقطه ابتدا و انتهای آن دارای مطلوبیت نیستند و لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی باشند. نمره پایین سازگاری با حالات خود شیفتگی، ضد اجتماعی و حالات شخصیتی پارانوئید همراه بوده، در حالی که نمره بالا در این عامل با اختلال شخصیتی وابسته همراه است (اشتون و همکاران، 2004).
اعتماد، رک گویی، نوع دوستی، همراهی، تواضع و دل رحم بودن شش صفت تشکیل دهنده این بعد می باشند(گروسی فرشی،1380).
5- وظیفه شناسی (با وجدانی): آخرین عامل از عامل های بزرگ شخصیتی، وظیفه شناسی می باشد. افراد با وجدان، هدفمند، با اراده و مصمم هستند. هم چنین سخت کوش، جاه طلب و پرانرژی بوده و در برابر مشکلات استقامت می کنند و دقیق هستند (فورتوناتو و فوری198، 2009). افراد مؤفق، موسیقیدانان بزرگ و ورزشکاران مشهور این صفات را در حد بالایی دارند. نمره بالا در وظیفه شناسی با مؤفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. نمره پایین در این بعد موجب می شود که فرد از باریک بینی لازم، دقت، پاکیزگی زیاد و محتاط بودن اجتناب نماید. با وجدانی جنبه ای از آن چیزی است که «منش» نامیده می شود، افراد با نمره بالا در باوجدانی، دقیق، خوش قول، قابل اعتماد، سخت کوش ، متمایل به پیشرفت و مطمئن می باشند. اما افراد با نمره پایین در با وجدانی در به کارگیری اصول اخلاقی چندان دقیق نیستند و برای رسیدن به اهدافشان سست هستند (گروسی فرشی، 1380).
صفات فرعی این بعد شامل کفایت، نظم و ترتیب، تلاش برای موفقیت، منضبط بودن، وظیفه شناسی و محتاط بودن در تصمیم گیری می باشد(گروسی فرشی، 1380).

جدول 2-1: ویژگی های افراد با نمره بالا و پایین در هر یک از ابعاد شخصیتی (پروین، 1 994؛ به نقل از رادپور، 1391).
نمره بالا
ابعاد/ ویژگی ها
نمره پایین
نگران، عصبی، هیجانی، ناایمن، بی کفایت،
خود بیمار انگاری
روان رنجورخویی(N)
سازگاری درمقابل ثبات هیجانی را می سنجد. افکار غیرواقعی، امیال افراطی و پاسخ های غیر انطباقی به هنگام رویارویی را شناسایی
می کند.
آرام، ایمن، رضایت از خود، پرطاقت
اجتماعی، فعال، پرحرف، جهت گیری نسبت به فرد، کمال گرا، مهربان،
خوش بین
برون گرایی(E)
مقدار و شدت تعامل بین فردی، سطح فعالیت، نیاز به تحرک و ظرفیت لذت بردن را می سنجد.
تودار، جدی، سرزنده نبودن، گوشه‎گیر، خجول، ساکت،
بی سرو صدا، وظیفه شناس.
کنجکاو، دارای علایق گسترده، خلاق، مبتکر، تخیل گرا، غیرسنتی.
تجربه پذیری(O)
جستجو گری فعال برای کسب تجربه، کاوش مواد ناآشنا.
علایق محدود، واقع بین، غیرهنری
دل رحم، با اعتماد، کمک کننده، با گذشت، ساده دل، رک گو، خوش خلق.
توافق پذیری(A)
کیفیت سازگاری بین فردی.
بدبین، گستاخ، دارای سوء ظن، رفتار غیردوستانه، کینه توز، سنگدل، بدخلق، دغلکار،
عدم همیاری نسبت به دیگران
با ثبات، سخت کوش، منظم، خوش قول، وقت شناس، درستکار، بلند همت، مرتب، دقیق،
دارای پشتکار.
وظیفه شناسی(C)
بی هدف، غیرقابل اعتماد، تنبل، بی دقت، سهل انگار،
ضعیف النفس، خوش گذران

2-2-12-4-6- نظریه ابن سینا
ابن سینا در بحث خود از شخصیت، دو مسئله کلی را مطرح می کند. یکی از این مسائل، جنبه توصیف شخصیت است و به علت ها و سبب های رفتاری کاری ندارد. دیگری، بررسی عوامل علّی و سببی است که وی کوشش دارد تا علت های زیربنایی حالت ها و رفتار و اختلاف بین آنها را تحلیل کند. به طور کلی، دو بعد شخصیت از نظر ابن سینا عبارت است از :
1- جنبه های توصیفی شخصیت: در واقع، نظریه ابن سینا درباره نفس، هسته نظریه شخصیت او را تشکیل می دهد. ابن سینا همچون دیگر فلاسفه به اثبات هستی نفس و تعریف آن پرداخته و سپس تجّرد و جسمانی نبودن و نیز وحدت نفس را به تفصیل بیان کرده است. از نظر روان شناختی، اصطلاح نفس در نظام ابن سینا، به جنبه های توصیفی شخصیت اشاره دارد.
2- جنبه های علّی شخصیت: بحث درباره پدیده های انگیزشی و نقش آن در مجموع حالت ها و رویدادهای روانی و به ویژه، تأثیر آن بر رفتار فرد، بدون شک در قلمروی پژوهش های علّی شخصیت قرار می گیرد. کوشش ابن سینا در این قلمرو آن است که به کمک تحلیل قوا، عوامل ایجاد کننده ی احساس و رفتار و علت های زیربنایی اختلاف حالت ها و رفتار را بررسی کند (شجاعی، 1388).
وی معتقد است که تنوع و تعدد حالت ها و رفتار در فرد، بر تعدد قوا که مبادی آنهاست، دلالت می کند. سپس می افزاید که این قوا مظاهر نفوس متعدد در انسان نیست؛ بلکه همه آنها به یک حقیقت بر می گردد که همان « من» یا شخصیت انسان است. وی از جنبه های علّی شخصیت به «خلق» تعبیر نموده و در تعریف آن می گوید: « خلق ملکه ای است که به وسیله آن افعال و رفتار به سهولت و بدون تردید از فرد صادر می شود» (ابن سینا، 1363). بنابراین صفت خُلقی، ملکه یا توانایی نسبتاً دائمی است که تعیین می کند یک فرد در موقعیت های معین، چگونه رفتار خواهد کرد. تعبیر « ملکه» اشاره به این است که یک « خاصه» یا « ویژگی» باید نسبتاً پایدار باشد تا بتوانیم تعبیر خُلق را درباره ی آن به کار ببریم. این نکته در اصل به این منظور در تعریف خلق اضافه شده که بین صفت های شخصیت و حالت ها و رویدادهای دیگری که از ثبات و پایداری لازم برخوردار نیست و ممکن است براساس اتفاق و در شرایط خاص واقع شود، تمایز ایجاد نماید. خشم، ترس، شادی و تعجب نمونه هایی از این حالت ها می باشند (شجاعی، 1388).

2-2-13- دلبستگی
نظریه دلبستگی بر این باور است که دلبستگی، پیوندی جهان شمول است و در تمام
انسان ها وجود دارد . بدین معنا که انسانها تحت تأثیر پیوند های دلبستگی شان هستند . بالبی در سال 1969 نظریه دلبستگی را مطرح کرد. به نظر او روابط اجتماعی طی پاسخ به نیاز های
زیست شناختی و روان شناختی مادر و کودک پدید می آیند. بالبی و اینسورث معتقدند که همه ی کودکان بهنجار احساس دلبستگی پیدا می کنند و دلبستگی شدید شالوده رشد عاطفی و اجتماعی سالم در دوران بزرگسالی را پی ریزی می کند. در واقع دلبستگی های انسان نقش حیاتی در زندگی وی ایفا می کنند. اینسورث نیز رفتار دلبستگی در روابط بزرگسالی را به عنوان اساس پدیده ایمنی در هسته زندگی انسان مورد تأکید قرار داد. او اظهار داشت که دلبستگی ایمن، عملکرد و شایستگی را در روابط بین فردی تسهیل می کند و همچنین ثابت کرد که دلبستگی موجب کاهش اضطراب می شود و فرد با دلگرمی و اطمینان به کاوش در محیط می پردازد (خوشابی و ابوحمزه، 1386).
2-2-13-1- تعاریف دلبستگی
به طور کلی دلبستگی را می توان جو هیجانی حاکم بر روابط کودک با مراقبش تعریف کرد. نتیجه ی عمده ی کنش متقابل بین کودک و مادر ایجاد نوعی دلبستگی عاطفی به مادر است، طوری که باعث می شود وقتی با او تعامل دارد، احساس شادی و شعف کرده و به هنگام استرس از این که او را در کنار خود دارد، احساس آرامش کند (برک199، 1388).
دلبستگی به پیوند هیجانی میان افراد اطلاق می شود. در واقع افراد برای ارضاء نیاز های عاطفی خود بر یکدیگر تکیه می کنند ( ربر200، 1985؛ به نقل از گلی نژاد، 1380) .
دلبستگی بیشتر به معنای دوست داشتن یا علاقه (رابینسون و دیویدسون201، 2000؛ به نقل از نصوحیان، 1391) و در واقع یک احساس قوی از علاقه نسبت به کسی یا چیزی است (هورنبای202، 2002؛ به نقل از یوسفی، 1389).
دلبستگی، پیوند عاطفی هیجانی نسبتاً پایداری است که بین کودک و یا مادر و یا افرادی که نوزاد در تعامل منظم و دائم با آنها است ایجاد می شود ( پاپالیا203، 2002).
دلبستگی به عنوان پیوندی قوی تعریف شده است که میان والد و کودک برقرار می شود و بعداً به روابط رمانتیک فرد با دیگران منتقل می شود (بالبی، 1969).
بر طبق نظر شافر و امرسون204 (1964) دلبستگی یک رابطه ی هیجانی نزدیک میان دو نفر است که به وسیله علاقه دو طرفه و تمایل به نزدیکی مشخص می شود (به نقل از یوسفی، 1389).
جانسون و ویفن205(1999)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره صفات شخصیت، انسان گرایی، رفتارگرایی، رویکرد شناختی Next Entries پایان نامه ارشد درباره روان تحلیل گری، بعد شناختی، دلبستگی ایمن، روابط موضوعی