پایان نامه ارشد درباره برون گرایی، روان رنجوری، سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی

دانلود پایان نامه ارشد

ر(121 زن، 43مرد) به شیوه سرشماری انتخاب شدند. روش مطالعه، توصیفی و از نوع همبستگی بود. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ299 (1994)، پرسشنامه دلبستگی کولینز ورید (1990) و پرسشنامه پنج عاملی NEO(فرم کوتاه) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و تعیین رابطه بین متغیرها از آزمون های آماری تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی و چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده گردید. نتایج نشان داده است که بین ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی و بین سبک‎های دلبستگی و هوش هیجانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و از بین سبک های دلبستگی، وابستگی و اضطراب نقش واسطه گری معناداری برای متغیرهای ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی ایفا می نمایند و می توانند به عنوان واسطه میان ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی قرار گیرند.
بشارت (1392) تحقیقی را با هدف تعیین نقش واسطه‎ای راهبردهای نظم‎دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی انجام داده است.256 زن و مرد تهرانی (115مرد،141 زن) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد سیاهه سبک دلبستگی بزرگسال بشارت (1384)، مقیاس ناگویی تورنتو300 و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایچ (2006) را تکمیل کنند. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون این تحقیق بیانگر آن است که دو دسته از راهبردهای سازش یافته و سازش نایافته نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی تأثیر واسطه ای دارند. براساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت تأثیر واسطه ای راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجان جزئی است.
افخم ابراهیمی، بیرشک و مکنون (1387) پژوهشی را با عنوان شیوه های دلبستگی و ارتباط آن با مدل های خود و دیگران و صفات شخصیتی دانشجویان دانشکده های مختلف علوم پزشکی انجام دادند. نتایج پژوهش بیانگر غلبه ی شیوه دلبستگی امن در مقایسه با سه شیوه دیگر دلبستگی در جامعه پژوهش بود. دختران و پسران تفاوتی در شیوه های دلبستگی نداشتند. بین شیوه های دلبستگی امن و بی اعتنا با صفات تیره شخصیت همبستگی معناداری وجود نداشت.
2-3-2- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
گرشام وگولان (2012) به پژوهشی با عنوان کاربرد راهبردهای تنظیم هیجان در بچه ها و بزرگسالان: نقش توصیفی شخصیت و دلبستگی در نمونه 682 نفری از افراد 10تا 18 ساله پرداختند. نتایج این پژوش بیانگر آن بود که نمره های بالا در برون گرایی و تجربه پذیری کاربرد ارزیابی مجدد بیشتری را پیش بینی می کرد در حالی که نمره های بالا در همه ویژگی های شخصیت کاربرد سرکوبی کمتری را پیش بینی می کرد به استثنای روان رنجورخویی که ارتباط مثبتی با کاربرد سرکوبی داشت. در ارتباط با دلبستگی هم ارتباط بالاتر کاربرد ارزیابی مجدد بیشتر و سرکوبی کمتر را پیش بینی می کرد.
براساس مطالعاتی که کوباک و سیری در سال(1988) انجام دادند. سبک های دلبستگی با تفاوت های نظم بخشی هیجانی در مراحل مختلف زندگی مرتبـط بود. همچنین براساس این مطالعه نوجـوانان ناایمن نسبت به دوستـان ایمن خود، هیـجان های منفی بیشتـر و هیجان مثبت کمتری را در بطن روابط تجربه می کردند.
هسه و فلوید301 (2011) براساس پژوهشی که انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که نوجوانان و بزرگسالان دارای ﺳﺒﮏ دلبستگی ایمن، سطوح پایین تری از عواطف منفی را تجربه می کنند و روابط مستحکم با دیگران؛ کسانی که در موقع درماندگی هیجانی برای دریافت حمایت به آنها مراجعه می کنند، بر قرار می سازند و افراد دارای سبک دلبستگی نا ایمن، در مقایسه با ایمن ها سطوح پایین تری از عواطف مثبت را تجربه می کنند و در توانایی خود تنظیم گری اضطراب، افسردگی و سایر عواطف منفی نا توانی نشان می دهند.
پرگ302 و میکالینسر (2004) طی پژوهشی با عنوان سبک دلبستگی و تنظیم عاطفه منفی نشان دادند که افراد ایمن برای کاهش عواطف منفی از الگوی شناخت های مخالف با عاطفه (بهترین راه بازخوانی اطلاعات مثبت) و افراد ناایمن اضطرابی از الگوی شناخت های موافق با عاطفه (بدترین راه بازخوانی اطلاعات مثبت) استفاده می کنند.
پژوهش انجام شده به وسیله پنلی و توماکا303 (2002) در زمینه ارتباط میان پنج عامل بزرگ شخصیت، واکنش هیجانی و مقابله با استرس حاد مشخص کرد که برون گراها سطوح نسبتاً بالایی از شادی، شعف، انرژی، علاقه و خستگی ناپذیری را نشان می دهند و این افراد کمتر منفعل و خود ملامت گرند و اضطراب کمتری را تجربه می کنند.
جویس و مردیت304 (2007) پژوهشی را با عنوان شخصیت و عملکرد هیجانی: برون گرایی، روان رنجورخویی و خودکنترلی انجام دادند. نتایج این پژوهش بیانگر آن بود که شخصیت نقش مهمی را در عملکرد عاطفی و هیجانی مؤثر و اثربخش به جای می گذارد.
جورم305 (1987) در پژوهشی به این نتیجه پی برد که افرادی که از لحاظ روان رنجورخویی بالا بودند، مستعد افسردگی، اضطراب و سرزنش خویش هستند.
ابوعامره و آلراگاد306 (2013) در پژوهشی رابطه بین سبک های دلبستگی بزرگسالان و ویژگی‎های شخصیت را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که ارتباط مثبت معناداری بین سبک دلبستگی ایمن و برون گرایی وجود دارد همچنین نتایج بیانگر آن بود که یک ارتباط مثبت معناداری بین سبک دلبستگی مضطرب دوسوگرا و روان رنجورخویی و ارتباط منفی معناداری بین سبک دلبستگی مضطرب دوسوگرا و درون گرایی وجود دارد.
دونلن307 و همکاران (2008) طی پژوهشی به این نتایج دست یافتند که دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی و توافق پذیری رابطه منفی دارد. هم چنین در پژوهش آنها رابطه منفی اندکی بین دلبستگی اضطرابی با تجربه پذیری و رابطه منفی بین دلبستگی اجتنابی و وظیفه شناسی نشان داده شد.
نوفل و شیور (2006) در تحقیقی با عنوان ابعاد دلبستگی و پنج ویژگی بزرگ شخصیتی : ارتباط و توانایی مقایسه ای برای پیش بینی کیفیت رابطه به این نتیجه دست یافتند که بین
مقیاس های سبک دلبستگی و ویژگی های بزرگ شخصیت ارتباط دائم و از لحاظ نظری ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج آنها بیانگر آن بود که دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی رابطه منفی دارد. هم چنین
تجربه پذیری با دلبستگی اجتنابی رابطه منفی معنادار ولی با دلبستگی اضطرابی رابطه ای نداشت.
در پژوهش نیر و ویت308 (2004) بین دلبستگی ایمن با ثبات هیجانی، برون گرایی،
تجربه پذیری، توافق پذیری و وظیفه شناسی رابطه مستقیمی وجود داشته است.
در تحقیقات گالو309، اسمیت و رویز310 (2003) نشان داده شده است که بین دلبستگی اضطرابی و روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی رابطه منفی وجود دارد. هم چنین دلبستگی اجتنابی با روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی و توافق پذیری رابطه منفی دارد.
شافر (2001) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافت که دلبستگی اضطرابی با روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی و وظیفه شناسی رابطه منفی معنادار دارد. هم چنین دلبستگی اجتنابی با برون گرایی رابطه منفی و با روان رنجوری رابطه مثبت معنادار و دلبستگی ایمن با وظیفه شناسی، برون گرایی و توافق پذیری رابطه مثبت و با روان رنجوری رابطه منفی معناداری دارد. بین دلبستگی اضطرابی و توافق پذیری رابطه ای مشاهده نشد .
نتایج پژوهش بیکستروم و هولمز311 (2001) بیانگر آن بود که بین دلبستگی اضطرابی با
روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی رابطه منفی وجود دارد. هم چنین دلبستگی اجتنابی با روان رنجوری رابطه مثبت و با برون گرایی، توافق پذیری و تجربه پذیری رابطه منفی معناداردارد.
موریرا312 و همکاران (1998) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که سبک دلبستگی اضطرابی / دوسوگرا و اجتنابی با روان رنجوری رابطه مستقیم، سبک دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با برون گرایی رابطه معکوس و هم چنین سبک دلبستگی ایمن با برون گرایی رابطه مستقیم دارد.
بانک313 (1997) در پژوهش خود نشان داد که روان رنجوری با دلبستگی اضطرابی و اجتنابی رابطه مثبت و با دلبستگی ایمن رابطه منفی دارد.
در تحقیقی که توسط شیور و برنان314 (1992) با عنوان سبک های دلبستگی و پنج ویژگی بزرگ شخصیتی: ارتباط آنها با یکدیگر و با پیامدهای رابطه رمانتیک (عاشقانه) انجام گرفت این نتیجه به دست آمد که سبک های دلبستگی از طریق راه های نظری قابل پیش بینی با ابعاد پنج ویژگی بزرگ شخصیت بوده و به خصوص با بعضی از مقیاس های فرعی جانبی آن مرتبط بودند. دلبستگی ایمن با برون گرایی و توافق پذیری رابطه مثبت و با روان رنجوری رابطه منفی معنادار داشت. هم چنین بین دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) با روان رنجوری رابطه مثبت و با
برون گرایی رابطه منفی معنادار وجود داشت. بین دلبستگی دوسوگرا و وظیفه شناسی رابطه منفی و بین دلبستگی اجتنابی با توافق پذیری رابطه منفی معنادار برقرار بود.
2-4-جمع بندی
پس از بررسی مبانی نظری و تجربی متغیرهای پژوهش می توان چنین بیان کرد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان کنش هایی هستند که نشانگر راه های کنارآمدن فرد با شرایط استرس زا و یا اتفاقات ناگوار است، یا به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه
آسیب زا اطلاق می گردد. راهبردهای شناختی تنظیم هیجان تحت تأثیر عوامل مختلفی می باشند که از جمله این عوامل می توان به صفات شخصیت، سبک‎ها و ابعاد دلبستگی اشاره نمود، صفات شخصیتی عمدتاً بر علل ژنتیکی وسبک ها و ابعاد دلبستگی بر علل اجتماعی رفتار تأکید می کنند. بر اساس یافته‎های پژوهشی می توان گفت که افرادی که دارای صفات شخصیتی مثبت و سبک های دلبستگی ایمن می باشند در مواجهه با رویدادهای تلخ بیشتر از راهبردهای کارآمد و سازگارانه تنظیم هیجان و افرادی که دارای صفات شخصیتی منفی هم چون روان رنجوری و سبک ها و ابعاد دلبستگی ناایمن می‎باشند از راهبردهای ناکارآمد و ناسازگارانه تنظیم هیجان استفاده می کنند.
هم چنین پژوهش هایی که در این بخش ارائه شد وجود ارتباط بین صفات شخصیت و تنظیم هیجان، سبک ها و ابعاد دلبستگی و تنظیم هیجان و صفات شخصیت و سبک های دلبستگی را تأیید می‎کند. اما تحقیقی که وجود ارتباط بین هر سه متغیر را تعیین کند براساس جستجوهای محقق یافت نشد، بنابراین عنوان پژوهش حاضر که تعیین رابطه صفات شخصیت، سبک‎ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان می باشد، موضوع جدیدی بود که در این پژوهش به آن پرداخته شد.

فصل سوم:
روش پژوهش

3-1- مقدمه
ورود به مرحله تجربی پژوهش به امکانات، ابزارها و روشهایی نیاز دارد که باید پیش از آغاز بررسی تجربی اندیشیده شود. بدیهی است که عواملی چون موضوع و اهداف پژوهش در گزینش ابزارهای اندازه گیری، شیوه های گردآوری اطلاعات و به طور خلاصه، روش پژوهش سهم عمده ای دارند و در هر پژوهش به ناچار باید شیوه های خاصی را برای بررسی تجربی پدیده مورد نظر برگزید و از ابزارهای اندازه گیری و آزمونهای مناسب مدد گرفت. در این فصل ابتدا طرح پژوهش، جامعه آماری تحقیق، نمونه و روش نمونه گیری آن شرح داده خواهد شد. سپس اطلاعاتی در مورد ابزار، ویژگیهای فنی و مراحل اعتباریابی و نحوه اجرای آن ارائه خواهد شد و در پایان روشهای آماری برای تحلیل داده ها مطرح می شود.
3-2- روش تحقیق
این تحقیق از لحاظ هدف، یک تحقیق بنیادی- کاربردی است. روش انجام این پژوهش برحسب نحوه گردآوری داده ها از نوع همبستگی است، زیرا به رابطه بین متغیرها پرداخته می شود. از آنجا که در این پژوهش، مداخله یا دستکاری آزمایشی صورت نگرفته است، این طرح پژوهشی در زمره طرح های توصیفی منظور می شود و نمی توان استنباط های علت و معلولی از چنین پژوهشی به دست آورد.
3-3- جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سبک دلبستگی، سبک های دلبستگی، برون گرایی، ضریب همبستگی Next Entries پایان نامه ارشد درباره تنظیم هیجان، سبک دلبستگی، نشخوار فکری، وظیفه شناسی