پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، معرفت نفس، ادراک عقلی، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

تعلیق به محال میدانند. از نگاه ایشان انسان موجود پیچیدهای است که نمیتوان به حقیقتش دست یافت. بر این ادعا براهینی را اقامه میکنند که قابل توجه است.
اولین برهان امام پیچیدگی انسان است، امور و اوصاف و غرایزی که در او وجود دارد قابل احاطه علمی نیست و با علم عادی و ادراک عقلی نمیتوان بدان دست یافت.698
دلیل دیگر حب به نفس است؛ شدت حب به نفس گاهی انسان را از خودش نیز غافل میسازد و این بزرگترین مانع خودشناسی او میشود .699 انانیت و حب نفس نمیگذارد که انسان واقعیات و حقایق را درک نماید.700 تا زمانی که ریشه این محبت در خانه قلب باشد سالک را به مقصد نمیرساند و او راه به مقصد نمیبرد.701
و آخرین دلیل بر عدم امکان معرفت انسان، محدودیت در ادراک عقل است؛ به این معنا عقل همانند چراغی است که حیطه معینی را در زندگی انسان روشن میسازد. اوج ادراک عقل، اقرار و اعتراف به جهل است.« غَايَةُ الْعَقْلِ الِاعْتِرَافُ بِالْجَهْلِ »702 کار عقل اقرار به جهل است نه انکار؛ چه این که شعاع درک او محدود است. انسان علاوه بر جسم ظاهری دارای بعد معنوی و روحانی است که عقل را به آن راه نیست.
علامه برخلاف دیدگاه مزبور در آثار مختلف خویش از قبیل تفسیر المیزان و فصل چهارم رسالۀ الولایه بر امکان شناخت و معرفت نفس تاکید دارند.703
در تفسیر المیزان ذیل آیه صد و پنج سوره مائده با اشاره به حدیث معرفت نفس میفرماید: اين روايت معروف است.704 اما بعضى از علما اين حديث را تعليق بر محال نمودند چنان كه احاطه علمى بر خداى تعالى محال است، وليكن اين سخن مردود است.
اولا بدليل اينكه در روايت ديگرى دارد: « اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه.» نفس‏شناس‏ترين شما خداشناس‏ترين شما است.
ثانيا به جهت اينكه حديث مزبور در حقيقت حکم عكس نقيض آيه شريفه ‏وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ.705 است .ثالثا از آیه «علیکم انفسکم» میتوان فهمید که حصول معرفت نفس اگرچه کاری بسیار دشوار است، اما ممتنع و محال نیست؛ زیرا که خداوند تکلیف به مالا یطاق نمیکند، پس معرفت نفس ممکن است. انسان پس از شناخت نفس خویش تا نیل به مقام خلافت الهی راه دارد.
اندیشه علامه در درک نفس و خود شناسی بر این امر مبتنی است که با توجه به روایات فراوان در این باب، انسان وقتی به مطالعه و سیر درونی خود مشغول گردد و اغیار را از دل بیرون نماید با خلوت دل از غیر به خدا می پیوندد و این خود موجب شناخت پروردگار میگردد. البته این معرفتی است که در حصولش هیچ چیز فاصله نشده است چرا که انقطاع به تنهایی حجابها را کنار میزند. اینجاست که انسان با مشاهده کبریایی حق خود را از یاد می برد و در سویدای نفس این مطلب را تصدیق می کند که انسان فقیر است و هیچ استقلالی از خود ندارد و انسان ملک خداست و نیز وجود و بقائش به واسطه اوست.706
با توجه به اختلاف دیدگاه امام و علامه میتوان آن را با نگرشی واقعبینانه حل نمود و آن این که مراد امام از تعلیق به محال بودن، محال عقلی است که این معنا را علامه هم پذیراست، چه این که او تصریح دارد که از طریق ادراکات عقلی نمیتوان نفس که هویت اصلی انسان است را بازشناسی کرد بلکه از طریق قلب که نوعی معرفت شهودی است باید بدان پیبرد، چنان که امام نیز امکان ادراک عقلی را محال دانسته و ضمن انکار عقلی امکان وحیانی را که در واقع نوعی از درک شهودی به شمار میرود پذیرفتهاند. پس محال بودن در حیطه معرفت عقلی است نه معرفت شهودی.
وجه جمع دیگر این که استحاله معرفت به ذات نفس مربوط است و امکان معرفت به آثار نفس متعلق است با این وصف تعارضی بین دو دیدگاه وجود نخواهد داشت. مثل معرفت نسبت به خداوند که هم ممکن است و هم محال، معرفت به ذات خدا محال است، چنان که در حدیث نبوی وارد شده است که در ذات خدا تفکر نکنید، اما در افعال و آثارش تامل کنید. « تفكّروا في آلاء اللَّه و لا تفكّروا في اللَّه.»707در نعمتهاى خدا بينديشيد اما در باره ذات خدا ميانديشيد.

4-2-2. انسان کامل
یکی از مهمترین مباحث انسانشناسی عرفانی، بحث انسان کامل است، مشهور است که اصطلاح «انسان کامل» را ابنعربی خلق کرده است.708 وی با توجه به خلق و ابداع و استفاده زیاد از این اصطلاح در آثار متعدد خویش، مدعی این نکته اند که مقصود از خلق عالم، وجود انسان کامل است و اگر انسان کامل نمی بود عالم وجود پیدا نمیکرد.«اعلم ان العالم کله لولا الانسان الکامل ما وجد.»709 از لطایف بدیع ابن عربی این است که او در این بحث انسان را به دو قسم، انسان کامل و انسان حیوان تقسیم می کند و میگوید چون مقصود از ایجاد عالم، انسان کامل بوده است لذا انسان حیوان هم که از حیث صورت شبیه کامل است باید در نشئه طبیعت موجود باشد.710
پس از او منازعاتی بر سر به کار گیری انسان کامل میان عارفان آغاز گردید، برخی به دلیل عدم بکارگیری آن در متون دینی بشدت با آن مخالفت ورزیده و عدهای دیگر از متفکران دینی سخت تحت تاثیر آن قرار گرفته و نه تنها در آثار خویش از این لفظ استفاده نمودهاند بلکه اثر مستقلی را به این موضوع اختصاص دادهاند. عزیزالدین نسفی، عبدالکریم جیلی و شهید مطهری بهترین اثر علمی خود را با عنوان«انسان کامل» از خود به یادگار گذاشتند.
امام در آثارش سخت از این اصطلاح متاثر است ولی علامه هر چند موضوع آن را تعقیب میکند اما چندان از این تعبیر استقبال نکرده است.711 شاید یکی از علل مخالفت علامه، غیر متعارف بودن آن در تعابیر وحیانی(قرآن و روایات)است به این معنا که این تعبیر قرآنی نیست بلکه عرفا آن را ابداع نمودهاند و پس از ابن عربی در بیانات و آثار عرفانی رایج گردید. امام در بهرهمندی از اصطلاحات انتزاعی که ریشه در قرآن و روایات دارد ولی عین آن عبارت در لسان شارع مقدس استفاده نشده است مشکلی را احساس نمیکند ولی برای علامه استفاده از این تعابیر و اصطلاحات انتزاعی کمی دشوار جلوه میکند.
تلاش علامه در این گونه از امور رعایت احتیاط و اجتناب از اتهام به فلتات است، اما مشی امام بیان عقاید با توجه به تمام اتهامات است. لذا علامه غالب آیات و روایات انسانشناسی را که در باب مقام و عظمت انسان از قبیل خلافت، کرامت، امانت، علم و معرفت بیان شده به همان معنای ظاهری تفسیر نموده و در برخی از موارد از تعبیر ولایت الهی برای مقام انسان استفاده نموده است. وی اصطلاح «ولایت» را جامع همه این تعابیر دینی می داند و آخرین مقام انسان را تحت همین واژه جای میدهد، او بسیار میکوشد تا به جای اصطلاحات انتزاعی که نزد عرفا تحت عنوان انسان کامل، مصداق نَفَس رحمانی، تعین ثانی، عالم اصغر، صورت حق و کون جامع رایج است از تعبیر ولایت استفاده نماید. اما امام در آثارشان همه این تعابیر را در محل خود استفاده نموده بلکه در برخی موارد از تعبیر انسان کامل بهره میگیرد.
4-2-3. فتوحات سه گانه
در مجموعه آثار تفسیری علامه هرگز نمیتوان به آیه ای استناد نمود که او در مقام تاویل آن برآمده باشد بلکه تمام اهتمام وی در تفسیر آیه است، تاویل یا رمزگشایی و بیان خارجی از آیات الهی را در اندیشه علامه کمتر میتوان یافت. اما امام تاویل را برتفسیر ترجیح می دهد و هرگاه به آیهای از قرآن می رسد رموزی از آن را بیان می کند که با اذهان عوام چندان سازگار نیست و این از بارزترین وجه تمایز دو اندیشه است، برای بیان ادعا لازم است تفسیر واژه فتح در قرآن از نگاه ایشان مورد مطالعه قرار گیرد. امام میفرمایند:
مادامى‏كه اعضا و قلب در تصرف شيطان يا نفس است، معبد حقّ و جنود الهيّه مغصوب است و عبادت حقّ تعالى در آنها صورت نگيرد و جميع عبادات براى شيطان يا نفس واقع شود؛ و به هر اندازه كه از تصرف جنود شيطان خارج شد، مورد تصرف جنود رحمانى شود تا آن كه فتوحات‏ ثلاثه‏ واقع شود يعنى: فتح قريب؛ كه پيش ما فتح اقاليم سبعه است به اخراج جنود شيطانى از آنها، و نتيجه آن تجلى به توحيد افعالى است: «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ.»712 نصرتى از جانب خدا و فتحى نزديك است و فتحِ مبين؛ كه فتح كعبه قلب است به اخراج شيطان موسوس از آن:« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً.»713 ما براى تو فتح كرديم، فتحى آشكار.و فتحِ مطلق؛ كه ترك رسوم خلقيه و افناى تعينات شهادتيه و غيبيه است: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ.»714 هنگامى كه يارى خدا و پيروزى آمد. و پس از اين، فتح تمام تصرفات الهيّه شود و نتيجه قرب نوافل حاصل شود.715 امام از سه آیه مزبور فتوحات سه گانه معرفتی را استفاده میکنند که مقدمات کمال انسانند؛ یعنی سالک باید ابواب قلب را بر روی شیاطین ببند و باطن را بیت جنود رحمانی قرار دهد و مراتب سه گانه فتح قلب را تحصیل نماید تا به مقاماتی دست یابد، هر چند معنا و تفسیر ظاهر آیات همان است که غالب یا همه مفسران ارائه کرده اند ولی علاوه بر ظاهر برای آیات الهی معانی باطنی نیز وجود دارد. نگاه امام این است که مراد از فتح در مشرب اهل سلوک به معنای گشایش ابواب معارف و علوم و مکاشفات از جانب ذات حق در باطن اصحاب قلوب است؛ یعنی انسان مادامی که در بیت مظلم نفس است و مادامی که قلب او در تصرف شیطان است جمیع ابواب مکاشفات بر او مغلق و مسدود است و به هر اندازه از این تصرفات خارج گردد گشایش و فتوحاتی برای او حاصل میشود.716 که این فتوحات بر اساس آیات قرآن بر سه قسمند: فتح قریب، فتح مبین، فتح مطلق.
اما علامه در تفسیر آیات مذکور هرگز اشاره به چنین معنایی ندارد و همانند غالب مفسران آیات را به فتح مکه و صلح حدیبیه و مجموع پاداشی که خدا به مؤمنین میدهد تفسیر میکند و این تلقی هیچ قرابتی با بیان و برداشت امام ندارد. البته این نکته قابل ذکر است که علامه در ذیل برخی از آیات به مناسبت نکاتی را در ضمن بحث روایی مطرح کردهاند که در راستای تلقی امام است ولیکن به صراحت کلام امام نیست. به عنوان مثال علامه در ذیل آیات پانزده الی نوزده مائده به تفصیل مطالبی را بیان کرده اند که خلاصه آن این است. بله در این بحث یک حقیقت قرآنی است که جای انکار نیست و آن دخول انسان در قلمرو ولایت الهی و تقرب او به ساحت قدس و کبریایی است که در آن مقام ابوابی به سوی ملکوت آسمان و زمین بر روی او گشوده می شود و برخی از حقایق را مشاهده می کند. چنان که در روایت از امام صادق( است که فرمود: «لو لا أن الشياطين‏ يحومون‏ حول قلوب بني آدم لرأوا ملكوت السماوات و الأرض، و فيما رواه الجمهور عن النبي ص قال: لو لا تكثير في كلامكم و تمريج في قلوبكم لرأيتم ما أرى و لسمعتم ما أسمع، و قد قال تعالى: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»: (العنكبوت: 69) و يدل على ذلك ظاهر قوله تعالى: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»: (الحجر: 99) حيث فرع اليقين على العبادة، و قال تعالى: «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»: (الأنعام: 75) .717
به نظر میرسد که این تعارض ظاهری هم این گونه قابل حل است که علامه از مرادات آیات آن گونه استفاده می کند که غالبا معنای آن اجمالا روشن و یا به واسطه روایات ابهامات آن قابل رفع است و خود را با اصول و مبانی و اصطلاحات عرفانی درگیر نمی کند، اما امام تلاش دارد تا آیات را بر مبنای مصطلحات عرفانی تطبیق دهد.
4-2-4. هستی و هبوط
بحث هبوط انسان از دار الجنان و بهشت رضوان به نشئه ارض و عالم امکان، یکی از چالش برانگیزترین مباحث عرفان است. البته نگاه عرفانی نسبت به موضوع، آشکار و نمایان است ولی تحلیل آن با رویکرد فلسفی و کلامی توام با ابهام است. عرفا و اهل سلوک معتقدند که هبوط آدم به عالم برای دستیابی به مقام خلافت است و دنیا مهبط ملائکه الله و بندگان واقعی ذات اقدس اله برای صعود به سوی خداست، زمین مساعدترین جایگاه برای پرواز بندگان به ملکوت اعلی است. اما این نگاه عرفا از نظر برخی از کسانی که میخواهند همه امور عالم را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره معرفت نفس، شناخت انسان، انسان کامل، معرفت عرفانی Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان شناسی، حیات دنیوی، شناخت انسان، قاضی سعید