پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، مشیت الهی، اسفار اربعه، ابعاد شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

سیره عملی ایشان کاملا مطابق است و این حکایت از توام بودن عرفان نظری و عملی در شخصیت والای عرفانی ایشان است. با علم و آگاهی به ابعاد شخصیتی و ساحات وجودی این عارف بزرگ اگر گفته شود که این تعریف در مقام عمل نیز در ایشان متجلی بود سخنی به گزاف گفته نشد؛ یعنی امام بیان و تعریفی از انسان کامل ارائه نمود که در آن کوشید تا خود را با آن تطبیق دهد و تمام اهتمام خود را به کار گرفت که این تعریف در مقام نظر متوقف نشود بلکه از مسیر گفتار به منتهای عمل رسید و ماهیتش را در عمل به اثبات رساند. به همین جهت در تعریف انسان کامل چنین میفرمایند که: «انسان کامل کسی است که فیوضات عالم بالا را به نحوی که افاضه می شود حفظ و ضبط نماید و به طوری که باید به پائین فیض بدهد و فیض برساند؛ خلاصه اینکه از آن طرف دستش کوتاه نباشد و از این طرف هم غافل نباشد.»294
در این تعریف چهار نکته مهم نهفته است. اول این که انسان کامل باید از فیوضات الهی بهرهمند باشد. دوم آن که فیوضات الهیه را باتمامه دریافت نماید. سوم این که آن را حراست نماید و در حیات خویش بدان عامل باشد. چهارمین نکته آن که فیوضات الهی را منحصر در زندگی خود ننماید بلکه آن را به صورت تام و کامل که تلقی نموده به دیگران برساند؛ یعنی اسفار اربعه را سیر کرده و یا به تعبیر برخی از مشایخ عرفا معراج سهگانه تحلیلی و ترکیبی و عود را به اتمام رساند. و در غیر این صورت حقیقت انسان کامل بر او مترتب نخواهد بود. به همین جهت امام بارزترین مصداق انسان کامل را وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت دانسته و در وصف او میفرماید: «لذا حضرت ختمی مرتبت جامعالکلم است و کاملترین موجود ممکنه است و معنای نبوت ختمیه هم همین است.»295 این استعداد و ظرفیت وجودی در انسان موجود است و او قادر است که این قوا را به فعلیت رساند و به مقامات عالی انسانی که کمال وجودی اوست بار یابد. چون انسان کامل علت غایی و هدف نهایی آفرینش است و اوست که قادر است مظهر اسما و صفات الهی گردد لذا وجودش امری لازم و ضروری است.
حق تعالی در وجود انسان کامل که خلیفه خداست تجلی نموده و عکس انوار تجلیات از آینه قلب او بر عالم فایض میشود. نظام هستی و عوالم وجود با وجود او مامون و محفوظ است و تجلیات ذاتی و رحمت رحمانی و رحیمی حق به واسطه او بر خلق ساری و جاری است.
اوج اندیشه عرفانی امام که توام با عمل بوده این است که انسان کامل محل مشیت الهی است و به منزله روح عالم است و عالم جسد برای اوست. بسیار روشن و بدیهی است که روح بدن را تدبیر میکند پس انسان کامل عالم را تدبیر مینماید. این مقام برای کسی است که چشم سر را ببندد و چشم دل را باز نماید بال و پر نفس را از وجود خود بر کند و بر عوالم دیگر سیر نماید.296 نقش مشیت در بیان امام بسیار برجسته میباشد به نحوی که انسان اگر در توحید الهی به مرتبه حقیقیاش راه یابد محل مشیت الهی میگردد. در مقابل توحید ثلاثه (ذاتی و صفاتی و افعالی) فنای ثلاثه قرار گرفته است.
نخست فنای افعالی است در این مرحله سالک به مقامی بار مییابد که همه افعال خود را الهی میبیند. این مقام را « مقام محو» گویند.
دوم فنای صفاتی است که عارف همهی اوصاف کمال را صفات حق بداند. این مرتبه را «مقام طمس» مینامند.
سوم فنای ذاتی است که بالاترین مقام فناست، در این مرتبه سالک مجذوب ذات حق میشود و هستی خود را محو در ذات و هستی حق مییابد. این مرحله را «مقام محق» میگویند.297
هرگاه عبد در حق فانی گردد، ذات حق سمع و بصر و ید او میشود این همان اثر قرب نوافل است که برای سالک مجذوب حاصل میشود. و این اشاره به همان حدیث قدسی معروف دارد که فرمود: «و انه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه.» وقتی عبد باقی به بقاء بالله گردد مشمول توفیق الهی میشود که حق، اعضا و جوارح او میگردد. در این مقام انسان به مملکت الهی که همان مقام مشیت الله است میرسد و این نتیجه قرب فرائض است. به این مطلب اشاره دارد حدیث نورانی که فرمود: «رضاالله رضانا اهل البیت.» و فرمود که: «انا یدالله انا عین الله انا…» و به مقام اول اشاره دارد کلام مولانا در مثنوی که گوید «از عبادت نیتوان الله شد.» و به مقام ثانی اشاره دارد که گوید: «می توان موسی کلیم الله شد.»298
امام در مجموع آثارشان بالغ بر صد و سی مورد از این واژه مقدس استفاده نمودند و در غالب این موارد به اوصاف انسان کامل و شاخصه او اشاره دارند که به اجمال به برخی از آنها اشاره میشود:
1. انسان کامل واسطه فیض الهی است، چرا که اگر مقام او نباشد کسی قادر به دریافت فیض نخواهد بود.
2. چون خدای سبحان فیاض علیالاطلاق است و فیض او دائمی است لذا وجود انسان کامل ابدی و دائمی است چه این که او باید باشد تا این فیض را دریافت نماید.299
3. یکی از شاخصه های انسان کامل این است که او مظهر جمیع اسما و صفات الهی و مربوب حق تعالی است .300و مجلای اسم ربوبیت حق است.301
4. انسان کامل صراط مستقیم الهی است.302 وجودش مصداق واقعی صراط حق و منعم علیهم میباشد.303
5. انسان کامل، کون جامع، آئینه تمام نمای اسما و صفات خدا و تامترین کلمات الهی یعنی اکمل و اشرف مخلوقات است.304
6. انسان کامل همان کتاب الهی است که همه کتب الهی در او جمع شده است چنان که سرور ما امیر مؤمنان و سید موحدان( میفرماید:
اتـــــــزعم انک جــرم صغیــــــر وفیـــــک انطوی عالم الاکبــــــــر
و انت الکتــــــــاب المبیــــن الذی باحـرفـــــــه یظهـــــر المضمـــر305
7. بر مبنای حرکت استکمالی در عالم ملک، غایت اصلی در نظام هستی و آخرین ولیده عصاره عالم تحقق است. 306
8. انسان کامل واجد تمام صفات و ارزشهای انسانی بوده و نور فطرت او محیط به تمام انوار جزئیه است.307
9. شبیهترین مخلوق به خداوند سبحان است که موجودی کاملتر و کریمتر از او در نظام هستی وجود ندارد.308
10. انسان کامل نقطه سرِتوحید است.309 و فهم اسرار توحید از طریق غیر او میسر نخواهد بود.
11. انسان کامل تمام سلسله موجودات است، نظام هستی با او آغاز و به او ختم میشود، بدان معنا که او اول و آخر نظامهستی است. (بکم فتح الله و بکم یختم) والانسان هو الاول و الاخر.310
12. همه حضرات عالم در انسان کامل اجتماع نموده و او صاحب مقام احدیت جمع اسماء غیبی و شهودی است.311
13. مؤمنین تابع انسان کاملند و در سیر، قدم جای او گذارند و به نور هدایت و مصباح معرفت او سیر کنند.312
14. انسان کامل فانی مطلق و باقی به بقاء بالله است و از خود تعین و انیت و انانیتی ندارد بلکه خود از اسمای حسنی و اسم اعظم است.313
15. ذات الهی هرگز قابل رؤیت نمیباشد، پس لزوما برای او در زمین خلافتی لازم است که انسان کامل عهدهدار این خلافت بوده و او خلیفه الهی در جهان است.314
16. انسان کامل آگاه از احکام قیامت و ساعت و یوم الدین است و حق با مالکیت خود بر قلب او ظهور کرده است.315
17. مصداق عصر در سوره والعصر انسان کامل می باشد به این معنا که عصاره همه موجودات است.316
18. انسان کامل اعتدال حقیقی از ابتدا تا منتهای سیر وصول الی الله است. 317
19. انسان کامل کلمه جامع رحمۀ للعالمین است و مظهر رحمت رحمانیه امتنانیه حق تعالی میباشد.318
20. انسان به تنهایی واجد همه ی مراتب غیب و شهود است، چنان که شیخ محی الدین عربی گفته:
وروح الروح لاروح الادانـــــی انا القرآن و السبع المثانـــــــی
من قرآن و سوره سبع المثانی هستم و روح روح هستم نه روح تنهای پست.319 با این که واجد مرتبه ی شهادت است، مرتبه ی غیب را هم دارا است.320
21. انسان کامل به اعتبار وجود تفریقی و تکثر«فرقان» است، چنان که در روایت به علی (فرقان گفته شد، یعنی وجود مبارک علوی مصداق انسان کامل است.321
22. انسان تنها موجودی است که عوالم غیب و شهادت در او نهفته است و دارای همهی مراتب عقلی و مثالی و حسی است.322
23 . انسان مجموعه صورت جهانیان و مختصری از لوح محفوظ و شاهد هر غایبی است .323
24. انسان کامل کتابی است که خداوند متعال با دست خود نوشته است، کتابی است که عقل و نفس و خیال و طبعش هر کدام ابواب، سورهها و آیات کتاب الهیاند. 324
25. صورت انسان بزرگترین حجتهای الهی بر آفریدگان است.325
26. انسان کامل احاطه قیومی به جمیع موجودات ملکیه و ملکوتیه دارد.326 لذا او اهلیت حاکمیت را داراست نه دیگران که به درک این مقام نرسیدهاند.
27. انسان در قوس نزول از اعلی علیین به اسفلالسافلین نازل شد؛ یعنی از مقام واحدیت و عین ثابت در علم الهی به عالم مشیت و از آن جا به عالم عقول سپس به عالم نفوس و ملکوت و از آن جا به عالم مثال سپس به عالم طبیعت نازل گردید. وجود او بدون گذر از این منازل میانی ممکن نخواهد بود لذا برای کمال خویش لازم است همهی آن منازل را سیر نماید.327
28. انسان کامل بزرگترین آیات و مظاهر اسما و صفات حق و مثل اعلی برای حقتعالی است .«وله المثل الاعلی»328
29. انسان یگانه بذر عالم غیب است که در عالم ماده سیر میکند. اگر این بذر در مجرای مخصوصی قرار گیرد و مانع و قاسری جلوی او را نگیرد به عالم غیب میرسد.329
30. انسان در همه امور لاحد است و کمال انسانی او در عقل عملی اوست که فنای فی الله است نه عقل نظری او.330
در این جا به اجمال برخی از ویژگیها و اوصاف انسان کامل از نگاه امام بیان گردید و اگر مجال بسط آن بوده باشد قطعا میتوان رسالهای مستقل در این باب گشود.
2-6-2. نَفَس رحمانی و انسان کامل
با توجه به تعریفی که در عرفان از انسان شده است ارباب معرفت را به این نکته متفطن ساخته که معتقد شوند انسان در مقابل نظام هستی که عالم اکبر نامیده میشود او را عالم اصغر بنامند. لذا ایشان معتقدند که بطن و متن دین اسلام دو چیز است و در قرآن دو چیز بیشتر نیامده است و آن دو عبارت است از خدا و انسان. سایر معانی و معارف و حقایق هرچه هست یا دربارهی اسمای حسنای خدای سبحان و مظاهر اسما و صفات و افعال اوست و یا مربوط به مراتب انسان ودرباره سیرصعودی و نزولی او یا از قبیل درجات و درکات انسانی و سایر شوون عوالم انسان. عالم صورت تکوینی انسان و انسان صورت نفسی عالم است. انسان صاعد در مسیر صعودش به حدی میرسد که با نفس رحمانی که همان وجود منبسط و فیض مقدس است اتحاد وجودی پیدا می کند چون انسان اسم اعظم و سایه بلند مرتبه و خلیفه خداوند در بین جهانیان است و در این مقام است که دار هستی تحت سیطره انسان کامل قرار می گیرد.331 البته نیل به این مقام نیاز به معرفت و عرفان نسبت به خویش و خدای سبحان دارد. بدون تمهید در تکامل عقل نظری، استکمال در عقل عملی و اتحاد با فیض اقدس الهی و نفس رحمانی مقدور نخواهد بود. انسان با ریاضات قلبیه و مجاهدات نفسیه و با توفیقات الهیه به مقامی میرسد که به نفس رحمانیه متصل آن گاه وجودش ربانی شده ومتصرف در ممالک حق می گردد. و همین معنا در روایات از لسان معصوم( وارد شده که فرمود شدت اتصال روح مؤمن به خدای تعالی بیشتر از شدت اتصال نور خورشید به خورشید است.332 دقت نظر در اندیشه عرفانی امام این است که اتحاد و اتصال به نفس رحمانی در سیر زندگی انسان مایه کمال و بروز اوصاف رحمانیه در حیات فردی و اجتماعی او گردیده این انسان نمادی از رحمت واسعه حق خواهد شد از این انسان جز نور رحمت و محبت ساطع نمیشود. رحمت در باطنش ریشه دوانیده و تمام وجودش را فرا گرفته و بر همه اوصاف دیگر مسبوق است. همانگونه که این وصف از نخستین اوصاف الهی بوده و همه اوصاف تحت آن قرار دارند.333 «عن النبي(: سبقت رحمته غضبه.»334 انسان برای نیل به غرض انسانی به این وصف محتاج است چرا که کمال انسان بدون اتصاف به وصف رحمان مقدور نخواهد بود. به نظر میرسد که امام با دستیابی به این مقام در پی بسط آن بود و با مبارزه و جهاد به تشکیل حکومت در منظومه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، مراتب هستی، روح انسانی، حقیقت هستی Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، علم حصولی، اوصاف الهی، مراتب هستی