پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، علم حصولی، اوصاف الهی، مراتب هستی

دانلود پایان نامه ارشد

فکری خود برآمد و در مقام عمل آن را تحقق بخشید و امتیاز حکومت دینی بر تمام حکومتها در همین نکته نهفته است که غایت اصلی آن بسط رحمت و مودت و زوال هر گونه غضب و خشونت نا بجا است.
خدای سبحان با صفت رحمانیت خویش بر نظام هستی حاکم و سایه رحمت او بر عوالم هستی منبسط است. انسان عارف کامل چون به این وصف متصف است لذا در تمام شوون حیاتش اوصاف حق جاری است. او همانند حق، صاحب الطاف رحمانیه، حامل انوار الهیه و واجد فضائل جمعیه است. امام صادق( میفرماید: «العارف شخصه (جسمه) مع الخلق و قلبه مع اللّه. لو سهى قلبه عن اللّه طرفة عين، لمات شوقا إليه. و العارف امين ودائع اللّه، و كنز اسراره، و معدن نوره، و دليل رحمته على خلقه، و مطيّة علومه، و ميزان فضله و عدله. قد غنى عن الخلق و المراد و الدّنيا، و لا مونس له سوى اللّه، و لا نطق و لا اشارة و لا نفس الاّ باللّه للّه من اللّه مع اللّه.» 335
عارف جسمش در ميان خلق است و دلش با خداست. اگر يك چشم بهم زدن دلش از خدا غافل شود از شدت شوق به خدا هلاك گردد. عارف امين امانتهاى الهى، گنجينه اسرار خدا، معدن نور حق، راهنماى رحمت خدا بر خلق، حامل علوم الهی و ميزان فضل و عدل اوست. عارف از خلق، مرادهاى دنيوى، و از دنيا بىنيازى جسته و جز خدا همدمى ندارد، و سخنى نمى‏گويد، اشاره‏اى نمى‏كند و نفسى نمى‏كشد جز به خدا، براى خدا، از خدا و با خدا. و این نتیجه ارتباط و اتحاد انسان کامل با نفس رحمانی و ذات ربوبی است.
2-6-3. معراج های سه گانه و فتوحات ثلاثه
یکی از موضوعات مهم که در حکمت و عرفان مورد مداقه قرار گرفته طریق سلوک انسان به کمالات است؛ انسان چگونه میتواند به قله های رفیع انسانی نائل آید و آخرین مراتب را تحصیل نماید. حکما در حکمت برای نیل به عالیترین مقامات، اسفار اربعه را طراحی نموده و اهل سلوک در عرفان معراج ثلاثه را تدوین کردهاند. آنچه را که عرفا ترتیب دادهاند از ظرافت خاص برخوردار است؛ ایشان گفتهاند که در سیر الهی برای تحصیل کمالات انسانی سه مرتبه لازم و ضروری است و آن را تحت عنوان معراج های سهگانه ترکیبی، تحلیلی و عود نام گذاری کردهاند.
1. معراج ترکیب: عروج و سیر انسان از حضرت علمیه به عالم عقول سپس به عالم مثال و بعد از آن به عالم عناصر و مر کبات را معراج ترکیبی گویند.
2. معراج تحلیل: عروجی که از خلق به سوی حق آغاز میشود و آن چه را که در معراج ترکیب است گرفته باید تحلیل نماید به همین جهت این سیر را معراج تحلیل نامند و این معراج برای سالک بعد از فتح اتفاق می افتد.
3. معراج عود: سیر از حق به سوی خلق را گویند که سالک از جانب حق به سوی خلق باز میگردد تا به تکمیل خود و هدایت دیگران بپردازد. برگشت و عود او در راستای کامل نمودن معراج است چه این که اگر سالک دست امت را نگیرد و هدایتشان ننماید و به کمال شخصی خود رضایت دهد سلوکش ناقص و ناتمام خواهد بود.336
امام در راستای معراج های ثلاثه، فتوحات سهگانه را در آثار خویش مورد بحث قرار دادهاند. فتح در مشرب اهل سلوک به معنای گشایش ابواب معارف و علوم و مکاشفات از جانب ذات حق در باطن اصحاب قلوب است؛ یعنی هرآن چه از جانب خدا بر بندهاش از نعمتهای ظاهری و باطنی پس از آن که مسدود بود مفتوح گردد. انسان مادامی که در بیت مظلم نفس است و مادامی که قلب او در تصرف شیطان است جمیع ابواب مکاشفات بر او مغلق و مسدود است و به هر اندازه از این تصرفات خارج گردد گشایش و فتوحاتی برای او حاصل می شود337 و این فتوحات بر اساس آیات قرآن بر سه قسماند: فتح قریب، مبین و مطلق.338
الف) فتح قریب: گام نخست در سیر کمال انسان اعراض از امیال نفسانی و تطهیر امور باطنی است که با این اقدام گشایشی ابتدایی برای سالک حاصل میشود، امام در این باب میفرماید: اولین مرتبه از مقامات سلوک را که با عبور از منازل نفسیه و با ظهور کمالات روحی و قلبی برای سالک حاصل میشود فتح قریب نامند. « نصر من الله و فتح قریب »339
ب) فتح مبین: با مجاهدت در گشودن اولین قله، خدای سبحان توفیقاتی به سالک عنایت نموده تا این که او به مراتب بالاتری دست یابد در این مرحله او به درک مقام توحید میرسد. امام میفرماید: قله دومی که سالک فتح میکند درک مقام توحید و ولایت است؛ در این مرتبه سالک الی الله وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت شهود میکند. « ظهور بمقام الولایه و تجلیات انوار الاسماء الالهیه » انبیای سلف و اولیای خلف در این مقامند.« انا فتحنا لک فتحا مبینا …»340
ج) فتح مطلق: تجلی ذات احدیت و استغراق در عین جمع است برای فنای تمام اوصاف خَلقیه چنان که در کلام الهی آمده است «اذا جاء نصرالله و الفتح …»یعنی هنگامی که تایید قدسی و مدد ملکوتی و فتح مطلقی که ورای آن فتحی نمیباشد آمد، این فتح برای خاتم و جانشینان اوست. « و بايد دانست كه فتح‏ قريب‏ و فتح مبين عام است نسبت به اولياء و انبياء و اهل معارف. و اما فتح مطلق از مقامات خاصه ختميه است، و اگر براى كسى حاصل شود، بالتبعيه و به شفاعت آن بزرگوار واقع مى‏شود.»341
2-6-4. کمال استجلا در آینه انسان کامل
از نگاه عرفا همه ممکنات در نظام هستی تجلی و ظهور حقند. تعبیر«جلا» ظهور حضرت حق در ذات خودش و برای خودش را گویند یعنی خداوند بدون استفاده از تعینهای خلقی به تماشای ذات خود بنشیند اما «استجلا» ظهور ذات حق در تعیناتش را گویند یعنی خداوند خود را در تعینات خلقی ملاحظه و جمال و جلالش را در آنها مشاهده کند .« الجلاءُ هوَ ظهورُ الذات المتقدسه لِذاته فی ذاته و الاستجلا ظهورها لذاته فی تعیّناتهِ.»342 عرفا سرّ خلقت را بر پایه ی استجلا دانستهاند، یعنی همه مخلوقات در نظام هستی آینهی حقنما و مظاهر اسما و صفات و کمالاتند. بر مبنای این اعتقاد، خداوند در مقام استجلا در همه اشیاء تجلی و ظهور پیدا میکند، اما این تجلی حق در هر موجودی به اندازه ظرفیت وجودی آن میباشد، بدان معنا که هر موجودی به اندازه ظرفیت وجودی خویش، خدا را نشان میدهد و این ظهور حق در موجودات دارای مراتب تشکیکی است. و از ضعیف شروع شده تا به مراتب عالی ختم میگردد.
موجودی قادر است که ذات حق را در عالیترین مرتبه به نمایش گذارد که کاملترین موجود بوده باشد و آن به جز انسان کامل نیست. اوست که مظهر اسما و صفات حق است چه این که او عصاره خلقت است و همهی اوصاف موجودات در او اجتماع نمودهاند. «انسان به تنهایی جامع جمیع اوصاف الهی است و مجموعه صورت جهانیان است و تنها موجودی است که همهی مراتب هستی را داراست.»343 لذا عرفا کمال جلا و کمال استجلا را پس از جلا و استجلا در آثار عرفانیشان مطرح کردهاند که مرادشان از کمال جلا، کمال ظهور حق در انسان کامل و مقصود از کمال استجلا، جمع نمودن حق بین شهود خود به ذات خویش در ذات خود است.
از نگاه امام چون انسان از این جامعیت برخوردار است فقط او می تواند این اسما و صفات را در مراتب استجلائیه ساری و جاری سازد. انسان با نیل به کمال میتواند به این مقام دست یابد و سرّ خلقت انسان کمال استجلاست و این بر اساس حرکت حبی حق تعالی است که میخواهد در غیر خود تجلی نماید و خود را در غیر ببیند که این غایت الهی جز به واسطهی انسان کامل تحقق پیدا نمیکند.
امام معتقد است که قلب انسان کامل ظرف تجلیات حق است و سالک با قدم عارفانهی خویش به مقامی دست مییابد که دیگر هیچ چیز را جز خدا نمیبیند و محل تجلی افعال حق میگردد. فانی در حق شده و حق با تمام اوصاف و کمالاتش در او تجلی مییابد و این مقام با توجه به ظرفیت وجودیاش برای انسان ممکن خواهد گشت، اما این نکته قابل توجه است که نیل به این مقام از طریق معرفت حصولی ممکن نخواهد بود، بلکه فقط از طریق علم حضوری به ذات ربوبی میسور میگردد.
از نگاه امام باب کمال جلا و استجلا زمانی مفتوح گردید که انسان پا به عرصه وجود گذاشت و از جنت الهی به زمین هبوط نمود.344 انسان سالک با متسنن شدن به سنن الهیه و تطهیر قلوب و تهذیب نفوس می تواند به این مقام بار یابد که آینه کمال جلا و استجلای حق گردد و جلوه های حق را به نمایش گذارد. علم عرفان علم به کمال جلا و استجلاست و این علم نه از طریق تحصیل بلکه از طریق شهود بدست میآید. فکر و علم حصولی نمیتواند وجود را کاملا بشناسد؛ چرا که در علم حصولی، غیریت و کثرت مطرح است و باید عالم صورتی از معلوم داشته باشد در حالی که برای ذات حق صورتی وجود ندارد پس علم حصولی با معرفت توحیدی سازگار نیست. بنابراین راه وصول به حق تعالی منحصر به معرفت شهودی است و آن بدون تجلی حق بر انسان مقدور نمیباشد هر انسان به اندازه تجلی خدای سبحان بر او میتواند از معرفت حق برخوردار باشد و مظهر و مجلای حق به شمار آید در حالی که سایر موجودات از این امتیاز برخوردار نیستند.345
2-6-5. ابنای آدم وامکان راهیابی به باطن عالم
عوالم هستی را از جهتی به دو قسم منقسم نمودهاند. عالم غیب و عالم شهود؛ مراد از عالم شهود عالم دنیا است که اشیای آن غالبا برای ما مشهود است و مراد از عالم غیب عوالم سهگانه لاهوت و جبروت و ملکوت است که عالم عقول و نفوس است که پدیده های آن از نگاه ما انسانها پنهانند. پرسش این است که آیا انسان میتواند با اختراق پردههای این عالم به عوالم دیگر پیبرد یا این که تلاش او در این مورد بیفایده میباشد؟
موضوع امکان راهیابی انسان به باطن و حقایق عالم و به عبارت دیگر مکاشفات عارفانه از اهم مباحث انسانشناسی است که مورد توجه فلاسفه الهی و عارفان ربانی و عنایت ویژه امام خمینی قرار گرفته است. آیا انسان از چنان قدرت و توانی بر خوردار است که بتواند از ظواهر بگذرد و خرق طبیعت نماید و به باطن امور آشنا و عالم شود؟
امام با این عنوان بحث نمیکند، اما در مباحثات خویش مطالبی را طرح مینماید که نشان میدهد که منکر موضوع نیست. درک عقلانی از کنه حقایق کونی عاجز است اما کشف عرفانی در پی بردن به عمق عوالم هستی و راهیابی به ساحت قدس ربوبی قادر است. منتهی با شرایطی که گفته شد.آن گونه که در مكاشفه علويّه( آمده است. « اقبلوا على جيفة قد افتضحوا باكلها »346« و يتكالبون على جيفة مريحة »347 با فارغ کردن قلب از اشتغالات به اثقال حب دنیا و جاه پس از چندی پرده و حجاب کنار رود و با طهارت و صفای نفس متقرب مقام قدس شود.348 اندیشه امام، محدود کردن ابزار معرفت به حس و عقل را بر نمیتابد، بلکه ایشان معتقدند که فراتر از حس و عقل، لازم است به قلب و تعالیم وحیانی نیز توجه شود. محدود نمودن قلمرو معرفتی به ابزار واحد و یا هر نوع عقیده تک ابزاری با جایگاه رفیع انسانی در تعارض است. لذا در بسیاری از آثارش بر مکاشفات قلبی در معارف واقعی تاکید میورزند در جایی از ابنعربی نقل می کند که ایشان در مکاشفات خود دیدهاند که تخاصم اهلالنار که در قرآن آمده است «إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّار »349 را اهل حدیث دیدهاند.350 امام راهیابی به این مقام را به واسطه ریاضات و زحمات طاقتفرسا ممکن دانسته و معتقدند که اگر انسان اوصاف کمالیه حق را تحصیل نماید در این صورت میتواند بر کثیری از اموری که محجوب دیگران است اشراف یابد. البته این به معنای کنار زدن قوه عاقله نمیباشد بلکه ارزش عقلانی و خردورزی در جای خود ثابت است. نکته بسیار دقیق و ظریف این است که امام در این زمینه عرفان شهودی را با حکمت استدلالی هماهنگ دانسته و هیچ تعارضی را بین این دو نپذیرفته و در متن همین مباحث تصریح دارند که «اقل مراتب سعادت این است که انسان یک دوره فلسفه را بداند.»351
مرحوم ملاصدرا نقل میکند که ایشان هم علم مکاشفه را نوری دانسته که پس از تطهیر صفات مذمومه در قلب حاصل میشود و به واسطه آن معرفت حقیقی به ذات و اسما و صفات پیدا میشود. البته این نوع معرفت برای عده قلیلی حاصل میشود که از کبریت احمر عزیزترند.352
امام امکان راهیابی به حقایق عالم را در مبحث اقسام سهگانه فتح در اثر ارزشمند مصباح به خوبی منقح نموده و فرمودهاند که با ریاضات و رفع حجب، برای سالک تجلیات نوریه و مکاشفات غیبیه و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، مشیت الهی، اسفار اربعه، ابعاد شخصیت Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، کمال انسانی، اوصاف الهی، ظاهر و باطن