پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، عالم ماده، قرآن کریم، حکمای یونان

دانلود پایان نامه ارشد

رسید.»141 اینها رموزی است که در قرآن است و نمیتوان آن را به همهکس تفهیم کرد حتی خدا میفرماید چه کنم که :« ِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً.»142 امام برای تثبیت دیدگاهش از شیخ اشراق بیانی را نقل می کند که وی نیز از این حقیقت چنین رمزگشایی میکند، روح قبل از تعلقش به بدن مجرد و کامل نبود چون اگر چنین بود معنا نداشت که او را برای استکمال به دار طبیعت تنزل دهند.143
تعلیل موضوع از نگاه امام این است که نفوس انسانی در بدو ظهور و هبوط در جمیع معارف و ملکات حسنه و سیئه بالقوه است و لازم است که با اراده افراد و به عنایت حقتعالی به فعلیت برسند. 144 امام پیشینه این بحث را به حکمای یونان میرساند و میفرماید: بحث هبوط از رموزی است که در لسان حکمای قبل از اسلام مثل افلاطون و ارسطو هم بوده، بنابراین معنای «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعا»145«وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏ »146 همه رمز قرآنی است. کیفیت اکل از شجره و اغوای شیطانی و غیره نزد اهل طریقت به معنای تنزل شعاع مراتب است که انسان بتواند مراتب وجود را سیر کند. حب ذاتی بر ظهور حضرت حق در حضرت اسمایی و عوالم غیبی و شهادتی تعلق گرفت که این رمز هبوط است 147.تمام معارف حقه و سیر کمالات معنویه و عشق خالصانه به محبوب یگانه در نشئهای تحصیل میشود که انسان درآن استقرار یافته و جدش آدم در آن هبوط نموده است. پس عالم ماده و نشئه طبیعتدار سعادت است که در مسیر عبادت میسر و محصل است. آنچه تبیین شد معنای عرفانی هبوط است که از نگاه عارف، هر نوع تنزلی به معنای تنزل مقام و جایگاه نیست بلکه گاهی به معنای انتباه است که هبوط به دار دنیا به معنای رفع حجاب و ایجاد ارتقاست و سیر معراج از پایین به بالاست.
2-2-6 . ارتباط انسان با عوالم هستی
انسان در نگاه عرفان قطعهای افتاده از آسمان و یا گیاهی سر برآورده از خاکدان نیست، بلکه حقیقتی ذومراتب و موجودی جاودان است که مقامش از زمین تا آسمان است، وجودی که از عین ثابت و عالم مشیت با طی مراحلی با نزول اجلال وارد عالم طبیعت شد. از منظر عرفان همه مخلوقات مظهری از تجلیات خدای سبحان و انسان فصالفصوص این کاروان است، پیوندی عمیق و عریق میان عوالم با ایشان برقرار است. حقیقت هستی مختص ذات ربوبی است و ماسوی الله، مراتب تجلیات او و همه از آیات الهی است. موضوع پیوند انسان با خالق هستی از گذشته بسیار دور مورد مداقه اندیشمندان بوده است و در دو محل آن را مورد بحث قرار دادهاند یکی در فلسفه خلقت که انسان را غایت نظام هستی دانستهاند و دیگر در طبقات هستی که عوالم وجود را متعدد دانسته و انسان را حقیقتی جامع همه عوالم به شمارآوردهاند. امام با تفطن کامل از این مطلب با توجه به مشی فلسفی و عرفانی سعی کردهاند که این پیوند را تبیین نمایند، در بحث گذشته در باب جایگاه انسان در نظام هستی دیدگاه امام مشروحا بیان گردید، اما در خصوص عدم انحصار وجود انسان به عالم ماده و محدود نبودن او به نشئه مادی و طبیعی، امام معتقدند که انسان با همه عوالم هستی مرتبط است و این نکته را در بحث «هبوط» که گذشت مبرهن ساختهاند.
امام برخلاف دیدگاه برخی از فلاسفه معاصر و فیلسوفان کلاسیک و نیز برخی از اندیشمندان مسلمان که از هبوط انسان به عنوان گناه آدمی و تمرد او از امر الهی یاد کرده و آن را نتیجه معصیت حضرت آدم پنداشتهاند،148 معتقدند که هبوط انسان به این عالم از بزرگترین الطاف الهی بوده که زمینه رشد و تعالی او را برای قرب به خدا فراهم نموده است. انسان قبل از ورود به این عالم در بهشت ساکن بود. خطای نفس او همین بود که نظرش را از وحدت به کثرت گشود و به مجازات این نظر گرفتار فرقت شد تا هبوط از جنت وصل به دار فرقت دنیا حاصل گردید. «هبطت الیک من المحل الارفع» همین است. چون نفس ذوشئون است از مراتب اولی تا آخرین مرتبه را سیر نموده است دارای شئون الهیه و طبیعیه است؛ پس نفس یک موجودی است که هویت او چنین مقام رفیعی دارد و در هر مرتبهای از خود همان مرتبه میباشد. مرتبه طبیعی در سلک طبیعیات است و در مرتبه عقلانی با موجودات عقلانی مجرد همنشین است لذا درک او با چنین هویت ذومراتب در غایت صعوبت است.149 چون معرفت نفس انسان، سهل و آسان نیست لذا هر کس به اندازه شعاع دیدش انسان را میبیند؛ برخی فقط مرتبه طبیعیش را دیده گفتهاند که نفس همین موجود طبیعی است؛ همان خونی است که در بدن گردش میکند و بعضی دیگر انسان را در حد مزاج ترکیبی دانستهاند و همهی این گروهها با محدودنگری خود انسان را بریده و منقطع از همهی عوالم وجود دانسته و در نتیجه مبدأ و معاد را منکر شدهاند.150
از دیدگاه امام انقطاع انسان از عوالم هستی و محدود نمودن او به دنیای مادی و طبیعی ناشی از سطحینگری و خالی از منطق و براهین عقلی است. اهل معرفت به این نکته اذعان دارند که انسان بر حسب نشاآت وجودیه دارای مکانهایی است که یکی از آنها نشئه طبيعيّه و مرتبه ظاهره دنياويّه است كه مكان آن ارض طبيعت است.151 بدون تردید غیر از این عالم، عوالم دیگری نیز برای او وجود دارد. او را در قوس نزول به پستترین عالم فرستادند تا با اراده و عزم خود که قدرت جادویی او به شمار میآید در قوس صعود به بالاترین مرتبه انسانیاش نائل آید و چنانکه قبلا اشاره گردید او را برای همین آفریدند؛ یعنی اینكه «نزول او از نشئه غيبيّه و هبوط نفس از محلّ اعلاى ارفع به ارض سفلاى طبيعت و ردّ او به أسفل سافلين از احسن تقويم براى سلوك اختيارى إلى اللّه و عروج به معراج قرب و وصول به فناءاللّه و جناب ربوبيّت است، كه غايت خلقت و نهايت مقصد اهلاللّه است. رحم اللّه امرأ علم من اين و في اين و إلى اين.»152 فطرت و میل به جاودانگی به خوبی نشان میدهد که او همانند کهنه کتابی نیست که اول و آخرش افتاده باشد بلکه او کتاب کاملی است که دارای شناسنامه است هم به قبل پیوند دارد و هم به بعد مرتبط است، لذا نه عالم محدود به ماده و طبیعت است و نه انسان محصور به عالم مادی بلکه هم عوالم متعددند و هم انسان دارای ابعاد مادی و معنوی که با جنبه معنوی و روحانی مرتبط به عوالم فراطبیعی است. « انسان را در قوس نزول از مرتبه حضرت واحدیت و عین ثابت به عالم مشیت و از آن جا به عالم عقول و روحانيان كه فرشتگان مقرب هستند و از آنجا به عالم ملكوت عليا كه نفوس كلى درآنند و از آنجا به برزخ‏ها و عالم مثال و از آنجا به عالم طبيعت و با پيمودن مراتب تا اسفلالسافلين كه عالم هيولا و زمين اول است نزول دادهاند.»153 در آثار عرفا نی مولی عبدالصمد همدانی برهمین نکته تاکید شده است.154
2-2-7 . نسبت کتاب تکوین و تدوین
در باب انسانشناسی عرفانی یکی از موضوعات مهمی که مورد عنایت محققانه عرفا قرار گرفته و در آثار امام بیشتر بدان پرداخته شده و حاکی از دغدغه ایشان است رابطه و پیوند کتاب تکوین (انسان) و کتاب تدوین (قرآن کریم) است.155 امام به تبعیت ازصدرالدین قونوی صاحب تفسیر «اعجاز البیان فی تاویل امالقرآن». عویصهای محققانه در این باب گشوده و کوشیدهاند تا بین نظام عالم و نظام جمعی انسان کامل پیوند وثیقی را ایجاد کنند. از دیدگاه امام همانگونه که کتاب تدوین الهی یعنی قرآن کریم دارای ظهور و بطون است و الی سبعۀ ابطن، کتاب تکوین هم همه این مراتب را داراست. همان طور که کتاب تدوین همه آیاتش در یک سطح نمیباشد کتاب تکوین همچنین است و انسانها نیز دارای مراتبند.156 قیصری در شرح فصوص میفرماید همه آیات آفاقی و انفسی در قرآن مجید در کتاب تکوین و انسان وجود دارد.157 اگر کتاب تدوین دارای هفت بطن است کتاب تکوین نیز دارای بطون هفتگانه است.158 کتاب تکوین الهی که قرآن ناطق است یعنی انسان با هفتاد هزار فرشته از عالم غیب آمد تا این که کتاب تدوین یعنی قرآن را با خود حمل کند و بشریت را هدایت نماید و اگر این کتاب مقدس جامع تکوین (انسان کامل) با یک اشاره، حجاب نوری از چهره بردارد و بر آسمان و زمین بتابد ارکان آسمان و زمین از هم فروریخته شود.159
نگاه امام این است که معالیل و مخلوقات که از جانب حقند دارای مراتب متعددند و یکنواختی خلاف سنت هستی است. در میان کثرات عالم کثرت قوا و استعداد امری طبیعی است. انسان که اشرف کائنات است مشمول همین صفات است و در مسیر همین صراط است. قرآن و کتاب تدوین که برای هدایت بشرمنزول است مشمول همین قانون است. اگر عالم طبیعت دارای قانون و سنت کلی است تکوین و تدوین را شامل است. پیوند تکوین و تدوین برای آن است که هرگونه انفکاک میان آن دو هدف خلقت را ناقص و عبث خواهد نمود. کتاب تدوین یعنی قرآن شریعت صامت است و این نیازمند به لسان گویا و شریعت ناطق است که انسان کامل به عنوان شریعت ناطق مکمل و مبین آن است و هرکدام بدون دیگری ابتر و ناتمام است. لذا اوصاف این دو مشترک است، اگر برای یکی ظاهر و باطن، محکم و متشابه و تاویل و تفسیری وجود دارد برای دیگری هم این اوصاف مترتب است. با اندک تاملی این نکته به دست میآید که در زندگی انسانها به تعداد نفوس انسانی سلایق و صفات وجود دارد که به آسانی نمیتوان این جهان اصغر را شناخت. پس قرآن ناشناخته است همانگونه که مقام انبیاء و اولیای الهی و انسانهای کامل ناشناخته است. انسان امروز همانند انسانهای گذشته به هیچکدام پی نبرده و ذرهای از جایگاه معنوی کتاب تدوین و تکوین را درک نکرده است؛ نه خود را یافته و نه هادی خود را ادراک نمودهاست. بنابراین هردو مهجورند. این که رسول خدا( فرمودند: امت من قرآن را مهجور گذاشتند؛ مهجوریت قرآن مراتب و منازلی دارد که ما هم جز همان افراد هستیم. 160 از نگاه امام این پیوند و ارتباط در تمام جهات میان کتاب تکوین و تدوین برقرار است. «قرآن سرّ است، سرِّ سرّ است، سرّ مستسر به سرّ است، انسان هم سرّ و سرِّ سرّ است. ما يك ظاهرى از انسان مى‏بينيم عبارت است از همين حيوانى كه هست. همين حيوان است هيچ چيزى غير از حيوان نيست؛ حيوانى بدتر از ساير حيوانات؛ لكن حيوانى است كه اين خاصيت را دارد، مى‏شود برسد به انسانيّت‏، و به مراتب كمال .»161 ظاهر قرآن همین الفاظ و کلمات است که بر روی کاغذ آمده است اما معانی آن ورای این الفاظ نهفته است. انسان هم ظاهرش همین شاکله ظاهری است که به جسم مادی او محدود است اما حقیقت آدمی و انسانیت او ورای این جسم مادی است، پس همانگونه که نمیتوان کتاب تدوین را به ظاهرش محدود نمود به همان معنا نمیتوان کتاب تکوین انسانی را در ظاهر خلاصه نمود.

گفتارسوم
ساحت های وجودی انسان
2-3-1. اطوار نفس
وقتی از ساحات وجودی انسان سخن به میان میآید آنچه ابتدا به ذهن متبادر میشود همان ابعاد وجودی انسان است اما شاید بتوان معنای دیگری را هم از آن اراده کرد و آن اطوار نفس است که در آثار امام هر دو معنا آمده است. انسان به عنوان عالم صغیر که آینه عالم کبیر بوده و جهان هستی در او نمایان میباشد دارای نفس و بدن است، نفس او دارای مراتب متعدد است که گاهی آن را به دو قسم، گاهی به سه قسم، گاهی به چهار قسم و گاهی به هفت قسم تقسیم کردهاند. ملاصدرا در اسفار، حاجی سبزواری در حاشیه بر اسفار ملاصدرا162 و مرحوم شاهآبادی استاد عرفان امام و نیز امام به تبعیت از استادشان مراتب نفس را هفت قسم دانستهاند.آن هفت قسم عبارتند از:
1- طبع 2- نفس 3- قلب 4- روح 5- سرّ 6- خفىّ 7- اخفى.163
طبع: عبارت است از قواى طبيعى كه مرحله نازله حقيقت انسانى است يعنى قواى نباتى وآثار و افعال آن، چون اكل و شرب و امثال آنها كه خلاصه در اين مرتبه طبيعت، بدن در مقام حيات نباتى است.
نفس: بالاتر از مرتبه طبع است كه عبارت است از قواى حيوانى و إدراكات حس و خيال و وهم، خلاصه مقام و مرتبه حيات حيوانى.
قلب: كه مرکز توجه به عالم غيب است و ليكن آميخته است با نظر به عالم شهادت و اين مقام به مراتب از مقام نفس عالى‏تر و برتر است.
روح: آن مرتبه و مقام نفس ناطقه است كه از چنگ قواى بدن و آثار طبع و نفس به كلّى مستخلص شده و به روحانيون عالم قدس پيوسته است.
سرّ: در اين مقام است كه عارف به معرفت حق و جمال الهى آشنا و بينا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره اعیان ثابته، انسان کامل، ظهور و بطون، عالم مجردات Next Entries پایان نامه ارشد درباره حدیث قدسی، تعالیم اسلام، جامعیت انسان، حکمت متعالیه