پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، جوامع انسانی، اوصاف الهی، سیر و سلوک

دانلود پایان نامه ارشد

آسمانها و زمین متجلی است.«وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»618 وصف یقین به دلیل شهود حقایق و ملکوت است. چنان که فرمود:«كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ»619. ثبوت این معنا از مقام و حقیقت انسانی هیچ منافاتی با طریق فکری که امری فطری است و قرآن نیز موید آن است ندارد. چه این که: « فإن هذا طريق غير فكري، و موهبة إلهية يختص بها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين.620 این حقیقتی است که از قرآن و سنت به دست میآید.« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ.»621 از تعابیر وحیانی آشکار است که نصیب و بهره هر کس از کمال به مقدار متابعت او از شرع است و نیز کمال امری تشکیکی و دارای مراتب است. سخن بسیار نیکویی است که اهل کمال گفته اند: دست بر داشتن از سیر و سلوک شرعی و روی آوردن به ریاضتهای سخت، نوعی فرار از سختتر به آسانتر است زیرا تبعیت از شرع مقدس، نفس کشی دائمی و تدریجی است اما ریاضت غیر شرعی قتل دفعی است.622
لب کلام و اندیشه علامه این است که اگر فرزند آدم رام خدا باشد اصناف عالم رام او است و تمهیدات کمال برای او فراهم است، چرا که او از امت پیامبر خاتم است و در شان او این مقام از جانب حق، مسلّم است که او معطی به اعطای خلافت و مخلّع به خلعت کرامت است.« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم.»623
3-6-10. ادعیه ائمه ( مستندات اندیشه عرفانی علامه
در زیارت جامعه کبیره که اسناد آن به امام هادی( مسلّم است آمده:« «بكم فتح‏ اللَّه‏ و بكم يختم‏»624 با شما اهل بیت( نظام هستی آغاز گردید و با شما ختم خواهد شد.
و نیز در توقیع شریف امام عصر( که مصداق بارز انسان کامل است در دعای روزانه ماه رجب وارد شده و سید بن طاووس در اقبال الاعمال آورده است که امام عصر( در مقام راز و نیاز با خدا عرضه می دارد: خدایا از تو می خواهم به حق معانی تمام آن چه به وسیله آنها والیان امر تو را خوانند، آنان که امین سر پنهانی تو هستند و به دستورت مژده جویند و قدرت تو را توصیف کنند و عظمت تو را آشکارا اعلام کنند، خدایا میان تو و اهل بیت( هیچ فرقی نیست جز آن که ایشان بندگان و مخلوق تو هستند.« لا فرق بينك‏ و بينها إلّا أنّهم عبادك و خلقك.»625 سید حیدر آملی در بحث تطبیق عالم با قرآن و انسان این فراز از دعا را در باب مقام آورد.626
مقام انسان کامل وجایگاه اهل بیت( را از احادیث و بیانات شان نمیشود شناخت چون مخاطب ایشان بندگانند بلکه باید در ادعیه شناخت که مخاطبشان خدای سبحان است. هر چند در احادیث ماثوره که برای خواص بیان داشته اند از این نمونه ها پیداست؛ چنان که شیخ صدوق در خصال از امیر بیان امام علی( نقل می کند که فرمود:« إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عَبِيدٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُم‏.»627دوری کنید از غلو در مقام ما، بگویید همانا ما بندهایم، سپس در فضیلت ما هر آن چه خواستید بگویید.
مرحوم کلینی در کافی شریف از امام باقرالعلوم( نقل میکند که مولای متقیان امام علی( فرمود:« «ما للّه عزّ و جلّ آية هي أكبر منّي و لا للّه من نبإ أعظم منّي».برای خدای عزّ و جلّ نشانهای بزرگتر از من و خبری عظیمتر از من نیست.628 چنان که قیصری در شرح فصوص ابنعربی میگوید: «و مرتبة الإنسان الكامل عبارة عن جمع جميع المراتب الإلهيّة و الكونيّة من العقول و النفوس الكلّيّة و الجزئيّة، و مراتب الطبيعة إلى آخر تنزّلات الوجود و يسمّى بالمرتبة العمائيّة أيضا، فهي مضاهية للمرتبة الإلهيّة و لا فرق بينهما إلّا بالربوبيّة و المربوبيّة لذلك صار خليفة اللّه.»629 اگر كسى گويد كه اين مناصب اختصاصى بوده و وصول به اين ذروه از معارف الهيّه منحصرا راجع به انبياء عظام و ائمّه معصومين( است و ديگران را به هيچ وجه من الوجوه بدان راه نيست. در جواب گوئيم: منصب نبوّت و امامت امرى است اختصاصى، ولى وصول به مقام توحيد مطلق و فناء در ذات احديّت كه تعبير از او به ولايت مى‏شود ابدا اختصاصى نيست، انبياء و ائمّه( امّت را بدين مرحله از كمال دعوت نمودهاند. حضرت رسول اكرم ( امّت خود را دعوت فرموده‏اند كه به آن جائى كه پاى خود را گذارده‏اند پا گذارند و اين مستلزم امكان سير به آن مقصد است و الاّ لازم مى‏آيد دعوت لغو باشد.630
3-6-11. کمال استجلا در آینه انسان کامل
خلقت انسان در عالی ترین مرتبه وجودی مجلای کمال وجمال ربوبی است.«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ.»631 همانا ما انسان را به بهترين صورت بندی خلق كرديم. بهای خلقت او ارزش الهی است چرا که قوای لایزال در وجودش منطوی است و بر همین اساس او در میان کائنات، امین الهی است و در صورت ترک امانت از جلوات رحمانی و مستور ساختن آیات سبحانی، مجلای ظلم و کفر شیطانی است، به همین دلیل مخاطب به این خطاب الهی است که: « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا.»632 خدای سبحان این امانت را به او سپرد که غبار کفر و ظلم را که از معاصی بر می خیزد از آینه وجودش صاف نماید تا به درستی بتواند مقام استجلا را امین و برای دیگران در معرفت حق، فتح مبین باشد، برای آدمی هیچ امانتی برتر از این نیست که او آینهدار حضرت حق است و هیچ خیانتی بالاتر از مکدر ساختن آینه وجودش به زنگار خودخواهی نخواهد بود.
علامه با وقوف کامل بر استجلای انسان ضمن بیان حدیثی از امام باقر( نقل میکند که خداوند انسان را برصورت خویش آفرید و این بهترین صورتی است که خداوند برای خود اختیار نمود، سپس آن را به خودش اضافه نمود چنان که کعبه را به خود اضافه نمود؛ یعنی همان«یای» نسبت را که به کعبه اضافه کرد و از آن تعبیر به «بیتی» فرمود، در باب انسان هم چنین کرد و فرمود:« نفخت فیه من روحی.»633
ایشان با همین استدلال در حاشیه بر کلام صدرالمتالهین در اسفار میفرماید: عوالم هستی چیزی جز انسان و افعال و اوصاف او نیست، پس عالم به صورت اوست و اگر ذات حق تجلی یابد به چهره انسان کامل متجلی می شود، پس جمال مصنوع تسری جمال صانع است، بر این اساس دوستی به انسان کامل، حب و دوستی با خداست.634
خلاصه کلام این که غرض از آفرینش ، حصول کمال جلا و استجلای ذات حق است و آن حاصل نمی شود مگر از طریق تجلی در وجود تام و کامل در عالم عین که مشتمل بر جمیع مراتب وجود است و اتم مصداق آن انسان است. علامه هر چند از تعبیر عرفانی جلا و استجلا در آثارش استفاده نکرد ولی همان گونه که بیان شد در موارد مقتضی از انسان به عنوان کامل ترین مظهر و مجلای وجود یاد نموده و نفس انسان را به عنوان برترین طریق معرفت ستوده است.
3-6-12. ضرورت وجود انسان کامل
خلق عالم امکان خصوصا خلقت انسان با توازون از جانب خدای سبحان توامان است «الَّذي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَك»635 آن خدايى كه تو را به وجود آورد و به صورتى تمام و كامل بياراست و به اعتدال (اندام و تناسب قوا) برگزيد. بنای خلقت انسان بر نقصان عقل است که این نقص در پرتو وحی بر کمال و اتمام است چرا که درک عقل در امور ماورای عالم عاجز و ناتوان است. براین اساس از نگاه عالمان و متفکران دینی، وجود تعالیم الهی و معلمان ربانی برای ارشاد هدایت خلق، امری حتمی و ضروری است. وجود انسان کامل در جوامع انسانی به جهت استسقای عقول ناتمام بشری است، طلب آب از چشمه برای رفع عطش و سیراب شدن تشنه است، عطش عقل را جز چشمه زلال حق سیراب نمی کند، هیچ نقصی نیست مگر این که محب کمال است و اگر این سخن حق است لزوما فعلیت و تحقق کمال نیز حق است، ممکن نیست که عطش باشد و آبی که رفع عطش نماید موجود نباشد.
علامه با بیان این مقدمه بر اثبات ضرورت وجود انسان کامل بسیار تاکید دارد و مشی عرفا را کاملا می پذیرد و از آن دفاع میکند و با همین اندیشه کمال عقل انسان را در پرتو انسان کامل میسر میداند و معتقد است که خدای سبحان برای هدایت بشر از طریق وحی که مصون از لغزش و خطاست تعالیم خود را فرستاد تا این که عقل در جوار وحی به سعادت خویش دست یابد. خداى متعال دستورهاى سعادت بخش خود را از راه وحى به سوی بندگان خود می فرستد تا او را بفهماند و به وی مأموريت میدهد كه آن‏ها را به مردم برساند. این فرد لازم است در كردار و گفتار خود از لغزش و معصيت مصون باشد، چه این که با وجود معصيت، اثرى براى تبليغ نمى‏ماند، زيرا كسى كه كردارش با گفتارش مخالف است، مردم ارزشى براى گفتارش قائل نيستند و حتى كردارش را دليل بر دروغ‏گويى و شيّاديش‏ میگیرند.636
مطلبی که علامه بدان تاکید دارند امری مقطعی نیست که اختصاص به زمان خاص داشته باشد بلکه در تمام اعصار مطرح است. لذا اولیاء و اوصیای الهی بر این وصف متصفند. بنابراین وجود انسانی با اوصاف الهی در میان امت که ضامن کمال و سعادت و فلاح و رستگاری باشد امری لازم و ضروری است.
علامه در حاشیه بر اسفار نکته بسیار زیبایی دارند که تاکید بر همین نکته است، صدرالمتالهین در بحث اراده و حکمت الهی نکتهای را از ابن سینا در باب نفوس سماویه مطرح میکند و آن را توضیح میدهند، علامه درحاشیه بر کلام ملاصدرا چنین میفرماید که: اگر مراد از نفس سماویه همان نفس متعلق به عالم مادی باشد چون مجموع آن موجود نیست درست نیست و اگر مراد روح الارواح و نفس النفوس است که همان عقل فعال باشد آن هم صحیح نیست زیرا که آن نفس نیست. بنابراین مراد از آن باید همان نفس غوث و قطبی باشد که عرفا بیان داشتهاند؛ یعنی نفس قدسیه نبویه و ولویه که زمین یک لحظه از آن خالی نیست چه این که در روایت وارد شده که «لولاالحجۀ لساخت‏ الأرض بأهلها» و شایسته است که باطن اولیاء و انبیاء با نفس سماوی متصل باشند و چنین نفوسی اگر نباشند زمین اهلش را میبلعد.637 با این وصف انسان کامل حلقه اتصال زمین و آسمان است و زمین با وجود چنین انسانی اهلش را نگهبان است .
جمع بندی
حقیقت و هویت انسان از نگاه عارفان که او را جامع هستی و مظهر و مجلای اسما و صفات حضرت حق دانسته اند بر منطق صواب است و حقیقت آدمینیز قابل ادراک است؛ به این معنا که عقل با استمداد از وحی میتواند به حقیقت او دست یابد. انسان موجودی است که دارای دو جهت کاملا متضاد جنبه یلیالربی و یلیالخلقی است.
از نگاه علامه آیات الهی بر این امر تصریح دارند که انسان ترکیبی از روح و جسم است که وجود جسمانی او وجود ظلی است اما وجود روحانی وی وجودی اصلی است که آیه « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرام»638 و آیه « كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه»639 بر همین مطلب اشاره دارند. با این نگاه در گفتار دوم گفته شد که این موجود با ویژگیهای مذکور در نظام هستی از برترین جایگاه برخوردار است. هیچ موجودی در نظام هستی به مقام منیع انسان نمیرسد و او را با این مقام مسجود فرشتگان قرار دادهاند.
انسان با حفظ همین جایگاه در زمین قادر است با عوالم دیگر هستی مرتبط باشد، و نفس قدسی او بهترین طریق برای او در نیل به حظائر قدس است، و او کتاب تکوینی است که با کتاب تدوین پیوند خورده است. انسان در آینه عرفان دارای ساحات وجودی و روحی متعالی است که با این نگاه دارای سعه وجودی از فرش تا عرش است. او را غایتی است که بلندای آن ربوبیت در پرتو روح عبودیت الهی است. وصول به مقام توحید، برترین تعالی و کمال برای انسان است، انسان تنها موجودی است که در صعود و سقوط هیچ حدی را نمیشناسد؛ در عرف عرفان دو دسته انسان وجود دارند الانسان الکامل و الانسان الحیوان؛ انسانهایی که اعمالی را انجام میدهند بدون رویه و تدبیر بر اساس غرایز و فطریات مثل عناکب و زنابیر، این دسته، انسان الحیوانند. اما انسانهایی که اهل اندیشه و تدبیرند و اعمال را در آغاز و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره آیات و روایات، امام صادق، حدیث قرب نوافل، تعالیم اسلام Next Entries پایان نامه ارشد درباره جنبه معنوی، طبیعت گردی، کرامت انسان، ظهور و بطون