پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، جامعیت انسان، اگزیستانسیال، معنای زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

عزم و اعمال انسان است. هر فرد از افراد انسان در دنیا در حال سیر قهری و صیرورت اختیاری خویش است. چه این که جسم انسان با تغذیه مادی در حال کمال و روح و جان آدمی با غذای مخصوص خود در حال صیرورت است، در حقیقت جسم و بدن سیر دارند و روح و نفس صیرورت. نفس در این صیرورت هر آن چه از ملکات تحصیل نمود با بدن هم سنخ خود حشر و نشر خواهد داشت. از امام صادق( سئوال شد که ما به کجا میرویم؟ امام فرمودند: به سوی عمل خود. چون انسان را عمل او میسازد و علم و عمل جوهر وجودی او را تشکیل میدهند، صورت انسانیه، حی است و حیات دارد نه صورت ظاهریه، صور ملکات در قیامت برای او متمثل می شود و با او حشر و نشر دارند.656 با این تفسیر نفوس انسانی در مقام حدوث وحدت نوعی دارند ولی در مقام بقا انواع متکثرند، این همان عقیده صدرالمتالهین است که مورد قبول امام و علامه واقع شد.(وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت)
«فالنفوس الإنسانية بحسب أول حدوثها صورة نوع واحد هو الإنسان ثم إذا خرجت من القوة الإنسانية و العقل الهيولاني إلى الفعل يصير أنواعا كثيرة من أجناس الملائكة و الشياطين و السباع و البهائم بحسب نشأة ثانية أو ثالثة و ستعلم زيادة كشف‏ و الغرض من هذا الكلام أن يعلم أن النفس حادثة و أن لها بعد البدن اختلافات جنسية و نوعية و شخصية.»657
امام در آثار متعدد خویش بر عقیده ملاصدرا تاکید دارند که انسان بر مبنای حرکت جوهری دارای صیرورت تکاملی است و این تصور و پندار باطلی است که برخی خیال کنند که انسان ها در عالم پس از مرگ با همین صورت انسانی محشور می گردند و هیچ گونه تغییر صورت نمی دهند. نبايد گمان شود كه همه افراد بشر برتر از حيوانات مى‏باشند.
ریشه این گمان باطل آن است که قلم در دست انسان است و چون انسان در این قضایا خود را حاکم و قاضی میداند خودش را عالم تر و شریف از سایر موجودات قلمداد میکند. اما اگر آن مور ضعیف حاکم شود به جهالت انسان حکم می کند ولو این که طرف مقابل حضرت سلیمان و همراهانش باشند.« حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُون»658 در اين آيه شريفه، مور حضرت سليمان را هم داخل در «لا يَشْعُرُونَ» مى‏بيند و بر او هم حكم مى‏كند.
علامه نیز در شرح وتعلیقه بر بیان ملاصدرا میفرماید: قول به صیرورت انسان در نفس و بدن که هر کدام دارای کمالات خاص خود باشند تردیدی وجود ندارد. اما اگر این حرکت را فقط در سیر ظاهری و جسمانی بدانیم و یا منحصر در روح نماییم قولی ناصواب است.659
اصحاب سلوک و ارباب قلوب به خوبی می دانند که چنانچه ابدان را غذائى است جسمانى كه بدان تغذّى كنند و بايد آن غذا مناسب حال و موافق نشئه آنها باشد تا بدان تربيت جسمانى و نموّ نباتى دست دهد، همينطور قلوب و ارواح را غذائى است كه هر يك به فرا خور حال و مناسب نشئه آنها بايد باشد كه بدن تربيت شوند و تغذّى نمايند و نموّ معنوى و ترقّى باطنى حاصل آيد. و غذاى مناسب با نشئه ارواح معارف الهيّه از مبدأ مبادى وجود تا منتهى النهايه نظام هستى است، چنانچه در تعريف فلسفه اعاظم ارباب صناعت فرمودند: «هي صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ في صورته و كماله.» و اين اشاره است به همين تغذّى معنوى، چنانچه تغذّى قلوب از فضايل نفسانيّه و مناسك الهيّه است.660
تنبیه
تذکر این نکته ضروری است که بر مبنای حکمت متعالیه،دیدگاه حکمی و عرفانی ملاصدرا این است که انسان در دار تصرم است و بر اساس فطرت دارای سفر استکمالی است و هرگز این حرکت از کمال به ضعف نخواهد بود، وجود حرکت، فرایندی جهانشناسی است؛ یعنی همه ی موجودات مشمول این قاعده کلیاند و انسانشناسی نمیتواند بدون جهانشناسی، شناخت و معرفتی کامل باشد چرا که انسان جزئی از جهان است و نمیتواند مستثنی از آن باشد. انسان به تدریج و گام به گام رو به سوی آخرت دارد و به غایت اصلی خود بر میگردد.661 این دیدگاه ملاصدرا تقریبا مقبول متفکران بعد از او در شرق و غرب واقع و به خوبی از آن استقبال شد. نه تنها امام و علامه و کثیری از متفکران مسلمان بلکه برخی از اندیشمندان غرب بعد از ملاصدرا مثل کربن فرانسوی در مشی فلسفی و عرفانی از او متاثرند.
فیلسوفان اگزیستانسیالیست که انسان را دائما در حال شدن می دانند، عقیده خود را بر همین اساس بنا نهادند که حالت سکون برای انسان نامفهوم است. انسان همواره در حال صیرورت و حرکت به سوی کمال است تا وقتی که با مرگ مواجه گردد و آن را به عنوان مهمترین امکان وجودی تجربه میکند و کامل می گردد و مرگ نه تنها نقصان نیست بلکه موجب کامل شدن وجود انسان است. به سوی مرگ و کامل شدن دو ویژگی موجب کمال فرا مکانی انسان میشوند. انسان یک ماهیت از پیش ساخته شده به واسطه طبیعت یا ماورای طبیعت نبوده و سرنوشتی محتوم ندارد بلکه با اراده خویش آینده خود را هر طور که میخواهد رقم می زند. به همین جهت ماهیت دازاین باید بر حسب وجود خود ملاحظه گردد، انسان ماهیت ثابت و لایتغیر ندارد بلکه جریانی بیپایان است، هدف اصلی وجود انسان، واقعیت بخشیدن بر آن چه فعلیت ندارد است.662 نظر برخی دیگر این است که انسان ظرف محدود نیست بلکه موجودی است که هیچ حدی قدرت محدود نمودن او را ندارد. گابریل مارسل معتقد است که انسان واجد قابلیتی است که هیچ موجودی از چنین قابلیت برخوردار نیست. ما شاهدانی در دادگاه استعلاء هستیم و در این دادگاه در باره زندگی خود شهادت می دهیم، آزادی، معنای زندگی و خدا راز هستند و انسان دائما در حال سیر و کشف این رازهاست و کمال او نیز دراکتشاف این رموز حاصل می شود.663
هر چند اندیشه فیلسوفان اگزیستانس در باره صیرورت انسان با تفکر اندیشمندان مسلمان و اندیشه علامه و امام در کیفیت حرکت و شدن متمایزند ولی وجود صیرورت و اختیار برای همه آنان اصلی مسلم و انکارناپذیر است و بهترین دلیل براثبات آن بداهت حکم عقل است که این بداهت گاهی مورد غفلت است و عنوان تنبیه برای توجه و رهایی از این غفلت بود.
4-1-6. کمال حقیقی واوصاف انسان کامل
در مکتب عرفانی ابن عربی( م 638هـ)، کمال حقیقی انسان را در دو قوه عقل نظری و عملی دانسته اند؛ به این معنا که عقل نفس خود را ادراک نماید که در پرتو آن خالق را میشناسد ( معرفت النفس) که ملازم با معرفت رب است و دیگر طاعت از تعالیم الهی است. و كمال‏ الإنسان‏ إنما هو في عقله.فإذا كمل (الإنسان) في عقله، فقد كمل حوله، فوجب عليه إخراج‏ الزكاة، و هي (أي الزكاة) أن يعلم ما لله عليه من الحقوق، فيجتهد في أداء ذلك.664
بیان علامه این است: تنها طريقى كه به هدف مى‏رساند، همان طريقه «معرفت النفس» است كه نزديك‏ترين راه‏ها نيز هست. واين راه همان راه انقطاع و بريدن از غير خدا و توجه كامل به خداوند سبحان و مشغول گشتن به شناخت نفس است واز حديث موسى عليه السلام نيز اين مطلب به دست مى‏آيد كه فرمود:«ليس بينه وبين خلقه حجاب إلّاخلقه، فقد احتجب بغير حجاب محجوب، و استتر بغير ستر مستور.»بين او وآفريدگانش حجابى جز خود آفريدگانش دركار نيست، پس محجوب است بدون اين‏كه حجابى او را فرا گرفته باشد و پوشيده است بدون اين‏كه پوششى بر او افكنده باشند.
و اين حديث شريف زيباترين بيان براى نيكوترين راه‏ها ست. و كيفيت اين راه چنين است كه با مراعات دستوراتى كه در شرع براى دست‏يابى به انقطاع رسيده است، همچون: توبه، انابه، محاسبه، مراقبه، صمت، جوع، خلوت بيدارى، آغاز مى‏شود و سالك با عمل به دستورات و انجام عبادات، به مجاهدت با نفس‏ مى‏پردازد و با انديشيدن و پند اندوختن، عبادات و اعمال را مدد مى‏رساند تا اين‏كه منجر به انقطاع كامل و غفلت از نفس و توجه تامّ به خداوند سبحان مى‏گردد وطالعى از غيب، درخشيدن مى گيرد و به دنبال آن نفحات الهى وجذبات رحمانى‏، پى در پى فرا مى‏رسند و موجب محبت و گرايش بيشتر به معبود كه همان ذكر وياد خداست مى‏شوند. سپس، برقى مى‏درخشد كه هيچ‏گاه فروكش نمى‏كند وجذبه‏اى طالع مى‏گردد واشتياقى دست مى‏دهد تا اين‏كه سلطان محبت، در دل استقرار مىيابد و ذكر، بر نفس مستولى و چيره مى‏گردد و به مقام جمع مى‏رسد و امر پايان مى‏يابد و همانا پايان هر چيز به سوى پرودگار توست.665 و بدان كه مَثل اين سالك، مثل كسى است كه راهى را مى‏پيمايد تا به مقصدى برسد، پس بر چنين كسى واجب است كه هدف را فراموش نكند، به مقدارى كه نياز است راه را بداند و به اندازه نياز، توشه‏اى باخود همراه ببرد. پس اگر يك دم، مقصد را فراموش كند دچار سرگردانى و آوارگى مى‏شود و به ضلالت و گمراهى مى‏افتد. و اگر خود راه و مشاهده آن و آنچه در آن است او رابه خود سرگرم سازد، از رفتن و پيمودن باز مى‏ماند و دچار ايستايى و سكون مى‏شود. و اگر بيش از مقدار نياز با خود توشه بردارد، كوشش وتلاشش دير مى‏انجامد و هدف از دست مى‏رود. و خداوند سبحان يارى دهند.666
در مقام دیگر میفرماید: بديهى است كه پرورش و گسترش و پويايى دانش در گرو عمل است و هر دانشى كه عمل، پشتوانه آن نباشد ضامن بقا و امكان ارتقا ندارد. علاوه بر اين در مباحث روان‏شناسى به ثبوت رسيده است كه بقا و كمال‏ انسان‏ مرهون تلاش و كوشش اوست، و او در آفرينش طورى ساخته شده كه از طريق شعور و احساس نياز به سوى كارهايى كه بايد انجام دهد هدايت مى‏شود، به كارهايى اشتياق پيدا مى‏كند و به سوى آن حركت مى‏كند، و از كارهايى وازده مى‏شود و از آنها پرهيز مى‏كند. اين در مورد مسائل جزيى و محسوس است، ولى انسان همين جزئيات را توسعه داده، به همه مسائل و مفاهيم تعميم مى‏دهد. و بدين گونه ارگانيزم بدن انسان او را به علوم و معارفى كه در تحولات جسمى و روحى به آنها نياز دارد رهبرى مى‏كند.667
امام در همین راستا کمال حقیقی انسان را تفسیر می کند، او معتقد است که کمال نفس آدمی در اتصال به ذات ربوبی است و حکمت و حریت دو عنصر اساسی برای نیل به این مقام است. انسان زمانی به کمال واقعی اش دست می یابد که تحت ولایت حق متخلق به اخلاق الهی گرددو خود از رذایل پاک گرداند. و در باب صفات انسان کامل هر چند امام و علامه از تعابیرمختلف بهره برده اند ولی در مقام بیان یک هدف سیر کرده اند. بنابراین می توان گفت که این دو عارف و حکیم الهی در باب اوصاف انسان کامل و کمال حقیقی یک حقیقت را بیان داشته اند و آن رسیدن سالک به ذات پاک خداوند سبحان است.
4-1-7. جامعیت انسان
ابن عربی معتقد است که نظام هستی در نمایاندن صورت حق تعالی کامل نبود تا این که انسان در آن آفریده شد. با وجود آدمی، عوالم هستی کامل گردید. پس آدم از حیث رتبه اول است و از حیث وجود آخر، از این رو انسان به لحاظ رتبه اش پیش از جسمانیت خود قرار دارد، بنابراین عالم به واسطه انسان به صورت حق است اما انسان بدون عالم به صورت حق است.668
امام معتقدند که خدای سبحان با همه ی شئون خود تنها بر انسان کامل تجلی میکند، زیرا سایر موجودات مظهر اسم خاصی هستند اما یثرب انسانی و مدینه نبوت چون در هیچ مقام خاصی توقف ندارد، پس حامل ولایت مطلقه علوی گردیده که تمام شئون آن الهی است و سزاوار خلافت کبرای حق است.669
جامعیت از خصائص روح انسانی است که برتر از روح نباتی و حیوانی است و به همین جهت از نگاه امام در جامعیت انسان، جنسیت شرط نیست چرا که زنان میتوانند مصداق انسان کامل و جامع باشند چرا که سِرّ رسیدن به این مقام والا، مرد و زن ندارد. انسان کامل شدن و جامع جمیع صفات الهی گردیدن از خصائص روح و جان آدمی است و جنسیت نمی تواند مانع آن شود. به همین خاطر زنان مطهره ای مانند حضرت زهرا( و مریم عذرا( و مانند ایشان مصداق این جامعیتاند. « فاطمهی زهرا زنی است که افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز میدرخشد، زنی که فضائل او هم طراز فضائل بی نهایت پیامبر اکرم( و خاندان عصمت و طهارت بود.»670
امام بر همین عقیده تاکید دارد که انسان جامع جمیع اوصاف کونیه و صفات الهیه است، به همین جهت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، جوامع انسانی، اوصاف الهی، سیر و سلوک Next Entries پایان نامه ارشد درباره معرفت نفس، شناخت انسان، انسان کامل، معرفت عرفانی