پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، توحید افعالی، رفق و مدارا، حقوق اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

باید عاملی وجود داشته باشد که به واسطه آن اراده بر عملی ساختن آن تعلق گیرد. در دنیای متمدن همه اهتمام بر این است که کارها به اراده اکثریت واگذار گردد و به عاملی که حافظ این اراده باشد اهمیتی قائل نیست. با این وصف هرگاه اراده اکثریت زنده بود قانون اجرا میشود ولی اگر بنا به دلایلی جامعه به انحطاط و پستی گرایید و شعور اجتماعی خود را از دست داد و یا قدرت حاکمه جلوی خواسته اکثریت را گرفت و تمایلات خود را تحمیل نمود قطعا قانون عمل نخواهد شد و همینگونه است در مواردی که افراد از نفوذ سیطره مجریان قانون خارجند در این گونه از موارد به قوانین عمل نخواهد شد زیرا که ازعامل نگه دارنده دورند. همهی از هم پاشیدگی اجتماع و نقض قوانین و مفاسد اجتماعی از این قبیل است که به عامل حفظ ارادهها توجه نشده و بدان اهتمام نورزیدهاند آن عامل حفظ اراده و عنصر نگه دارنده در اسلام از نگاه علامه همان روح توحیدی است. اگر رفتار و اعمال فردی و اجتماعی در جامعهای ریشه در جان مردم نداشته باشد قطعا چنین جامعهای رو به نابودی است زیرا رعایت حقوق اجتماعی از ثمرات و نتایج درختی است که ریشه در توحید دارد. این همان نکته ظریفی است که قرآن کریم بدان اشاره دارد« وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ.»537 بنابراین نمیتوان بین عقیده و عمل فاصله انداخت و تلازم میان آن دو را انکار نمود. عقیده ریشه و عمل میوه آن است کمال فرد و جامعه در رهن اندیشه و عمل توحیدی است.
بدون تردید اگر اعتقاد به توحید و معاد نباشد هیچ عامل دیگری نمیتواند جلوی پیروی از هوی و هوس افراد را بگیرد زیرا هر کس به طور عادی به خواهشهای نفسانی خویش رغبت و تمایل دارد.538
از نگاه علامه هیچ عنصری به جز روح توحیدی قادر به تامین کمال انسانی نیست، توحید به معنای تجلی حق، کلید کمال و سرمایه سعادت انسان است، شهود حضرت حق در همهی افعال که غیر حق را موثر نبیند(مقام محو) و تمام صفات را صفات حق بداند و اشیا را مظاهر اوصاف حق تعالی ببیند( مقام طمس) و نیز همهی ذوات را در ذات خدا فانی ببیند و به جز واجب، موجود دیگری را مستقل نبیند( مقام محق). با طی این مراحل سه گانه توحید افعالی و صفاتی و ذاتی به مقام واقعی انسان بار مییابد و تاج کمال بر سر مینهد.
علامه در فصل پنجم رسالة الولایه بر این مطلب تاکید داشته، میفرمایند:«قد عرفت ان کمال الانسان فناوه باقسامه الثلاثه( التوحید الفعلی و الاسمی و الذاتی)539
3-5-11. صعود و سقوط انسان
قرآن، عرفان و برهان بر مختار بودن نوع انسان هم داستانند. با توجه به موهبت اختیار، افراد انسانی در دو مسلک منسلکاند؛ عدهای با حسن اختیار صاعدند و طایفهای با سوء اختیار ساقطند.
بر بلندای مقام و بر سفالت حالات او نیز آیات زیادی است. خدای سبحان با الطاف کریمانهاش هم قوای معرفتی را به انسان عنایت نمود. و هم ابزار اعمال صالح را به او ارزانی داشت ولی او با ناسپاسیاش خود را به پرتگاه سقوط انداخت. او میتوانست با به کارگیری عقل و اندیشه بهترین شیوه را پیشه کند و به نیکوترین بندگان تبدیل گردد اما با بیاعتنایی به آن و جهل و غفلت در ورطه سقوط افتاد و جزء بدترین جنبندگان گردید.
دو عامل دنیاطلبی و پیروی از هواهای نفسانی را در سقوط انسانی موثر میداند. «توجه‏ به‏ دنيا موجب ركود و ايستايى نفس مى‏شود و عقايد درست را از تأثير و فعليت يافتن و به بار نشستن باز مى‏دارد و موجب مى‏شود كه تنها به اعمال بدنى كه به تن و پيكر كار دارند و به ژرفاى جان نفوذ نكرده‏اند، بسنده شود. اين مطلبى واضح و آشكار است كه نيازى به توضيح ندارد.»540 و نیز چه بسیار انسانهایی که از اعتقاد در طریق حق و عمل نیک و مسیر هدایت، منحرف میشوند نه به خاطر فطرت انسانیه بلکه به خاطر غفلت از به کارگیری عقل و تبعیت از هوای نفس و آن چه که جنود شیطان برای او زینت دادهاند.541
خواجه نصیر الدین طوسی عوامل سقوط را در سه عنصر اساسی مورد توجه قرار داده و تحت عنوان «روساءالشیاطین ثلاثه»میفرماید:الف)«شوائب طبیعت»، مثل شهوت و غضب و توابع آن از حب مال و جاه. ب) «وساوس عادت» مانند تسویلات نفس اماره و تزیینات اعمال غیر صالحه به سبب خیالات فاسده و اوهام کاذبه. ج)«نوامیس امثله» مانند متابعت غولان آدمی پیکر و تقلید جاهلان عالم نما. که نتیجه و ثمره آن شقاوت جاودانی است.« وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى.»542 پس طالب سلوک و سالک را جز اعتصام به حبل الهی و تمسک به کلمات تامات او نیست.543
این آیه و آیات دیگر صعود و سقوط، درجات و درکات انسان را به اثبات میرسانند. که هر دو با اراده و اختیار تحصیل می شود. قلب انسان میتواند دیر رهبان باشد که موجب صعود انسان گردد و نیز میتواند چراگاه آهوان باشد که باعث سقوط و رکود انسان گردد.
لقد صار قلبى قابلا كل صورة فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان‏544
عمل از نگاه علامه از هر نوعى كه باشد برخاسته از علم است، و آن نيز از اعتقاد مناسب قلبى منشا مى‏گيرد، خداى تعالى هم عليه كفر يهود، و فساد باطن مشركين، و نفاق منافقين از مسلمانان و نيز بر ايمان عده‏اى از انبيا و مؤمنين به اعمال آنان استدلال كرده است. ایمان و عمل متلازمند و این دو با هم موجبات صعود و سقوط را فراهم میکنند.
3-5-12. علامه و طی مراتب کمالات عالیه
هر چند موضوع مورد بحث، جنبه نظری انسانشناسی است و پرداختن به جنبه عملی، مناسب مقام نیست اما ترک بیان در اقتضای مکان، نیز قابل جبران نیست.
نخستین گام در مسیر مقام، لگام زدن به نفس و به دست گرفتن لجام شیطان است تا این که معرفت خدای سبحان حاصل آید. در موارد متعدد علامه این حدیث نورانی را در آثارشان متذکر شدهاند که: و قد روى الفريقان عن النبي- صلّى اللّه عليه و آله-: «لو لا أنّ الشياطين يحومون‏ حول قلوب بني آدم لرأوا ملكوت السموات و الأرض»545.
آدمی وقتی شیفته جمال یار گردد و در این راه بر همت و ارادهاش استوار گردد با حضرت حق همجوار و از همهی ناملایمات برکنار گردد. چنین سالکی در مسیر سلوک، حق را شهود خواهد کرد. و این تصور ناصواب است که گفته شود علم از عمل جداست و ارتباطی میان آن ها نیست، از نگاه علامه باید حیات را با تقوا سیر کرد تا قلههای کمال را طی کرد. غرض اصلی دین، توحید در مقام عمل و نظر است. علم بدون عمل وبال است و عمل بدون علم، زوال، علم بی عمل دیوانگی است و عمل بیعلم بیگانگی، در حیات علمی و عملی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نقل است که این بیت را دائما زمزمه میکرد که:
گر بشکافند سرا پای من جز تو نیابند در اعضای من
یکی از شاگردان علامه نقل میکند:«من یکی از کلمات قصار آن جناب را که جملهای بسیار بلند است یادآور میشوم.«ما کاری مهمتر از خودسازی نداریم.» علامه لفظ ابد را بسیار بر زبان میآورد؛ یعنی ما ابد در پیش داریم. انما تنقلون من دار الی دار. انسان از بین رفتنی نیست باقی و برقرار است، به یک معنا لباس عوض میکند، بر اساس برهان و قرآن و عرفان انسان ابدی است.»546
وقتی انسان به عهد خویش در مقابل خدا وفا کند او نیز که صادقالوعد است به عهدش وفادار است و این است معنای کلام وحیانی که فرمود: « َ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم»547 به عهدم وفا کنید تا این که من به عهدتان وفا کنم. وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً»548 و كيست كه در گفتار از خدا راستگوتر باشد؟
نیل به ملکوت برای کسی که نه در مقام عمل اهل قعود باشد بلکه از اصحاب صعود باشد و جبینش در مقابل توحید بر سجود باشد مدارج کمال برای او مفتوح است.549

گفتار ششم: انسان کامل
3-6-1. طریقه سلوک برای نیل به کمال
یکی از مباحث مهم در عرفان، موضوع انسان کامل و طریقه نیل به کمال است، علامه برای آن دو طریق کمال بخشیدن به عقل نظری و عملی را مطرح میکنند که در باب تحقق قوای عقل نظری در فصل قبل سخن گفته شد و بحث آن به نحو مبسوط گذشت. اما در این بخش به اجمال طریقه عملی سلوک از نگاه ایشان مورد بررسی قرار میگیرد.
علامه در بخش عملی در طریق سیر الیالله نکات بسیار مهمی را مورد توجه قرار داده و برای تکمیل انسانیت، غیر از موارد ذیل همه راهها را انحراف از مقام واقعی انسان معرفیمیکند. طریقه های مطروحه از نگاه ایشان عبارتند از:
1.ترک عادات و رسوم و تعارفات: به معنای دور انداختن امور اعتباریه که سالک را از طیطریق منع میکند. او باید از تعلقات دوریکند و کشتی وجود خود را دستخوش امواج متلاطم رسوم و عادات اجتماعیه قرار ندهدو با اعتدال در میان مردم زندگی کند.550
2.عزم: همین که سالک، قدم در میدان مجاهده نهاد، حوادث درونی از ناحیه هوای نفس و موانع بیرونی از جانب دیگران میخواهند او را از مقصد دور سازند، او باید در برابر همهی مشکلات ایستادگی و مقاومت نماید و با صبر و توکل به مسیر خود ادامه دهد.551
3 .رفق و مدارا: برای نیل به کمال داشتن رفق و مدارا از اهم امور است. در انجام امور عبادیرعایت رفق شرط لازم آن است. مانند شخصی که میخواهد غذا تناول کند باید غذایی را انتخاب نماید تا با مزاج او مساعد باشد و زمانیکه سیر شد دست از غذا بر دارد. به همین جهت در روایت وارد شده است که عبادات ـ نوافل ـ را با اکراه انجام ندهید.
4 .وفا: باید به آن چه که با خدایخود عهد کرده وفا نمود.« أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »552 هرگاه عمل سوئی را با جهالت انجام داد و توبه کرد به توبه خود وفادار باشد و دوباره مرتکب عمل سوء نشود.
5 .ثبات و دوام: برای سالک لازم است عملی را که مطابق استعداد اوست انتخاب نماید تا بتواند در آن مسیر ثبات خویش را حفظ نماید.
6 . مراقبه: برای حراست از مسیر و جلوگیری از انحراف به سمت گناه و تخطی از وظیفه خود در جمیع احوال باید از اعمال خویش مراقبت نماید.
7 .محاسبه: در طول شبانه روز وقتی را معین نموده تا از کارهای خود رسیدگی کند. چنان که در روایات متعددی از معصمومین( وارد شده است : آن که اهل محاسبه نباشد از ما نیست.
8 . مؤاخذه: سالک پس از مشاهده خیانت نفس باید در مقام تأدیب آن برآید و او را از تکرار آن مانع شود.
9 0 مسارعت: در آن چه عزم آن کرده مسارعت کند و باید از هوش خود در این باب حداکثر استفاده را بنماید.
10 . ارادت: ارادت خود را به صاحب شریعت چنان خالص کند که هیچ غشی در آن نباشد. شوائب غیر الهی موجب کندی می شود.
11 . آداب نگاه داشتن: ادب به معنای توجه کردن به حریم خویش و تجاوز نکردن از آن است که خلاف عبودیت از او سر نزند.
12 . نیت: اعمال انسان را با نیت محک میزنند لذا خطورات قلبی و نیات باطنی شرط اعمال حسنه است. برای کمال حسن فعلی کفایت نمیکند بلکه حسن فاعلی نیز لازم است.
13 . صمت: به معنای سکوت همراه با معناست که با سکوت محض متفاوت است. در روایت از امام رضا (وارد شده که فرمود : صمت دریاز درهای علم و حکمت است.« إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الحِكْمَة»553
جوع و کم خوری، خلوت، سهر، دوام طهارت، شیخ و استاد، ورد و نفیخواطر از دیگر طریقه هایی است که برای سالک در مسیر نیل به کمال لازم و ضروری است.554علامه با پشنهاد امور مذکور معتقدند که در اثر تداوم سالک به این امور، چهار عالم برایاو منکشف میگردد: توحید افعالی، صفاتی، اسمائی و ذاتی.
انسان در عرف عرفان در ابتدای خلقت موجودی ناقص است و با به فعلیت رساندن قوای درونی به کمال میرسد و انسان کامل کسی است که بتواند استعدادش را به فعلیت برساند. چنان که در حیات معصومین( و پیشوایان دین چنین بوده است که آنان در مدت کوتای عمرشان کل ما یمکن بالامکان العام را به فعلیت رساندند.555
از منظر علامه این دوگانگی نفس و بدن، موجبات کمال را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تعالیم اسلام، جامعه اسلامی، فضایل اخلاقی، صفات خداوند Next Entries پایان نامه ارشد درباره آیات و روایات، عالم مثال، ظاهر و باطن، کمال انسانی