پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، تعریف انسان، ظاهر و باطن، کمال انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

حبل‏المتين‏اند. اين غرض نهايى و مقصد والا جز به قدر توان آدمى در توجه به معناى ادعيه و قدرت او در فهم اسرار و حقيقت آن‏ها ممكن نيست. در اين ميان، من دعاى مشهور مباهله را كه از ائمه اطهار، عليهم السلام، به منظور توسل به حضرت نورالانوار در سحرگاهان به ما رسيده از دعاهايى يافتم كه قدرش بسى جليل و منزلتش بسى رفيع است، زيرا مشتمل بر صفات حسناى الهى و امثال علياى ربوبى است و اسم اعظم و تجلى اتمّ اقدم پروردگار در آن آمده است؛ لذا خواستم آن را از بعض جهات، با توانى اندك و دانشى ناچيز، به مقدار استعداد خويش شرح دهم.» 374
مقامات عالیه در عبارات ادعیه نهفته است که به همین جهت ادعیه را قرآن صاعد نامیدهاند و این از امتیازات و مختصات شیعه است که در مکتب ایشان چنین تعالیم متعالی برای نیل به مقامات عالی انسانی تدارک دیده شد و هر کس با عزم و ارادهاش قادر به دستیابی بدان است. پس باید این گونه از خدای خویش طلب مقام نمایند و اوج سعادت و عزت را طلب کنند.375 به نظر میرسد که امام با تمسک به همین تعالیم در مقام علم و عمل عزم خویش را جزم و با همت عالی و پیروی از سیره معصومین( به مقامات عالی انسانی دست یافته و توانسته کمالات انسانی در پرتو تعالیم دینی در زمانی که میرفت دین و همهی ارزشهای متعالی انسانی در دنیای مدرن مورد انکار واقع گردد را به اثبات رساند و او در جهان معاصر به نمادی مبدل گردید که بدون تردید همهی کمالات انسانی را میتوان در وجود این شخصیت بیبدیل مشاهده نمود. آن چه از اسمای حسنای الهی در این دعا مسطور بود از خدا خواست و مطابق وعده الهی در همین دعا خداوند سبحان به وعدهاش در حق ایشان عمل نموده و او را لباس بهاء و کمال پوشاند. چون مى‏بيند كه در واقع اجابت‏كننده او در ابتدا مظاهر اسم اعظم و در آخر سلوك خود اسم اعظم بوده است. پس مى‏گويد: «اللّهم انّى اسئلك بما تجيبنى‏ به حين‏ اسئلك». و منظور اسماء الهى است كه همگى به اسم اعظم باز مى‏گردند. از اين رو، بعد از آن مى‏گويد: «فاجبنى يا الله».
بنابراين، او اجابت را از اسم خداى بزرگ مى‏طلبد، زيرا اسم اعظم است كه اجابت‏كننده و نگاهدار مراتب و پرورشدهنده اوست و از دستبرد راهزنان و وسوسهكنندگان جلوگيرى مى‏كند.
اين نوع طلب اجابت چون اشاره به اسم اعظم الهى دارد كه بر همه نام‏ها احاطه دارد و او اجابت‏كننده در اول و آخر و ظاهر و باطن است، لذا دعاكننده كلام خود را با ياد او شروع كرده و مى‏گويد: «اللّهم» و به همين نيز پايان داده و مى‏گويد: «يا الله».376
2-6-8. جامعیت انسان
عرفا در تعابیر خود انسان را کون جامع یعنی جامع کون دانسته و او را تنها وجودی میدانند که با هیچ موجود دیگری قابل قیاس نمیباشد و جامعیت او شامل حضرات چهارگانه هستی است و واجد حدی در مقام صقع ربوبی است که مصداق حدیث« العبودية جوهرة كنهها الربوبية»377 قرار گرفت. « انسان عصاره تمام عالم و تمام موجودات است و وجودش یک نقشه کوچکی می باشد که از روی نقشه بزرگ عالم و کون کبیر از عقل اول تا آخرین نقطه وجود برداشته است.»378 روح انسان اكمل از همه موجودات طبيعت است و كمال جسمى و نباتى و حيوانى و معدنى و عنصرى را بكماله الوجودى داراست، مريد و مدرك و سميع و بصير و قدير و عالم است و نسخه عالم طبيعت است. اگر آن را باز كنى عالم كون و كون‏ كبير را در او منطوى مى‏بينى.
هرچه در عالم کبیر است در این انسان و عالم صغیر هست.379 تمام حيثيات كماليه مراتب نازله را بوحدتها داراست. در عين حال كه اراده و حيات و علم و كمال جسميت در او به نحو اعلى هست كه مى‏توان گفت عالَم اشاره به اوست بلكه فهرست اوست؛ زيرا آنچه را كه موجودات طبيعت از حيوان و نبات و معدن و جسم دارند، به نحو اعلى و اتمّ در او هست. 380 انسان مظهريت‏ اسم‏ اعظم الهى را داشته و اسم اعظم، جامع همه اسماء الهى مى‏باشد و تمام اسماء الهيه در او فعليت داشته؛ لذا آدم توانسته است خودش را به ملائكه عرضه بدارد تا بدانند كمالات آدم از آنان بيشتر است، هر چه همه دارند او تنها دارد.آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى‏.381
2-6-9. ضرورت وجود انسان کامل
با توجه به مطالبی که بیان شد تا حدودی ضرورت موجودیت انسان کامل روشن گردید. چه این که فقدان چنین انسانی در غرض خلقت موجود مکلفی به نام انسان، نوعی نقصان است. در کلام و فلسفه و عرفان، این نکته به اثبات رسید که عقل انسان برای حیات انسانی امری لازم و ضروری است اما برای نیل به کمالات عالی، ناتمام است. تلقی این که از عقل هیچ استفادهای نشود و یا این که همه مراتب معرفت باید از عقل به دست آید هر دو ناصواب است، چرا که کنار زدن عقل و عدم بهرهگیری از خرد مساوقت با حیوان است و کافی دانستن عقل در تمامی امور موجب انکار بسیاری از واقعیات و به بار نشستن خساراتی غیر قابل جبران است. به همین دلیل خدای سبحان برای ناکافی بودن عقل در تمام مراحل کمال انسانی انبیاء و کتب آسمانی را ارسال نمود.
ابنسینا معتقد است که اگر انسان به حال خود رها میشد و خداوند در جمیع ازمنه برای او قانون و مجری قانون نمیفرستاد نظام اجتماع انسانی شکل نمیگرفت و انسان قادر به ادامه حیات نبود.382 وجود یک انسانی که مراحل کمال را طی نموده و غایت خلقت را تامین کرده تا این که بتواند نماد و الگوی انسانیت قرار گیرد از نگاه اسلام امری بدیهی است چه این که در غیر این صورت حجت بر بندگان ناتمام بود و غایت خلقت که مقام خلافت است در هالهای از ابهام میماند. عرفا وجود چنین شخصی را در هر زمان به نام انسان کامل مینامند. البته اهل معرفت غرض از خلقت را ظهور تام اسما و صفات حق میدانند که تجلی آن در انسان کامل میسر است.
از نگاه امام وجود انسان کامل برای نمایاندن اسما و صفات حق امری ضروری و حتمی است چرا که عین ثابت انسان کامل است که با همه موجودات معیت قیومی دارد و فقط اوست که قادر است مظهر اسم اعظم الهی قرار گیرد.383 با این نگاه انسان کامل، خلیفه خدا، مظهر اسماء اله و واسطه فیض کبری است.
این همان حقیقتی است که در روایات بسیاری بر آن تاکید شده که اگر لحظهای انسان کامل و حجت خدا در زمین نباشد ارض، اهلش را میبلعد. چنان که مرحوم ملاصدرا در تفسیر حدیث معروف امام صادق( که فرمود «َ لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَت‏»384می گوید مراد امام( این است که عالم امکان با همه پدیدههای آن برای انسان کامل خلق شده و اگر بدون او باشد از درجه هستی ساقط میشود.385 پس حفظ بقای عالم و تداوم حیات ابنای آدم با وجود حجت خدا که مجلای اسما و صفات اله است پیوند خورده است.
جمع بندی
آن چه از آثار علمی امام خمینی( مستفاد گشته این است که ایشان برای انسان، ساحات مختلفی را معتقد بوده و تعاریف ارائه شده از علوم مختلف در باب انسان را نه این که کاملا طرد نمایند بلکه بر این عقیده تاکید می ورزند که تعریف انسان از حیطه رسالت این علوم خارج است، بنابراین نمیتوان از یک علم، توقع بالاتر از قلمروش را مترصد بود، روش، موضوع و غایت علوم معین است و هیچ علمی نمیتواند از چهارچوب تعریف شده اش خارج گردد. ما با احترامی که برای همهی علوم قائلیم در عین حال از هیچ کدام رسالت بالاتر از خودش را توقع نداریم. با تفطن بر این نکته، تمام اهتمام خود را به متون دینی و معرفت شهودی و عرفانی که بر ابزار وحی و تهذیب باطن، تکیه نموده است تاکید میورزند. امام معتقدند تنها علمی که این رسالت را بر دوش دارد و حتی بالاتر از فلسفه که «امالعلوم» است قادر به تبیین واقعی انسان میباشد علم عرفان است که بر مبانی دینی و علوم وحیانی رکون دارد. در طول تاریخ اسلام این عرفا بودهاند که تمام تلاش خود را در سیره علمی و عملی به کار گرفتهاند تا با استمداد از کتاب و سنت که بر منشاء وحیانی تکیه دارد به بهترین وجه، دقیق ترین تعریف را از انسان ارائه نمایند. امام بر همین مبنا میفرمایند هویت و حقیقت انسان، کون جامع بودن اوست که تمام اسما و صفات حق را در خود جمع نموده است. به همین جهت قوه عاقله از درک حقیقت انسان عاجز است و حدیث معرفت نیز تعلیق به محال است، جایگاه انسان، برترین و مقام او از میان سایر موجودات و فرشتگان بالاترین مقام است. نظام تکوین دارای مراتب بوده که به تعبیر عرفا دارای حضرات خمس میباشد و انسان در بین حضرات، کون جامع میباشد به این معنا که همه حضرات چهارگانه و مراتب هستی را داراست. انسان در عالم ملک ملکی، در عالم مثالی، برزخی و در عالم ملکوتی، موجودی ملکوتی است. تمام تمهیدات کمال برای او مهیاست، هرچند با مرگ جسم و جنبه مادی او فانی میگردد اما جنبه روحی و معنوی او باقی است، با مرگ فقط پوست عوض میکند، در پرتو معرفت و عبودیت حق و ولایت به کمالاتی بلند دست مییابد. تمام سعادت او در علم و عمل به تعالیم الهی است که در کتاب آسمانی قرآن منطوی است.
کون جامع نزد ما انسان بود ور نباشد این چنین حیوان بود
جامع انسان کامل را بخوان معنی مجموع قرآن را بدان386
از اندیشه بلند امام این نکته حاصل است که انسان با توجه به حقیقت و استعداد و قدرت و تواناییهایی که دارد نمیتواند برای دنیا مادی خلق شده باشد بلکه او را برای جهان دیگری آفریدند در او اسراری نهفته است که تا به حال بسیاری از آن اسرار و رموز او کشف نشده باقی مانده است.
خاک و جان پاک با هم یار شد آدمی اعجوبه اسرار شد387
دیگر این که نگاه تکساحتی به مقام انسانی، پنداری باطل و سطحی است چه این که او را نمیتوان چون سایر موجودات محدود به حد خاصی نمود، او نماینده و جانشین خدا در زمین است البته این خلافت در پرتو عبودیت حاصل است و اگر تعبد نباشد تمام وجودش باطل است، ملاک صلاح و فساد او در تسلیم و طغیانش نهفته است و در هر دو طرف هیچ حدی را نمیشناسد؛ یعنی صعود و سقوط انسان حیطه مشخصی ندارد، صعودش تا اعلی علیین و سقوط او تا اسفلالسافلین است.
هبوط او در عرصه ملکی و خاکی یکی از بزرگترین نعمات و توجهات و الطاف الهی است چه این که اگر به زمین هیوط نمیکرد هیچ مکانی برای نیل به کمالش وجود نداشت بنابراین زمین بهترین مسجد او برای صعود و بهترین مکان برای جبران کاستیها و نقائص است.
عرصه خاکی برای انسان، تجلی فیض اقدس الهی است که ذات باری از غیب مطلق و حضرت عمائیه ظهور یافت، او نفس رحمانی و وجود منبسط الهی است. به همین جهت او امین امانتهای الهی، گنجینه اسرار خداوندی، معدن انوار ربانی، رهنمای رحمت واسعه و حامل علوم الهی است.388
صقع ربوبی در وجود انسان کامل منطوی است و به همین جهت عین ثابت او غایت نظام هستی است، بدون ظهور و تجلی قوای باطنی او غرض الهی در نظام تکوین و تشریع منتفی است. لذا وجود انسان کامل، امری ضروری و قطعی است.

فصل سوم

علامه و انسانشناسی عرفانی

مقدمه
انسانشناسی که در علوم مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است از نگاه فلسفی و عرفانی علامه مغفول نمانده بلکه او با احاطه بر علوم زمان خویش تمام تلاش خود را به عمل آورد تا در قبال دیدگاههای مادی و سطحی، تعریف درستی از انسان ارائه دهد، وی در مقابل تهاجم برخی از ظاهرگرایان به فلسفه و عرفان که این دسته از علوم را مایه انحراف از شریعت دانسته و اغوا کننده جوانان به شمار میآوردند سرسختانه مقاومت نموده و معتقد بود که عالمان دینی باید به سلاح روز مسلح باشند تا این که قدرت مقابله داشته باشند زیرا با سلاح کهنه نمیتوان در مقابل سلاح مدرن مقاومت نمود لذا لازم است بر اساس مبانی دینی، گزارههای علمی را با بیان جدید وارد مجامع علمی نمود و با بیانی رسا با دنیا سخن گفت، بنابراین گام بلند خویش را در عرصه فلسفه، عرفان، تفسیر، اصول و فقه برداشت و در این عرصهها سربلند و پیروزمندانه بیرون آمد. قوت و قدرت تحلیلهای فلسفی و عرفانی او تمام مخالفان را تا مدت زیادی در هزیمت و شکست فرو برد تا این که دوباره بعد از فقدان او به تدریج در حال سر برآوردند. باید تلاش نمود تا اندیشه این فقیه و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، کمال انسانی، اوصاف الهی، ظاهر و باطن Next Entries پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، کمال انسانی، فضایل اخلاقی، شناخت انسان