پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، اخلاق ناصری، کمال انسانی، سیر و سلوک

دانلود پایان نامه ارشد

راهزنان معرفت گام به جلو گذارد و به مرتبه انسانی راه یابد.»270 البته اسلام این مرحله را حداقل حیات برای انسان تعریف نموده است چرا که ارزش آدمی بسی برتر از حیات انسانی است و اهلیت و مرتبت او فراتر از عالم طبیعت است.
2ـ 5 ـ 5 ـ 5. مرحله روحانی
هرگاه انسان عقل معاش خویش را با عقل معاد پیوند زند و در حین ساختن و تحصیل آرامش به دنبال تامین معاد و آخرت خویش هم باشد می تواند در زمره مؤمنان قرار گیرد و مشمول عبادالرحمن گردد . هر چند عقل معاش، حیات انسانی او را تامین می کند اما متضمن حیات اخروی نیست چرا که او به ندای عقل پاسخ داده است اما روحش را اقناع نکرده است برای این که به مرحله بالاتری از حیات دست یابد لازم است عبودیت و بندگی اش را تقویت نماید. از نگاه امام، انسان مادامی که در حجب ظلمانیه عالم طبع قرار دارد و از نورانیت عالم غیب محبوس و محجوب است قادر نیست که گام در عالم روحانی گذارد به همین جهت خداوند در سوره حمد دستور ترقی روحانی و مسافرت عرفانی را می دهد تا از بیت نفس و خلق خارج مهاجرت کند و به حضور لدی الرب برسد.271 این قابلیت کمال در انسان از نگاه امام امری بدیهی است و برای همه فراهم است اما چون در عالم طبیعت است و همه وجهه همت او به ماده و طبیعت است توجهی به عالم بالاتر ندارد. اگر انسان همت گمارد و به عالم روحانیت برسد برای او دنیا و هر چه در آن است پست و خوار می گردد .272
2 ـ 5 ـ 5 ـ6. مرتبه نورانی
نفس انسانی لایق کمالات شایسته و بیشتری از مراحل پیش گفته است که با قدرت جادویی اراده و عزمی سترگ و سازنده می تواند بدان دست یابد. هرگاه سالک الی الله در عالم روحانی نفسش را فانی سازد لایق عالم نورانی می گردد که در این عالم می تواند سیمای حق را شهود نماید و قلبش را به نور مسرت بخش الهی نورانی سازد. امام در همین راستا معتقد است انسان زمانی که قلبش را تسلیم حق نماید به عالم نورانی گام می گذارد و از عالم نور نورانیت می گیرد و زمانی که قلبش نورانی گردد این نورانیت به تمام اعضا و جوارح او سرایت پیدا می کند و تمام مملکت او نور علی نور می شود و در این حالت است که عبودیت بکلی فانی و و مختفی و ربوبیت ظاهر و هویدا می شود، قلب سالک را طمانینه و انسی دست دهد که همه عالم محجوب او شوند و جذبات الهیه به او دست دهد و در ظل توجهات حبی مستور گردد و بدایای ولایت برای او حاصل شود.273 این معنای همان روایت نورانی صادق آل محمد است که فرمود : «العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة، فما فقد في العبوديّة وجد في الرّبوبيّة» 274 انسان در این مقام با ضمیر پاکش به باطن عالم و آدم آگاه می گردد و به نفس مطمئنه می رسد و زبانش لسان الله ،چشمش عین الله، دستش یدالله و سیمای او وجه الله می گردد. «اگر یک فرد نورانی از انسان در عالم برزخ پیدا شود که مفهوم انسان در او کامل باشد اطلاق لفظ انسان بر چنین فردی که این مفهوم به طور اکمل در او تجلی دارد صادق تر خواهد بود.»275
2ـ 5 ـ 5 ـ7. مرتبه خلیفه اللهی
در این مرتبه انسان به آخرین مرحله ازمراحل کمال بار یافته و به مقام خلافت می رسد. در خلقت انسان غایت است و غایت خلقت او خلافت است. بنابراین تصورعبث بودن او خلاف خرد و حکمت است چه این که در کلام خداوند سبحان خطاب به انسان به نحو استفهام انکاری آمده است که: «افَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً.»276 قرآن با طرد عبث بودن خلقت، خلافت را برای او به ثبت رسانده و می فرماید:« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَة.»277 اهل معرفت معتقدند که برای وصول به این مرحله سیر و سلوک لازم است چرا که سیر و حرکت لازمه کمال است و باید فتوحاتی انجام گیرد تا گشایش حاصل شود. اهل سلوک گفته اند که نیل به قله کمال بدون فتوحات ثلاثه مقدور نیست، خدای سبحان در قرآن آن را اعلام نموده است که عبارتند از: فتح قریب ،فتح مبین و فتح مطلق .278
امام می فرماید فتح در مشرب اصحاب قلوب(عرفا) عبارت است از گشایش ابواب معارف و علوم مکاشفات از جانب حق. بعد از آن که آن ابواب بر او مغلق و بسته بود. مادامی که انسان در بیت مظلم نفس است جمیع ابواب مکاشفات به روی او مغلق است. ایشان در جای دیگر می فرماید مادامی که قلب در تصرف شیطان یا نفس است معبد حق مغصوب است و به هر اندازه که از تصرف شیطان خارج شود مورد تصرف جنود رحمانی شود تا آن که فتوحات سه گانه( فتح قریب ، مبین و مطلق ) حاصل شود. فتح قریب و مبین عام است ، اما فتح مطلق از مقامات خاصه ختمیه است. فتح مبین که نصیب سالک می شود از برکت مقام ولایت است و اگر برای کسی فتح مطلق حاصل آید به شفاعت آن بزرگوار است.
پس، سالك إلى اللّه بايد مقام خلافت كبراى احمديّه را به باطن قلب و روح برساند، و به واسطه آن، كشف حجاب و خرق ستور نمايد و از حجب تعيّن خلقى بكلّى خارج شود، پس، ابواب جميع سماوات براى او مفتوح شود و به مقصد خود بى حجاب نائل گردد.279
اعتقاد ایشان این است که مراحل نهایی کمال انسان بدون ولایت و شفاعت رسالت حاصل نمی شود. و به واسطه اولیای دین می توان خدا را شناخت ؛ زیرا آنها کلید وجودند. ولایت ، باطن رسالت و نشان تام و کامل حق است.280 به همین جهت امام بر تداوم قرائت زیارت جامعه کبیره که در وصف معرفت ائمه اطهار(ع) می باشد اصرار می ورزیدند.
خلاصه این که نفس ذومراتب است و هر روز با سیر کمالی به کمالی نایل می شود و از جلوات طبیعت تا اندازه ای بیرون می رود ولی در هر حدی از کمال دارای هویتی است که واجد مرتبه ای از کمال می باشد.281 بدان که انسان همانند حیوان محدود نیست بلکه موجودی است که برای او در تکامل و انحطاط مرزی تعیین نشده است. ساير حيوانات محدود هستند. انسان‏ محدود نيست؛ يعنى انسان در طرف سعادت و در طرف فضيلت غير محدود است. مى‏رسد تا آنجايى كه تمام صفاتش الهى مى‏شود؛ يعنى نظر مى‏كند نظرِ الهى؛ دستش را دراز مى‏كند دست الهى‏ «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏.» دست، دست خداست. تو انداختى (رَمَيْتَ) لكن ما رميت- ان اللَّه رمى‏. آنهايى كه با تو بيعت كردند، إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ‏ . انسان در طرف كمال‏ به آنجا مى‏رسد كه «يَدُ اللَّه» مى‏شود، «عَيْنُ اللَّه» مى‏شود، «اذُنُ اللَّه» مى‏شود. در طرف كمال‏ اين طورى است، غير محدود است. در طرف نقص هم، در طرف شقاوت هم غير محدود است.282
تردیدی نیست که انسان جامع جمیع کمالات است به طوری که کمال نباتی وحیوانی و جمادی و معدنی در اصل حقیقت او موجود است اما روح او اکمل از همه موجودات طبیعت است و اگر او را باز کنی عالم کون را در او منطوی می بینی . 283
2-5-6. کمال حقیقی انسان
این که انسان موجود برتری نسبت به سایر مخلوقات است تردیدی نیست. او مراحل جماد و نبات و حیوان را سپری ساخت تا به مرحله انسانی رسید. وجود انسانی از جهات مادی و جسمانی با سایر موجودات نباتی و حیوانی تمایزی ندارد و همانند بقیه موجودات بالفعل خلق میشود یعنی جهاز بدنی او کامل است اما دارای روح انسانی است که در او بالقوه بوده و فعلیت نیافته است چون دارای این دو بعد است لذا دارای دو ساحت شخص و شخصیت است برخلاف سایر موجودات که فقط شخص و فاقد شخصیت میباشند؛ جسم و شاکله ظاهری اش شخص او را میسازد و روحش شخصیت او را شکل میدهد و چون قوای مادی در ابتدای خلقت در او بالفعل است و قوای روحی و معنویش بالقوه لذا استاد مطهری معتقدند که انسان از لحاظ روحی و معنوی یک مرحله عقبتر از مرحله جسمانی و بدنی است.284 شخص انسان که همان اعضا و جوارح و جهازات جسمیاش میباشد در رحم مادر تکمیل میگردد اما شخصیت وی که ابعاد معنوی و روحی اوست باید رشد یابد. اینجا ست که هر شخصی از انسان باید قلم بدست گیرد و با همت عقل و ارادهاش شخصیت خویش را ترسیم نماید. وی قادر است که با به فعلیت رساندن قوای نفسانی، خود را در جهتی از جهات به کمال رساند. اگر بخورد و بیاشامد و قوه شهویه را به کار گیرد به مقام بهیمیت میرسد، اگر قوه غضبیه را به کار گیرد و آن را به کمال رساند درنده و سبع میشود و اگر قوه عاقله را به فعلیت رساند مَلَک شود و در سیر الی الله و فی الله گرایش پیدا کند و به کمال انسانی دست یابد.285
خواجه نصیر در اخلاق ناصری286 و مرحوم نراقی در معراجالسعاده و امام در آثار فلسفی و عرفانی بر آن تاکید و تصریح مینمایند. با نگاه حکمی و عرفانی، انسان در اول پیدایش، پس از طی منازلی، حيوان ضعيفى است كه جز به قابليت‏ انسانيّت‏ امتيازى از ساير حيوانات ندارد. و آن قابليّت‏ ميزان انسانيت‏ فعليه نيست. پس، انسان حيوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم، و در تحت هيچ ميزان جز شريعت حيوانات، كه اداره شهوت و غضب است، نيست. و چون اين اعجوبه دهر ذات جامع يا قابل جمعى است، از اين جهت براى اداره آن دو قوّه صفات شيطانى را از قبيل كذب و خديعه و نفاق و نميمه و ساير شيطانهاى ديگر نيز به كار مى‏برد، و با همين سه قوّه، كه اصول مفسدات و مهلكات است، ترقى كند، و اين‏ها نيز در او نموّ و ترقى روز افزون نمايند. و اگر در تحت تأثير مربى و معلمى واقع نشود، پس از رسيدن به حد رشد و بلوغ يك حيوان عجيب و غريبى شود كه در هر يك از شئون مذكوره گوى سبقت از ساير حيوانات و شياطين ببرد، و از همه قويتر و كاملتر در مقام حيوانيت و شيطنت شود. و اگر بر همين حال روزگار بر او بگذرد، و جز تبعيت هواى نفس در شئون ثلاثه نكند، هيچ يك از معارف الهيه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه در او بروز نكند، بلكه جميع انوار فطريه او نيز خاموش گردد.287 انسان، به اين صورت ظاهر كه مى‏خورد و مى‏آشامد و ساير كارهايى كه حيوانات هم انجام مى‏دهند، نيست؛ بلکه با ساير حيوانات فرقها دارد… در ميان همه موجوداتى كه در اين طبيعت موجود هستند، انسان اختصاصاتى دارد كه ساير موجودات ندارند. يك مرتبه باطن، يك مرتبه عقليت، يك مرتبه بالاتر از مرتبه عقل، در انسان بقوه‏ هست. از اول در سرشت انسان هست كه اين انسان از عالم طبيعت سير بكند تا برسد به آنجايى كه وَهْم ماها نمى‏تواند برسد و همه اينها محتاج به تربيت است.288 باید استعداد و قوای انسانی شکوفا شوند و با تربیت به فعلیت رسند و انسان مجلای اسمای حسنای الهی گردد زیرا نعمت کمال جمع اسمایی است که بالاترین نعمتهای الهیه است.289 با معنويت است كه شما مى‏توانيد استقلال خودتان را حفظ كنيد و آزادى خودتان را حفظ كنيد و به مراتب‏ كمال‏ برسيد.290 کمال حقیقی انسان شدت اتصال به خدای سبحان است و انسان عارف به حق وجهه کمال را به حق منتسب میداند.291
پس میتوان گفت که کمال واقعی با دو اصل محقق میشود؛ حکمت و حریت اما حکمت همان علم رساندن به نظام وجود است نه به ماهیات و مفاهیم و حدود؛ بلکه مطالعه نظام وجودات عالم، حکمت است و حریت ذاتی یعنی انسان از عبودیت شهوت و حرص خود را خلاص نماید اگر صفای ذاتی را فراهم آورد این دو معنا حاصل میشود.292 که این معنا در مناجات شعبانیه مولای متقیان متجلی است . «الهى هَبْ لى‏ كَمالَ‏ الْانْقِطاعِ‏ الَيْكَ وَ انِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياء نَظَرها الَيْكَ حَتّى‏ تَخْرِقَ ابْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَة» این کمال انقطاع ، خروج از منزل خود وخودی و پیوستن به اوست و این هبهای است به اولیای خلص پس از صعق حاصل از جلال.293
از منظر امام، کمال نفس آدمی در اتصال به ذات ربوبی است که در پرتو آن انوار الهی در وجود انسان متجلی است؛ به این معنا که انسان هر چه ارتباطش با خدا مستحکم تر شود نورانیتر است و هرچه نورانیتش بیشتر گردد درجه وجودیاش بالاتر و سعه وجودیاش بیشتر است.
گفتار ششم: انسان کامل
2-6-1.انسان کامل، مقامات و اوصاف
یکی از اصطلاحات رایج در اندیشه انسانشناسی امام، تعبیر انسان کامل است که ایشان با تبعیت از برخی از عرفای سلف این اصطلاح را در آثار خود کرارا بیان داشتهاند. آنچه در این بخش برای ما حائز اهمیت است بیان ماهیت و ضرورت وجود انسان کامل از دیدگاه امام است که تعریف ایشان متمایز از تعاریف دیگران است. تعریفی که امام ارائه میکنند با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، مراتب هستی، روح انسانی، حقیقت هستی Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، علم حصولی، اوصاف الهی، مراتب هستی