پایان نامه ارشد درباره انسان شناسی، حیات دنیوی، شناخت انسان، قاضی سعید

دانلود پایان نامه ارشد

اهل طریقت دانست در حالی که او متوکل را از اولیاء شمرده است.735 شاید به همین جهت ابن خلدون و ابن تیمیه او را تکفیر کرده اند و سید حیدر آملی به عنوان سخن گوی عرفان شیعی او را در مساله ولایت که عیسی را خاتم ولایت مطلقه و خود را خاتم ولایت مقیده معرفی نموده است، مخالفت نموده است. علاءالدوله سمنانی هم با ایشان در این موضوع مخالف بوده است. اما عده ای از عرفای بنام همانند صدرالدین قونوی، سهروردی، حموی، شیخ بهایی، مرحوم شعرانی، و امام خمینی از جمله موافقان ابن عربی به شمار می آیند.736
برخی از معاصرین و تعدادی از شاگردان علامه را عقیده بر این است که علت اصلی عدم به کارگیری تعابیر عرفانی ابن عربی و قونوی و قیصری و برخی از شارحان بزرگ ایشان حکایت از آن دارد که علامه بدون توجه به عرفان ابن عربی خود در مقام پایه گذاری نظام جدید در عرفان بودهاند. به همین دلیل در آثار علامه تعابیری چون انسان کامل، نفس رحمانی، فتوحات ثلاثه، جلاء و استجلا وجود ندارد در حالی که امام در موارد متعدد از این تعابیر بهره می گیرد.
آن چه برای بنده در طول سالیان متمادی با غور در اندیشه امام و علامه در حوزه های مختلف خصوصا در این باب تحصیل شد این است که در اندیشه این دو عارف بزرگ هیچ اختلاف ماهوی وجود ندارد بلکه اگر به ظاهر اختلافی در برخی موارد مشهود است در روش شناسی این دو اندیشمند است که امام شیوه ای را برگزیده و علامه روش دیگری را انتخاب نموده است و هر دو در راستای هدف واحدی در حوزه علمی تلاش می کرده اند. امام بر خلاف بسیاری از عالمان دین معتقد بود که در بحر معارفش دیگران هم حضور یابند، باید دست دیگران را گرفت و بالا آورد نه این که عارف خود را در حد فهم عوام تنزل دهد که این عقیده در بسیاری از بیانات و آثار ایشان مشهود است، نمونه بارز این مطلب، اجازه پخش تفسیر عرفانی سوره حمد در سیما و نیزمخالفت ایشان در باب صفات خداوند با قاضی سعید قمی است که او اصرار بر عدم درک صفات الهی را دارد و قائل به تنزیه شده است ولی امام بر اثبات صفات بدون تشبیه که دیدگاه ابن عربی است تاکید می ورزند. قاضی سعید در تاکید دیدگاه خویش نگران انحراف مردم در توحید و خداشناسی است، اما امام معتقد است که باید فهم عوام را ارتقاء بخشید و اثبات بدون تشبیه را تثبیت نمود نه الهیات تشبیهی یا تنزیهی را، که هر دو دیدگاه در قبال اندیشه ابن عربی با ظاهر آیات و روایات ناسازگار است.737
نوآوری
1. ابتنای انسان شناسی امام بر هستی شناسی و انسان شناسی ابن عربی، و هندسه فکری علامه در انسان شناسی عرفانی بر مبنای نظام سلوکی خاص؛ به معنای تعارض ظاهریبا توجه وحدت در هدف؛ چه این که نفس طریق سالک به سوی خدا و معرفت نفس، شالوده اصلی انسان شناسیاست.
2. عدم انتزاعی بودن تفکر عرفانی امام و علامه و تلفیقی بودن آن با تعالیم وحیانی و آموزه هایعرفانی که بر مبنایآن کمال حقیقیانسان در پرتو توحید و عمل به امور فطریو حضور در عرصه اجتماعی متبلور است.
3. ارتباط مراتب ادراک با تکامل انسان؛ بدین معنا که در مرتبه ادراک حسی، حیات انسان مادیو حسی و در مرتبه خیالی، حیاتش مثالی، و در مرتبه ادراک عقلی، حیاتش معقول و نورانیاست. حیات طیبه مرهون بهره گیریاز قوه عاقله است که آن را نیز مراتبیاست.
نتیجه
انسان شناسی عرفانی از منظر امام و علامه، که دو اندیشمند صاحب نظر در ساحت دین هستند در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. حاصل این تحقیق، دو نکته مهم است؛ نخست نگاه عرفانی این دو عارف از انسان که تا به حال در هیچ اثری به صورت منجسم نیامده و دیگر مقایسه و تحلیل اندیشه این دو حکیم متأله و دو عارف متصلّه است.
در نکته نخست، بدون تردید میتوان گفت که حقیقت انسان در تعریف عرفانی جایگاه خود را مییابد و انسان برای این که به گوهر وجود خود آشنا شده و بدان دست یابد، هیچ راهی جز مراجعه به عرفان ندارد که آن هم در آثار عرفانیعرفا تبیین شده است. آن چه که از این دو عارف سترک معاصر اصطیاد شده است ماهیت انسان به معنای جامع هستی ، ساحت او در لاحدی، جایگاه او در مقام ولایت و خلافت الهی متعین است. عدم معرفت نسبت به انسان در عرفان، علی الخصوص از منظر این دو عارف ربانی، تداوم زندگی در مسیر حیوانی و اتلاف عمردر حیات دنیوی است. در نوشتار حاضر با حقایقی از انسان آشنا میشویم که قطعا توجه به آن موجب تعالیحیات دنیویو رستگاریزندگیاخرویاست؛ همان حقایقیکه این دو انسان را در دنیا تعالیبخشید و مسعود و محمود گردانید.
انسان درعرفان به ذروه سعادت میرسد و در مقام اسعاد بر میآید. حیات در نشئه طبیعت برایاو معنادار میگردد و از هرگونه تزلزل و بیمعنایی خارج میشود. جهاد در راه خدا، اقامه قسط در اجتماع، ایجاد انگیزه برای نیل به رستگاریو فلاح در عرفان برای انسان حاصل است. همه بیمعنایی و تفکر نیهیلستیو گرایش به اندیشه تنازع بقا و خون ریزیها و نزاع ها در حیات اجتماعیاز عدم آشناییبه تعالیم و معارف عرفان شیعی برمیخیزد. بیشک تا زمانیکه فرد به معنای عرفانی از انسان شناسیدست نیابد، لذت و کامیابیزندگی را نخواهد چشید چه این که در هیچ علمی و نزد هیچ عالمی، ماهیت و حقیقت انسان مکشوف نشده است، سعه وجودی، هبوط و هستی، رتبه وجودی و غایت مندی اخروی، در عالیترین وجهش برای انسان در علم عرفان ترسیم شده است. هیچ علمیاز علوم متکفل تعریف انسان نشد، زیرا که ابعاد وجودی انسان را فراتر از موضوع خود دانسته اند. برخیاز علوم در شناخت او توقف کردهاند و برخی دیگر که از تعریف او عاجز مانده اند برای پوشاندن ناتوانی و عجز خویش او را بین تولد و مرگ معنا کرده اند و گفته اند:« إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ.»738 اما در این میان علم عرفان، با تمسک از روایات و استمداد از آیات قرآن، طلایه دار شناخت انسان شد و توانست نام بزرگ ترین متفکران دینی و رهبران الهی چون امام و علامه را در تاریخ ثبت نماید.
در نکته دوم پژوهش که مقایسه دو اندیشه است این نتیجه حاصل شد که امام و علامه تا حدود زیادی از اساتید خود متاثر بودهاند؛ امام در مبانی عرفانی به همان میزان از مرحوم شاه آبادی متاثر بود که علامه از سید علی آقای قاضی تاثیر پذیرفته بود. شاید به همین دلیل بوده که امام به جنبه اجتماعی عرفان توجه بیشتری نسبت به علامه داشتهاند. با چشم پوشی از عرفان نظری میتوان این موضوع را در عرفان عملی آن دو بزرگوار مشاهده نمود. امام، سالکی است که در مسیر سلوک، مستغرق در شهود است و این جذبه در سیره ظاهری او مشهود است که مدت ها قبل از کوس رحیل از نشئه غرور به دارالسرور فرمود:« با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به لقای حق میروم.»739با توجه به نتایج فوق به نوآوری هایتحقیق اشاره میشود.
غایت کلام این که زندگی و حیات علمی شان به مثابه جریان دو رود دجله و فرات است که از کوههای ترکیه فعلی سرچشمه گرفته و پس از سرازیر شدن به دو شعبه منشعب میشوند، سرچشمه مشترکی که از کوههای برفی شمال ترکیه جریان یافته به ظاهر از هم جدا شده و دو رود را تشکیل میدهند اما اندکی جلوتر که میروند اروند رود(شط العرب) را میسازند و بلا فاصله به داخل خلیج فارس میریزند. جریان آبی که در دو رود دجله و فرات از هم جدا هستند و کثرت را ساختهاند دارای سرچشمه واحدی بوده که از بلندای قلههای کوهستانی نشات یافتهاند و این تاریخ هزاران ساله دارد. جریان زندگی مردان الهی که هیچ غایتی جز اعتلای کلمه الله را در منویات خود نداشتند به ظاهر از هم جداست ولی در معنا یکی است. و این در حیات پر بار معصومین( نیز مشهود است که سیره ظاهریشان مختلف بود اما در باطن همه از یک گوهرند و این نباید منشاء توهم برخی از افراد قرار گیرد که این اختلاف ظاهری را ناشی از اختلاف در اندیشه بدانند، چه این که هرگز نمیتوان گفت اختلاف در سیره ظاهری پیشوایان دینی ناشی از اختلاف باطنی آنها است زیرا که همهی آنها به منزله نور واحدی بودند که برای ارشاد و هدایت بشر آمدند. در حقیقت زندگی امام و علامه که هنوز بسیاری از ابعاد وجودیشان ناشناخته مانده با همین تشبیه سازگار است که دو نماد هدایت و کمال و سعادت بودند که از یک منشاء اشراب می شدند و اگر در برخی از مسائل افتراقی در اندیشه شان مشهود است میتوان آنها را به وجوه اشتراک ارجاع نمود.
هیچ انگیزه محرک تحریر این رساله نشد مگر این که خواستیم از این رمز که امام فرمودند« انسان حیوان بالفعل است و انسان بالقوه»740 پرده برداریم و از این تعبیر که علامه فرمودند «راهیابی به باطن عالم از مسیر ولایت برای همگان مقدور است»741 راز بگشاییم.
شاید توانسته باشیم با این تحقیق، سطح اندیشه انسانی را تعمیق بخشیده و بیان سید حیدر آملی که فرمود: « از هر هزار فرد از افراد انسانی نهصد و نود و نه نفر ایشان به مقام انسانی نمیرسند و از دنیا می روند.»742 تعدیل نموده و آن را با معرفت به خویش و شناخت انسان کاهش بخشیده تا این که اکثریت عوام در دنیای دنی« ذبیح السیوف» و غالب خواص«قتیل العبارات » نگردند.
« … يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقين»743

فهرست منابع
قرآن
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ابن ترکه، صائن الدین علی،تمهیدالقواعد، تحقیق: سیدجلال الدین آشتیانی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و آموزش عالی،1360.
ابن حنبل، احمد، مسندالامام احمدبن حنبل، مصر، موسسه قرطبه، بی تا.
ابن رشد، محمدبن احمد، تهافت التهافت، بیروت، دار المشرق، 1986م.
ابن سینا ، حسین بن عبدالله ،الشفا ، (المنطق ) قم، مکتبه آیه الله مرعشی، بی تا.
ابن سینا، حسین بن عبدالله ،الاشارات و التنبیهات، قم، النشر البلاغه، 1375ش
ابن عربی ، محی الدین، الانسان الکامل، جمع و تالیف، محمود محمود الغراب، دمشق، دارالفکر،
ابن عربی ،محی الدین ،حقیقه الحقایق ،ترجمه ،شاه داعی شیرازی تصحیح ،نجیب مایل هروی،تهران،،تهران ،انتشارات مولی 1388
ابن عربی، محی الدین ، الفتوحات المکیه،( چهار جلدی ) بیروت، دارالصادر، بی تا.
ابن عربی، محی الدین ،شرح مناقب ، شارح سیدصالح موسوی خلخالی، تصحیح، تعلیقه و ترجمه،مهدی افتخار، قم، مطبوعات دینی، 1386ش.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، معرفت نفس، ادراک عقلی، آیات و روایات Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع گروه های تکفیری، اسناد بین الملل، اسناد بین المللی، حقوق بشر