پایان نامه ارشد درباره امیر مبارزالدین، فرهنگ ایرانی، خلافت عباسی، فرهنگ اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

جماعت بوده است »(غنی، بیتا:186 ).
امیر مبارزالدین محمد که خود را بر طریق اهل سنت وا مینمود در اوایل کار خویش برای مذهب شیعه احترام خاصی قائل بود. وی در اجرای احکام دین مبین اسلام و شعائر مذهبی تعصب خاصی از خود نشان میداد. خاندان مظفری تلاش زیادی در احیای خلافت و وحدت مسلمانان، که بعد از سقوط بغداد از میان رفته بود کردند (نبئی، 1375 : 80 تا 90 ).
در حوضۀ دینی، حمایت این دو خاندان اینجو و مظفریان از مذهب اهل سنت محرز است وی یکی از دلایلی که بیان میدارد شناسایی خلیفه در سایه عباسی در قاهره « المتوکل اول » از سوی شاه شجاع است ( جکسون، 1387 :34 ).
به طور کلی در این دوره ریا و تزویر بر جامعۀ مذهبی حاکم بوده و دستگاههای حکومتی خصوصاً حکومت امیر مبارزالدین محمد به ترویج این فرهنگ رایج میپرداختند. در این دوره طبق قرائن موجود شاهد حضور فقیهان ریاکاری هستیم که جیره خوار حکومت بوده اند و بر وفق تمایل و خواست سلطان عمل میکنند. فرهنگ ریا از یک طرف و استبداد و خود کامگی شاهان از طرف دیگر همه را تحت تأثیر قرار داده در چنین جوی واعظ و شیخ خانقاه و امام جماعت همرنگ جامعۀ آن زمان میشوند.
فرهنگ ایرانی، پس از ساسانیان طی چند سده در تعامل با دو فرهنگ اسلامی- عربی وترکی- مغولی قرار گرفت که حاصل آن پدیداری یک فضای متکثر فرهنگی با غالبیت عنصرایرانی بود. شیراز به عنوان تختگاه فارس از جمله مناطقی بود که در این مهم نقش اساسی داشت.
چشم انداز فرهنگی آل اینجو
آنچه در چشم انداز فرهنگی و هنری آل اینجو بیشتر نمود مییابد، گرایشهای ایرانی وایران دوستی آنهاست. آنها شکوه و شوکت دربار خود را به سنتهای فرهنگی و هنری پیشین شیراز پیوند زدند، سنتهایی که قرنها پیش در زمان آل بویه خود را نشان داده بود. به عبارتی اینجویان احیاگر جهان ساسانی و مواریث نهفته در آن، از اقتدار ملی تا منظرۀ فرهنگی برخاسته از فکر و اندیشۀ ایرانی بودند که در روزگار اسلامی پوششی از رویکردهای اسلامی به خود گرفته بود. پیوند خانوادگی اینجویان با خاندان رشیدالدین فضل الله، وزیرمقتدر و ایران گرای ایلخانان، این مواثیق فکری و فرهنگی را بیشتر قوام بخشید و شیراز را کانون احیای معیارهای کهن ایرانی کرد. در این قلمرو، بیش از هر کس دیگر، امیر شیخ ابواسحق چهرۀ تابناکی از خود نشان داد. تصمیم او به ساختن قصري همچون کاخ کسري درشیراز و پشتیبانی وی از کتاب آرایی شاهنامه، گوشهای از رویکردهای فرهنگی ایران مدار وی است( آژند 1388 :ص4 ).
آل مظفر مدافع فرهنگ عربی – اسلامی
حکومت امیر مبارزالدین محمد مظفر در یزد، فارس، اصفهان، کرمان و گسترش آن تا سواحل خلیج فارس، بیشتر در پرتو سیاست مذهبی عربی، اسلامی پیگیری شد، تا سیاست ایران گرایی یا باستان گرایی، امیر مبارزالدین پس از پیروزيهای گسترده، پیکی نزد یکی ازبازماندگان مستعصم بالله، آخرین خلیفه عباسی، در مصر فرستاد و با او بیعت کرد. فرزند او، شاه شجاع ممدوح حافظ شیرازی، هم با همۀ آزاداندیشی در قلمرو اندیشههای مذهبی، سرانجام مانند پدر با بازماندۀ خلافت عباسی در مصر بیعت کرد تا حکومت خود را از نظرسیاسی- مذهبی مشروع سازد. از اینها گذشته، تعلیمات دوران کودکی او به گونهاي بود که بیشتر به جنبههای عربی گرایش داشت تا ایرانی. شهرسازی و معماری آل مظفر هم در راستای تقویت اندیشههای مذهبی آنان بود. مسجد جامع کرمان از یادگارهای این دوره است که امیر مبارزالدین محمد دستور ساخت آن را صادرکرد(آژند،1388 :7 ).

تیموریان، فرهنگ ترکی – ایرانی – اسلامی
با آغاز حکومت تیموریان در فارس و اصفهان، حضور عنصر ترک، مغول در این سرزمین عملاً تحقق یافت، و حتی در معرض رقابتهای حکومتی میان امیرزادگان تیموری قرارگرفت. چنان که بیان شد، حکمرانان این منطقه در زمان هجوم مغولان به ایران، با تدبیری که اندیشیدند از ورود و حکومت مستقیم آنها در این سرزمین جلوگیری کردند ومغولان با گماشتن ماموران مالیاتی، چندان دخالتی در امور تشکیلاتی آن نمیکردند و بیشتر به بهرهیابی از مالیاتهای این منطقه بسنده میکردند. عمرشیخ، فرزند تیمور پس از استقرار در شیراز، دستور داد تمامی شاهزادگان و خانوادۀ او که در اندکان ماوراءالنهر مستقر بودند به شیراز منتقل شوند. با انتقال این شاهزادگان، نیروی نظامی قابل ملاحظهای هم در این سرزمین استقرار یافت و بعدها در امور کشوری و لشگری این منطقه دخالت ورزید. از این پس، سرزمین فارس، اصفهان، یزد، و کرمان با پیشینۀ فرهنگی و هنری قوی، بستری برای شکوفایی آرمانهای سیاسی و فرهنگی عنصر ترک، مغول در دورة تیموریان فراهم آورد(همان:ص 11 ).
صحنۀ سیاسی و فرهنگی شیراز در عرض یک صد سال، تحولاتی را از سر گذراند که برای تکامل فکری و فرهنگی آن ضرورت داشت. در حقیقت این شهر خصوصیات سه فرهنگ را تجربه کرد که این سه فرهنگ از ویژگیهای اصلی ادوار تاریخی ایران برشمرده میشود. آل اینجو به فرهنگ ایرانی متوسل شد و تلاش کرد تا ویژگیهاي آن را از دوران پیش از اسلام اقتباس کند و آن را در سیاست کلی هنري و فرهنگی خویش تسري بخشد. احیای عناصرفرهنگی دورۀ ساسانی، به ویژه ساخت کاخی مانند کاخ کسری در شیراز، کتابآرایی شاهنامۀفردوسی در کارگاه هنری کتابخانه، از جمله اقدامات ایرانگرایی این سلسله بود که در زمانی کوتاه حکومت کردند و به قول حافظ، عمر این دولت «مستعجل » بود و جایش را به آلمظفر داد.
سلسلۀ آل مظفر از همان آغاز قدرتیابی، به مبارزه با گرایشهای ایران مدار آل اینجوپرداخت و با توسل به بقایای خلافت عباسی در مصر به منظور تقویت مشروعیت حکومت خود و به میان کشیدن مفاهیمی چون جهاد و غزوه، فرهنگ عربی را در منطقه تبلیغ کرد ودامنۀ این تبلیغ تا کتاب آرایی آثار اخلاقی، فلسفی، کلامی، و اسلامی کشیده شد. حکومت فرزند تیمور،عمر شیخ، و پس از او اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان، نوادگان تیمور، در فارس، حضور عنصر ترک، مغول را در شیراز تثبیت کرد. تیموریان گرچه گاهی سیاستهای ترکانه و مغولانه از نوع تبعیت از توره و یاسای چنگیزی داشتند و خصوصیات زندگی ترکانه آنها تا حدودی در فرهنگ این منطقه منعکس شد، اما، روي هم رفته تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفتند و با گذشت چند دهه، از پشتیبانان هنر و فرهنگ ایران زمین گردیدند. مهمترین نتیجۀ این تعامل در عرصه فرهنگی هرات، آمیزهای از خصوصیات سه فرهنگ ایرانی، اسلامی و ترکی پدید آمد و فرهیخته و پرورده شد .آنچه که این سه فرهنگ را در هم آمیخت، فرهنگ اسلامی ایران بود که ناصافیها و کژي های فرهنگها را می سترد و محصولی پخته و پرورده در جامعۀ ایران فراز میآورد.
حاکمان شیرز و ارتباط حافظ با آنها
شاه شیخ ابواسحاق
شاه شیخ ابواسحاق اینجو، پسر محمود اینجوست که در زمان سلطنت غازانخان به حکومت فارس منسوب گردید. ابواسحاق خود شاعر و شاعر دوست و مردی سرخوش و عیّاش بود، بطوریکه از امور مملکت داری غافل ماند. شمسالدین محمّد با شاه شیخ ابواسحاق از جوانی بسیار محشور بود و علاقۀ سرشاری بدو داشت و این علاقه حتی بعد از مرگ شیخ نیز در او تخفیف نیافت و در اشعار خود فراوان از وی یاد میکرد(لیمودهی، برهان،1373 ).
امیر مبارزالدین
پس از او امیر مبارزالدین حاکم شیراز شد. او تعصبی کورکورانه داشت، قشرینگر بود و در امور فردی و روابط اجتماعی دخالت میکرد. به همین دلیل حافظ هرگز گرد دم و دستگاه امیر مبارزالدین که مردی بود، « خونریز وسفاک و حریص بر جهانگیری، در امر دین اهل قشر و بسیار ظاهر پرست وریاکار و متظاهر بدینداری به این معنی که زهد فروشی وریا را که در این قرن بازارش رواج کاملی داشت، یکی از وسایل پیشرفت کار خود قرار داده بود. » نرفت و ریاکاریها و تزویر این امیر عوام فریب را با تازیانه طنز همه جا میکوبد و او را « مفسد اخلاق جامعه و رواج دهنده بازار ریا و خرافات میشمرده ». دلیل اصلی نفرت حافظ از امیر مبارزالدین این بوده است که امیر مبارزالدین اهل ریا و تزویر و زرق بوده است، چیزی که خواجه همیشه با آن در ستیزه بوده است و آن را آفت جامعه میدانسته و از آن بیزار بوده است، آفتی که زوال اخلاقی جامعه را به همراه داشته است. به هر صورت حافظ در سراسر حکومت امیر مبارز الدین با این بلای مردم کش در نبرد بوده، و کمتر شعری از حافظ میتوان خواند، که در این زمان، یعنی زمان حکومت امیر مبارزالدین سروده شده باشد و به کنایه به این امیر عوام فریب نتاخته باشد و ریا و تدلیس او را به مذمت نگرفته باشد (نیاز کرمانی،1369 :9 ).
خواجه حافط که از سختگیریهای خارج از اندازه و بهخود بستنهای بیمزه این مرد مزوّر و روی کار آمدن ظاهرپرستان ریاکار مکرر نالیده است و بعبارات شیوا اوضاع اخلاقی و اجتماعی عصر را وصف نموده و بتلخی شکایت نموده است.
در عصر حافظ، همۀ عوامل « زور و زر و تزویر» دست به کار شدند. از اين رو، حافظ جز با سلاح طنز و طعنه و آن هم پوشيده و رندانه، چگونه میتوانست با آن مثلّث شوم درافتد؟ به خصوص كه در آن دوره، محتسبی سختگير و رياكار چون اميرمبارز حكومت میكرد، كه زهدورزیهايش حتّی عابدان را نيز مريد خود كرده بود. حافظ به حدّی از او آزرده دل بود كه همه جا لفظ محتسب را با طنز، طعنه و ريشخند بيان كرده است (صادق زاده، 1389 ،78 ). حافظ در غزلیاتش امیر مبارز الدین را محتسب مینامد و دوران حکومت او را فتنه انگیز میداند:
اگر چه باده فرح بخش و باد، گل بیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب، تیز است
(1 ،41 )
صُراحیّ و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایّام فتنه انگیز است
(2 ،41 )
کلمه محتسب اشاره به امیر مبارزالدین دارد که به سبب افراط در امر به معروف و نهی از منکر و تظاهر به زهد و تقوا حافظ وی را محتسب لقب میدهد(برزگر خالقی،1382 :115).
اوضاع و منش اجتماعی عصر امیرمبارالدّین محمد و دوران شش ساله بعد از مرگ شاه شجاع نیز عمدتاً از منش فردی حاکمان وقت به ویژه مبارالدّین پدید آمده بود، زیرا« افکار حاکم بر هر عصر، افکار طبقۀ حاکم آن عصر بوده اند» (ملکیان، 1385 :218 ).
دورۀ مبارزالدّین بدترین و غمناکترین دورۀ زندگی حافظ و معاصران اوست. زمانهای نا امن و ایامی فتنهانگیز با محتسبی تیز، و شکایت حافظ از جامعهای است که « یک اقلیّت نیرومند در رأس آن قرار دارد و تودهها در تحت انقیاد آن به سر میبرند فرد طوری مرعوب میشود و طوری از احساس قدرت و استقلال تهی میگردد که تجربۀ دینی او تجربهای خود کامه (فروم، 1385 :72 ) میشود و ترس وتسلیم، عصارۀ آن از این رو، محورهای عمدۀ نا امنی زمانه را چنین بر می شمارد:
1 ـ انقلاب زمانه و دگرگونیهای سیاسی اجتماعی و بدعهدی بعد از اینکه اختناق و استبداد سلطه یابد و صبر و قرار به یغما رود:
2 ـ حق ناشناسی مردم به دلیل نا امنی سیاسی، تعصب دینی و فقر اقتصادی چنان که این دوره، دورۀ قحط و کرم و ترویج تزویر و ریاست.
حافظ از شرایط جامعۀ خویش آزرده خاطر است و اين آزردگي، زماني به اوج خود رسيد كه پادشاه محبوب حافظ ( شاه شجاع ) به قتل رسيد و محتسب، حكومت را به دست آورد. بنابراين شعر طنزآميز حافظ در اين دوره، اعتراض هایی شديد عليه اين ر ياكاری ها و عوام فريبی ها بوده هیچ کس چون او اين همه، شاهد زهد فروشی و رياكاری صوفيان و زاهدان نبوده است و به اندازه ی او ازناراستیها و عوام فریبیهای اصحاب طريقت به بيان هنری وطنز و طعنه انتقاد نكرده است. از اين رو در هرفرصتی، مكرّر و به شيوههای گوناگون در شعر خويش به زاهد و صوفی طعنه می زند و میتازد(خرمشاهی ،1367 :7ـ 8 ).
درواقع از اين منظر شعر او چون آينهای به خوبی از محاكات صوفيان و زاهدان در عصر خويش برآمده و صادق بوده است(شمیسا ،1378 ،36).
وی مصلحی اجتماعی و روشنگری درد آشنا بود، امّا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره گروه های اجتماعی، نقد اجتماعی، خود انتقادی، اوضاع مذهبی Next Entries پایان نامه ارشد درباره زین العابدین، بی عدالتی، ساختار معنایی، منابع قدرت