پایان نامه ارشد درباره امام علی (ع)، پاداش و کیفر، فرهنگ اسلامی، باورهای دینی

دانلود پایان نامه ارشد

مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً * فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ في‏ رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْديهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقيماً؛ اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم. امّا آنها كه به خدا ايمان آوردند و به (آن كتاب آسمانى) چنگ زدند، به زودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مى‏كند﴾
«منظور از برهان، پيامبر عاليقدر اسلام است. پس معلوم ميشود: پيغمبر اسلام،(ص) آنطور كه بايد و شايد حق و باطل را براى جهانيان واضح نموده است و فرداى قيامت، احدى از افراد عاقل، كوچكترين عذر موجه و بهانه‏اى نخواهد داشت. منظور از جمله: (وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً) كه ترجمه شد، قرآن مجيد ميباشد. در اين جمله يك تشبيه عجيب و لطيفى شده است. زيرا همانطور كه انسان در شب تاريك، بدون نور و روشنائى نميتواند آن راهى را كه نرفته بپيمايد و به مقصد برسد، همانطور هم راه ظلمانى و دور عالم آخرت را كه انسان طى نكرده، نميتواند بدون قرآن كه بهترين نور و راهنماى بشر است، طى كند»(نجفی خمینی، 1398،ج4،ص83).
در این قسمت امام علی (ع) به حارثهمدانی ،کارگزارخود، دستور میدهد که به کتاب آسمانی، متمسک شود و از آن نصیحت پذیرد و منظور حضرت علی (ع)، عمل به تمامی احکام آن است؛ چرا که اولاً، این یک دستور الهی است11؛ ثانیاً، لازمه هدایت به راه مستقیم تمسک به قرآن است.
3-1-4-عبرت گرفتن از زندگی گذشتگان در قرآن:
از مصادیق مهم علم حاکم، شناخت تاریخ گذشتهی دولتها، عملکرد آنها و الگو و عبرتگیری از آنها میباشد. در این مورد امام(ع) به حارثهمدانی فرماندار خود میفرماید: «وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِيَ مِنْهَا فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضاًوَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ؛ حقی را که در زندگی گذشتگان بود، تصدیق کن و از حوادث گذشتهی تاریخ برای آینده، عبرت بگیر که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش میپیوندد و همهی آن رفتنی است».
از ویژگیهای مهم برای زمامداری در هر مرتبهای، علم و دانشِ لازم آن مرتبه است. در اندیشهی سیاسی امام علی (ع) اگر کار به شخص ناآگاه سپرده شود، جامعه به گمراهی کشیده میشود. چنانکه میفرماید: «و شما خوب میدانید که نه جایز است، بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امانت آنان را عهده دار شود تا در مالهای آنها حریص گردد و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد»(شریف رضی،ن53، 1387،ص590). بنابراین اگر حاکم، علم کافی برای اداره حکومت نداشته باشد، باعث انحراف و نابودی جامعه میگردد.
همچنین حضرت در نامه به مالکاشتر، لزوم عبرتگیری از حکومتهای گذشته را یادآور میشود و میفرماید: «آنچه بر تو لازم است، آن است که حکومتهای دادگستر پیشین، سنتهای باارزش گذشتگان، روشهای پسندیدهی رفتگان و آثار پیامبر (ص) و واجباتی که در کتاب خدا است را همواره به یادآوری و به آنچه ما عمل کردهایم، پیروی کنی»(همان،591).
بنابراین امام (ع) یکی از مصادیق علم حاکم، را شناخت کامل تاریخِ حکومتها و اقوام گذشته میداند.
با مطالعه منابع دینی و روایی و همچنین بررسی گفتههای جامعهشناسان و مردمشناسان، معلوم میشود که سیر حرکت امتها در طول تاریخ، نظیر هم و یکسان است. در حقیقت، نوعی مشابهت و اشتراک در امور و پدیده‏های اجتماعی در طول تاریخ بشر مشهود است؛ به این معنا که انسانها در طول حیاتشان، صرفنظر از تعلقات طبیعی، جغرافیایی، وابستگیهای نژادی، ملیتی و همچنین صرف نظر از انتساب به زمان و عصر خاصی، مسیر مشترکی طی میکنند . از این نظر، شباهت و تکرر وجه مشخصهی رفتار عمومی و نوعی بشر در تمام اعصار و جوامع می باشد(گروه محققین،1375،ص198).
آثار و نتایجی که بر قبول (و یا احیاناً انکار) اشتراک جوامع در قوانین جامعهشناختی مترتب می شود، از اهمیت فراوانی برخوردار است. قبول و اعتقاد به اشتراک جوامع، در این سلسله قوانین بدین معناست که جامعههای متعدد شبیه افراد یک نوع واحدند; یعنی هویت، ذات و مقومات یکسان دارند. از این رو، میتوان فرهنگها و نظامهای ارزشی گوناگون را با یکدیگر مقایسه کرد، البته با توجه به این نکته که نباید وجود قوانین مشترک بین انسانها را دستاویز انکار تفاوتهایی کرد که مسلماً در بین گروهها و اقشار جامعهها وجود دارد. در نتیجه، گروه‏ها یا قشرهای اجتماعی و نیز جوامع گوناگون علیرغم اختلافات تکوینی که با یکدیگر دارند، از وجوه اشتراک و تشابه تکوینی خالی نیستند.
این وجوه اشتراک همپایهی قوانین تکوینی جامعهشناختی مشترک می‏شوند و هم منشأ قوانین تشریعیاخلاقی و حقوقی مشترک (مصباح،1368،ص145). این نتایج، از آیاتشریفهی قرآنی هم استنتاج میشود، آنجا که حکمت نقل سرگذشت اقوام، عبرت آیندگان شدهاست(یوسف/11) و هم آنجا که دعوت به سیر در زمین میکند(آل‏عمران/137؛ انعام/11).
در فرهنگ اسلامی ما عبرت گرفتن از گذشته، توصیه و سفارشی است که همواره مورد توجه قرار گرفته است. بدیهی است که عبرت گرفتن دگرگونی و تحول مثبتی است که با مشاهده یا شنیدن رخدادی در گذشته یا حال، در روح انسان به وجود میآید و انسان را از حالی به حال دیگر منتقل می‏کند.(حق‏شناس،1383،ص214). شناخت و بررسی سرگذشت زندگی پیشینیان، انسان را به حدی از دانش و آگاهی میرساند که اگر چه عمر آن‏ها را نداشته، گویا با آنها زندگی کرده. بلکه از اول تا آخر با آنها بوده، و از این دانش در ساختن زندگی خود به خوبی میتواند بهره مند شود(قاسمیمنفرد، 1389،ص152).
امام علی (ع) در این باره در بخشی از وصیت خود به امام حسن مجتبی (ع) میفرماید: «بر پایه رویدادهای تاریخی گذشته، در مورد آینده استدلال کن» (سید رضی،1387،ص543). یا در خطبهای دیگر حضرت به این نکته اشاره دارد که: «ای بندگان خدا، بی گمان زمانه آیندگان را می راند; چونان که گذشتگان را راند»(همان، خ156،ص289).
باید این مسأله را اعتراف کرد که انسان در طول عمر محدود خود، نمیتواند همه چیز را تجربه کند. علاوه بر این بعضی مسائل ارزش تجربه کردن ندارد و فقط موجبات تلف شدن عمر و گاهی ضرر و زیان غیر قابل جبران و لطمه زدن به روح و جان است.
ابنمیثم دربارهی مسئله عبرتپذیری انسان از دنیا، در شرح خود چنین میگوید: یعنی«امور حقى كه پيش از او بوده است. يعنى جريان گذشتهی روزگاران و حالات پيامبران با امتهايشان كه قرآنكريم نقل كرده است، باور و تصديق كند، تا به خوبى از آن درس عبرت بياموزد. از گذشتهی دنيا براى آينده‏اش عبرت بگيرد و گذشته را اصل و باقيمانده را فرعى از آن بداند و قدر مشترك بين آنها را به عنوان برهانى در نظر بگيرد، يعنى همان دگرگونى و ناپايدارى دنيا، تا درباره فرع، به حكم اصل، به حتمى بودن زوال و ناپايدارى‏اش داورى كند؛ امام (ع) به همين قدر مشترك توجه داده است آنجا كه فرموده: «برخى از دنيا همسان برخى ديگر است و به آنچه كه در فرع هم حتمى است، با اين عبارت هشدار داده است: پايان آن به آغازش پيوسته است و تمامش از بين رفتنى و جدايى پذير است»(بحرانی،1388،ج5،ص371).
مکارمشیرازی در شرح خود اضافه میکند: یعنی آنچه در قرآن دربارهی اقوام گذشته پیش آمده از عوامل پیروزی و شکست و مجازاتهای الهی نسبت به اقوام سرکش و گنهکار را مورد توجه قراردهد و از آنها عبرت بگیرد؛ زیرا هدف قرآن، تاریخ نویسی یا داستان سرایی نبوده، بلکه این بوده که آیندهی مسلمانان را در آیینهی تاریخ گذشتگان به آنان نشان دهد. جمله تصدیق گذشته، در واقع اشاره به تصدیق عملی است. یعنی حقایقی که از احوال گذشتگان و سرنوشت اقوام پیشین به دست میآید را در مورد توجه قرار ده و از آن درس بیاموز و عمل خود را با آن هماهنگ کن. از طرف دیگر اشاره میکند به این واقعیت که حوادث تاریخی و آنچه در دنیا میگذرد، گر چه ظاهراً حوادث جدیدی است؛ اما هر گاه نیک در آن بیاندیشیم، میبینیم نوعی تکرار است و به تعبیر معروف «تاریخ تکرار میشود». اصولی که بر آن حاکم است، یکسان است. مفهوم این جملات این است که اگر انسان اصول کلیدی زندگی بشری و حوادث جهان را با مطالعه در تواریخ پیشین دریابد، میتواند حوادث امروز و آیندهی خود را به طور اجمال کشف کند و در برابر آنها موضع مناسبی بگیرد(مکارمشیرازی،1389،ج5،صص336-335).
عبرت گرفتن از زندگی گذشتگان، موجبات آگاهی و اطلاع انسان، از عوامل مهم پیروزی، شکست، کمال، سقوط و… میشود. عبرت گرفتن باعث میشود انسان به کمک این اطلاعات و آگاهی از تجربیات بدِ آنها، عبرت گرفته آن را تکرار نکند و از تجربیاتِ خوب آن ها به نفع خود بهره گیرد.12 ولی نکته قابل توجه در مورد این مسأله این است که این داستانها از حقیقت نشأت گرفته و دروغین نیست، به همین دلیل تأثیرات عمیق و پایداری دارد. مجموعه این مباحث، علاوه بر این که زمینهی مناسبی برای بخشهای آینده فراهم میآورد، در عین حال، معلوم میگرداند که به راحتی می توان از تاریخ و جوامع در آن عبرتآموزی کرد و جامعهی آینده را از عوامل مخرب تکرار شونده، مصون داشت و دستکم کسانی یا گروههایی را که در این امر خطیر مسؤولیت دارند، تشخیص داد.
3-1-5-یادمرگ و قیامت:
«وَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ؛ مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به ياد آور»
از دیگر عوامل مؤثر در حفظ حاکمان از لغزشها، توجه به پیامدهای دنیایی و اخروی اعمال است. هر انسانی اگر واقعاً معتقد به تجسم اعمال و بازگشت نتایج آن در جهانآخرت باشد، به کارهای خلاف و گناه روی نمی آورد؛ زیرا هیچ عاقل و خردمندی با لذتهای زودگذر دنیا زمینهی عذاب سخت ابدی قیامت را فراهم نمیکند. بر اساس فرمانها و توصیههای علی (ع) به زمامداران، توجه به نتایج اعمال، عامل مهمی در مهار و تنظیم رفتار فرمانروایان است. آن حضرت در این زمینه می فرمایند: «ای بندگان خدا، خداوند در روز قیامت از اعمال کوچک، بزرگ، آشکار و پنهان شما، سؤال میکند»(شریفرضی، 1387، ن27، ص510). یعنی هر کاری در دنیا انجام دهید در آخرت مورد سؤال و تحقیق قرار میگیرد. به همین دلیل، به مردم هشدار میدهند: «بپرهیزید از روزی که همهی اعمال شما در آن آشکار میگردد»(همان، خ157،ص293).
به راستی، توجه به نتیجه کارها در قیامت و پاداش و کیفر در برابر آن، قویترین عامل در نگهداری انسان از خطا است. کسانی هستند که با ایمان قوی به معاد و مشاهده نتایج اعمال، هیچگاه حاضر به نافرمانی خدا نیستند. بدین روی با تقویت باورهای دینی و عقیده به معاد، میتوان از بروز آفتهای دینی و اجتماعی پیشگیری کرد و یا در صورت بروز، آن را درمان نمود. بنابراین، از منظر امام علی (ع)، فرمانروای کارآمد و با صلاحیت، کسی است که اعتقاد کاملی به قیامت و تجسّم اعمال داشته باشد. چنین زمامداری در اثر ترس از کیفر آخرت، میتواند خود را به معصیت و گناه آلوده نکند. بنابراین در نامهی خود به حارثهمدانی به این مهم چنین اشاره میکند: «مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به ياد آور».
اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقای آثار اعمال آدمی و جاودانگی کارهای او اعم از خیر و شر، اثر بسیار نیرومندی بر فکر و اعصاب و عضلات انسان میگذارد و به عنوان یک عامل در تشویق به نیکیها و مبارزه با زشتیها میتواند مؤثر شود. اثراتی که ایمان به زندگی پس از مرگ میتواند در اصلاح افراد فاسد و منحرف و تشویق افراد فداکار و مجاهد و ایثارگر بگذارد به مراتب بیش از اثرات دادگاهها و کیفرهای معمولی است، چرا که مشخصات دادگاه رستاخیز با دادگاههای معمولی بسیار متفاوت است در آن دادگاه نه تجدید نظر وجود دارد و نه زر و زور روی فکر ناظرانش اثر میگذارد، نه ارائهی مدارک دروغین در آن فایدهای دارد و نه تشریفات آن نیازمند به طول زمان است(مکارمشیرازی،1389،ج11،ص481).
علاوه بر اینها گذشت، ایثار،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سوره بقره، پیامبر (ص)، کتاب مقدس Next Entries پایان نامه ارشد درباره مبدأ و معاد، امام علی (ع)، ظاهر و باطن، کرامت نفس