پایان نامه ارشد درباره امام صادق، فقه الحدیث، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَيَتَنَاقَضُ‏ كَلَامُنَا إِنَّ كَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ كَلَامِ أَوَّلِنَا وَ كَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِكَلَامِ آخِرِنَا؛ ما اگر چیزی بر زبان جاری کنیم، موافق با قرآن و سنّت سخن میگوییم. ما از خدا و رسول خدا نقل میکنیم و نمیگوییم: فلان کس و فلان کس گفت تا تناقض به کلام ما راه یابد. سخن آخرین کس از ما، مانند سخن اولین کس از ماست و سخن اولین ما تصدیق کنندهی سخن آخرین ماست» (الکشی،بیتا،ج2: 490).
بدون شک، یکی از جوانب اهمیت آثار مجلسی، دفاع از مبانی اعتقادی و کلامی شیعه است. ایشان سعی کرده توضیحات فقه الحدیثی خود را منطبق با مبانی فکری تشیع ارائه کند و چنانچه در گزارههای دینی مورد نظر او؛ اعمّ از آیات و روایات نکاتی به چشم بخورد که موهّم معنایی مخالف با آنها باشد، به توجیه و تفسیرشان – متناسب با مبانی اعتقادی شیعه – دست زند. یکی از مهمترین مبانی مزبور، اعتقاد به برخورداری انبیاء و ائمه (علیهم السلام) از دانش سرشار و عصمت آنان از گناه و اشتباه در همهی حوزههای عملی و اندیشهای است. مجلسی باب چهارم کتاب بحارالانوار خود را به «عصمه الأنبیا (ع) و تأویل ما یوهم خطأهم و سهوهم» اختصاص داده و در ضمن آن، شانزده روایت نقل کرده است که همگی با توجه به چند «بیان» که در ذیل آنها آورده، مؤیّد عصمت آنان است (مجلسی،1403،ج11: 72).
علاوه بر این، مجلسی باب دهم از کتاب «الامامه» را به ذکر روایاتی اختصاص داده است که رسوخ ائمه (علیهم السلام) در علم و بهره مندی آنان از دانشی عمیق را از جانب خداوند به تصویر میکشند. در این باب، پنجاه و چهار روایت ذکر شده است که همگی اعتقاد شیعه را در خصوص مقام علمی والای ائمه (علیهم السلام) تأیید میکنند. ذیل پارهای از این روایات، توضیحاتی از طرف مجلسی وجود دارد که بر وضوح مطالب طرح شده در آنها میافزاید؛ پس او با این دیدگاه کلی به سراغ روایات باب میرود و آنچه را با دیدگاه کلامی برگزیدهی شیعه سازگار میبیند میآورد و خود در مواردی نکاتی را تذکر میدهد (فقهی زاده،1389: 478)؛ بنابراین، با استناد به روایات ائمه (علیهم السلام) و سخنان عالمان بزرگ شیعه، اختلاف و تناقض واقعی را نه در بیانات اصیل هیچ یک از معصومان (علیهم السلام) میتوان سراغ گرفت و نه در بیانات آنان در قیاس با سخنان دیگر معصومان (علیهم السلام).
3-2-2- روشهای مجلسی در کشف روایات متعارض
با ملاحظهی عملکرد علامه در حل تعارض روایات متعارض در مرآة العقول میتوان دریافت که وی در این مقام بیشتر از روش «علاج ثبوتی» بهره برده است؛ یعنی بیشتر بدون آوردن دلیل و برهان، به بیان احتمالات متعدد در جمع اخبار پرداخته و سعی کرده است تمام احتمالاتی را که خود دور از ذهن نمیداند مطرح کند و در حقیقت به جمع روایات و توجیه آنها بپردازد؛ گو اینکه در موارد معدودی نیز در حل تعارض روایات و جمع بین متعارضین، به دلایل علمی مورد نظر خود اشاره کرده است.
علاوه بر این، مجلسی به طور معمول، احتمالات متعددی را در مقام ایجاد سازگاری مفهومی میان روایات متعارض مطرح میکند و در بیان آنها به ترجیح احتمالی بر دیگر احتمالات قائل نیست و به این وسیله در حقیقت، داوری را به محققان واگذار میکند؛ از این رو، به مهمترین روشهای مجلسی در کتاب مرآة العقول در مقام جمع روایات متعارض براساس آنچه خود در اثنای توضیحات فقه الحدیثی آورده اشاره میکنیم:
3-2-2-1- حمل بر تقیه
از جهت مادّه، حروف اصلی آن «وقی» میباشد که «واو» آن به «تا» تبدیل شده است؛ بنابراین اصل آن «وقیّه» بوده و از این جهت، هم ریشه با لغت «تقوا» میباشد که اصل آن «وقوی» بوده است.مصدر ثلاثی مجرّد آن «وقی» و «وقایة» است به معنای «صیانت» و «نگه داری» (ابن منظور،1414،ج15: 401). تقیه در لغت به معنای «پرهیز و خودداری از زیان» است و در اصطلاح به معنای «اظهار خلاف باطن و هماهنگی با مخالف حق به جهت ترس بر جان» است (زبیدی،1414،ج20: 304 و شیخ انصاری،1411،ج3: 320).
یکی از علل و اسباب تعارض و اختلاف میان اخبار، پدیدهی «تقیه و کتمان» است. حمل بر تقيّه در جايي لازم است که حديثي با سند معتبر، با احاديث استوار و فتاوي مشهور عالمان، معارض شود به گونهاي که هيچ طريق جمع و حلي نماند و راهي نيز براي تفسير و تاويل آن يافت نشود. در اين حالت حديث از حجيّت مي‌افتد اما با توجه به درستي و اتقان سند حديث، ناگزير از تغيير در دلالت حديث و يا کشف جهت صدور آن هستيم: يعني بدون آنکه به گزارش راوي و وثاقت او شک کنيم و يا در دلالت واضح و صريح متن حديث دست ببريم، آن را حمل بر تقيه مي‌کنيم (مسعودی،1389: 165). حال به چند مستند روایی برای اهمیت و اثبات وجود تقیه در کلام معصوم (ع) اشاره میکنیم:
الف: در روایتی امام صادق (ع) خطاب به زیاد فرمود: «يَا زِيَادُ! مَا تَقُولُ لَوْ أَفْتَيْنَا رَجُلًا مِمَّنْ يَتَوَلَّانَا بِشَيْ‏ءٍ مِنَ التَّقِيَّةِ؟ قُلْتُ: لَهُ أَنْتَ أَعْلَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ: إِنْ أَخَذَ بِهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَعْظَمُ‏ أَجْرا؛ اگر ما به یکی از دوستان خود فتوایی از روی تقیّه دهیم، چه میگویی؟ گفتم: فدایت شوم! شما بهتر میدانید. فرمود: اگر همان را عمل نماید برایش بهتر و پاداشش بزرگتر است» (کلینی،1429،ج1: 164).
ب: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنِ الْجَدّ …ِ فَقَالَ: إِذَا كَانَ غَداً فَالْقَنِي حَتَّى أُقْرِئَكَهُ فِي كِتَابٍ فَأَتَيْتُهُ مِنَ الْغَدِ بَعْدَ الظُّهْرِ وَ كَانَتْ سَاعَتِيَ الَّتِي كُنْتُ أَخْلُو بِهِ فِيهَا بَيْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ كُنْتُ أَكْرَهُ أَنْ أَسْأَلَهُ إِلَّا خَالِياً خَشْيَةَ أَنْ يُفْتِيَنِي مِنْ أَجْلِ مَنْ يَحْضُرُهُ بِالتَّقِيَّةِ…؛ زراره میگوید: از امام باقر (ع) سؤالی دربارهی ارث جدّ پرسیدم…، حضرت فرمود: فردا نزدم بیا تا بر تو از روی کتاب دربارهی آن مسأله بخوانم. من هم بعد از ظهر فردای آن روز در همان وقتی که معمولاً ما بین ظهر و عصر با حضرت خلوت میکردم، خدمت ایشان رسیدم، چه خوش نداشتم پیش روی دیگران مسائلی را بپرسم؛ زیرا میترسیدم حضرت به من به سبب تقیّه از حاضران در محفل، از روی تقیه پاسخم را بدهد» (همان،ج13: 562).
علامه مجلسی در بسیاری از موارد، اختلاف اخبار را ناشی از تقیّه میداند و بدون آوردن دلیل، با طرح احتمال و امکان تقیهای بودن روایت به رفع تعارض میپردازد و در موارد معدودی در تأیید نظر خود از دلایل و شواهد و دیگر روایات بهره میجوید و در حقیقت، با به کارگیری این شیوه به هر دو دسته از روایات عمل میکند.
3-2-2-1-1- «تقیه» از دیدگاه فقهای شیعه و اهل سنت
فقهای شیعه و اهل سنّت از تقیّه مفاهیم و تعاریف مختلفی ارائه نمودهاند که به ذکر چند نمونه از آنها بسنده میکنیم:
1. شیخ مفید: «تقیّه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به حق و پنهانکاری با مخالفان حق و پشتیبانی کردن از آنان در آنچه ضرر دین و دنیا را در پی دارد. هرگاه به «ضرورت تقیّه» ظنّ قوی پیدا کنیم، تقیّه واجب است و هرگاه ندانیم یا ظنّ قوی نداشته باشیم که آشکار گردیدن و نمودن حق ضروری است، تقیّه واجب نیست» (مفید،1414: 137).
2. سیّد حسن بجنوردی: «موافقت کردن با دیگری است در گفتار، کردار یا رها نمودن کاری که انجام دادن آن واجب است و در باور انسان بر خلاف حق است برای نگهداری از زیان، خویش یا کسی که او را دوست دارد» (بجنوردی،1377،ج5: 49).
3. آلوسی حنبلی: «تقیّه، حفظ جان یا آبرو یا مال از شرّ دشمنان است، دشمنانی که دشمنی آنها مبتنی بر اختلاف دینی میباشد؛ مانند کافران و مسلمانان از فرقههای دیگر، یا دشمنانی که دشمنی آنها به جهت اغراض دنیوی مانند مال و سلطنت میباشد» (آلوسی،1415،ج3: 121).
4. ابن حجر عسقلانی: «تقیّه، پرهیز از اظهار مسائل درونی همانند باورها و غیر آن برای دیگری است» (عسقلانی،1383،ج12: 136).
3-2-2-1-2- تقیّه در زمان معصومان (علیهم السلام)
دربارهی ضرورت فلسفهی تقیّه و اشتهار آن نسبت به شیعه، میتوان به ظلمهای فراوانی که از امویان و عباسیان5 بر شیعیان وارد شده بود اشاره کرد که این ظلمها موجب گشت، شیعه برای حفظ جان، مال، و صیانت از فرهنگ اسلام، به تقیّه پناه ببرد. از این روست که شیعه به تقیّه اشتهار یافته است، وگرنه تقیه از طرف همهی فرق اسلامی قابل پذیرش میباشد، ولی برایشان زمینهی عمل به تقیه پیش نیامده است ( ضیایی،1381: 275). با توجه به در اقلیّت بودن پیروان امامان معصوم (ع) و ظلمهای حکومتهای جائر زمان در حقّ آنها، چنین نبود که امامان (علیهم السلام) بتوانند آزادانه احکام فقهی خود را برای مراجعان ابراز دارند و از بیان نظر و فتوای حقیقی خود، امتناع میورزیدند و از روی تقیّه، نگرشهای هماهنگ با فتوای اهل سنّت را در اختیار شیعیان میگذاشتند.
با نگاهی به تاریخ اسلام درمییابیم که اوج بحث تقیّه و ملاحظه کاریهای شیعه، در زمان امام باقرو امام صادق (علیهما السلام) و با سفارش و توصیهی آن دو امام بزرگوار بوده که دلیل آن نیز شرارتهای حکومتهای بنی امیّه و بنی عباس و حامیان آنها بوده است. حاکمان این قوم هرچند به ظاهر مسلمان بودند، اما به دلیل این که خطر آنها دست کمی از خطر کفّار نداشت، ائمّهی معصومین(ع) پیروان خود را توصیه به تقیّه میکردند؛ بنابراین، از نظر علمای شیعه در هرجا که خطری از ناحیهی کافر یا مسلمان، مؤمنی را تهدید نماید، تقیّه لازم است.از این رو، فتواهایی که از روی «اصل تقیّه» بیان داشتهاند با دیگر سخنان فقهی آنان ناسازگار است و این امر، یکی از عوامل مهم اختلاف و تعارض میان احادیث شیعه میباشد.
3-2-2-1-3- انواع تقیه
محدودهی تاریخی تقیّه در زمان معصومان (علیهم السلام)، از ابتدای بعثت پیامبراکرم (ص) تا پایان غیبت صغری میباشد و به چهار دسته تقسیم میشود:
1. تقیّهی سیاسی؛
منظور از تقیّهی سیاسی، تقیّهی معصوم (ع) در هنگام مواجهه با قدرتهای حاکم است. موردی از تقیّهی سیاسی در سیرهی معصوم (ع) و یارانش را میتوان اینگونه برشمرد:پوشیدن لباس سیاه در فقه شیعه مکروه است، اما این لباس در زمان قیام عباسیان و پس از آن، به صورت شعار آنان درآمد و لذا در تاریخ با عنوان «مسودة» (سیاه جامگان) معروف شدند. در روایتی آمده است هنگامیکه امام صادق (ع) در «حیره» به سر میبرد، فرستادهی ابوالعبّاس سفّاح برای او لباس بارانی فرستاد که یک طرف آن سفید و طرف دیگر آن سیاه بود. امام (ع) آن را پوشید و فرمود: «اما انّی البسه و انا اعلم انّه لباس اهل النّار؛ من آن را می پوشم در حالی که می دانم لباس اهل آتش است» (حرّعاملی،1409،ج 4: 384). در روایت دیگری به همین مضمون چنین وارد شده است که امام (ع) حتی آستر و پنبه لباسهای خود را سیاه کرده بود (همان: 280).
2. تقیّهی اجتماعی
مقصود از تقیّهی اجتماعی، تقیّه در هنگام برخورد با عامّه(اهل سنت) است که به کیفیتهای مختلفی همچون: مدارا در هنگام معاشرت با آنها، شرکت در اجتماعات آنان و نیز پنهان نمودن حق یا اظهار خلاف آن در مواجهه با آنان میباشد.از جمله دربارهیامام صادق (ع) داستانی بیان شده است بدینگونه که: آن حضرت هنگام شنیدن دشنام به علی (ع) از بعضی از مخالفان، خود را در پشت ستون مخفی کرده و پس از تمام شدن دشنام، به نزد آن مخالف آمده و به وی سلام کرده و با او مصافحه نمود (مجلسی،1403،ج72: 411).
3. تقیّهی فقهی
منظور از تقیّهی فقهی، تقیّه در موارد احکام فقهی است که معصوم (ع) به جهت تقیّه، حکمی را پنهان نموده و یا خلاف آن را اظهار مینماید که به «تقیّه در حکم» نیز معروف است.از جمله:
1. ابوبصیر از امام صادق (ع) دربارهی جواز سجده بر گلیم میپرسد و امام (ع) جواب میدهد: «اذاکان فی تقیّة فلابأس به؛ اگر در حالت تقیّه باشد، اشکالی ندارد» (حرّ عاملی،1409،ج8:515).
2. امام صادق (ع) دربارهی کیفیت برگزاری نماز خود با اهل سنت چنین میفرماید: «فامّا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره اخبار علاجیه، علامه مجلسی، استنباط حکم Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، رسول اکرم (ص)، پیامبر (ص)