پایان نامه ارشد درباره امام صادق، رسول اکرم (ص)، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

أنا فاُصَلّی معهم و اریهم انّی اسجد و مااسجد؛ من با آنان نماز میخوانم و چنین وانمود میکنم که سجده مینمایم، درحالیکه سجده نمیکنم» (همان: 304).
4. تقیّهی کلامی
مراد از تقیّهی کلامی، تقیّه در مسائل مربوط به ولایت و امامت ائمّه (علیهم السلام) میباشد.
الف: از امام صادق (ع) پرسیدند: زده شدن گردنها برای شما محبوبتر است یا برائت از علی (ع)؟ حضرت فرمود: «رخصت (یعنی استفاده از تقیّه) برای من محبوبتر است» و آنگاه به آیهی نازل شده در شأن عمّار استناد نمود (همان،ج16: 230).
ب: در روایتی امام صادق (ع) چنین میفرماید: «ایّا کم و ذکر علیّ و فاطمة (ع) فانّ النّاس لیس شی ء ابغض الیهم من ذکر علیّ و فاطمة (ع)؛ از آوردن نام علی و فاطمه (ع) نزد مردم بپرهیزید؛ زیرا آنها یادآوری این دو را از هرچیز دیگر ناخوشتر میدارند» (همان: 238).
قابل ذکر است که منظور از تقسیمات فوق، تقسیم دقیق منطقی نبوده؛ چرا که در بسیاری از موارد، امکان تداخل آنها در یکدیگر نیز وجود دارد؛ مثل آن که امام (ع) در مقابل قدرت حاکم، در حکمی فقهی تقیّه نماید، که میتوان آن را هم در بخش تقیّهی سیاسی و هم در بخش تقیّهی فقهی داخل نمود.
به حسب استفاده از آیات شریفه و روایات وارده، «تقیّه» دارای تقسیم بندی دیگری نیز میباشد:
الف)تقیّهی اکراهیه: عمل نمودن شخص مجبور هنگام اکراه و اجبار، برای حفظ جان و سایر شئون خود.
عمر بن مروان خزاز روایت کرده: از حضرت صادق (ع) شنیدم که فرمود: رسول اکرم (ص) فرمود: «رَفَعَ اللَّهُ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَرْبَعاً مَا لَا يَسْتَطِيعُونَ وَ مَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَا نَسُوا وَ مَا جَهِلُوا حَتَّى يَعْلَمُوا؛ چهارچیز از امت من برداشته شده است:اوّل: امری که در انجام آن مضطر باشند.دوم: کاری که فراموش نمایند.سوم: امری که اجبار بر آن شده باشند.چهارم: فعلی که فوق طاقت آنهاست.و فرمود: این امر از کتاب خدا استفاده میشود (نوری،1408،ج16: 51) «رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا» (بقره/286)، «إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ»(نحل/ 106)
در این روایت شریف، امام صادق (ع) از نبیّ اکرم (ص) نقل نموده: یکی از امور برداشته شده از این امت، امری است که به انجام آن اکراه و اجبار شوند گرچه ترک واجب و فعل حرام باشد. حضرتش ذیل این حدیث به آیهای که دربارهی عمّار نازل شده تمسّک فرمودهاند.از اطلاق این روایت چنین استفاده میشود که حرمت یا وجوب امرِ مورد اکراه و اجبار، گرچه در نهایت اهمّیت و لزوم برای شخص مورد اکراه و یا برای محیط اسلامیاش باشد، برداشته شده و میتواند در فرض اوّل انجام داده و در فرض دوم ترک نماید. تقیّه برای افرادی که قلباً ایمان دارند، در مواقع اضطرار و خطر جانی جایز است و تقیّهی اکراهیه، مطابق روش عقلاء، برای حفظ هدف و غرض مسلکی و ترجیح اهم بر مهم است.
ب) تقیّهی خوفیه: انجام اعمال و عبادات بر طبق فتاوای رؤسای علمی اهل سنت(در محیط آنها) و احتیاط کامل گروه اقلیت در روش زندگی و معاشرت باگروه اکثریت، برای حفظ جان و سایر شئون خود و هم مسلکان. برای مثال:
حسن بن زید بن علی از حضرت امام صادق (ع) ، از پدرش نقل مینماید: رسول اکرم (ص) مکرّراً میفرمود: «لا ایمان لمن لاتقیّة له؛ کسی که تقیّه نکند، دارای ایمان نیست» (حرّعاملی،1409،ج16: 213). و میفرمود: خدای تعالی فرموده: «الاّ أن تتّقوا منهم تُقاة» (همان).نبی اکرم (ص) ذیل کلامش لزوم تقیّه را مطرح نموده و جهت بیان آن، متمسّک به آیهی 28 سورهی آل عمران شدهاند، که خداوند فرموده: «لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً» فقط در مورد ترس از محذور و به خاطر دفع ضرر، تقیّهی خوفیه نمایید و در ظاهر باکفّار دوستی و همبستگی کنید.
ج) تقیّهی کتمانیه: کتمان مرام و حفظ مسلک و اختفای مقدار عدّه و قدرت جمعیّت هم مسلکان و فعّالیت سرّی در پیشبرد اهداف در موقع ضعف و هنگام مهیّا نبودن برای انتشار مرام که مقابل فعالیّت علنی در موقع قدرت و تهیّهی قوای کافی است.
معلّی بن خنیس روایت کرده: حضرت صادق (ع) فرمود: «یا معلّی! اکتم امرنا و لاتذعه فانّه من کتم امرنا و لم یذعه اعزّه اللّه به فی الدّنیا و جعله نوراً بین عینیه فی الآخرة یقوده الی الجنّة. یا معلّی! من اذاع امرنا و لم یکتمه اذّله اللّه به فی الدّنیا و نزع النّور من بین عینیه فی الآخرة و…؛ ای معلّی! طریقهی ما را مخفی دار (سرّاً ترویج نما) و به طور آشکار منتشر منما، چه هرکس امر ما را مکتوم داشته و نزد عامّه مردم آشکار ننماید، روش او را خدا در دنیا موجب عزّتش نموده و در آخرت به شکل نوری بین دو چشم او ظاهر می نماید تا او را به سوی بهشت رهسپار کند. ای معلّی! هرکس ولایت و امر ما را آشکار نموده و از کتمان و مستوری خارج نماید، خدا روش او را موجب خواری او در دنیا و برطرف شدن روشنایی بین دو چشمش در آخرت مینماید و روش او به شکل تاریکی بین دو چشمش در آمده تا او را به سوی آتش رهسپار نماید. ای معلّی! تقیّه از دین من و دین پدران من است. کسی که روشش تقیّه نیست، بهرهای از دین ندارد. ای معلّی! همان طور که خدا دوست دارد آشکار(هنگامیکه اهل حق واجد اکثریت و قدرتمند هستند) عبادت شود، همچنین دوست دارد (هنگام ضعف و اقلیت اهل حق) مخفی و به روش سرّی اطاعت گردد» (البرقی،1371 ،ج1: 255).
با تفکّر و دقّت در این روایت، گفتار ما در باب این نوع تقیّه نیز روشن شده و این قسم تقیّه هم به کیفیّت مذکور استفاده میشود؛ زیرا در صدر روایت، رئیس مذهب جعفری به گروه خود دستور داده، به طریقه و مسلک او و پدرانش که در آن زمان در اقلیت و ضعف بودند، به طور سرّی عمل نموده و از عامّهی مردم (اهل سنت) مخفی نگه دارند. در اثنای روایت، تقیّه را از دین خود و پدران بزرگوارش معرّفی کرده و در ذیل روایت، از این عمل به «عبادت سرّی» تعبیر فرموده است. اضافه بر این، از تعبیر ایشان از روش مذکور به «روشنایی دو چشم» استفاده میشود: این روش، طریق عمل به دین، راهنما و رسانندهی ما به واقعیّات مذهب است و تقیّه باید متکفّل عمل به تمام احکام یا مُعْظَم (اکثریت) آن باشد که این مقصود، انحصار به تقیّهی کتمانیه (اتّخاذ طریق سرّی مطمئن در عمل به تمام احکام و ترویج آن) دارد. لذا میتوان گفت: تمام روایاتی که در آن اطلاق دین بر تقیّه شده، دلالت بر تشریع این نوع و این نحوهی تقیّه دارد ( تهرانی،1354: 59 – 65).
د) تقیّهی مداراتیه:حُسن معاشرت و زندگی با اهل سنت (اکثریت جامعهی اسلامی) و حضور در مجامع و محافل عبادی و اجتماعی آنان، برای حفظ وحدت، اتّحاد اسلامی و تشکیل یک دولت با قدرت. برای نمونه:
مُدرک از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که فرمود: «رحم اللّه عبداً اجتر مودّة النّاس الی نفسه فحدّثهم بمایعرفون و ترک ما ینکرون؛ خدا بندهای را رحمت کند که دوستی مردم را (به واسطهی حُسن معاشرت و صحّت روش) به خود جلب نماید و سپس در حدود فهم و درک آنها نقل احادیث نموده و از نقل اموری که مورد انکار آنهاست، خودداری کند» (حرّعاملی،1409،ج16: 220). دلیل بر تشریع «تقیّهی مداراتیّه» در روایات مذکور از محضر اهل بیت (علیهم السلام)، مطابق آیات عدیدهی قرآنی: دستور به اتّحاد مسلمانان، کنار گذاردن اختلافات و موجبات تفرقه، اجتناب از دوستی حقیقی و همکاری مسلمانان با کفّار و اجانب میباشد (تهرانی،1354: 84- 93).
3-2-2-1-4- مثالهای تقیّه در کتاب مرآة العقول:
اکنون برای آشنایی بیشتر، نمونههای بدست آمده از عبارات علامه را از نظر میگذرانیم:
3-2-2-1-4-1. کیفیت زیارت قبور مؤمنین
در چندین روایت، از آداب و چگونگی زیارت قبر مؤمنین،سخن به میان آمده است. برای مثال،امام صادق (ع) در پاسخ به سائلی، دربارهی علت و چگونگی گذاشتن دست بر روی قبر، فرمودند: رسول خدا(ص) بعد از پاشیدن آب بر قبر فرزندش اینگونه عمل کرد، حضرت در حالیکه رو به قبله بود، با دست خود به زمین اشاره کرد و آنرا بر زمین گذاشت و سپس برداشت (مجلسی،1388،ج14: 110). در روایتی دیگر آمده است: قَامَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) عَلَى قَبْرِ رَجُلٍ مِنَ الشِّيعَةِ فَقَالَ: اللَّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ- وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ؛ امام (ع) در کنار قبر مردی از شیعیان ایستاد و فرمود: «بار خدایا! تنهایی او را به وصلت متصل ساز و وحشتش را با انس قرین فرما و …» (همان: 112).
در روایت رسیده از معصومین (علیهم السلام)، همواره نشستن و دست گذاشتن بر قبر میّت تأکید شده است. سيّد ابن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» میگوید:چون زيارت اهل ايمان را قصد كنى،كيفيت زيارت ايشان چنين است، كه رو به جانب قبله نمايى و دست خود را بر قبر گذارى، و بگويى: «اللَّهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ وَ أَلْحِقْهُ بِمَنْ كَانَ يَتَوَلاهُ» (ابن طاووس،1375).
اهل سنت دربارهی کیفیت زیارت اهل قبور، دیدگاههای متفاوتی دارند:
1. فرقهی حنفی معتقد است: زیارت اهل قبور و خواندن دعا بر میت، باید به صورت ایستاده باشد، چنانچه پیامبر(ص) هنگام خروج از قبرستان بقیع چنین کردند و فرمودند: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ الْقُبُورِ, يَغْفِرُ اللَّهُ لَنَا وَلَكُمْ, أَنْتُمْ سَلَفُنَا وَنَحْنُ بِالْأَثَرِ» یا «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ, وَإِنَّا إنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَلَاحِقُونَ, نَسْأَلُ اللَّهَ لَنَا وَلَكُمْ الْعَافِيَةَ» و سپس به صورت ایستاده دعا کردند (کنعان،1427،ج2: 8387)
2. فرقهی شافعی معتقد است: زائر، در نشستن یا ایستادن در کنار قبر میت مخیّر است، و در هنگام خواندن دعا، شخص باید رو به قبله باشد و بگوید: «سَلَامٌ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّا إنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ, اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُمْ»(نووی،بیتا،ج5: 311)
3. فرقهی حنبلی معتقد است: ایستادن زائر در مقابل قبر میت به صورت سنت درآمده است، و فرد زائر باید چنین بگوید: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ, أَوْ أَهْلَ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ, وَإِنَّا إنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ» (کنعان،1427،ج2: 8387) و معتقدند: دست گذاشتن بر قبر، خصوصا اگر به قصد تبرکجویی باشد اشکالی ندارد (حنبلی،1378،ج1: 259).
4. یکی دیگر از عقاید اهل سنت در این باره، چنین است: از آداب زیارت این است که پشت به قبله و روبروی وجه میت باشد، به اهل قبور سلام دهد، بر روی قبر دست نکشد و از باب فضیلت آنرا نبوسد، و کنارش به صورت ایستاده – همانگونه که پیامبر (ص)، به هنگام زیارت اهل قبور دربارهی خواندن دعا به اصحابش آموخت- دعا بخواند (مخلوف،1385،ج1: 443).
علامه در شرح حدیث اخیر، از تعارضی ظاهری سخن به میان میآورد و در مقام حلّ آن، امکان تقیّه را مطرح کرده و این چنین استدلال مینماید: «عَلَى الْقَبْر»در حدیث دوم، به معنای «عنده»میباشد وبر استحباب خواندن دعا به صورت ایستاده دلالت دارد. ولی آنچنانکه از دیگر اخبار ظاهر است، نشستن و قرار دادن دست بر روی قبر به هنگام خواندن دعا،دارای فضیلت بیشتری میباشد و ممکناست علت ترک آن توسط امام (ع) به خاطر تقیه یا عذری دیگر بوده باشد (مجلسی،1388،ج14: 113).
3-2-2-1-4-2. هم سفره شدن با یهودی، نصرانی و مجوس
شاهد دیگر بر تقیه اخباری است که در باب، همسفره شدن با یهودی، نصرانی و مجوس آمده است. در روایتی امام صادق(ع) خطاب به شخص سائل فرمود: «إِنْ كَانَ مِنْ طَعَامِكَ فَتَوَضَّأَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، فقه الحدیث، آیات و روایات Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، امام علی (ع)، علامه مجلسی