پایان نامه ارشد درباره امام خمینی، حضرات خمس، عالم ماده، مراتب هستی

دانلود پایان نامه ارشد

معرفت حق و نفس است به این معنا که انسان میان خود و نفسش حجابی به نام عین ثابت را دارد که همین خود حجاب بین او و ذاتش میباشد و همین حجاب نمیگذارد که وی ذات خویش را بشناسد چنان چه با وجود همین حجب قادر نیست که حق را بشناسد بنابراین تلازم خودشناسی و خداشناسی در این است که هر دو از موانع و حجب برخوردارند.86 چون حق و نفس را حجاب است معرفت به ذات و حقیقتشان ناصواب است و به همین جهت از رسول حق بر خلق این گونه خطاب است که: « من عرف نفسه فقد عرف ربّه.»87« مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك‏»88
2-1-3. انسان حیوان بالفعل و انسان بالقوه
حقیقت گاهی چنان صریح است که کمتر کسی حاضر است به آن استماع نماید و شاید طبع بشر چنین است که پذیرش حق بر او سنگین است. چنان که در کلام رسول خدا(خطاب به اباذر آمده است. « يَا أَبَا ذَرٍّ الْحَقُّ ثَقِيلٌ مُرٌّ وَ الْبَاطِلُ خَفِيفٌ حُلْو»89 و شاید یکی از علل تمرد و مخالفت با عرفان در همین امر نهفته باشد که کلام عرفا از این حیث گزنده به نظر میرسد. مثل این که گفته شود انسانها در حال فعلی حیوانند و استعداد و قوه انسانیت را دارا میباشند بسیار روشن است که بین قوه و فعل فاصله است، تخم گل استعداد گل شدن را واجد است تا قوه آن شکوفا نگردد کسی به آن گل اطلاق نمیکند چرا که هنوز شکوفه نزده و به گل تبدیل نشده است. انسان نیز چنین است او هر چند با ظاهر انسانی متولد شده و به ظاهر انسان بوده و از کرامت ذاتی برخوردار است اما از حیث انسانیت فقط قوه محض است و استعداد انسان شدن در او منطوی است. این همان معنایی است که امام خمینی در موارد مکرر به آن تصریح کردهاند البته این تعبیر را گذشتگان از عرفا و فلاسفه داشتهاند.90 « پس، انسان حيوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم، و در تحت هيچ ميزان جز شريعت حيوانات، كه اداره شهوت و غضب است، نيست. و چون اين اعجوبه‏ دهر ذات جامع يا قابل جمعى است، از اين جهت براى اداره آن دو قوّه صفات شيطانى را از قبيل كذب و خديعه و نفاق و نميمه و ساير شيطنتهاى ديگر نيز به كار مى‏برد، و با همين سه قوّه، كه اصول مفسدات و مهلكات است، ترقى كند، و اين‏ها نيز در او نموّ و ترقى روز افزون نمايند. و اگر در تحت تأثير مربى و معلمى واقع نشود، پس از رسيدن به حد رشد و بلوغ يك حيوان عجيب و غريبى شود كه در هر يك از شئون مذكوره گوى سبقت از ساير حيوانات و شياطين ببرد، و از همه قويتر و كاملتر در مقام حيوانيت و شيطنت شود. و اگر بر همين حال روزگار بر او بگذرد، و جز تبعيت هواى نفس در شئون ثلاثه نكند، هيچ يك از معارف الهيه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه در او بروز نكند، بلكه جميع انوار فطريه او نيز خاموش گردد.91
در باور امام انسان در ابتدای پیدایش حیوان ضعیف و ناقصی است که جز به قابلیت ارتقا به مقام انسانیت، امتیازی از سایر حیوانات ندارد و در این مرحله حیوان بالفعل و فاقد هر گونه اوصاف انسانی است. او باید تلاش کند تا این قوای درونی را شکوفا سازد و همهی انبیاء برای همین آمدهاند که او را با تعالیم وحیانی به انسانیت برسانند چرا که ولادت اولیه انسان، ولادت حیوانی است و پس از طی مراحلی که شهوت و غضبش را تحت حاکمیت عقل در آورد ولادت ثانوی که ولادت انسانی است برای او حاصل میشود، اما اگر موفق به این کار نشد و یا هیچ توجهی به قوای درونی خود نکرد تا زمان رحلت در حیوانیت خود باقی است و تولدی دوباره برای او حاصل نشده و مدت اقامت او در این موطن حیوانی بسی طولانی خواهد شد. تشخیص این امر بسیار آسان است و ملاک و میزان آن نزد همگان است و این بیان در کلام خدای سبحان است که فرمود: «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ‏ .»92 اين ميزان است. هركس كه ملاحظه كرد كه در تمتعاتش- در اكل و استفاده‏ها و لذايذش- به افق حيوانى نزديك است، يعنى مى‏خورد و لذت مى‏برد بدون اينكه تفكر كند كه از چه راهى بايد باشد. حيوان هنگام چریدن در علفزار به فکر حلال و حرام نیست بلکه به فکر سیر کردن شکم خویش است. حال اگر انسانی دو پا چنین باشد او را با انسانیت چه خویشاوندی است. در روايتى است كه از براى كافر هفت تا مِعاء است، و از براى مؤمن معاء واحد است.93 مؤمن يك معاء بيشتر ندارد و آن معاء قانون است: شكمش را، ساير لذايذش را، تطبيق مى‏كند با قانون اسلام؛ تخلف از قانون اسلام نمى‏كند. اما آن كسى كه مؤمن نيست، از راه شهوت مى‏خورد بدون اينكه تطبيق با قانون بكند. 94
دیدگاه امام در این باب به شدت متاثر از تفسیر بیان السعاده است که مرحوم گنابادی میفرماید: «بدان كه نفس انسانى در ابتداى خلقت جز فعليّت جماد چيزى ندارد، سپس تدريجا به فعليّت نبات و سپس به فعليّت مراتب حيوان از مراتب كرمها تا به مراتب بهيميّت و سبعيّت مى‏رسد، سپس به فعليّت شيطانيّت، آنگاه به طور اجمال به فعليّت انسانيّت مى‏رسد، و آن مقام تميز دادن او به خير و شرّ عقلى به طور اجمال است كه در اوّل مراتب بلوغ و تكليف رخ مى‏دهد، و در اين هنگام به حالت برزخ بين عالم جنّ و شياطين كه در آن جهنّم و آتش آن است و بين عالم ملائكه با مراتبش كه در آن بهشت و نعمت‏ها و روح و ايمانش مى‏باشد واقع مى‏گردد، و انسان در اين مقام جز قابليّت صرف چيزى نيست .»95
این ملاک در دست همگان است که از نیات و اعمال خود هر روز محاسبه کنند که آیا مشغول تمتعات حیوانیاند و یا در مسیر تکامل انسانی، کسی که در طول زندگی مشغول لذات حیوانی است و تمام اهتمام او در مثلث شوم خوردن و خوابیدن و آشامیدن است و از قوه خرد خود فقط در طریق معاش بهره میگیرد چگونه میتواند ادعای انسان بالفعل بودن را داشته باشد و خود را در قلمرو انسان بداند پس او حیوان بالفعل است و انسان بالقوه.

گفتار دوم
جایگاه انسان
یکی از موضوعات مهمی که در آثار عرفا مورد بحث قرار گرفته مقام انسان در میان سایر اکوان و رابطه او با خدای سبحان است. آیا انسان در عرض سایر موجودات است و یا در رتبه طولی، بالاتر از سایر موجودات است. مقامی که انسان بر آن تکیه زده است چه جایگاهی است؟ این نوع از پرسشها موجب شد تا این که عرفا با مطالعه در متون دینی پاسخی عرفانی را جستجو و ارائه نمایند. فناری در اثر ارزشمند «مصباح الانس» پس از بیان حقیقت انسان و منشا خلقت او تحت عنوان «ماحقیقته، ومم وجد، فیم وجد، وکیف وجد، و من اوجده و…»96 پرسش او این است که انسان در چه مرتبهای وجود یافت؟ در مقام توضیح مطلب میگوید که انسان در حضرت عمائیه آفریده شد و مرتبه او در میان موجودات مرتبهای خاص است.97 از جمله خصائص مرتبه عمائیه احاطه آن بر جمیع مراتب وجودی است، انسان در این مرتبه آفریده شده که مظهر اسما و صفات الهیه است.98 از این بیان عرفانی روشن میشود که هستی از نگاه عرفا دارای مراتب بوده و فقط به عالم ماده خلاصه و محدود نمیشود لذا برای تبیین موضوع به این مطلب اشاره، سپس به جایگاه انسان پرداخته میشود.
2-2-1. حضرات خمس( مراتب هستی) در اندیشه امام خمینی
از نگاه عرفا حقیقت هستی عبارت است از وجود حضرت حق که او خود را در مراتب و منازل نشان داده و در مراتب مختلف تجلی پیدا میکند و این محدود به عالم ماده نیست بلکه عوالم متعدد و متکثرند و حکیمان و عارفان در مقام بیان تعدد آن اتفاق ندارند اما آن چه که بین عرفا مشهور است عوالم پنجگانه وجود است که به حضرات خمس شهرت دارد. ابن عربی و قیصری در شرح فصوص بر همین اندیشه تصریح دارند.99
امام خمینی در آثار عرفانیشان ضمن پذیرش مبنای ابنعربی در باب مراتب وجودی (حضرات خمس) نظم دیگری به آن بخشیده و بدون توجه بر تنسیق قیصری ترتیب جدیدی را ارائه کرده است.100 ایشان با تاکید بر اندیشه عرفا و حفظ اصطلاح عرفانی، مراتب وجود را دقیقا بر همان مبنا تبیین نموده و تحت عنوان « الحافظ للحضرات الخمس الالهیه»101 شرح میدهد که حقیقت یکی است و ماسوی الله تجلی حقند و همه مراتب وجود پرتوی از تجلی ذات اوست، در حقیقت همه ممکنات به طور یکسان در حضور حقند.«همه مراتب وجود از بلندترین مقام هستی که از عالم ملکوت اعلی و جبروت اعظم سرچشمه میگیرد تا پایینترین مرتبه وجود که عالم طبیعت و ملک باشد در پیشگاه حق به طور یکسان حضور دارند.»102
امام خمینی در مشی عرفانی خویش از نگاه فلسفی غافل نشده و با اشاره به ترتیب فلسفی عوالم به ماده، مثال و عقل میفرمایند: هر مرتبهای از وجود که به ذات حق نزدیکتر باشد وجودش اتم و اکمل است و در مرتبه صاعده وجودی قرار دارد و هر اندازه از آن مقام دورتر باشد نقصش بیشتر و کمالش کمتر است.103
از نگاه امام مراتب و سلسلهی مدارج وجود، همگی از اسمای الهیاند، زیرا اسم به معنای علامت است و هر موجودی که از عالم غیب، قدم به مراتب هستی بگذارد علامتی از خالق و مظهری از مظاهر پروردگار است.104 در مقام اسما، اعتبارات زیادی نهفته است و این اعتبارات مراتب عالم را شکل میدهد. حقیقت ذات الهی، غیب محض است و هیچ سنخیتی با دیگر موجودات ندارد. «سلسله وجود، از عنصريات و فلكيات و اشباح گرفته تا ارواح و غيب و شهود و نزول و صعود آن، همه كتاب‏هاى الهى و صحيفه‏هاى مكرم ربوبى و زبورهاى فرود آمده از آسمان احديت‏اند و هر مرتبه از مراتب آن و درجه‏اى از درجاتش، از سلسله طولى و عرضى آيات، بر گوش دل اهل يقين كه دل‏هاشان از كدورت عالم هيولا و غبارهاى آن رهايى يافته و از خواب آن عالم بيدار شده‏اند خوانده شده است.»105
هنگامى كه سالك مجاهد در غيب هويت و مقام جمع احديت مستهلك ‏شود، خودش جامع همه مراتب اسماء و صفات شده و جهان مستقلى مى‏شود كه همه چيز در آن هست.106 در روایتی از امام رضا( وارد شده است كه فرمود: «َدْ عَلِمَ ذَوُو الْأَلْبَابِ أَنَّ الِاسْتِدْلَالَ عَلَى مَا هُنَاكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بِمَا هَاهُنَا.»107 تدبیر امام در مباحثات علمی زمانی روشن می شود که ایشان با رعایت کامل تعابیر فلاسفه و عرفا و ضمن ارج نهادن به همه آنها در مقام تبیین آرای خود بر میآیند و می کوشند تا واقعیات و حقایق را آن گونه که تشخیص دادهاند با توجه به مبانی دینی ارائه نمایند. لذا هم از تعابیر فلاسفه در هستیشناسی، از اصطلاح عالم و عوالم استفاده میکند بدان جهت که علم به معنای نشانه و علامت است.108 و هم از تعابیر عرفا به نام حضرت و حضرات؛ زیرا که همه هستی در حضور حقند. اما انسان در این مجموعه هستی و نشئه وجودی بزرگترین و کاملترین نماد حق است؛ موجودی است که تمام خصائص هستی در او جمع بوده و نظام هستی برای او خلق شده است. حضرت و عالم انسانی تنها عالمی است که همه خصایص حضرات چهارگانه را در خود جمع نموده است.
خلافت، امانت، کرامت، علم و معرفت به اسماء الهی و تفضیل و تکریم نسبت به سایر مخلوقات مختص عالم و مقام انسانی است و به همین جهت عالم اکبر در او منطوی است. لذا عرفا معتقدند که انسان جامع تمام عوالم و كتابى است كه جامع تمام كتابهاى الهى و كونى است. پس از جهت روح و عقلش كتابى عقلى است كه به نام امالكتاب (اصل كتابها) ناميده شده، و از جهت قلبش كتاب لوح محفوظ است و از جهت نفسش كتاب محو و اثبات. پس او صحف و كتب ارجمند گرانبها و پاكى است كه دست بدان نمى‏رسد و رازهاى شگفت آن و شگفتيهايش را جز پاكان يعنى رهاشدگان از حجاب و پوششهاى ظلمانى ادراك نمى‏كنند. بنابراين، نسبت عقل اول به عالم كبير و حقايق آن، بعينه نسبت روح انسانى است به بدن و قواى آن، و نفس كلى قلب عالم كبير است، همانگونه كه نفس ناطقه قلب انسان است. از اين جهت است كه عالم، انسان كبير ناميده شده است. انسان، عالم صغير است كه مشتمل بر سه مرتبت است: مرتبه اشرف و اعلاى آن نفس است و مرتبه پايين و أخس آن بدن است، و كليه موجوداتى كه در عالم كبير متحققند در عالم صغير كه انسان باشد منطوى مى‏باشند (و فيك انطوى العالم الأكبر) 109.
امام خمینی با توجه به روایات ماثوره از ذوات مقدسه معصومین ( در این باره میفرماید: اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، امام خمینی، حضرات خمس، علامه طباطبایی Next Entries پایان نامه ارشد درباره اعیان ثابته، انسان کامل، ظهور و بطون، عالم مجردات