پایان نامه ارشد درباره افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، سرمایه در گردش

دانلود پایان نامه ارشد

به NOPAT رویه های حسابداری اعمال شده به پرداختهای نقدی و واقعی دوره تبدیل می شود .
در کل با اضافه کردن تغییرات در معادل های سرمایه به NOPAT موجب ثبت زمان واقعی دریافتها و پرداختها شامل سود نگه داری عادی سازی از طریق خارج کردن سود زیانهای غیر مستمر و رهایی از هزینه کردن مخارج ارزش سازی چون R&D می شود. با تعدیل Capital , Nopat به خاطر معدلهای سرمایه ، نرخ بازده سرمایه راهنمایی صحیح از بازده درست واقعی کسب شده درعملیات اصلی شرکت را ارائه می دهد.

5-4-2 محاسبه نرخ بازده سرمایه از دیدگاه عملیاتی
این دیدگاه یک راه معادل دیگری برای محاسبه نرخ بازده است، در دیدگاه عملیاتی سرمایه عبارت از: جمع خالص سرمایه در گردش61 به اضافه خالص دارائیهای ثابت 62حاصل سرمایه در گردش از طریق کسر بدهی های جاری بدون بهره از دارایی جاری بدست می آید.
NIBCLS 63 بوجود آورنده یک منبع خود جوش در تأمین مالی در شرایط عادی فعالیت هستند. و نیاز به یک سرمایه دائمی را برطرف می کنند مانند حساب های پرداختنی ، زهینه های معوق ، مالیات بر درآمد پرداختنی ، دلیل عدم احتساب این اقلام در سرمایه این است که هزینه های تأمین مالی وجوه پرداختی و فروشندگان و کارکنان را به تأخیرهمراه است در بهای تمام شده کالای فروش رفته به حساب آمده اند و ار بابت خارج کردن آنها از درآمد چیزی نباید کسر گردد خالص دارائی ها ثابت شامل خالص اموال ، ماشین آلات تجهیزات ، سرقفلی و سایر دارائی های بلند مدت لازم برای اداره فعالیتها است. برای بدست آوردن سرمایه همانند رویکرد تأمین مالی انجام تعدیلات به خاطر وجود ذخایر معادل سرمایه لازم است. مثلاً اضافه کردن ذخیره lifo به موجودی ها و ذخیره مطالبات مشکوک الوصول به حسابهای دریافتنی، استهلاک انباشته سرقفلی به سرقفلی ، مانند دارائی های نامشهود سرمایه ای شده به خالص دارائی های ثابت و موارد این چنین، علاوه بر این در صورتی که ارزش فعلی اجاره های سرمایه نشده به عنوان معادل بدهی در نظر گرفته شود. این مورد نیز باید معادل خالص دارائی های ثابت به حساب آیند. NOPAT در دیدگاه عملیاتی به معنای واقعی کلمه خالص درآمدهای عملیاتی پس از کسر مالیات است که با فروش به عنوان نماینده دریافتهای نقد عملیاتی شروع شده و ابتدا از آن هزینه های عملیاتی 64 یا به قول اروپائی ها سود تجاری65 بدست آید. سپس نوبت کسر مالیات است اما مالیاتی که به صورت نقد نسبت به سود خالص عملیاتی قابل پرداخت است. این مالیات را می توان از طریق کسر مالیات حساب شده طبق قواعد حسابداری و اضافه کردن صرفه جویی مالیاتی ناشی از هزینه بهره بدست آورد.

مالیات – هزینه های عملیاتی – فروش NOPAT =
خالص سرمایه در گردش + خالص دارائی های ثابت CAPITAL=

6-4-2 تعادل بین رویکرد مالی و رویکرد عملیاتی
یک سلسه وقایع وجود دارد که موجب اتصال رویکرد مالی و عملیاتی می شوند شکل زیر نحوه وصل شدن را نشان می دهد .
تعادل بین رویکردهای مالی و عملیاتی
بدهی و حقوق صاحبان سهام B خالص سرمایه در گردش و خالص دارائی های ثابت C
A
سرمایه گذاران

NOPAT از دیدگاه سود موجود برای NOPAT تمامی تأمین کننده گان ازدیدگاه عملیاتي تأمین مالي D

در ابتدا شرکت با مخلوطی از بدهی ها و حقوق صاحبان سهام (سرمایه گذاران از دیدگاه تأمین مالی (A) به وجود می آیدو سپس این وجوه در عملیات (خالص سرمایه در گردش و خالص دارائی ها ثابت) یعنی سرمایه از دیدگاه عملیاتی (B) سرمایه گذاری می شود شرکت شروع به ایجاد درآمد و ایجاد هزینه های عملیاتی واقعی و مالیات (منتج شده به NOPAT از دیدگاه عملیاتی (C) می کند.
در عوض مخزنی از وجوه نقد به وجود می آید که برای تقسیم بین تمامی تأمین کنندگان مالی موجود است(D) به عبارت دیگر این وجوه تولید کننده بازده نقدی (بعد از مالیات) برای تأمین کنندگان مالی اصلی همچون اعتبار دهندگان ، سرمایه گذاران اقلیت و سهام داران ممتاز می باشد.

7-4-2 تجزیه و تحلیل نرخ بازده سرمايه
نرخ بازده سرمایه را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:
1- حاشیه سود عملیاتی 66
2- گردش سرمایه 67
3- نرخ مؤثر مالیات نقدی بر سود عملیاتی 68

حاشیه سود عملیاتی از طریق تقسیم سسسود خالص عملیاتی قبل از مالیات به فروش به دست می آید مثلاً اگر این نسبت8 درصد باشد به این معنی است که به ازای هر دلار فروش 8 سنت سود قبل از مالیات تولید شده است.
گردش سرمایه از تقسیم فروش به سرمایه ابتدای دوره بدست می آید. مثال اگر این نسبت برای شرکتی 5 باشد به این معنی است که به ازای هر یک دلار سرمایه 5 دلار فروش در طی سال ایجاد شده است.

گردش سرمایه خود نشان دهنده میزان کارایی مدیریت سرمایه در گردش و خالص دارائی های ثابت است.
از نظر ریاضی می توان از طریق جذب سه جزء فوق در یکدیگر همواره نسبت NOPAT به سرمایه را بدست آورد اما چیزی که مشخص کننده ارزش شرکت بوده و در ارزیابی عملکرد و برنامه ریزی اهمیت دارد خود نرخ سرمایه می باشد و اجزاآن اهمیتی ندارد زیرا حاشیه سود عملیاتی و گردش سرمایه با هم رابطه معکوس دارند و بالا یا پایین بودن هر یک از آنها برای شرکت به معنی ضعیف و قوی بودن عملکرد شرکت نیست بلکه همواره ترکیب (ضریب) این دو اهمیت دارد رابطه معکوس به این معنی است که اگر حاشیه سود عملیاتی در شرکتی بالا باشد گردش سرمایه پایین است و بر عکس.
البته اجزای نرخ بازده برای پی بردن به دلایل عملکرد ضعیف یا استثنایی در مقایسه با شرکتهای مشابه و همچنین در زمینه منطقی بودن برآوردهایی که تغییرات نامطلوب در نرخ بازده را پیش بینی می کنند اما بر خلاف نرخ بازده که می توان آن را با استاندارد کامل دیگری از عملکرد با نام هزینه سرمایه مقایسه کرد نرخ بازده تا آنجایی معنی دار هستند که با ارقام مشابه خود در سالهای قبل یا شرکت های مشابه مقایسه شوند.

8-4-2 استاندارد سازی EVA
علیرغم مزایای EVA به عنوان معیار ارزیابی عملکرد بکارگیری آن یک ضعف وجود دارد و آن اینکه بر خلاف معیارهای دیگر EVA را نمی توان در بین شرکت های با اندازه های مختلف مقایسه کرد اما این ضعف به سادگی قابل اصلاح است EVA را می توان استاندارد کرد. به طوری که نشان دهنده سطحی عمومی از سرمایه بکار گرفته شده باشد. برای هر سال EVA استاندارد شده از طریق محاسبه اختلاف بین نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه همان سال و سپس ضرب آن در سرمایه استاندارد شده موجود در ابتدای همان سال به دست می آید . مثلاً EVA استاندارد شده برای سال 1999 برابر است.
(سرمایه استاندارد شده سال 1999× ( (r – c= EVA استاندارد شده سال 1999). سرمایه استاندارد شده سال 1999 برابر با مبلغ سرمایه در پایان سال 1998 ، یا ابتدای سال 1999 می باشد ( در صورتی که تجزیه و تحلیل داده ها برای اولین سال صورت گیرد میزان سرمایه استاندارد شده را همیشه 100 در نظر می گیرند).
شاخص ارزش افزوده اقتصادی توسط استرن استوارت ایجاد شد تا به بیان چالش هایی که شرکتها در زمینه اندازه گیری عملکرد مالی مواجه اند بپردازند. ارزش افزوده اقتصادی با اندازه گیری سود پس از کسر بازده مورد انتظار سهامداران ، سود دهی اقتصادی را بیان می کند. همچنین قیمتهای سهام را صحیح تر از درآمدها ، و درآمد هر سهم ، بازده حقوق صاحبان سهام یا دیگر شاخص های حسابداری پیگیری می کند قویاً توسط مطالعات تجربی پشتیبانی می شود؛ ایجاد بهبود در ارزش افزوده اقتصادی به معنای افزایش ثروت سهامداران می باشد.
ارزش افزوده اقتصادی مفهوم تازه ای نیست. اقتصاد دانان سالهاست که در مورد چهار چوب درآمد مازدا به نتایجی دست یافته اند اما بازرگانان اخیراً شروع به انتقال از مدیریت درآمد به مدیریت ارزش نموده اند. ارزش افزوده اقتصادی زبان مشترک در سازمان را فراهم می آورد. شاخص های متفاوت برای برای فرایندهای متفاوت مورد استفاده قرار می گیرند به عنوان مثال ، رشد فروش و سهم بازار زمانی که استراتژی فرموله می شود مورد بحث قرار می گیرد و ارزش فعلی خالص و یا نرخ بازده داخلی زمانی که سرمایه گذاری های سرمایه ای لحاظ می شوند محاسبه می شوند درآمد و درآمد هر سهم زمانی که خرید سهام یک شرکت مد نظر باشد مورد استفاده قرار می گیرند و سود تجاری زمانی که مزایا مشخص می شوند استفاده می شود. شما کدام را مدیریت می کنید، مدیرانی که از نرخ بازده داخلی برای اثبات یک پروژه استفاده می کند هیچ نگرانی از عملکرد واقعی شان نخواهند داشت چرا که در اندازه گیری عملکرد در میانه یک پروژه مورد استفاده قرار نمی گیرد. مدیرانی که بدلیل بودجه پاداش می گیرند می دانند که مهارت و فنون مذاکره بودجه می تواند بیشتر از نتایج سودمند باشد. ارزش افزوده اقتصادی می تواند به عنوان یک شاخص منحصر به فرد به تمامی فرایندهای مدیریتی استفاده شود. زمانی که تصمیم اتخاذ می شود عملکرد اندازه گرفته می شود و جبران خدمات لحاظ می شود و توسط همان اندازه گیری ها به شما مسئولیت داده می شود مدیران عملیاتی در می یابند که ارزش های افزوده اقتصادی کار آنها را ساده می کند زیرا آنها تعامل بین شاخص های چند گانه موجود را درک می کنند، زمانی که ارزش افزوده اقتصادی نقطه کانونی و مرکزی در تمامی فرایندهای مدیریتی به شمار رود، سازمان اثر بخش تر فعالیت می کند. یک زبان مشترک و یک هدف واضح بر مبنای یک شاخص می تواند بیشتر ابهامات را از بین ببرد. همان طوری که آقای کارل ریئس هیأت سرپرستی سیمین می گوید: EVA ابهام شاخص های برنامه ریزی چندگانه موجود را برطرف نموده و زبان مشترکی را برای همه (از کارمند ساده تا عالی) بوجود می آورد.

9-4-2 دگرگونی EVA
در اقتصاد بازار شرکتهای زیادی ثروت ایجاد می کنندف بدون تردید شرکت هایی نیز هستند که تخریب کننده ثروت هستند، کشف فاکتورهای اقتصادی که منجر به ایجاد ثروت یا تخریب آن می شود برای مدیران و سرمایه گذاران بسیار مهم است. برای مدیران شرکتها ایجاد ثروت برای نگه داری و ماندن اقتصادی شرکت موضوعی اساسی است. مدیرانی که در یک اقتصاد بازار اهمیت این موضوع را نادیده می گیرند ، کسب و کار سازمان و مالکان آن را به مخاطره می اندازند.
پیدا کردن بهترین شرکت و صنایع زیادی برای مدیران سرمایه گذاری دارد با ابزارهای تحلیلی صحیح تر مدیران سرمایه گذاری به طور احتمالی توانا خواهند بود که تکنیکهای انفعالی خود را با نرخ بازده بالاتر و با همان ریسک نخست به عملکرد فعال تبدیل کنند. یک ابزار تحلیل جدید EVA نام گرفته است، می تواند؛ در ایجاد ثروت شرکت به کار گرفته شود. تغییراتی که این ابزار مالی در دو حوزه مدیریت مالی و سرمایه گذاری به وجود آورده است یک نیروی برانگیخته شده درونی است که می تواند دگرگونی (انقلاب) EVA نامیده شود.

10-4-2 تکامل EVA
تکامل EVA یک مطالعه جذاب با ریشه های تاریخی است که اثرش را می توان در تعاریف اقتصاد کلاسیک از سود باقی مانده (سود اضافی ) جستجو کرد. به عنوان مثال آلفردمارشال اقتصاد دان انگلیسی در سال 1980 سود اقتصادی را چنین تعریف می کند سود اقتصادی آن چیزی است که بعد از کسر هزینه های سرمایه باقی می ماند که می توان آن را سود مدیریت یا سود تعهد نامید.
بر اساس تعریف مارشال دیدگاه اقتصادی دانان کلاسیک در مورد سود به طور ریشه ای متفاوت از ابزارهای سنجش سود) (….EBIT , EBITD 69 است.
سود حسابداری و اقتصادی نشان دهنده میزان استفاده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تحقیق و توسعه، مخارج تحقیق و توسعه، ارزش دفتری، مالیات بر درآمد Next Entries پایان نامه ارشد درباره سود حسابداری، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، افزوده اقتصادی