پایان نامه ارشد درباره اعیان ثابته، انسان کامل، ظهور و بطون، عالم مجردات

دانلود پایان نامه ارشد

انسان يك عالم‏ صغير است و سراسر عالم‏ كبير در سراسر قامت وجوديه اوست، به طورى كه اگر اين يك فرد انسان را منشرح كرده و باز نموده و بسط بدهند، كاملا با عالم‏ كبير، مانند انطباق مثل بر مثل، منطبق مى‏باشد، پس هر چه در عالم‏ كبير هست، در اين انسان و عالم صغير هست و اين انسان هر چه مى‏داند، آن را از مطالعه ذات و وجود خود مى‏فهمد بدون اينكه به خارج و عالم كبير راهی داشته باشد. پس وجود انسان عصاره تمام عالَم‏ و تمام موجودات است و وجودش يك نقشه كوچكى مى‏باشد كه از روى نقشه بزرگ عالم‏ و كون كبير از عقل اول تا آخرين نقطه وجود برداشته شده و این انسان است که کون جامع میباشد.110 و روح انسان اكمل از همه موجودات طبيعت است و كمال جسمى و نباتى و حيوانى و معدنى و عنصرى را بكماله الوجودى دارا ست، مريد و مدرك و سميع و بصير و قدير و عالم‏ است و نسخه عالم طبيعت است. اگر آن را باز كنى عالم كون و كون كبير را در او منطوى مى‏بينى.111
قبل از امام، سید حیدر آملی در اثر ارزشمند جامع الاسرار خویش دیدگاه ابنعربی را پذیرفته و همان ترتیبی را که از حضرت غیب مطلق و عالم اعیان ثابته شروع و به حضرت جامع که جامع جمیع عوالم چهارگانه میباشد ختم میگردد مورد تایید قرار میدهد. وی معتقد است که عالم ملک مظهر عالم ملکوت (عالم مثال مطلق) و عالم ملکوت مظهر عالم جبروت (عالم مجردات) و عالم جبروت مظهرعالم اعیان ثابته و اعیان ثابته مظهر اسماء الهی و حضرت واحدیت است و حضرت واحدیت مظهر حضرت احدیت است.112 سایر عرفا نیز حقایق هستی را به حضرات خمس و مراتب پنج گانه تنسیق نمودهاند که انسان برترین جایگاه را در این مراتب وجودی داراست. تحلیل زیبای عرفا این است که خدا نظام هستی را به عنوان جسم و انسان را به عنوان روح که در جسم حلول کرده باشد آفرید و اگر روح که اصل حیات است نمیبود عوالم چهارگانه که به منزله جسم برای این روح میباشد چون جسمی مرده و بیتحرک بود و هیچ ارزشی برای او نبود. «انسان ( انسان کامل ) همان روح عالم و جان وجود است و مجموعه عوالم از عقل تا هيولى به منزله جسد و بدن و هيكل اوست كه خلق شده است تا در اين صورت مستقر شود و هو المقصود بالذات و المراد بالذات و به تعلق الإرادة الحبّية.»113
2-2-2. مرتبه ملکی و ملکوتی انسان
برای انسان بلکه فیالجمله برای هر موجودی ظهور و بطونی است، مقام ظهور و شهود او مربوط به مرتبه نازله دنیاویه است و مقام بطون و غیب او مربوط به نشئه صاعده اخرویه میباشد.114 مقام ملک، مرتبه اول نفس و منزل اسفل آن است که به او زندگی و حیات عرضی مادی بخشیده و او را مجهز به قوای ظاهری (گوش و چشم و زبان و شکم و فرج و دست و پا) نموده که تمام این قوای منتشره در این ممالک سبعه تحت تصرف نفس میباشند. پس اگر این قوا تحت قیمومت وهم درآیند این قوا جنود شیطان گردند و مملکت وجود انسان جولانگاه شیطان گردد ولی اگر وهم تحت تصرف عقل و شرع در آید و حرکات و سکنات قوای سبعه به واسطه عقل و شرع سلطنت شود مملکت وجود انسان رحمانی و عقلانی شده و شیطان و جنود او رخت بربندند و دامن درکشند.115 اما برای نفس انسان مقام و مرتبه دیگری است که آن مملکت باطن و نشئه ملکوت اوست این مقام بالاتر و مهمتر از مرتبه ظاهری است و نزاع و جدال میان جنود رحمانی و شیطانی در این مقام بزرگتر و بااهمیتتر است بلکه آنچه در عالم ملک ظاهر است تنزل یافته همین مقام است و هر چه در باطن اتفاق افتد در ظاهر تجلی پیدا میکند.116 اعمال و افعال و حالات و سکنات انسان نماد نفس اوست چرا که نفس در بروز افعالش نیاز به ابزار و آلت دارد که بدن و اعضا و جوارح، آلت و وسیله ظهور نفسند.117 این نکته در محل خود به اثبات رسیده بنابراین مقام و رتبه انسانی را به حد دنیا و مقام ملکی تنزل دادن و مرتبه ملکوتی او را نادیده انگاشتن و تمام حقیقت و هویت انسان را به امور جسمانی و نشئه دنیاوی پیوند زدن بزرگترین خطا و عظیمترین جفا در حق اوست.
2-2-3. بقا و نفاد انسان
امام ( پس از اثبات جنبه ملکی و ملکوتی انسان، با تعابیر دیگری این نکته را مورد تاکید قرار میدهند که جنبه ملکی انسان به فنا و نابودی میرود ولی جنبه ملکوتیاش باقی و جاودانه است. جنبه مادی او مبدل به خاک میگردد اما ساحت معنوی انسان پس از مفارقت از جسم به حیات خویش ادامه میدهد. «ماعِنْدَكُمْ‏ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق.»118 آنچه نزد شماست فانی و آنچه نزد خداست باقی است. هرچه رنگ دنیایی داشته باشد نفاد دارد و هر آن چه صبغه الهی داشته باشد بقا دارد. «انسان يك‏ ما عِنْدَكُمْ‏ دارد، يك‏ ما عِنْدَ اللَّهِ‏ دارد، مادامى كه به خود هست، به خود متوجه هست به‏ ما عِنْدَكُمْ‏ توجه دارد؛ همه اينها هم فانى خواهد شد، نفاد پيدا خواهند كرد؛ اما اگر چنانچه برگردد به خدا؛ آنجا به اسم «باقى» باقى است، بقا پيدا مى‏كند.»119
باید گفت که موت هم از نظر امام چنین است.«تحقيق آن است كه «موت» عبارت است از انتقال از نشئه ظاهره ملكيه‏ به نشئه باطنه ملكوتيه‏. يا آنكه موت عبارت است از حيات ثانوى ملكوتى بعد از حيات اولى ملكى. و بر هر تقدير، امر وجودى است، بلكه اتمّ از وجود ملكى است، زيرا كه حيات ملكى دنيوى مشوب به مواد طبيعيه ميّته است و حيات آنها عرض زايل است، به خلاف حيات ذاتى ملكوتى كه در آنجا از براى نفوس استقلال حاصل شود.»120 مرگ به معنای کندن لباس مندرس و پوشیدن لباس نو میباشد. مانند پوست انداختن مار است که لباسش را میگذارد و به جای دیگر میرود.121 پس انسان باقی است نه فانی و دارای روحی جاودانه است که با ملکات خویش ادامه حیات میدهد.
2-2-4. انسان آیت عظمای الهی
در آیات زیادی از قرآنکریم، از نظام آفرینش به عنوان آیات حقتعالی یاد شده است. در اختلاف شب و روز و نزول رزق از آسمان و زنده نمودن زمین پس از مردن آن برای خردمندان نشانههایی است.122 و در زمین برای اهل یقین نشانهها و آیات الهی است.123 قوام و استواری زمین و آسمان نشانه الهی است.124 خواب شما در لیل و نهار و طلب روزی شما نشانه الهی است.125 نزول باران و حیات و زنده شدن زمین پس از مردن آن نشانه و آیهای از آیات الهی است.126 و خلقت شما از خاک نشانه الهی است.127 امام معتقد است که البته مشاهده این جمال جمیل و آیات الهی برای کسی است که از خود بیرون رود و انانیت از او سلب گردد چرا که مشاهده جلوه الهی، چشم حق بین میخواهد و این سالک اهل معرفت است که همه چیز را او میبیند و غیر از حق چیزی به نام وجود نمیبیند.
با توجه به این بیان، عارفان معتقدند که انسان از میان همه مخلوقات بزرگترین آیه از آیات خدای سبحان است چون که انسان در عرفان مرآت اسم جامع و مربوب اسم اعظم در اکوان است، «جامع جمیع تجلیات اسمائیه است جمعاّ و فرقاّ. به طریق فرق هزار اسم کلی الهی بر قلب او هزار تجلی است و مزدوجاّ با اسماء دیگر در هزار اسم کلی به حسب هر اسمی تجلی ممکن است واقع شود و نیز قلب انسان که قابل این تجلیات است خود مظهر جمیع اسما است و به طریق کلی مظهر هزار اسم است.»128 «حقيقت انسان‏ مثل يك آينه در غلاف است كه هم صفاى آينه لازم است، و هم خروج از غلاف، تا صور در آن مرآت‏ نقش بندد، پس اولًا لازم است كه انسان صفاى معنى داشته باشد و ديگر اينكه از غلاف و قشر و علايق بدنى و دنيايى بيرون آمده باشد، و اگر اين دو مانع رفع شود؛ يعنى صفاى روحى پيدا گردد و كدورات بدنيه برداشته شود، اتصال به عالم بالا پيدا مى‏شود.»129و در حديث شريف فرمايد: إنّ اللّه خلق آدم على صورته. يعنى آدم مثل اعلاى حق و آيت اللّه كبرى و مظهر اتمّ و مرآت‏ تجليات اسماء و صفات و وجه اللّه و عين اللّه و يد اللّه و جنب اللّه است: هو يسمع و يبصر و يبطش باللّه، و اللّه يبصر و يسمع و يبطش به. »130 در کلام نورانی امیر بیان امام علی( آمده است که فرمود: «انا آدم الاول انا نوح الاول انا آیۀ الجبار و انا حقیقۀ الاسرار»131 «انسان غایت خلقت و مرآت شهود حق و نشانه ظهور وجود و مبدأ کمال جلا و استجلاست.»132 «انسان کامل که از روی ظاهر مجموعه مجموع عوالم است به حقیقت مرآت ذات و مجلای حضرت احدیت است .»133 «انسان مظهر و مرآت اتم الهی است »134«نفس انسان آیۀ التوحید و صاحب مقامات و مدارج است »135«ما به دروغ ادعا می کنیم که انسانیم زیرا به تسخیر شیطان در حرکت هستیم »136پس انسان که بزرگترین آیت و نشانه حقتعالی و خدای سبحان است باید با طاعتش مجلای این قدرت کلان باشد نه این که حیاتش در تسخیر شیطان باشد. این بیان ظریف عرفاست که عالم وجود، مثال حقتعالی است و انسان جامع جمیع اسماء الله است لذا باید در وجود او خدا را مشاهده نمود. « فالعالم من حيث جمعيّته للأسماء مثال الحقّ تعالى، و الإنسان أيضا نسخة جامعة لجميع الأسماء بما نصّ عليه تعالى في كتابه: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها.»137
2-2-5 . هبوط آدم به عالم
بسیاری از شبهات و اشکالات ما ناشی از جهل و عدم آگاهی است. چنان که در روایت از امام علی (ع) آمده است که فرمود: « النَّاسُ أَعْدَاءٌ لِمَا جَهِلُوا»138 با تحصیل علم می توان از شبهات کاست. برخی شبهه می کنند که چرا خداوند آدم را از بهشت الهی به عالم طبیعت هبوط داد تا این همه معضلات را ابنای او تحمل نمایند و بار تکلیف را به دوش کشند؟ اگر در بهشت میماند ابنای وی دارای حیات بهشتی بوده و با این همه مشکلات مواجه نبود. پس این گناه آدم بود که نسل او باید تاوانش را پرداخت نمایند .
طرح این گونه از شبهات از نگاه امام ناشی از جهل به مکان است و در صورت کسب معرفت و آگاهی نه تنها هبوط با مشکل مواجه می باشد بلکه از اعظم الطاف الهیه به شمار میآید. کسی که با تعالیم دینی آشنا باشد می داند برای انسان عوالمی وجود دارد که با توجه به کمالات انسانی برای او لحاظ شده است و اگر وجود عوالم متعدده نباشد قطعا کمالات لازمه برای او مقدور نخواهد بود. امام می فرمایند: « یکی از منازل انسانی و نشئات وجودی، عالم مادی و نشئه طبیعیه و مرتبه ظاهریه دنیویه است که آن مکان را ارض طبیعت گویند. انسان باید با کد یمین و عرق جبین تلاش نماید تا به معراج قرب و فنای فیالله که غایت خلقت اوست دست یابد. پس طبیعت، مسجد عبادت حق است و او را برای همین مقصد وارد این نشئه نمودهاند وقتی دار طبیعت را مسجد حق یافت نباید از این مسجد خارج گردد مگر به قدر نیاز و حاجت و چون قضای حاجت شد عود کند و نباید با غیرحق انس گیرد و دلبستگی به غیر پیدا کند که اینها خلاف ادب مسجد است.»139
اگر شخص حکیم و پاکنیتی، دانشگاه و مدرسهای را ساخته که متعلمان در آن تلاش کنند تا به مدارج عالی و کمالات انسانی دست یابند باید از بانی و سازندهاش تقدیر نمود که این عمل حکیمانه را انجام داده است نه این که از او معترض بود که چرا چنین مکانی را فراهم نمود. خدای سبحان آدم را از بهشت (واقعی یا برزخی) به زمین هبوط داد تا این که از این مکان به سوی او صعود کند و اگر چنین دانشگاهی نبود کمالی حاصل نمیشد؛ به این معنا که اگر هبوط نمیبود مکانی برای تکلیف وجود نداشت و اگر تکلیف نبود، امتیازی برای انسان نسبت به سایر مخلوقات وجود نداشت. پس روشن است که هبوط مقدمه صعود و سعود است.
امام با این تحلیل عرفانی به رمزگشایی تبیین غیرظاهری بلکه به تاویل آیات الهی میپردازد و میفرماید: « آنچه قرآن در باب حکایت آدم و شیطان و هبوط آدم دارد معنای ظاهر مراد نیست تا این که از معنای «و عصی آدم ربه فغوی» (طه /121) ظاهر معنا را اراده نمود بلکه رموزی در کار است که باید حقایق را از رموز قرآنی فهمید.»140 اگر فهم همه مسائل علمی نیازمند تحصیل علم است علم دین از این قانون مستثنا نیست، امام که از صاحب نظران در علوم دینی است و اجتهاد وی امری مسلم برای دیگران است در ادامه همین موضوع می فرماید: «قضای حتمی خدا بود که ابواب برکات را در نشئه دنیا و عالم طبیعت بگشاید و این ممکن نبود مگر از طریق خروج و هبوط آدم از بهشت به دار طبیعت و عالم ماده . بنابراین اگر آدم در بهشت میماند از آدمیت ساقط میشد. او با هبوط به اتمام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره شناخت انسان، امام خمینی، ماهیت انسان، کمال انسانی Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، عالم ماده، قرآن کریم، حکمای یونان