پایان نامه ارشد درباره اعتبارات خرد، توسعه روستایی، توسعه روستا، توانمندسازی

دانلود پایان نامه ارشد

و یا راه اندازی کسب و کار کوچک و عموما خود اشتغالی مورد استفاده قرار میگیرد» از نظر ضوابط و شرایط پرداخت نیز اعتباری است که قابلیت دستیابی به آن به سادگی امکان پذیر است، شرایط آن قابلیت انعطاف داشته و قرار داد آن با سادگی تمام و متناسب با شرایط محلی قابل تنظیم باشد( بختیاری، 1389، 5). اعتبارات خرد می تواند یک راه حل موثر برای از بین بردن فقر و کمک به بهبود درآمد و هم چنین کاهش آسیب پذیری در خانوارها و به عنوان ابزاری برای خوداشتغالی برای مردان و زنان برای ایجاد کار باشد (Adnan Ali, 2010, 6). هدف اعتبارات خرد دسترسی به برنامه های مالی و توسعه انسانی برای زنان و مردان که منجر به بهبود قوی در درآمد خانواده ها می شود. اعتبارات خرد به عنوان فراهم کننده سرمایه روستایی و ایجاد اثرات مثبت و ثبات مالی در خانواده و متنوع ساختن اقتصاد روستایی می باشد(Kim, 2013,38). همان طور که بیان شد، تأمین اعتبارات خرد به معنای تلاش برای بهبود دسترسی فقرا به خدمات وام و پس انداز و در نتیجه، ابزار شناخته شده ای برای مقابله با فقر است( افتخاری و همکاران، 1385 ،50). هم از این روست که بانک جهانی، هدف از اعطای اعتبارات به روستاییان کاهش فقر، ایجاداشتغال، ایجاد درآمد، پایداری زیست محیطی و فراهم کردن زمینه رفاه و بهزیستی روستاییان می باشد(ESCAP,1996,3).
بانک جهانی اعتبارات خرد را فرایندی می داند که طی آن خانوارهای فقیر اعتبارات خرد را در یک دوره زمانی مشخص و با بازپرداخت آن در طولانی مدت و با استفاده از وثیقه های اجتماعی دریافت می کنند(Word bank,2008,12). از نظر سازمان یونیسف « اعتبارات خرد قرض های کوچکی هستند که در راستای توانمندسازی فقرا به آنها اعطا می شود» (UNCDF,2006,4).
صندوق بین المللی توسعه کشاورزی اهداف اعتبارات خرد را شامل :
1ـ تحرک اجتماعی، بالا بردن آگاهی ها، آموزش و قدرت دهی به فقیران؛
2- افزایش اعتماد به نفس فقیران و ظرفیت سازی های محلی؛
3- فراهم سازی زمینه کارگروهی برای ایجاد دارایی و زیرساخت تولید ملی می داند(IFAD,2003,14).
بانک توسعه آسیا، تاٌمین مالی خرد را فراهم سازی دامنه گسترده ای از خدمات مالی مانند ایجاد سپرده ها، ارائه وام ها، خدمات پرداختی، انتقال پول و بیمه برای فقیران و خانوارهای کم درآمد می داند(Asia bank,2000,8). کانادا و ایالات متحده برای کاهش فقر که یکی از مسائل مهم سیاست است، اعتبارات خرد را راهی برای بهبود اقتصادی معرفی کرده است که باعث بهبود شرایط اقتصادی خانواده های فقیر می شود (Akhimien mhonan,2012,1). بومن اعتبارات خرد را کوچک، کوتاه، بدون وثیقه می داند(عرب مازار و معتمد،1382، 1). انکون اعتبارات خرد را ابزار مهمی برای ارتقای تولید و مصرف به ویژه برای خانوارهای فقیر می داند(Ncuyen, 2008, 54). منظور از اعتبارات خرد که در دنیا سابقه 30 ساله دارد این است که به منظور رفع محرومیت و فقر، وام های کوچک در اختیار گروه های کم درآمد جهت انجام فعالیت های کوچک به همراه ارائه مهارت و تکنولوژی مورد نیاز قرار می گیرد(رحمانی اندبیلی، 1380، 32). سیمی اعتقاد دارد که اعتبارات خرد به عنوان ابزاری جهت تأمین زندگی فقرا و از طریق فراهم کردن معیشت پایدار است(Seemi,2009,34). هوگو اعتقاد دارد که از نظر تئوری، اعتبارات خرد باعث افزایش درآمد خانوار می شود و منابع بیشتری را در اختیار خانوارها برای مصرف، صرفه جویی و سرمایه گذاری قرار می دهد(Hogue, 2008,16). در هر حال اعتبارات خرد را وام های کوچک، کوتاه مدت و بدون وثیقه ای تلقی می کنند که در اختیار افراد قرار می گیرد و سابقه رسمی و مستند این این نوع اعتبارات در دنیا به فعالیت های بانک گرامین بنگلادش بر می گردد(Hanly, 2006,2). از دیدگاه گرامین بانک، هدف از اعطای اعتبارات خرد، بهبود زندگی روستاییان از طریق فراهم ساختن دسترسی آنها به اعتبارات، پس انداز، تسهیلات رفاهی و برنامه های اجتماعی است(Robinson,2001.303). در کنار طرح های روستایی، ایفاد(IFAD) انگیزه خود را از اعطای اعتبارات موارد زیر می داند:
الف: ایجاد تحرک اجتماعی، بالا بردن آگاهیها، آموزش و قدرت دهی به فقرا
ب: افزایش اعتماد به نفس به فقرا
ج: فراهم ساختن زمینه کارگروهی برای ایجاد دارایی و زیر ساخت های توسعه کشاورزی در راستای تولید محلی
سرانجام باید گفت که برنامه توسعه سازمان ملل هدف از اعتای اعتبارات خرد را ایجاد فرصت های درآمدزا برای زنان، سرمایه گذاری در ترویج فعالیت های کشاورزی و کمک به باز پرداخت و تعهدات کشاورزی می داند(افتخاری و همکاران، 1385، 51ـ50). اسکاپ نیز هدف از اعطای اعتبارات به کشاورزان و روستاییان را فقر زدایی، ترویج و آموزش کشاورزی، اشتغالزایی و درآمدزایی، توسعه اجتماعی، افزایش خوداتکایی و حفظ عزت نفس آنان می داند(ESCAP, 1994,13).
2-3 ـ 1 ـ اعتبارات خرد و توسعه روستایی
مفهوم توسعه که به تدریج جایگزین مفاهیم دیگری مانندترقی، تکامل و رشد شده است، در ابتدا از علوم طبیعی استخراج شده، درباره فرایند تغییر در جوامع بشری به کار گرفته می شود(موثقی،1389، 4). واژه توسعه در نخستین کاربردش به زبان فرانسه و انگلیسی، در سال 1752 به معنای رسیدن اهداف یا ایده هایی بر اساس یک طرح یا برنامه بود، سپس این واژه به عنوان مراحل مشخصی در برنامه ها و بعد به مانند توالی بیولوژیکی تغییر از یک دانه و تخم گیاه به یک گل به کار رفت(چراغی، مهدی، 1390، 20). در معنای لغوی، واژه توسعه به معنای خارج شدن از پوشش است، یا به معنای بروز و ظهور همه آنچه که به طور بالقوه در چیزی وجود دارد.(Riggsfred,1984,126). آر، پی، میسرا، از محققان برجستة توسعه معتقد است:« توسعه یک مفهوم متعالی، دستاوردهای بشری و پدیده های چندبعدی است وفی نفسه یک ایدئولوژی به حساب می آید»(آر،پی، میسرا،1377، 26) . لمن در تعریف توسعه اشاره دارد: توسعه جریانی است چند بعدی و پیچیده که در خود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی ـ اجتماعی را به همراه دارد و علاوه بر افزایش و بهبود در میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساخت نهادی، اجتماعی، اداری و همچنین ایستارها و وجهه نظرهای عمومی مردم است. توسعه در بعضی از موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد(Lehman,1997,9) .
ادبیات مربوط به توسعه روستایی دارای تعاریف متعددی می باشد که این تعاریف دارای تفاوت ها و تشابهاتی هستند، جهت تبیین فضای مفهومی توسعه روستایی به برخی از تعاریف ارائه شده در این حوضه اشاره می گردد:
اوفارل توسعه روستایی را فرایند همه جانبه و پایداری می داند که در چارچوب آن تواناییهای اجتماعات روستایی در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی وکنترل مؤثر بر نیروهای شکل دهنده نظام سکونت محلی (اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، نهادی) رشد و تعالی می یابد(ازکیا،1387، 18). دیاس معتقد است که« توسعه روستایی راهبردی است که به منظور بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه خاصی از مردم (روستاییان فقیر) » ، این فرایند شامل بسط منافع توسعه در میان فقیرترین اقشاری است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند(دیاس، 1386، 73). توسعه روستایی به نوین سازی جامعه روستایی می پردازد و آن را از یک انزوای سنتی به جامعه ای تغییر خواهد دادکه با اقتصاد ملی عجین شده است. بنابراین اهداف توسعه روستایی مواردی چون بهبود و بهره وری، افزایش اشتغال، تأمین حداقل قابل قبول غذا، مسکن و آموزش و بهداشت را در بر می گیرد(مهندسین مشاور، 1371، 21). افراخته « توسعه روستایی را افزایش کمی ثروت و تحول کیفی نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی می داند» (افراخته، 1387، 18) . با توجه به تعاریف گفته شده، هدف از توسعه روستایی ایجاد شرایط مطلوب پایدار در تمام ابعاد اقتصادی و اجتماعی و جز آن در محیط های روستایی است(نوری نایینی، 1384، 12). از سویی دیگر با توجه به شرایط نامطلوب اقتصادی ـ معیشتی و فقر مالی در روستاها که منجر به ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی، عدم سرمایه گذاری در زمینه های تولیدی و اشتغالزایی، پس انداز نکردن و تشدید مهاجرت ها شده است، هر گونه پایدارسازی فرایند توسعه در روستاها، بدون پیش فرض گرفتن توانمند سازی و کاهش فقر، نامحتمل است. بر این اساس برنامه های جدید توسعه روستایی بیش از هر چیز مبتنی بر دو اصل توانمندسازی روستاییان و فقرزدایی از روستاهاست(سازمان شهرداریها و دهیاریها، 1388، 273؛ در مطیعی لنگرودی،1389، 34). در مباحث توسعه روستایی و کشاورزی یکی از راه حل های رفع مشکل مالی کشاورزان، اعطای اعتبارات کوچک مقیاس است که نقش مهمی در تمرکز سرمایه های اندک روستاییان و ایجاد روحیه مشارکت و کار گروهی است(ESCAP,1994,12).
در پنجاه سال گذشته در مفهوم توسعه و رهیافت های دستیابی به آن تحولات زیادی رخ داده است. در انگاره قبلی توسعه که از دهه 1970ـ 1940 حاکم بود، اهداف توسعه عموما شامل گذر از اقتصادهای سنتی به اقتصادهای صنعتی بود.در این انگاره فرضیات اصلی شامل امکان رشد نامحدود در یک نظام بازار آزاد، گسترده و سیطره بهره برداری از طبیعت استوار بود و معیارهای توسعه شامل رشد اقتصادی، تولید ناخالص ملی و صنعتی شدن می شد. بعد از بروز آثار و تبعات این دیدگاه از دهه 1970 به تدریج اتگاره جدید توسعه از سوی اندیشمندان ارائه شد. عناصر اصلی این انگاره جایگزین شامل تأمین نیازهای مادی و غیر مادی، اعتماد به خود، تنوع، تناسب علوم و فناوری، مشارکت همگان، مالکیت محلی، اجرای طرح های کوچک و ایجاد جامعه ای سالم در تمامی ابعاد فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی آن بود. این رهیافت انتقادی طی دهه های 1970ـ1950 در عمل و نظر در حاشیه قرار گرفت، با این وجود در واکنش به تجربه عملی توسعه نئولیبرال، زمینه های انتقادی لازم را برای دهه های 1980 به بعد را فراهم آورد(کارولین،1382، 66).
انگاره جدید مجموعه ای از ایده ها و نظریات مکمل و به هم وابسته ای است که پیوندی قوی بین سه سوال چه چیز، چگونه و چه کسی بر قرار می کند و به نقطه ای رسیده است که امکان ارائه راه حل های بسیاری در زمینه پایداری، برابری و استفاده کارا از منابع را ارائه می نماید. ویژگیهای شاخص انگاره جدید، توانمندسازی و رفع فقر از طریق به جریان انداختن سرمایه و ایجاد فرصت اشتغال، تقویت ثروت اجتماعی و تاکید بر چرخه تولید می باشد(همان، 10). با توجه به چارچوب مقایسه ای میان انگاره قدیم و جدید توسعه می توان نقش اعتبارات خرد را در فرایند توسعه روستایی را تحلیل نمود.( جدول شماره1ـ2) در انگاره جدید توسعه روستایی، نقش اعتبارات خرد به عنوان عاملی که می تواند باعث توانمندسازی فقرای روستایی شده و زمینه های لازم را برای دستیابی به توسعه پایدار را فراهم کند، دیده می شود. به همین علت این رویکرد در طی دهه های اخیر مورد توجه بسیاری از کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است.
جدول شماره (1ـ2): نقش و جایگاه اعتبارات خرد در توسعه روستایی( انگاره قدیم و انگاره جدید )
ویژگیهای شاخص
انگاره قدیم
انگاره جدید
هدف
سرمایه گذاری ، سوداگری سرمایه و سودآوری
توانمدسازی و رفع فقر از طریق به جریان انداختن سرمایه ها و ایجاد فرصت اشتغال
مخاطبان
تولید کنندگان و کشاورزان بزرگ
روستاییان و فقرا
منابع مالی مورد نظر
منابع دولتی و بازار سرمایه بیرونی و شهری
منابع محلی و پس اندازی خرد مردم محلی
شیوه مدیریت
متمرکز و از بالا به پایین
غیر متمرکز و متکی به مردم
سازمان کار
دولتی با بنگاههای مالی و سازمان های بزرگ
متنوع، شبکه ای و متناسب با اندازه اقتصادی
شیوه فعالیت
روابط رسمی و قانونی و اصل اعتبار در ازاء اعتبار
ساده بر اساس اصل شفافیت و اصل اعتماد
منبع: عمادی ، 1384، 4
استفاده از اعتبارات خرد، به عنوان یک روش مداخله غیر مستقیم در توسعه، مورد توجه اغلب نحله های فکری توسعه قرار گرفته است. این شیوه با گسترش بازارهای جدید و ارتقای فرهنگ مدیریتی، زمینه مناسبی برای حکمرانی کار آمد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره اعتبارات خرد، نیروی کار، کارآفرینی، عرضه نیروی کار Next Entries پایان نامه ارشد درباره اعتبارات خرد، نواحی روستایی، کشورهای در حال توسعه، توسعه کشاورزی