پایان نامه ارشد درباره ارزش بازار، اوراق قرضه، ارزش شرکت، ارزش دفتری

دانلود پایان نامه ارشد

از شاخصی بنام β برای سنجش و اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک استفاده شده است. معیار سنجش ریسک غیر سیستماتیک نیز انحراف معیار در نظر گرفته شده است. شاخص Q توبین که نسبت ارزش بازار شرکت بر ارزش دفتری آن است نشان دهنده میزان ارزش شرکت است.
مردم برحسب تمایلات مختلف می توانند پول، اوراق قرضه و اوراق سهام نگه داری کنند. در برخی مدل‌های اقتصادسنجی این سه نوع دارایی به دو نوع یعنی پول و اوراق قرضه محدود شده است و مثلاً کینز در کتاب نظریة عمومی خود مفروض داشته که اوراض قرضه و سهام قابل جانشینی هستند و از نظر سرمایه گذار با هم فرقی ندارند و مردم می توانند دارایی های مالی خود را در این دو قالب و بدون تفاوت از هم نگه داری کنند.
توبین این فرض را رد می کند و نتیجه می‌گیرد که تأثیر سیاست پولی بر تولید و درآمد واقعی را نمی توان تنها با توجه به نرخ بهره مورد قضاوت قرار داد. افزایش و کاهش تقاضای پول را نمی توان با تغییرات نرخ بهره سنجید، بلکه باید نرخ بازده ای را مورد توجه قرار داد که در آن سرمایه گذاران حاضر به خرید اوراق قرضه و سهام هستند. اصولاً، معیار نهایی افزایش و کاهش تقاضا، رابطة میان دارایی و بدهی های بنگاه های بازرگانی، به قیمت متداول در بازار و هزینه جایگزینی دارایی این بنگاه ها به قیمت جاری است. توبین نسبت این دو را Q می نامد. هرگونه تغییری در مقدار Q ممکن است در اثر سرمایه گذاری در بازارهای مالی یا در نتیجه تغییر انتظارات سرمایه گذاران در بازده مورد انتظارشان در بازار سرمایه رخ دهد. در سال 1969 توبین در مقاله ای با نام «روش تعادل عمومی در نظریة پول» نتیجه گرفت که تغییر تقاضا در بخش مالی تنها با تغییر در Q امکان پذیر می‌شود. البته تغییر در ترجیحات افراد برای پول، اوراق قرضه و سهام نیز ممکن است باعث چنین تغییری شود. سیاست پولی تنها یکی از عناصری است که نرخ تورم و بیکاری را تغییر می دهد، و لزوماً مهم ترین عامل نیست. این مطلب، به نوبة خود پاسخی به مکتب پول گرایان است.
جیمز توبین، نظریه «Q توبین» را به عنوان شاخصی برای پیش بینی این که آیا وجوه سرمایه گذاری شده افزایش و کاهش خواهند یافت معرفی کرد.
یکی از وظایف مدیران مالی حفظ و افزایش ارزش شرکت می باشد. اگرچه شرکت را می توان از دیدگاه های متفاوتی مورد ارزیابی و ارزش گذاری قرار داد لیکن آنچه که برای مدیران و سهامداران حائز اهمیت فراوانی است ارزش بازار سهام شرکت‌های آنان است. بایستی توجه داشت که آنچه برای سرمایه گذاران و سهامداران است الزاماً برای سایر اشخاص و گروهها از جمله بستانکاران، دولت، بانکها، اقتصاددانان و دیگر گروهها از اهمیت یکسانی برخوردار نیست. به عبارت دیگر هر یک از اشخاص و گروههای مختلف برای ارزیابی شرکت از دیدگاه خاص خود به آن می نگرند.
ارزش گذاری شرکت ها از ضروریات برنامه ریزی برای مدیران و سرمایه گذاران است. ارزش گذاری نمایشگر چگونگی تأثیر استراتژی و ساختار مالی بر ارزش بازار سهام شرکت ها است.
در تعیین ارزش شرکت شخص سرمایه گذار است که اوراق بهادار شرکت ها را خرید و فروش می کند و او است که می خواهد ارزش بازار این اوراق را بداند. اگر شرکتی درصدد برآید که ثروت سهامداران را به حداکثر برساند باید در تصمیم‌گیری ها، اهداف خود را به گونه ای تعیین کند که باعث افزایش تقاضای سرمایه گذاران (برای خرید سهام و سایر اوراق بهاءدار شرکت) گردد. این نوع تقاضاها موجب بالا رفتن قیمت آن اوراق بهاءدار در بازار خواهد شد. یکی از راه های افزایش ثروت سهامداران این است که ارزش سهام عادی شرکت افزایش یابد. بنابراین، نکته حائز اهمیت این است که مدیران بتوانند متغیرها یا عواملی را مورد توجه قرار دهند که در فرآیند تعیین ارزش اوراق بهاءدار، مورد نظر سرمایه گذاران قرار می‌گیرند. نکته مهم دیگر این است که آنان بتوانند این مطلب را درک کنند که ارزش اقلام دارائی های مالی به چه طریقی تعیین می گردد [البته این اقلام در فرآیند تعیین ارزش مشخص می‌شود].
برای تعیین ارزش یک شرکت می توان همه روش ها را در سه گروه قرار داد: آنچه یک شرکت دارد، آنچه یک شرکت به دست می آورد یا آنچه شرکت در بازار عاید خواهد کرد.
2-4-نسبت Q توبین
نسبت Q توبین از طریق تقسیم ارزش بازار شرکت به ارزش جایگزینی دارائیهای شرکت بدست می آید (لیندنبرگ و راس73، 1981). این نسبت توسط آقای جیمز توبین در سال 1960 مطرح شد. هدف وی برقراری یک ارتباط علت و معلولی بین شاخص Q و میزان سرمایه گذاری انجام شده توسط شرکت بود. اگر شاخص Q محاسبه شده برای شرکت بزرگتر از یک باشد، انگیزه زیادی برای سرمایه گذاری وجود دارد. به عبارتی نسبت Q بالا، معمولاً نشانه ی ارزشمندی فرصتهای رشد شرکت می باشد (برلی و مایرز، 2003). اگر نسبت Q کوچکتر از یک باشد، سرمایه گذاری متوقف می‌شود.
معایب این نسبت عبارتند از:
الف) محاسبه ارزش جایگزینی دارائیهای شرکت مشکل می باشد.
ب) تعیین ارزش بازار سهام شرکت‌هایی که عضو بورس اوراق بهادار نیستند و یا سهام شرکت‌هایی که عضو بورس اوراق بهادار هستند ولی سهامشان داد و ستد نمی‌شود، مشکل می باشد.
ج) در مخرج کسر دارائیهای نامشهود در نظر گرفته نمی‌شوند، بنابراین عملکرد شرکتی که سرمایه گذاری زیادی در دارائیهای نامشهود کرده است، اغراق آمیز می باشد. (ورترلت73 و مونت گومری74، 1988)
مزایای این نسبت عبارتند از:
الف) سادگی در فهم برای استفاده کنندگان و تحلیل گران مالی
ب) سهولت دسترسی به اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه آن (در مدل Q ساده)
ج) در ایران به خاطر عدم وجود اوراق قرضه و سهام ممتاز منتشره توسط شرکت‌ها، محاسبه آن ساده تر می باشد.
د) Q از طریق مشارکت دادن معیار اندازه‌گیری بازار سرمایه برای بازده شرکت، بطور ضمنی:
از نرخ تنزیل تعدیل شده برمبنای ریسک صحیحی استفاده می کند.
انحرافات در قوانین مالیاتی و میثاقهای حسابداری به حداقل می رساند.
ه) معیاری است که بیشتر مبتنی بر اطلاعات بازار است، بنابراین نقاط ضعف معیارهای مبتنی بر سود حسابداری را ندارد.
2-4-1- محاسبه نسبت Q توبین
در سال 1969 اقتصاددانی به نام جیمز توبین به منظور ارزیابی پروژه های سرمایه گذاری از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سرمایه گذاری استفاده نمود که این نسبت به معیار Q توبین شهرت یافت. وی بیان داشت که با استفاده از این نسبت می توان، عملکرد شرکت‌ها را به گونه ای مطلوب تر اندازه‌گیری کرد.
نسخه توبینی که توسط جیمز توبین ارائه شده، بعدها به توبین ساده شهرت یافته که رابطه ریاضی آن به شرح زیر می باشد:
ساده توبین Q=(سال پایان در عادی سهام بازار ارزش+سال پایان در ممتاز سهام بازار ارزش+بلندمدت بدهی بازار ارزش+سال یک از کمتر سررسید با ها بدهی های ارزش)/(سال پایان در شرکت های دارایی دفتری ارزش)
در صورتی که 1= Q باشد شرکت از تمامی فرصت های سرمایه گذاری خود به نحو مطلوبی استفاده می کند حال وقتی که Q شرکت بزرگتر از یک باشد، شرکت انگیزه زیادی برای سرمایه گذاری دارد، چرا که بازده سرمایه بیشتر از نرخ هزینه سرمایه است و سرمایه گذاری تا آنجا ادامه پیدا می کند که Q شرکت به سطح یک کاهش یابد.
Q توبین از تقسیم ارزش بازار اوراق بهادار شرکت و بدهی های بلندمدت به اضافه ارزش دفتری بدهی های کوتاه مدت بر ارزش جایگزینی دارایی های شرکت به دست می آید. شایان توجه است منظور از اوراق بهادار سهام عادی، سهام ممتاز و انواع اوراق قرضه منتشره شرکت است. نسبت پروفسور جیمز توبین در تجزیه و تحلیل های اقتصادی اکنون به منظور پیش بینی آینده فعالیت های سرمایه گذاری به وجود آمد.
زمانی که نسبت Q توبین از یک بزرگ تر باشد نشان دهنده این است سرمایه گذاری در دارایی ها، تولیدکننده درآمدهایی است که ارزشی بیشتر از مخارج سرمایه ای را ایجاد می کنند و زمانی که نسبت Q توبین کوچک تر از یک است بدین معنی است که سرمایه گذاری در دارایی ها، تولیدکننده درآمدهایی است که ارزشی کمتر از مخارج سرمایه ای را ایجاد می کنند و بازدهی چندانی نداشته است. (صالحی، 1380)
به اعتقاد توبین با افزایش ارزش جایگزینی دارائیها و تجهیزات، ضریب Q کاهش خواهد یافت. در چنین مواقعی شرکت تمایل پیدا می کند به اینکه به جای ساخت یا خرید تجهیزات و ماشین آلات اقدام به تملک شرکت‌های دیگر نماید. تئوری پیشنهادی توبین در بین صاحب نظران اقتصادی و مالی دهه 1990 مقبولیت فراوانی یافت. امروزه نیز ضریب Q توبین در بررسی و تحلیل وضعیت مالی شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین معنی که سرمایه گذارانی که قصد خرید سهام شرکتی را دارند، قبل از مبادرت به انجام این کار ابتدا ضریب Q را برای آن شرکت محاسبه می کنند. ضریب Q بالاتر نشان دهنده این است که ارزش جایگزینی تأسیسات و ماشین آلات آن شرکت پائین بوده و بالعکس. لذا در شرایط مساوی شرکت‌هایی که از ضریب Q بالاتری برخوردارند مناسب تر می باشند. (صالحی، 1380)
وی معتقد بود که این نسبت می تواند برای برآورد وجوه سرمایه گذاری آتی و به تبع آن به عنوان شاخص خوب برای شرایط کلی اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد. مدل Q توبین در واقع توسط جیمز توبین و ویلیام برنارد75 در سال 1968 ارائه شد. آن ها سعی می کردند تا توضیح دهند که چگونه بازارهای مالی، سرمایه گذاری را نظم بخشیده و این که چگونه می توان به یک سرمایه گذار برای یافتن بازارهای جذاب و غیر جذاب از نقطه نظر ارزش یاری رساند. براسای این مدل، یک شرکت در صورتی که ارزشش در بازار بالا رود اقدام به سرمایه گذاری بیشتر خواهد کرد و در حالتی که ارزش آن کاهش یابد، از سرمایه گذاری خود خواهد کاست.
وقتی Q کمتر از یک است شرکت در معرض قبضه مالکیت بوده و وقتی Q بیشتر از یک است شرکت باید اقدام به سرمایه گذاری کند، زیرا بازار ارزش آن را بیش از سرمایه گذاری اش برآورد می کند. جیمز توبین در مصاحبه ای که با رجیون در سال 1996 انجام داد در خصوص نسبت Q می گوید: «من فکر می کنم این نظریه ایده ای نسبتاً بدیهی و روشن است و قطعاً بدون سابقه و جدید نیست. اقتصاددانان ارزش شرکت ها با شاخص Q توبین که نسبت ارزش بازار بر ارزش دفتری شرکت است، بدست می آید.
Q توبین برابر است با نسبت ارزش بازار شرکت به ارزش دفتری که به نوعی نشان دهنده ی ارزش شرکت می باشد.
Q توبین به عنوان یک معیار ارزیابی عملکرد شرکت‌ها به صورت زیر تعریف می‌شود (برفکت و وایلز76، 1994):
توبین Q=(شرکت بازار ارزش)/(شرکت های دارایی جایگزینی ارزش)
هدف توبین، برقراری رابطه ای علت و معلولی بین معیار Q و میزان سرمایه گذاری انجام شده توسط شرکت بود. وی عنوان کرد در صورتی که این نسبت از عدد یک بیشتر باشد به دلیل مازاد بازده سرمایه گذاری بر نرخ هزینه سرمایه بکار گرفته شده، شرکت‌ها انگیزه زیادی برای سرمایه گذاری دارند.
بدیهی است که اگر شرکت از تمامی فرصت های سرمایه گذاری بطور مطلوب بهره برداری نماید، ارزش نهایی Q به سمت عدد یک میل خواهد کرد، هرچند انتظار می رفت از این معیار به نحو گسترده ای استفاده شود اما این گونه نشد. در این زمینه چانگ و پرویت 77(1994) از محققان ارشد امور مالی چنین عنوان نموده اند، علت اینکه چرا تاکنون از روشهای سنتی معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها استفاده می‌شود این است که هنوز یک برآورد ساده تری از نسبت Q که داده های آن به سهولت در دسترس باشد، وجود ندارد، در غیر این صورت معیار Q به ابزار مفیدی جهت تجزیه و تحلیل تبدیل خواهد شد.
هرچه نسخه های متعددی از توبین برای مقاصد مختلف ارائه شده است، نظیر توبین متوسط، توبین تعدیل شده و توبین نهایی؛ ولی استفاده از توبین ساده به شرح فوق برای مقاصد این تحقیق کفایت می کند. (صالحی، 1380)

2-4-2- تئوری Q توبین
نسبت ارزش بازار به ارزش جایگزینی یک معیار خلاصه از تأثیر مهم بازارهای مالی بر خرید کالاها و خدمات، مخصوصاً کالاهای بادوام می باشد در معادله Q یک ارزش نرمال (در یک اقتصاد صددرصد رقابتی با بازده ثابت) وجود دارد که ارزش جایگزینی سرمایه و نرخ رشد طبیعی اقتصادی را با خود به همراه دارد. به عبارتی، رویدادها، خط مشی ها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ارزش شرکت، زیست محیطی، سود سرمایه، عملکرد آتی Next Entries پایان نامه ارشد درباره دارایی ها، ارزش بازار، اوراق قرضه، هزینه سرمایه