پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، سنجش عملکرد، حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

دارد.
فرضیه فرعی د) بین نرخ سود باقیمانده و ارزش افزوده بازار، در بازار سرمایه ايران رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی ه) بین نرخ بازده فروش و ارزش افزوده بازار، در بازار سرمایه ايران رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی و) بین نرخ قیمت به سود سهام و ارزش افزوده بازار ،در بازار سرمایه ايران رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی ز) بین نرخ سود پرداختی سهام و ارزش افزوده بازار، در بازار سرمایه ايران رابطه وجود دارد.
فرضیه اصلی چهارم : ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده در مقایسه با سایر معیار هاي ارزيابي عملكرد (نرخ بازده حقوق صاحبان سرمایه ، بازده سرمایه گزاری ، رشد سود هر سهم ، نرخ سود باقیمانده ، نرخ سود باقیمانده ، نرخ بازده فروش ، نرخ قیمت به سود سهام و نرخ سود پرداختی سهام)، رابطه مثبت بيشتری با ارزش افزوده بازار ، در بازار سرمایه ايران دارد.
فرضیه اصلی پنجم : نوع صنعت بر ارتباط بين معيارهاي عملكرد مالي و ارزش افزوده بازار،تأثير
گذار است.
فرضیه اصلی ششم : اندازه شركتها بر ارتباط بين معيارهاي عملكرد مالي و ارزش افزوده بازار،تأثير گذار است.

8-1 تعريف واژه ها و اصطلاحات تحقيق:
سنجش عملکرد
سنجش عملکرد از وظایف مدیریتی است كه عملكرد قسمتهاي مختلف به وسيله آن سنجيده مي شود وشاخصهاي گوناگوني جهت ارزيابي عملكرد بنگاه وجود دارد(رستگاري،1386،ص138)1.

ارزش افزوده اقتصادي (EVA)
EVA يكي از معيارهاي اندازه گيري عملكرد است و نشان دهنده باقي مانده سود ،پس از كسرهزينه سرمايه،(ميانگين موزون هزينه سرمايه×ارزش دفتري سرمايه) از سود حاصل از عمليات است(حجازي،1386،ص248)2.

ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده (REVA)
REVAيكي از جديد ترين معيارهاي ارزيابي عملكرد مالي است و نشان دهنده باقيمانده سود ،پس از كسر هزينه سرمايه(نرخ بازده بازار× ارزش بازار سرمايه) از سود حاصل از عمليات مي باشد(سيوكي و ووگون،2009،ص439)3.

ارزش افزوده بازار(MVA)
ارزش افزوده بازار اختلاف بين كل ارزش بازار شركت و ارزش دفتري آن است و نشان مي دهد كه عملكرد شركت چه اندازه روي ارزش آن تاثير گذار بوده است(حجازي،1386،ص251)4.

سود خالص عملياتي بعد از كسر ماليات(NOPAT)
NOPAT سودي كه در محاسبه آن تنها سود حاصل از عمليات در نظر گرفته مي شود و اثر ثبتهاي غير نقدي حذف و صرفه جويي مالياتي ناشي از هزينه بهره در آن ثبت شده است.از طرف ديگر نشان دهنده سودي است كه به صورت بازده نقدي براي تامين كنندگان مالي در دسترس است (همان منبع، ص248)1.

سرمايه(CAPITAL)
مجموع وجه نقدي است كه در خالص دارائيهاي شركت و در طول عمر آن بدون توجه به شكل تامين مالي ،نام حسابداري يا هدف واحد تجاري سرمايه گذاري شده است(همان منبع ،ص248)2.

نرخ هزينه سرمايه (C)
يعني به طور متوسط براي هر 100 ريال تامين مالي ،متحمل چند ريال هزينه شده است. كه از طريق ميانگين موزون هزينه سرمايه هر يك از منابع مالي به دست مي آيد(رستگاري،1386،ص142)3.

نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
بازده حقوق صاحبان سهام نشان دهنده درصد سودي است كه روي حقوق صاحبان سهام در شركت عايد شده است. و از تقسيم سود پس از كسر ماليات بر حقوق صاحبان سهام به دست مي آيد (حجازي،1386 ،ص247)4.

نرخ بازده دارائيها (ROI)
ميزان سود به ازاي هر ريال سرمايه گذاري شده در شركت را محاسبه مي كند ،بدين ترتيب سود پس از كسر ماليات را بر كل دارائيها تقسيم مي كنند(همان منبع،ص247)5.

نرخ سود باقيمانده (RI)
مقدار سودي كه پس از كسر همه هزينه ها ،از جمله هزينه سرمايه از سود شركت باقي مي ماند (رهنماي رودپشتي،1385،ص162)6.

نرخ بازده فروش (ROS)
به نسبت سود عملياتي به در آمد بازده فروش گويند (همان منبع،ص162)1.

رشد سود سهام (GEPS)
مقدار افزايش در سود هر سهم عادي در پايان سال نسبت به ابتداي همان سال ،تقسيم بر سود ابتداي سال (حجازي،1386،ص248)2.

نرخ قيمت به سود سهام (P/E)
از تقسيم قيمت سهام بر سود آن به دست مي آيد و نشان ميدهد كه قيمت بازارسهام چند برابر سود هر سهم است (همان منبع، ص248)3.

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

1-2- مقدمه:
یک اصل بدیهی مالی پذیرفته شده ، این است که نقش مدیران حداکثر سازی ثروت سهامداران از طریق تخصیص کارای منابع می باشد. برای عملی ساختن این هدف ، به طور سنتی ثروت سهامدار توسط مقادیر حسابداری استاندارد مانند سود، درآمد و جریانهای نقدی ناشی از عملیات یا نسبت های صورتهای مالی (شامل سود هر سهم و بازده دارائیها و بازده حقوق صاحبان سهام) نشان داده می شود. سپس این اطلاعاتِ صورتهای مالي توسط مدیران ، سهامداران و سایر اشخاص ذینفع جهت ارزیابی عملکرد جاری شرکت و نیز جهت پیش بینی عملکرد آتی شرکت استفاده می گردد. بعلاوه بر اساس شکل نیمه قوی فرضیه بازار کارا ، اطلاعات در دسترس عموم موجود بوده و این متغیرها به آسانی توسط بازار تفسیر شده و قیمت های سهام آتی جذب می گردد.
تحقیقات تجربی در زمینه مدیریت مالی آشکار می سازد که همبستگی کامل بین معیار اندازه گیری ارزش و قیمت های سهام غیر ممکن است زیرا عملکرد شرکت نمی تواند به طور کامل ارزش بازار سرمایه آن را توضیح دهد، چون سایر عوامل یا ناهنجاری های بازار مانند فعالیتهای سفته بازاري ، حساسیت های بازار، عوامل اقتصاد کلان ، بر تغییر قیمتهای سهام اثر می گذارند. با این وجود معیاری که با اتکا بر آن بتوان در مورد ارزش شرکت قضاوت نمود برای گروههای مختلف ذینفع در جنبه های عملکرد شرکت گرانبها می باشد. برای مثال، لی1 (1996) ، می گوید جستجو برای معیار برتر ارزشیابی شرکت ویژگی کلیدی ادبیات مالی تجربی معاصر می باشد:
«سالها، سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها در جستجوی یک معیار سنجش به هنگام و قابل اتکا برای سنجش ثروت سهامداران بودند، با چنین معیاری، سرمایه گذاران می توانند تشخیص بدهند که سهام، بیش از واقع یا کمتر از واقع قیمت گذاری شده است، وام دهند گان می توانند امنیت وام هایشان را بسنجند و مدیران می توانند بر سود آوری کارخانه ها، بخش ها و شرکت هایشان نظارت کنند» (همان منبع، ص86)2.
در این فصل پس از مروری چند در سابقه و پیشینۀ تحقیق، به زبان ریاضی نحوۀ محاسبه متغیر های تحقیق مورد بررسی، تبیین و تشریح قرار گرفته است و در انتهای فصل به تحقیق های گذشته داخلی و خارجی و نتایج آن نیز اشاره گردیده است.

2-2 شاخصهای سنجش عملکرد (سنتی ونوین )
برخی از معیارهای مالی که برای ارزیابی عملکرد بنگاه ها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.
عبارتند از : نرخ بازده سرمایه گذاري ، سود باقیمانده و نرخ بازده فروش، ارزش افزوده اقتصادی1 و ارزش افزوده بازار2 و شاخص جامع عملکرد 3 ، شاخص های سنجش عملکرد مبتنی بر ارزش در فرایند ارزیابی ، به منظور آگاهی از میزان ارزش آفرینی بنگاههای اقتصادی، در مقایسه با شاخص های سنتی مبتنی بر داده های تاریخی از کار بست گسترده تری برخوردار شده است؛ که قضاوت آگاهانه و پایدار سودمندتر است زیرا مفاهیم ارزش و ارزش آفرینی را مبنا و هدف قرار می دهد (رهنمای رود پشتی، 1386 ، ص 360)4.
سؤال اصلی اين است که سهامداران برای سنجش عملکرد، باید از کدام معیار استفاده کنند. روشن ترین معیار برای سنجش عملکرد قیمت سهام است ، اما معیار قیمت سهام از یک ضعف برخوردار است، زیرا برخی عوامل که در قیمت سهام تاثیر دارند مانند شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه و جهان خارج از کنترل مدیران می باشد. بنابراین معیارمورد استفاده بایستی از دو ویژگی زیر برخوردار باشد.
1- در معرض تمام عوامل که در خارج از کنترل بوده و بر قیمت سهام تاثیر دارند نباشد.
2- بیشترین رابطه را با تغییرات در ثروت سهامداران داشته باشد.
این ویژگی اصلی ترین تنشی است که یک معیار عملکرد خوب، بایستی آنرا حل کند.
تحقیقات صورت گرفته توسط استیوارت نشان داده است که از بین معیارهای EVA ، رشد فروش، رشد سود، ROE, ROI؛ EVA بالاترین رابطه را با تغییرات ارزش بازار سهام دارد و می تواند بیشتر از 50% تغییرات در این عامل را تشریح نماید. اگر به تاریخچه مدلهایی که به منظور ایجاد ارزش به وجود آمده اند. نظری بیندازیم می توان سیر تاریخی این مدلها را ترسیم کرد.5

دهه 1990 دهه 1980
– ارزش افزوده اقتصادی (EVA) – نسبت های ارزش بازار به ارزش دفتری – معیارهای ارزیابی متواز (BCS) – بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)
– ارزش افزوده بازار (MVA)

دهه 1970 دهه 1920
– سود هر سهم (EPS) – سیستم دو پونت
– ترکیب حقوق صاحبان سهام – نرخ بازدهی سرمایه گذاریها (ROI)

1-2-2 شاخص های غیر مالی
بسیاری از شرکتها از سود عملیاتی به عنوان یک معیار داخلی و حسابداری استفاده می کنند، در حالیکه شرکتها این معیار را با اطلاعات مالی خارجی (قیمت سهام) ،اطلاعات غیر مالی خارجی (رضایتمندی مشتریان) و اطلاعات غیر مالی داخلی (زمان تحویل کالا) ،تکمیل می کنند. شرکتها این معیارهای مالی وغیر مالی را تحت گزارشی به نام معیارسنجش جامع عملکرد بیان می کنند. این گزارشات شامل موارد زیر است:
1- معیارهای سود آوری : سود عملیاتی و رشد درآ مدی.
2- معیارهای رضایتمندی مشتریان: سهم بازار، پاسخگويي به مشتریان ، عملیات به موقع.
3- معیارهای کارایی ،کیفیت وزمان ، انحراف کارایی مواد مستقیم ، انحراف سربار جذب شده.
4- معیارهای نوآوری : تعداد اختراعات ، تعداد کالاهای جدید.
شاخص جامع سنجش عملکرد BSC که تحت عنوان کارت امتیازی متوازن شناخته شده است، از جمله معیارهای نوین سنجش در عملکرد مدیریت 38 به شمار می آید. این شاخص اولین بار توسط نورتون و کاپلان مطرح گردید و از ویژگی های این شاخص جامعیت آن است. بطوریکه معیارهای مالی و غیر مالی را تواماً در ارزیابی مدنظر قرارمیدهد.
1- شاخص های مالی یک بعدی هستند.
2- شاخص های مالی تاریخی هستند.
3- شاخصهای مالی معلول هستند و به علت ها توجهی ندارند(عدم توجه به رابطه علت و معلولی).
4- شاخص های مالی پاسخی برای ذینفعان دیگر ارائه نمیدهند. شاخص BSC بر پایه استراتژیها، بر استراتژیهای آینده نیز تاثیر گذار است، یعنی با توجه به استراتژی تعریف شده به سنجش عملکرد می پردازد و از نتایج آن برای اصلاح استراتژی قبلی و تدوین استراتژی جدید استفاده می گردد. تعامل شاخص ها، دیدگاههای مورد نظر با هم و استراتژی ها در زیر ارائه شده است.

نمودگر1-2 ارتباط دیدگاه مورد ارزیابی با استراتژی نمودگر 2-2 ارتباط دیدگاه با یکدیگر

با توجه به روابط تعریف شده در نموگر39(1) به این مهم دست خواهیم یافت که پیاده سازی BSC در بنگاههایی امکان پذیر است که استراتژی مدون و تعریف شده داشته باشند و سنجش عملکرد با توجه به چهار منظر اصلی صورت می گیرد، که نشانه جامعیت این شاخص است. در نمودگر (2) رابطه علت و معلولی بین دیدگاههای مختلف تبیین شده است، بطوری که اولاً طراحی و پیاده سازی BSC می تواند یک ضرورت تلقی شود. ثانیاً در سودمندی بهره گیری شاخص موثر است. ثالثاً در تدوین استراتژی های آینده اولویت بندی آنها بسیار مفید خواهد بود(حاتمي،1386،ص41)2.

2-2-2 شاخص های مالی
طراحی معیارهای مالی سنجش عملکرد، مبتنی بر اقلام حسابداری صورت می گیرد. زیرا اقلام حسابداری با توجه به پژوهشهای متعدد دارای بار اطلاعاتی و محتوا است. طراحی معیارهای سنجش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام، ارزش بازار Next Entries پایان نامه ارشد درباره سود باقیمانده، ارزش سهام، سود عملیاتی، عملکرد شرکت