پایان نامه ارشد درباره اردشیر بابکان، شعر فارسی، ایران باستان، ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

آغاز شعر فارسی، رفته رفته تشبیهات، استعارات و تعابیر مربوط به این بازیها و قواعد آنها در ذهن و زبان شاعران جا باز کرد و شاعران بعدی، حتی اگر خود این بازی‌ها را انجام نداده بودند، به سبب تتبع در دواوین قدما، که نظامی عروضی آن را از لوازم شاعری بر می‌شمارد، با این تعابیر و اصطلاحات و استعارات آشنا شدند و در آثار خود به آنها مجال بروز دادند.
چوگان
آغاز و سر منشأ پیدایش این ورزش به عهد باستان تعلق دارد، طبق اسناد تاریخی این ورزش از525 سال قبل از میلاد مسیح تاکنون دارای قدمت میباشد، بر اساس تحقیقات و مطالعات انجام شده مهد و زادگاه چوگان ایران باستان میباشد، و نام چوگان نیز از آن دوران به یادگار مانده است، به مرور و چرخش زمان، این ورزش به سایر ممالک نیز شناسانده شده، از جمله این کشورها شبه قارۀ هند میباشد.
در تاریخ ایران باستان نخستین باری که از بازی چوگان سخن رفته، هم پیوند است با افسانه های پیرامون بنیانگذاران فرمان روایان ساسانی در ” کارنامه اردشیر بابکان ” اردشیر نوجوان زمانی به دربار اردوان (واپسین شاه اشکانی ) رفت، شاه فرمان داد هر روز با فرزندان او و بزرگان به نخجیرگاه و چوگان بازی برود و اردشیر نیز چنین کرد، به یاری یزدان در چوپیکان ( چوگان ) بازی و سواری و شترنگ (شطرنج ) و نیوارتخشیر (نرد ) و دیگر فرهنگ ها بر همۀ ایشان چیره بود( کارنامۀ اردشیر بابکان، کسروی، ص 9 ).
چوگان در شعر فارسی
شاعران همواره از واژگان و اصطلاحات چوگان به منظور بيان مفاهيم خويش بهره بردهاند و در واقع مجموعه چوگان در اين ابيات و اشارهها، كاركردى استعارى و كنايى يافته است. در عالم عشق گيسوى خم دار معشوق را به چوگان و زنخدان(چانه) را به گوى، و عاشق را به سبب سرگشتگى در عشق، به گوى . در عالم عرفان هم چوگان دست مايه بسيارى از عارفان بوده است.
چوگان بیش از بازی‌های دیگر در ادبیات فارسی، بویژه ادبیات غنایی، مجال بروز یافته‌است. به نظر می‌رسد تناسب مناسبات میان گوی و چوگان به عنوان دو عنصر اصلی بازی چوگان با روابط و کنش‌های عاشق و معشوق با هم و شباهت های شخصیتی میان گوی و عاشق از یک سو و چوگان و معشوق از سوی دیگر سبب شده تا شاعران حوزه‌ی تغزل و غنا، توجه ویژه‌ای به چوگان داشته باشند. به عبارت دیگر، در نزد شاعران غزلسرا و شاعرانی که موضوع اصلی اشعارشان عشق است، حالات گوی و چوگان لطف خاصی دارد. این معنی در غزلیات حافظ نیز صدق می‌کند. غزل بهترين قالب براى بيان حالات عشق است وحافظ در غزليات خويش، هجده بار به بازى چوگان و اصطلاحات آن اشاره دارد. وى با استفاده از تصاوير و استعاراتى كه از اين بازى میسازد، سخن خود را بيان مى نمايد .اشارات حافظ به چوگان، چند نكته را در بر دارد:
1ـ در توصيف گيسو و ابروی معشوق، از چوگان بهره برده است.
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان مظطرب حال مگردان من سرگردان را
(4 ،9 )
چوگان استعاره از زلف یار است، حافظ در این بیت با تشبیه خود به گوی، زلف یار را چوگانی میداند، که او را آشفته حال و سرگردان کرده است(برزگرخالقی،1382 :26 ).
شدم فسانه به سرگشتگى و ابروی دوست كشيد در خم چوگان خويش چون گويم
(3 ،379 )
در این بیت ابروی معشوق به چوگان مانند شده است.
2ـ براى بيان مناسبات عاشقانه از چوگان استفاده نموده است. به اين ترتيب كه عاشق مانند گوى است كه اسير معشوق (چوگان ) است و ناگزير است که سرگردانى و حيرانى و سختیهاى عالم عشق را تحمل كند:

عشق بازى كار بازى نيست اى دل سر بباز ور نه گوى عشق نتوان زد به چوگان هوس
(6 ،267 )
در این بیت عشق به گوی مانند شده است، و هوس به چوگان، که چوگان هوس اضافۀ تشبیهی است(همان ).
اگر نه در خم چوگان او رود سر من ز سر چه گويم و سر خود چه كار باز آيد
(3 ، 235 )

3 ـ در مقام مدح، براى بيان تسلط و اقتدار ممدوح از اصطلاحات چوگان بهره گرفته است:

چوگان كام در كف و گوئى نمیزنى بازى ظفر به دست و شكارى نمی كنی
(2 ،482 )
گوى زمين ربودة چوگان عدل اوست وين بركشيده گنبد نيلى حصار هم
(13 ،362 )

5 ـ خواجه شيراز در مواردى نيز از تعابير استعارى و كنايى سود جسته است نظير« گوی بردن از کسی » در معناى برترى داشتن و پيش افتادن:
گوى خوبى كه برد از تو؟كه خورشيد آنجا نه سواريست كه در دست عنانى دارد
(4 ، 125 )
گوى خوبى بردى از خوبان خلّخ شاد باش جام كيخسرو طلب كافراسياب انداختى
(3 ، 433 )
برون خرام و ببر گو ی خوبی از همه کس سزاى حور بده رونق پرى بشكن
(4 ، 399 )
«گوى در ميان افكندن » کنایه از به مبارزه برخواستن و همآورد جویی است :
گوى توفيق و كرامت در ميان افگنده اند كس بميدان در نمیآيد سواران را چه شد
(6 ، 169 )
«گوی زدن » كنايه از انجام دادن كار و به موقع اقدام كردن و قدر فرصت را دانستن :

خنِگ چوگانىِّ چرخت رام شد در زير زين شه سوارا چون به ميدان آمدى گوئى بزن
(6 ، 390 )
«گوی فلک » و« گوی سپهر» استعاره از آسمان :
كو عشوهاى ز ابروى او تا چو ماه نوی گوى سپهر در خم چوگان زر كشيم
(7 ، 375 )
شطرنج
واژۀ شطرنج
« شطرنج ورزشی دو نفره و مبارزهای میان صاحبان اندیشه و هوش است، این بازی با 16 مهره سفید برای یک حریف و 16 مهرۀ سیاه برای حریف دیگر بر صفحهای به شکل مربع که به 64 مربع کوچک مساوی سیاه و سفید تقسیم شده، بازی میشود، هدف از بازی شطرنج از همان ابتدا حمله کردن به مهرۀ شاه و به محاصره درآوردن آن از هر طرف است سرانجام راه گریز نداشته باشد و شکست را بپذیرد منشأ بازی شطرنج به درستی معلوم نیست، اختراع این ورزش فکری را به تفاوت به یونانیان، رومیها، بابلیها، ایرانیان، اعراب و.. نسبت میدهند، به هر حال نظری که امروزه بیشتر مورد قبول است که شطرنج اصلاً از هند بوده و بازی “چاتورانگا” که هنوز هم در هند رواج دارد منشأ آن است، این بازی در قرن ششم میلادی از هند به ایران آمده و چرتکه نامیده شده که رفته رفته به” شترنگ” ” و شطرنج” تغییر نام داده است و اعراب نیز آن را از ایرانیان آموخته و به اروپا بردهاند»(عبد الحسین، 1381 :81 ).
تفسیرها و معانی گوناگونی که در لغتنامهها برای شطرنج و واژگان آن آمده گواه آن است که واژه شطرنج معرب «شترنگ» فارسی و از ریشهی پهلوی «چترنگ» میباشد. بعضی گفتهاند: شطرنج در اصل «شتورنگا» بوده که یک لفظ هندی است و از دو لفظ «شتو» به معنای چهار و «رنگا» به مفهوم بخشی از سیاه ترکیب شده است که معنای حقیقی آن چهار ستون لشکر است که در صفحهی شطرنج به صورت فیل و اسب و ارابّهی جنگی و پیادهها نشان داده شده است. بعد از حمل اسکندر به هند «ارابّهی جنگی » به علت عدم کارآیی منسوخ شد و »رخ» یا قلعه جایگزین آن شد.

به نظر جونز شتورنگا در قرن هشتم میلادی به ایران آمد و به مقتضای لهجه‌ی ایرانی تبدیل به شترنگ گردید. پس از آمدن تازیان به ایران و غلبه‌ی زبان عربی، شترنگ معرّب گردیده و شطرنج شد.(آقابابایی، 1389 ).
تاریخچه‌ی پیدایش شطرنج
به روایت فردوسی در شاهنامه، در زمان خسرو اول انوشیروان، سفیری از هند با هدایای فراوان و از جمله شطرنج، به ایران آمد و از خسرو خواست، که دانشمندان ایران رمز بازی با شطرنج را بگشاید، و در صورتی که از عهده بر نیایند وی از تقدیم هدایا معذور خواهد بود. خسرو هفت روز مهلت خواست. در این مدت هیچ یک از فرزانگان دربار ساسانی به فهم آن نائل نیامدند جز بزرگمهر که راز شطرنج را گشود و سپس به هند سفر کرد و بازی نرد را که خود اختراع کرده بود، به هندیان عرضه داشت.

کارنامه‌ی اردشیر بابکان (اشکانیان)
کهنترین سندی که در آن از لغت شطرنج صحبت شده است کارنامهی اردشیر بابکان (کارنامک ارتخسیر بابکان) میباشد. تاریخ نوشتن این سند در حدود سال ششصد میلادی است و به زبان پهلوی بوده و دارای 5600کلمه است.
کتاب مزبور توسط صادق هدایت ترجمه شده است که بخشی از آن در اینجا نقل می‌شود: «اردوان، چونش اردشیر بدید، شاد شد، و گرامی کرد و فرمود که: هر روز با فرزندان و سپهرگان خویش به نخجیر و چوگان شوید، و اردشیر همگونه کرد. و به یاری یزدان به چوگان و اسوباری و چترنگ و نواردشیر و دیگر فرهنگ از ایشان همگی چیروورد بود».(همان ).
غير از اشارات مربوط به چوگان، در ديوان حافظ دو بار نيز به شطرنج اشاره شده است و از بازیهاى ديگر ذكرى به ميان نيامده است و اين تا حدى شگفت مىنمايد. علت اين مسئله را بايد در غلبه و تسلط سنّتهاى ادبى بر ذهن و زبان شاعرجست كه به حدیست كه وى را بر آن داشته تا از ميان بازیهاى گوناگون، به چوگان كه در ادب فارسى نفوذ چشمگيرى دارد، توجه كند. آن دو بيت چنين است:
تا چه بازى رخ نمايد بيدقى خواهيم راند عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست
(3 ،71 )
رخ نام یکی از مهرههای شطرنج است که با بیدق، عرصه شطرنج، شاه و بازی تناسب است. عرصه شطرنج رندان: استعاره از زندگی رندان. حافظ در این بیت بی اعتنایی رندان را به حاکمان با استفاده از بازی شطرنج و لوازم آن به تصویر میکشد و میگوید: ما نیز کاری انجام میدهیم و پیاده میرانیم، تا ببینیم که چه پیش میآید؛ زیرا عرصه زندگی رندان جای حرکت و جولان شاه نیست؛ به عبارت دیگر خواجه میفرماید : رندان به حاکمان و زورداران زمان بی اعتنا هستند.
نزدى شاه رخ و، فوت شد امكان حافظ چه كنم ، بازى ايام مرا غافل كرد
(7، 134 )
شاهرخ زدن از اصطلا حات شطرنج است که هم مهره شاه و هم مهره رخ در حالت خطر قرار میگیرد و برای رفع حالت کیش از شاه، ناگزیر مهره رخ از دست می رود، در اینجا کنایه از غلبه کردن ویا انجام کاری است که موجب پیروزی گردد. ای حافظ حرکت به جا و به موقع نکردی و فرصت از دست تو رفت. آری چه باید کرد گردش روزگار مرا غافل کرد؛ به عبارتی خواجه غفلت خویش را در معالجه فرزند خویش به این سبب میداند که روزگار او را فریفته است.
نرد
نرد یا نرد شیر یا نیو اردشیر بازیای بر روی تخته است که در میان ایرانیان، ترکیهایها و مردمان اروپای شرقی بیشتر بازی میشود، در این بازی طرفین مهرههای خود را بر اساس اعدادی که دو طرف طاس تعیین میکنند در جهت حرکت عقربههای ساعت یا خلاف آن حرکت میدهند و نهایتاً از تخته خارج میسازند، بازیکنی برنده خواهد شد که زودتر مهرههای خود را خارج نماید.
تاریخچۀ نرد
براساس یک نوشتۀ پهلوی به نام چترنگ نامک یا شطرنج نامه، این بازی را بزرگمهر در پاسخ به بازی شطرنج

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره خسرو پرویز، ادبیات فارسی، اساطیر ایران، حقایق تاریخی Next Entries پایان نامه ارشد درباره اعراب جاهلی، اردشیر بابکان، سنگ های قیمتی، زندگی شهری