پایان نامه ارشد درباره ارتباط جمعی، وسایل ارتباط جمعی، مشارکت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

نتایجی چشمگیر است. ثالثاً اینکه یک زارع معمولی ، برای اولین بار مطالبی را در مورد بذر از یک فروشنده شنید اما همسایگان فراوانترین کانال ترغیب بودند لذا همسایگان مهمترین کانال ارتباطی برای دیرپذیران محسوب میشوند. به اعتقاد راجرز پژوهش های نشر در هفت حوزه مطالعاتی صورت گرفته و تکمیل شده است (همان ، 79-57).
در این مکتب به نظریات چندی از تئوری پردازان که مرتبط با موضوع تحقیق می باشد به صورت اختصار پرداخته ایم .

2-4-4- 1-1- دانیل لرنر:

از نظریه پردارازان مکتب نوسازی، در نیمه دوم قرن بیستم با رویکرد جامعه شناختی – روان شناختی گذار جوامع از مرحله سنتی به مدرن را در منطقه خاورمیانه مورد مطالعه قرار داده و ارتباط متقابل بین متغیرهای روانی چون همدلی، برخوردارشدن از شخصیت انتقالی و متغیرهای جامعه شناسی چون سطح تحصیلات، میزان شهرنشینی، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت را مورد بررسی قرار داده است. به نظر او جامعه جدید یک جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی حرکت از جامعه سنتی به طرف جامعه مشارکت جو است. به نظر وی مشارکت در حوزه اقتصادی به فعالیت در بازار و افزایش درآمد، مشارکت سیاسی به شرکت در انتخابات، مشارکت فرهنگی به بهره گیری از رسانه های جمعی و مشارکت روانی به همدلی و تحرک روانی منجر می شود. در اندیشه لرنر بین متغیرهای شهرنشینی، تحصیلات، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت ارتباط متقابل وجود دارد. (به نقل از غفاری و نیازی، لرنر، 1386: 50).
کار تحقیقاتی و نظریه دانیل لرنر را میتوان مهمترین ، تأثیرگذارترین و بحث برانگیزترین اقدام علمی در زمینه ارتباطات توسعه دانست. تلاش لرنر برای به دست آوردن و ارائه مدلی برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته بود تا بر آن اساس این کشورها بتوانند با تکیه بر سوابق و تجارب کشورهای توسعه یافته مسیر نوسازی را در کوتاه مدت طی نمایند. کار لرنر در واقع مبتنی بر یک تحقیق منطقهای بود و هدفش نیز ارائه یک مدل نظری عمومی برای همه کشورهای توسعه نیافته بود. از نظر دانیل لرنر «نوسازی» معادل «توسعه» بود و همین اصطلاح محور اصلی تحقیق و نظریه او را شامل میشد (زارعیان ،1391 : 21).
«طبق الگوی نوگرایی حرکت از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس به مرحله جامعه نوین همواره با تغییر نظامهای ارتباطی شفاهی به نظامهای ارتباط جمعی همراه بوده و این تغییر همیشه یک دگرگونی یک سویه از نظامهای سنتی به نظامهای نوین و نه بالعکس بوده است. طبق نظر لرنر تفاوت این دو نظام در اینجاست که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرشها و آداب سنتی میانجامد حال آن که ارتباط جمعی ، مهارتها ، نگرشها و رفتارهای تازه را میآموزد. بنابراین رسانههای جمعی تقویت کنندگان تحرکند و این امر به این معناست که رسانههای جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند. به عقیده لرنر میزان شهرنشینی و توسعه با یکدیگر رابطه دارند. وی با تکیه بر آن که روستائیان اکثریت جمعیت جهان سوم و از جمله کشورهای خاورمیانه را تشکیل می دهند تأکید میکند که زمانی این کشورها میتوانند شروع به پیشرفت کنند که حداقل ده درصد از جمعیت کل آنها در شهرهای بیش از 50 هزار نفری زندگی کنند اما تا زمانی که 25 درصد جمعیت شهرنشین شدهاند روند پیشرفت بسیار کند است. به عقیده لرنر در واقع از موقعی که یک چهارم کل جمعیت کشور در شهرها زندگی کنند نقطه عطفی در امر نوسازی پدید میآید. شهرنشینی نخستین مرحله از مراحل نوسازی لرنر است. در واقع لرنر نوسازی را وابسته به گذر از چهار مرحله ذکر نموده که عبارتند از :
توسعه و افزایش شهرنشینی
گسترش سواد
افزایش استفادهی مردم از وسایل ارتباط جمعی
افزایش میزان مشارکت سیاسی و اقتصادی مردم (زارعیان ،22:1391).

لرنر در تئوری خود رابطه علی خطی میان عوامل یا متغیرهای زیر برقرار می کند او این رابطه را به صورت زیر نشان می دهد؛

شهرنشینی گسترش سواد گسترش وسایل ارتباط جمعی مشارکت

لرنر حاصل این رابطه را تبدیل جامعه سنتی به جامعه مشارکت جو و یا جامعه مدرن دانسته است لرنر در مورد رابطه سواد و وسایل ارتباط جمعی در دیدگاه اولیه قبل از انتشار کتاب ، تجدید نظر نمود و یک کنش متقابل را میان سواد و وسایل ارتباط جمعی در مدل خود جای داد و مدل او شکل زیر درآمد:

نمودار 2-1- مدل مشارکتی لرنر

به طور کلی الگوی علیتی لرنر بر توالی تحولات نهادی استوار است. تحولاتی که به رشد خود توان و نوگرایی منجر میشود. به عبارت دیگر به عقیده لرنر رشد در هر یک از قلمروهای شهرنشینی ، سوادآموزی ، استفاده از رسانههای جمعی، مشارکت سیاسی و اقتصادی رشد سایر قلمروها را تحرکی میبخشد و این فرایند جامعه را به سوی نوگرایی میراند. تمرکز و تأکید لرنر بر تحولات جغرافیایی ، اجتماعی و روحی فرد است. او در توضیح پیشروی انفرادی از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس ورود به مرحله نوین زندگی میگوید : نوگرایی در جوامع رو به توسعه از الگوی تاریخی توسعه غربی پیروی خواهد کرد. تحرکات فیزیکی ، اجتماعی و روانشناسانه که خود را در مفهوم تلقین نشان میدهند عوامل کلیدی نوگرایی به شمار میآیند. تمام این فرایند از طریق رسانههای همگانی که حکم کارگزار و شاخص تغییر را دارند تسهیل میشود. لرنر بر این اعتقاد است که میان شاخص رسانهای نوگرایی و سایر نهادهای اجتماعی یک کنش متقابل وجود دارد (همان ، 24 ).
محققانی چون مک کللند (1967) ، لرنر (1958) ، اینکلس (1966) و راجرز (1969) معتقدند نوسازی جهان سوم در گروه تغییر یافتن خصایص افراد جهان سومی است و اینکه باید نگرشها و ارزشهای خود را به خصایص مردم اروپای غربی و آمریکای شمالی شبیه سازند. به این ترتیب، نظریههای نوسازی، سنگ پایهی معرفت شناختی اولیه را برای تئوریهای ارتباطات در خدمت توسعه فراهم ساختند. از سوی دیگر این امر باعث شد تا میراثی از جانب داریهای تاریخی و نهادی که محصول پژوهشهای مربوط به نقش «تبلیغ» بود و در فاصله دو جنگ جهانی در آمریکا صورت گرفته بود ، وارد این عرصه شود.

2-4-4- 1-2- راجرز

در میان نظریه‌پردازان توسعه و نوسازی از راجرز می‌توان به عنوان جامعه‌شناسی نام برد که با تأکید بر متغیرهای فردی و عناصر نظام‌های شخصیتی افراد، در قالب بحث خرده‌فرهنگ روستایی به بررسی پویش‌های نوگرایی و مشارکت و عدم مشارکت در میان روستاییان پرداخته است. به‌نظر راجرز تغییر، چیزی جز اندیشه و نظری نیست که فرد آن را جدید و نو می‌پندارد و شیوع به معنای فرآیندی است که اندیشه و نظری نو از منبعی منتشر و اشاعه می‌یابد. بنابراین، قبول یک اندیشه به معنای تصمیم به تحقق بخشیدن کامل آن است. راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه می‌گیرد که در بعضی از فرهنگ‌ها اندیشة نو از دیگر فرهنگ‌ها بیشتر است. به‌نظر او فرآیند قبول یک اندیشة نو که متضمن یادگیری آن اندیشه و تصمیم‌گیری درباره آن است در پنج مرحله آگاهی، علاقه، ارزش‌یابی، آزمایش و قبول اندیشه نو عینیت می‌یابد. راجرز در تحلیل نهایی خود بر ویژگی‌های فردی، روانی و انگیزشی تأکید نموده و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو و جدید وجود داشته باشد که آنها را تحت عنوان وجه ‌نظر مطرح می‌کند. این جامعه‌شناس معتقد است که عناصری چون انگیزه‌ها، ارزش‌ها و وجه‌نظرها ـ در قالب خرده‌فرهنگ دهقانی ـ عناصر اصلی و کلیدی برای فهم رفتار به‌شمار می‌آیند. به‌نظر او عناصر خرده‌فرهنگ دهقانی، عناصری هستند که مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع می‌شوند و به تعبیری مانع تجدد، نوسازی، و همچنین مشارکت یا عدم مشارکت می‌باشند. این عناصر به قرار زیر است:
الف) عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی: به‌نظر راجرز یکی از ویژگی‌های مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل، بدگمانی و حیله‌گری در روابط با یکدیگر می‌باشد هرچند که از نظر ردفیلد ( 1930) ممکن است در این رابطه، استثنایی وجود داشته باشد.
همچنین، تصور «خیر محدود»به‌نظر راجرز سبب عدم اعتماد در روابط شخصی می‌شود چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد ـ منابع محدود، خواسته‌ها نامحدود ـ و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آنها را نمی‌توان افزایش داد، بنابراین دست‌یابی عده‌ای سبب محرومیت آنها می‌شود و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت به‌یکدیگر می‌گردد.
ب) فقدان نوآوری: جوامع سنتی در عکس‌العمل نسبت به ایده‌های تازه، فاقد نوآوری می‌باشند. آنها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می‌شده‌است، دنبال می‌کنند و در بسیاری موارد نسبت به شقوق دیگر شناخت و آگاهی ندارند.
ج) تقدیرگرایی: راجرز تقدیرگرایی را به درجه‌ای از درک فرد نسبت به عدم توانایی‌اش در مورد کنترل آینده تعریف کرده‌است. او معتقد است دهقانان در مورد کنترل حوادث آتی دارای وجه‌نظرهایی نظیر بی‌ارادگی، بدگمانی، تسلیم، بردباری، نرمش و گریز می‌باشند، و در نتیجه روحیه تقدیرگرایی در میان آنان یکی از عواملی است که پذیرش نوسازی، تغییر و در نهایت مشارکت را مانع می‌شود.
د) پایین بودن سطح آرزوها: در جوامع سنتی میزان خواست‌ها و آرزوهای مردم بسیار پایین می‌باشد و همین امر مانع مشارکت بین افراد می‌شود. به‌نظر راجرز، منابع محدود، فرصت کم و محدود، تربیت مقتدرانه در کودکی و تاریخ طولانی استثمار توسط دیگران در جوامع سنتی سبب شده‌است که انگیزة پیشرفت ناچیزی در بین مردم جوامع سنتی وجود داشته باشد.
الگوي جريان دو مرحله اي به تدريج به الگوي جريان چند مرحله اي كه اغلب در پژوهش اشاعه68 مورد استفاده است متحول شده است. پژوهش اشاعه، مطالعه فرايند اجتماعي نحوه شناخته شدن نوآوري ها (افكار جديد، روش ها و اشياي جديد و غيره) و گسترش آنها در پهنه يك نظام اجتماعي است. الگوي جريان دو مرحله اي به طور عمده معطوف به اين است كه شخص چگونه اطلاعات را مي گيرد و آن را به ديگران منتقل مي كند. فرايند اشاعه بر مرحله نهايي پذيرش يا رد يك نوآوري تاكيد دارد. در حال حاضر، شايد اورت راجرز69 معروف ترين و قابل احترام ترين پژوهشگر در پژوهش اشاعه باشد. وي در كتاب خويش به نام اشاعه نوآوري ها (چاپ سوم در سال 1983 منتشر شد) بيشتر از 200 گزارش اشاعه تجربي و 3000 نشريه را بررسي كرد تا نظريه قبلي راجع به فرايند تصميم نوآوري را كه خود نتيجه تزايد پژوهش هاي اشاعه در سال هاي اخير است بازنگري كند. راجرز نوآوري را چنين تعريف مي كند: “فكر، روش يا شيئي كه فرد يا واحد ديگري از اقتباس آن را نو تصور مي كند” راجرز در چاپ سوم كتابش، تاكيد خود را از فعاليت ارتباطي يك جهته به مبادله اطلاعات ميان شركت كنندگان فرايند ارتباطي تغيير داد. راجرز مفاهيم عدم اطمينان70 و اطلاعات از شانون و ويور را به عنوان چهارچوب نظري به كار گرفت. يك نوآوري، نوعي عدم اطمينان به وجود مي آورد، از اين جهت كه جايگزيني براي افكار يا روش هاي موجود فراهم مي كند(سورین و تانکارد ، 312:1390).

نظير بسياري الگوهاي ارتباطي ديگر، تحولات اخير در الگوي اشاعه از رويكرد ارتباطي كاملا يك سويه و هدايت شده به سمت پايين71 دور شده اند. اين الگو، چنان كه مك كوئيل (1987) نوشته است، به طور سنتي بر «سازمان و برنامه ريزي، تاثير مستقيم، سلسله مراتب (برحسب پايگاه و تخصص)، ساختار اجتماعي (و بنابراين تجربه شخصي)، تقويت و پس خورد» تاكيد دارد. در سالهاي اخير، مبادله افقي ارتباطات و نيز برقراري ارتباط از پايين در نظام هاي اجتماعي، از اهميت بيشتري برخوردار شده است اساس نظرات فعلي راجرز در خصوص فراگرد اشاعه، الگوي همگراي ارتباط72 است كه وي به همراه كينسيد آن را در چهارچوب رويكرد شبكه اي خود وارد حوزه ارتباط كرده اند (ویندال و همکاران 113:1387-112).

راجرز ويژگي هاي يك نوآوري را كه بر نرخ اقتباس آنها اثر مي گذارد به شرح زير دسته بندي كرد:
1- امتياز نسبي: درجه اي كه تصور مي شود يك نوآوري بهتر از فكري است كه مي خواهد جاي آن را بگيرد.
2-

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تغییرات اجتماعی، نظام اجتماعی، اجتماعی شدن Next Entries پایان نامه ارشد درباره نوآوري، ناهمرنگي، فرايند