پایان نامه ارشد درباره ادراکات اعتباری، انسان شناسی، قرآن کریم، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

خورد و نیز با عدم فعلیت قوا، شقاوت و انحطاط انسانی سرنوشت او را تعیین می نماید.
در باب ساحت ادراکی و معرفتی که از جمله قوای نفس به شمار می آید حیات انسانی او ممتاز می گردد و با به کار گیری این قوه است که بر حوادث اطرافش احاطه یافته و هویت حقیقی خود را پیدا می کند چه این که بین ساحت عقلانی و شناخت حقیقی، ارتباطی عریق و پیوندی عمیق وجود دارد؛ به این معنا که تجلی واقعی حقیقت در پرتو نیروی عقلانیت میسر است و رسالت اصلی قوه ادراکی که عقل نظری است شناخت حقایق اشیا است.440
هر چند در مباحث عرفانی برای تطهیر درونی و امور باطنی در نیل به حقایق و درک واقعیات هستی و تاثیر آن در حیات پاک و سعادتمندانه بسیار تاکید دارند اما این مطلب او را از اهمیت ادراکات عقلی و جایگاه مهم عقل در انسان شناسی باز نداشته است. به همین جهت در آثار فلسفی به تفصیل در باب اقسام عقل و مراتب آن سخن گفته و رابطه بین سپری ساختن مراتب عقل و سعادت و کمال انسان را بیان داشته است.
در تحلیل عقل می فرماید: «عقل نظری دارای چهارمرتبه است که عبارتند از: «عقل هيولائى، عقل‏ بالملكه‏، عقل بالفعل، عقل مستفاد.» 441 و مراد از عقل عملی عقلی است که به حسن و قبح دعوت می کند.442 کمال انسانی مرهون شکوفایی قوای عقل نظری و عملی هر دو است و بدون به فعلیت رساندن نیروی عقل ساحت وجودی او کامل نمی گردد.
علوم و معارف که از قوه عاقله بر می خیزند دارای دو قسم حضوری و حصولی است و ادراک حصولی به چهار قسم حسی، خیالی، وهمی و عقلی قابل تقسیم می باشد.443 نکته بدیع در اندیشه علامه این است که ایشان حیات انسان را با مراتب عقول و علوم پیوند زده و معتقدند که نورانیت انسان در پرتو به کار گیری از این ادراکات تحصیل می شود. بنابراین ساحت عقل و ادراکات عقلی در انسان شناسی علامه از جایگاه بسیار رفیعی برخودار است. وی با توجه به تقسیماتی که برای عقل قائلند معتقدند که با حاکمیت این قوه در مقام نظر، موجب واقع بینی و کسب حیات حقیقی می گردد. و در مقام عمل، انسان را به حق دعوت می کند و به حسن و قبح حکم می نماید. این همان عقل عملی است که منشاء ادراکات اعتباری بوده و این ادراکات، رابط بین انسان و اعمال او است.444
از نگاه علامه ادراکات اعتباری یکی از ساحت های وجودی انسان به شمار می آید و یکی از مقوله هایی است که در تعامل انسان با جهان خارج در شکل گیری نظام حقوقی ، اخلاقی و سیاسی و اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کند.
یکی دیگر از ساحات وجودی انسان که مورد توجه علامه قرار گرفته است ادراکات فطری اوست که انسان را به واقعیات و تفکر رئالیستی سوق می دهد. انسان ها در زندگی و حیات مادی با گرایش ها و ادراکاتی مواجه هستند که آنها را در شناخت حقایق به چالش می کشد و هرگز او را آرام نمی گذارد. این همان گرایش فطری است که در نهاد و نهان انسان مفطور است.
3-3-2. تعالیم الهی و توجه به ساحات باطنی
نگرش دین به انسان یک نگاه واقعبینانه است که شاید کمترین مناقشه بر بینش عمیق آن وارد نباشد. سطحینگری و ظاهربینی از مقام دینبری است، خصوصا برای دینی که داعیه جاودانگی و جهانی بودن داشته باشد. اسلام آخرین سخن و محکمترین بیان را در باب انسان و جهان تبیین فرمود لذا آن چه را بیان نمود حقیقت به معنای واقعی کلمه است. در تعالیم همین دین آمده است که: «انسان جز خدای یگانه کسی را نپرستد و به کسی جز وی که پروردگار جهانیان است سر تعظیم فرود نیاورد. هر فرد مسلمان باید اعتماد به نفس داشته باشد و از استقلالی که خدا به وی داده است استفاده کند و راه زندگی را بپیماید. توجه به غیر خدا انسان را خوار و پست میکند». 445 چرا که تعالیم بشری قدرت تبیین تمام ابعاد انسانی را ندارند و این فقط نگرش دینی است که با نگاه عمیق باطنی به انسان و جهان توجه دارد. از نگاه دین، هویت انسان را نمیتوان به ظاهر دانست و او را به شاکله ظاهری خلاصه نمود، ظاهر انسان که در جسمش خلاصه میشود بخشی از واقعیت اوست نه همه حقیقت انسان، رویکرد اسلام با محدود نمودن تمام ماهیت و حقیقت انسان به ساحت جسمانی یک پارادوکس آشکار است. چرا که انسان در مرتبه جسمانی با سایر حیوانات مشترک است وامتیازی بر آنها ندارد. بدون تردید پیروی از قوانین بشری که شناخت درستی از حقیقت انسانی ندارند و تمام حقیقت او را در ساحت مادی محدود میدانند بتدریج انسانیت انسان را به زوال میکشانند.
قوانین غیر دینی تنها زندگی چند روزه این جهان را در نظر میگیرند و برای انسان وظایفی را وضع میکنند که در سایه آنها بتواند از زندگی مادی منابع جسمانی که میان انسان و سایر حیوانات مشترک است بهره برداری نماید. و در حقیقت یک زندگی حیوانی را با منطقی که از احساسات و عواطف چرندگان و درندگان سرچشمه میگیرد برای انسان تنظیم میکنند و هیچ توجهی به واقعبینی انسان و زندگی جاوید و مملو از معنویات وی ندارند.446
همه اجتهاد و تلاش علامه در شناخت واقعی انسان بر این نکته معطوف است که او را از لایه بیرونی به درونش دعوت نماید و به تامل وا دارد که باطنش چون ظاهر نیازهایی دارد و این حاجات درونی از واقعیاتی حکایت می کند که به او اصالت میبخشد و نیازهای بیرون به نوعی از درون نشات می گیرد. بنابراین حقیقت انسان به هیات و شاکله ظاهری نیست بلکه علاوه بر ظاهر دارای ساحات باطنی نیز میباشد.

گفتار چهارم: اغراض در افعال الهی
3-4-1. هدف داری نظام هستی
یکی از پرسشهایی که دائما فکر بشر با آن درگیر بوده است غایتمندی عوالم هستی است، این که نظام هستی دارای هدف است یا کلاف سر درگم است و آیا با هدف پیش میرود یا بدون غرض به حرکت خود ادامه میدهد همیشه مطرح بوده است، لذا در آیات قرآن و روایات به این پرسش پاسخ داده شده است. خداوند در قرآن تصریح دارد بر این که ما آسمانها و زمین و آن چه را که بین آن دو است به حق آفریدیم نه به باطل، و قیامتی وجود دارد که بزودی خواهد آمد.« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ»447و همچنین در دو آیه دیگر میفرماید ما آسمان و زمین و پدیدههای میان آن دو را به بازیچه نیافریدیم.« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ»448 و در آیه دیگر میفرماید ما هیچ چیزی را باطل خلق نکردیم «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً.»449 همه این آیات ثابت میکند که نظام تکوین با هدف خاص در حرکت است. پس میتوان گفت که هدفمندی در نظام هستی از سنن قطعی الهی است و قانون عامی است که در سراسر اجزای عالم ساری و جاری است. هندسه نظام کیهانی و تدبیر آن روی حساب است و تصور حرکت بدون مقصد، پنداری ناصواب است. با این وصف برخی از متکلمان اشعری معتقدند که فعل خداوند غرض و غایت ندارد. ولیکن معتزله، حکما و عرفا را عقیده بر هدفدار بودن، فتح باب است. چرا که پوچی و بیهدفی دور از حکمت رب الارباب است.
علامه در پاسخ به عمومیت اغراض در افعال الهی در ذیل آیه مذکور در سوره حجر میفرماید:«حرف باء که بر سرکلمه حق آمده است برای مصاحبت است؛ یعنی خلقت آسمان و زمین منفک از حق نیست بلکه تمامی آنها ملازم با حقند، پس برای خلقت غایتی است. «الباء في قوله: «بِالْحَقِّ» للمصاحبة أي إن خلقها جميعا لا ينفك عن الحق و يلازمه فللخلق غاية سيرجع إليها قال تعالى: «إِنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الرُّجْعى‏»450 برخی تلاش کردهاند تا آیه را طوری معنا نمایند که غایتمندی را ضعیف جلوه دهند و یا انکار نمایند که این خلاف کلام وحیانی است، بنابراین هر گونه تفسیر دیگری برای بیهدف جلوه دادن نظام هستی سخن باطلی است.451 باطل دانستن و بیغرض پنداشتن نظام تکوین با حکیم بودن قادر متعال منافات دارد، اگر معتقد باشیم که خدای سبحان حکیم است و حکمت را به معنای انجام فعل همراه با اهداف واتقان بدانیم آنگاه نمیتوان گفت که افعال الهی بدون اغراضند، زیرا چگونه میتوان گفت خدای سبحان حکیم است و در عین حکیم بودن، افعال را بیغرض انجام میدهد.
3-4-2. انسان و هدف خلقت
گاهی پرسش در باب غایت خلقت از صورت عمومیت خارج میشود و به صورت خاص مطرح میگردد و قلمرو آن به موجودات مکلف یعنی انسان و اجنه اختصاص پیدا میکند، اینگونه پرسش میشود که غایت خلقت انسان چیست؟ یعنی خداوند در راستای چه هدفی انسان را آفرید و بار سنگین مسئولیت را بر عهده او نهاد؟ در مقام پاسخ به این پرسش، قرآن کریم تصریح دارد که انسان به عنوان موجود مکلف برای نیل به کمال و آینهداری جمال آفریده شد. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ.»452 هیچ موجود مکلفی اعم از انسان و اجنه را نیافریدم مگر مرا بپرستند؛ یعنی عبادت که شرط وصول به کمال و سعادت است. خدای سبحان قبل از خلقت عالم ماده و خلق انسان، عالم مجرد و غیر مادی و نیز موجودات مجرد بنام فرشتگان را آفرید اما علاوه بر آن اراده نمود تا غیر از آن عالم و آن موجودات مجرد، نظام و موجود دیگری به نام عالم ماده و انسان مادی را بیافریند تا از هر جهت با هم متمایز باشند؛ انسان را بر خلاف فرشتگان ناقص آفرید تا با اراده و عزم خود به کمالات دست یابند. او را کاملا مختار خلق نمود و علاوه بر اعطای قوه عاقله، مسیر هدایت و ضلالت را برای وی نمایان ساخت.« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً .»453راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد خواه ناسپاس.
نکته بسیار دقیقی که علامه بدان اشاره دارد این است که افعال الهی معلل به اغراض است و آن غرض غیر از عبادت نیست. بیان ایشان این است که: تعبیر« الا لیعبدون» استثنايى است از نفى، و شكى نيست كه اين استثناء ظهور در اين دارد كه خلقت بدون غرض نبوده، و غرض از آن منحصرا عبادت بوده، يعنى غرض اين بوده كه خلق، عابد خدا باشند، نه اينكه او معبود خلق باشد، بسیار روشن است که غرض هر چه باشد امرى است كه صاحب غرض به وسيله آن استكمال مى‏كند، و حاجتش را برمى‏آورد، در حالى كه خداى سبحان از هيچ جهت نقص و حاجتى ندارد. تا به وسيله آن غرض، نقص خود را جبران و حاجت خود را تامين كند. و نيز از جهتى ديگر فعلى كه بالاخره منتهى به غرضى كه عايد فاعلش نشود لغو و سفيهانه است، لذا نتيجه مى‏گيريم كه خداى سبحان در كارهايى كه مى‏كند غرضى دارد، اما غرضش ذات خودش است، نه چيزى كه خارج از ذاتش باشد، و كارى كه مى‏كند از آن كار سود و غرضى در نظر دارد، ولى نه سودى كه عايد خودش گردد، بلكه سودى كه عايد فعلش شود.
اينجاست كه مى‏گوييم خداى تعالى انسان را آفريد تا پاداش دهد، و معلوم است كه ثواب و پاداش عايد انسان مى‏شود، و اين انسان است كه از آن پاداش بهره‏مند مى‏گردد، نه خود خدا، زيرا خداى عزّوجل بى نياز از آن است. و اما غرضش از ثواب دادن خود ذات متعاليش مى‏باشد، انسان را بدين جهت خلق كرد تا پاداش دهد، و بدين جهت پاداش دهد كه اللَّه است.
پس پاداش كمالى است براى فعل خدا، نه براى فاعل فعل كه خود خدا است، پس عبادت غرض از خلقت انسان است، و كمالى است كه عايد انسان مى‏شود، هم عبادت غرض است و هم توابع آن كه رحمت و مغفرت و غيره باشد. و اگر براى عبادت غرضى از قبيل معرفت در كار باشد، معرفتى كه از راه عبادت و خلوص در آن حاصل مى‏شود در حقيقت غرض أقصى و بالاتر است، و عبادت غرض متوسط است.454بنابراین خداوند حق محض است و از حق هیچ غیر حقی صادر نمیشود، باطل انحراف از حق را گویند که پس از ایجاد حق وجود می یابد. علامه میفرماید:« خداوند آن كسى است كه تمام احکام از او صادر مى‏شوند، و تمام اشیا از ناحيه او هستى مى‏گيرند، و او جز به حق حكم نمى‏راند، و غير از حق فعلى انجام نمى‏دهد، پس موجودات همه به سوى او بر گشت مى‏كنند، و به بقاى او باقيند، و گرنه عبث و باطل مى‏بودند، و عبث و بطلان در صنع او نيست.»455 بر همین اساس خداوند در قرآن کریم فرمود:«أفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُون»456عبث به معنای عمل بیغرض و مخلوط نمودن عمل به عمل دیگر است، شوخی و بازی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، آیات و روایات، علامه طباطبایی، سعادت و کمال Next Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، انسان کامل، کمال مطلق، عالم ماده