پایان نامه ارشد درباره ادبیات فارسی، ابوریحان بیرونی، خواجه نظام الملک، زمان پیامبر

دانلود پایان نامه ارشد

مینمود:”رسید” وبدینوسیله همگان متوجه میشدند که مشکل آن نیازمند برطرف گردید. به همین ترتیب درخواست های بعدی قرائت واقدام لازم معمول می شد. آقای دکتر بهاء الدّین خرمشاهی در این باره می نویسد: « اشاره به رسمی کهن دارد که وقتی که در مجلس سور و سرور ، درویش یا خواهنده ای اظهار نیاز میکرد که فلان خرج را در پیش دارم ، صاحب کرمی از گوشه و کنار مجلس در پاسخ او می گفت :« رسید » یعنی من تأمین می کنم و می پردازم ؛ یعنی آن را رسیده (وصول شده ) بینگار . »(برزگر خالقی،1382 :583 ).
جشنهایی که به تغییر فصلها وابستهاند از کهنترین جشنهای بشرند. در طول تاریخ، رمز ماندگاری آیینها و جشنهای مانند نوروز ریشه گرفتن آنها ازپدیدههای طبیعی جهان شمول بوده است که از وابستگی به اجتماع یا کیش و مذهب خاصی عاری بوده اند. جشن زیبای نوروز نیز متعلق به همگان است وروشنگر دل هر کس که از آن مدد بخواهد، به قول خواجۀ شیراز که میفرماید:
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
( 1، 454 )
و نیز :
حافظ در بیت زیربا دعوت به غنیمت شمری لحظات خوش زندگی میخواهد که قدر لحظات شاد زندگی را بدانیم زیرا فرصت عیش و خوشی مانند فرمانروایی میر نوروزی موقّت و زود گذر است.

نوبهار است ، در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد بازو ، تو در گل باشی
( 1، 456 )
میر نوروزی
همچنین حافظ در بیت زیربه آیینی کهن به نام «میر نوروزی» یا «پادشاه نوروزی» در ایران، و به کنایه به حکومت کوتاه و بی‌دوام صاحبان قدرت و پادشاهان و امیران اشاره دارد.
سخن در پرده می‌گویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
(7 ، 454).
میر نوروزی حکومت نمادین مردی از پایین‌ترین قشراجتماعی تودۀ مردم بود که در هر شهر و روستا به مدت چند روز پیش ازنوروز وآمدن بهار برگزیده می‌شد تا امور حکومتی آنجا را برعهده بگیرد. او در این چند روز هر حکمی که می‌داد، مردم اجرا می‌کردند. …خمارتکین را به اتفاق به اسم سلطنت موسوم کردند و « پادشاه نوروزی از او برساختند (جوینی، 1384 ) ابوریحان بیرونی در « التفهیم » زیر عنوان برنشستن کوسه چیست؟ » چنین مینویسد:آذر ماه، به روزگار خسروان، اول بهار بوده است، و به نخستین روز از وی ، از بهر فال، مردی بیامدی کوسه، برنشسته برخری، و به دست کلاغی گرفته، و به باد بیزن خویشتن را باد همیزدی، و زمستان را وداع همی کردی، و از مردمان بدان چیزی یافتی. و به زمانۀ ما به شیراز همین کرده اند، و ضریبه (خراج) پذیرفته از عامل، تا هرچه ستاند از بامداد تا نیمروز به ضریبه دهد، وتا نماز دیگراز بهرخویشتن ستاند، و اگر پس از نماز دیگر بیابندش سیلی خورد از هر کسی (چاپ دوم همائی ، ص 257 ). این رسم تا یکی دو دهۀ آغاز سدۀ 14ش در بیشتر شهرها و آبادیهای ایران رواج داشت و تا این اواخر هم در برخی از مناطق ایران مانند کردستان معمول بوده است (برای شرح تفصیلی این آیین، نک‍ : بلوکباشی (بلوک باشی، 1392).

نوروز طبق تاریخ و تقویم جلالی
سرانجام به دعوت جلال الدین ملک شاه سلجوقی و شماری از تقویم دانان برجسته دوران از جمله، خواجه نظام الملک، حکیم عمر خیام، ابوالمظفر اسفزاری ،میمون ابن نجیب واسطی و خواجه عبدالرحمن خازنی، تقویم جلالی به مثابه عصارۀ همۀ تجربههای صدها ساله ایرانیان در گاه شماری شمسی پدید آمد و تاریخ جلالی (ملکی، سلطانی، محدث) اعلام شد. این گاه شماری مطابق با گاه شماری شمسی و با ویژگیهای تقویم زرتشتی بود(عابد دوست وآیت اللهی، بیتا: 4 ).

نوروز جلالی در بیت زیرتلمیح است به جلال الدین تورانشاه ، وزیر شاه شجاع .
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش که بخشد جرعۀ جامت جهان را ساز نوروزی
( 12 ، 454 )
عیدی دادن در نوروز
از رسوم رایج در نوروز عیدی دادن و عیدی گرفتن است. خواجه با استادی به این رسم نیز اشاره دارد.
نه حافظ می کند تنها دعای خواجه توران شاه ز مدح آصفی خواهد جهان عیدیّ و نوروزی
( 13 ، 454 )
حسن طلب زیبایی دیده میشود و خواجه با نهایت ظرافت میفرماید: نه تنها حافظ خواجۀ توران شاه را ستایش میکند، بلکه همۀ جهان او را میستایند و طلب عیدی و پاداش میکنند(برزگر خالقی، 1382 :1010 ).
سیزده به در
به صحرا رو ، که ازدامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی ، کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
( 4 ، 454 )
روز سیزده فروردین، روز پایان دورۀ آستانهای دوازده روزه است که در مناسکی خاص در بیرون از خانه و در دشت و صحرا نظم و سامان مییابد. در روز سیزده نظم و قرارهای زندگی نهادینه شدۀ اجتماعی و الگوهای رفتاری معمول وعادی مردم درهم میریزد و آشوب و آشفتگیهایی فضای زندگی را میآکند. بازنمای برجستۀ روز« سیزده به»، بازگشت و باز پیوستن انسان به طبیعت و به جوهرۀ طبیعی خود است. مردم در این روز خانهها را رها میکنند و به طور دسته جمعی به در و دشت و صحرا میروند و تمام روز را در باغ و بوستان، و در کنار سبزه و آب روان و چشمه سارها میگذرانند. ازمهمترین شاخصههای رفتارهای نمادین مردم در این روز، درآب افکندن سبزههای رویاندۀ نوروزی، گره زدن سبزه به دست دختران دم بخت و زنان کاربسته و مشکلدار، خوردن آش رشته و باقلا پلوی پخته شده در دشت و صحرا، رقص و پای کوبی و نوشکامی و سرگرم شدن با بازیها و نمایشهایی مانند تاب خوردن دختران و زنان، کشتی پهلوانی، جنگ ورزا و اسب دوانی و بازیهای برد و باختی هستند(بلوکباشی، 1390 : 49 ).
روزه ورمضان
از جمله مباحث قرآنی كه در اشعار حافظ شیرین سخن به زیبایی بیان شده است، مفاهیمی چون: رمضان، روزه، عید فطر و شب قدر است كه از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل میشود(خرمشاهی،1374 : 55 ). حافظ از روزه همانند نماز غالباً به طنز و از پایان گرفتن ماه روزه به شادی یاد میکند. و این همان مبارزه منفی است كه با ریاكاران و روی آوردن به روح دعا، عبادت، نیایش و به طور كلی همه اعمال دینی است.
نگاه حافظ به رمضان و روزه نگاهی است رندانه و دو پهلو. حافظ به رمضان و روزه به طنز نگریسته است همچنانکه به دیگر آداب مقدس. اما این طنز هرگز از سر بی‌دردی و بی‌دینی نیست او از آنجا که به ایمان خودش شک ندارد با مقدسات درمی‌افتد، نه از آنجا که لاابالی است، اینقدر هست که حافظ با نگرشی طنزی و با نگاهی اصلاح‌جویانه همچون یک مصلح و نقاد می‌کوشد تا چهره اصیل و فراموش شده مقدسات را نمایش دهد(فولاد مشت،1387).
عید فطر یکی از اعیاد اسلامی است. پیشینهی آن به زمان پیامبرگرامی اسلام برمیگردد. پیش تر از آن وجود خارجی نداشته است(زحمتکش،1392 ،1 ).
این عید از آن زمان تا کنون در جامعهی اسلامی حفظ شده  و آداب و سنن مخصوص به خود پیدا کرده است. همزمان با آن در ادبیات نیز رخنه کرده است. پیشینهی آن در ادبیات فارسی به رودکی نخستین شاعر فارسی زبان میرسد. آثار گرانبهایی از شاعران بزرگ فارسی در این ارتباط وجود دارد که همه نشانگر اهتمام شاعران به این موضوع دینی و آیینی میباشند(همان).
خواجه حافظ شیرازی نیز یکی از جمله کسانی است که در این ارتباط شعرهای بسیاری دارد. در میان اعیاد موجود در جامعهی اسلامی، بیشترین توجه حافظ به عید فطر و ماه مبارک رمضان است. بسامد استفاده از روزه و رمضان و عید در شعر حافظ بالا است. از اینجا روشن می شود که این مسأله برای حافظ از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است(جعفری،1391 :1).
او قدر و منزلت روزه و رمضان را میداند و به نیكی دریافته كه از كرامت این ماه است كه چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت. از این رو او روزه را یک مهمان بسیار معزز میخواند و از خود میخواهد تا قدر آن را بداند.
از این رو میگوید:
روزه هر چند كه مهمان عزیزاست ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
( 3 ، 467 )
اما نکتهی مهم در اشعار حافظ نگاه متفاوت او نسبت به عید رمضان است. او در اشعارش نسبت به عید رمضان واکنشهای در ظاهر متناقض ازخود نشان داده است.
او با اشراف به تبعات و دستاوردهای این ماه، همكیشان و رندان و اهل باطن را فرا میخواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهاده، خود را برای رسیدن ایام ماه رمضان آماده كنند.
ماه شعبان منه از دست قدح ،كا ین خورشید از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
(6 ، 164 )

اگرچه اندیشه عرفانی حافظ و توجه او به عوالم عرفانی او بر هیچ حافظ پژوهی پوشیده نیست، اما پارادكسی در این دست از اشعار حافظ وجود دارد كه توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتی گاه افرادی را به اشتباه و داوری سطحی و برداشتهای زمینی از آن انداخته است. ظاهر این ابیات نیز بر طلب باده تأکید میکند. با این تفاوت که در اینجا حافظ منظور خود از می و باده را روشن میسازد. به باور حافظ این “می”‌ آن “می”‌ عشقی است که با خوردن آن هر خامی به پختگی و کمال میرسد. “می”‌ ای است که تنها در خمخانهی عشق به فروش میرسد. پس “می”‌ای که حافظ در شعرهای خود طلب میکند، “می”‌ کمال آفرین است اشعار زیر از این گونه است( زحمت کش، 1392 :2):
زان می عشق كزاو پخته شود هر خامی گرچه ماه رمضان است، بیاور جامی
(1 ، 467 )
زان باده كه در میكده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
( 2 ، 272 )
رمضان گریزی و عشرت طلبی در بسیاری از شعرهای حافظ که به ماه رمضان و عید رمضان اشاره شده است ، دیده میشود. در این شعر شاعر از ماه رمضان به عنوان ماهی که بسیاری از خواستنیهای او را از کفش گرفته، یاد میکند. او ساقی را مخاطب قرار داده میگوید: حالا که ماه روزه و صیام رفته است، قدح و باده را پیش آر. باده را بیار که عمر عزیز بدون حضور صراحی و جام تلف شد. ظاهر شعر نشان میدهد که خواجه، رمضان را مانع رسیدن به باده میداند و حالا که رمضان رفته است بسیار احساس خوشی میکند و از ساقی میخواهد تا جام باده را نزد او بیاورد. اظهارخوشی حافظ از رفتن روزه، در حقیقت اعلام موضع مخالف با زاهدان ریایی است. او چون با زهد و تقوای ریایی سخت مخالف است بنابراین عید رمضان را پایان فصل ریا شمرده از آن اظهار سرور وخرسندی میکند.
ساقی بیار باده كه ماه صیام رفت در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
(1، 84 )
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی به جام رفت
(2 ، 84 )
گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست از می كنند روزه گشا طالبان یار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، سبک عراقی، ابوریحان بیرونی، هخامنشیان Next Entries پایان نامه ارشد درباره اسطوره شناسی، علوم انسانی، دوران باستان، علوم اجتماعی