پایان نامه ارشد درباره اخلاق فردی، نهج البلاغه، رفتار انسان، فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

د مي‌كنند، اين‌ خطبه‌ را از پنجاه‌ سال‌ قبل‌ تاكنون‌ بيش‌ از هزار بار خوانده‌ام‌ و هر زمان‌ آن‌ را مي‌خوانم، خوف‌ و وحشت‌ و بيداري‌ عميقي‌ تمام‌ وجود مرا در برمي‌گيرد و در قلب‌ من‌ اثري‌ شگفت‌ مي‌گذارد و در اعضاي‌ پيكرم‌ لرزشي‌ پديد مي‌آورد. هر زمان‌ در مضامين‌ آن‌ دقت‌ مي‌كنم‌ به‌ ياد مردگان‌ از خانواده‌ و بستگان‌ و دوستانم‌ مي‌افتم‌ و چنان‌ مي‌پندارم‌ كه‌ من‌ همان‌ كسي‌ هستم‌ كه‌ امام‌ در لابه‌لاي‌ اين‌ خطبه‌ توصيف‌ مي‌كند. چقدر واعظان‌ و خطيبان‌ و فصيحان‌ در اين‌ خصوص‌ گفته‌اند و چقدر من‌ در برابر سخنان‌ آنان‌ به‌ طور مكرر قرار گرفته‌ام. اما در هيچ‌ كدام‌ تاثيري‌ را كه‌ اين‌ كلام‌ در دل‌ و روح‌ من‌مي‌گذارد، نديده‌ام».
آيت‌الله‌”جوادي‌آملي”مي‌فرمايد:
“ابن‌ ابي‌الحديد (در خصوص‌ خطبه‌ 221) مي‌گويد، اگر تمام‌ فصحاي‌ عرب‌ در يك‌ جايي‌ نشسته‌ باشند و اين‌ خطبه‌ علي‌ بن‌ ابي طالب(ع) قرائت‌ شود، شايسته‌ است‌ كه‌ همه‌ آنان‌ سجده‌ كنند. همان‌ طور كه‌ قرآن‌ سوره‌هايي‌ دارد كه‌ در آن‌ سوره‌ها آياتي‌ است‌ كه‌ اگر آن‌ آيات‌ خوانده‌ شود، بايد سجده‌ كرد. علي‌ بن‌ ابي طالب(ع) هم‌ خُطبي‌ دارد كه‌ يكي‌ از خُطب‌ اين‌ است، اگر اين‌ خطبه‌ براي‌ خردمندان‌ فصيح‌ و بليغ‌ و كارشناسان‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ تلاوت‌ شود، آنان‌ بايد سجده‌ كنند.
نويسنده‌ و مورخ‌ معروف‌ مسيحي‌ “جرجي‌ زيدان” در كتاب‌ “تاريخ‌ تمدن‌ اسلام” مي‌نويسد: «ما علي‌ بن‌ ابي طالب‌ و معاويه‌ بن‌ ابي‌سفيان‌ را نديده‌ايم. تنها وسيله‌اي‌ كه‌ ما را به‌ ميزان‌ ارزش‌ وجودي‌ آنها راهنمايي‌ كند، نامه‌هاي‌ باقي‌ مانده‌ است‌ كه‌ امروز بهترين‌ معرف‌ شخصيت‌ گوينده‌ و نويسنده‌ خويش‌ است».
شيخ‌ محمد عبده، شارح‌ نهج‌البلاغه، مي‌گويد: «در ميان‌ همهی مردم‌ عرب‌ زبان‌ يك‌ نفر نيست‌، مگر اينكه‌ معتقد است،‌ خطبه‌هاي‌ علي(ع) بعد از قرآن‌ وسخن‌ نبوي‌ شريف‌ترين‌ و بليغ‌ترين‌ و پرمعناترين‌ و جامع‌ترين‌ سخنان‌ است».و نیز جرج‌ جرداق‌ مسيحي‌ مي‌گويد: «نهج‌البلاغه‌ در بلاغت، فوق‌ بلاغت‌ها است. قرآني‌ است‌ كه‌ از مقام‌ خود اندكي‌ فرودآمده. سخني‌ است‌ كه‌ تمام‌ زيبايي‌هاي‌ زبان‌ عرب‌ را در گذشته‌ و آينده‌ در خود جاي‌ داده‌ است»(همان، ج12، ص38).
2-7-موضوع و محتوای نهجالبلاغه
نهجالبلاغه، دائرة المعارف علوی است که مباحث آن از جامعیت و تنوع خاصی برخوردار است. سیر در نهج البلاغه، ما را با دیدگاه جامع امام علی(ع) درباره خدا، انسان، جهان، مبدأ و معاد مواجه میگرداند. این کتاب از هر مقولهای، مقالهای دارد و به هر دردی، درمانی و برای هر نیازی، پاسخی. در نهجالبلاغه مکارم و سجایای اخلاقی و صفات پسندیدهای که لازمه شخصیت انسان کامل است، بیان گردیده است؛ سجایایی چون شکیبایی، جوانمردی، رازداری، میانهروی و…
سیدرضی آنچه را جذابتر و شیواتر و دلنشینتر و پر بارتر یافت، گزینش کرد و کتاب همیشه ماندگار نهج‏البلاغه را فراهم آورد.
2-7-1-محورهای سهگانه
سیدرضی تمام سخنان امیرِ کلام را در سه محور یافت: خطبهها، نامهها و حکمتها. از این رو خطبههای امام را در بخش اول و نامهها را در بخش دوم و سخنان کوتاه و حکمت آمیز را در بخش سوم نهجالبلاغه قرارداد.
نهج البلاغه در سه بخش کلی مرتب شده است:
بخش اول: خطبهها که شامل241خطبه است.
بخش دوم: نامهها، شامل79 نامه ومکتوب است.
بخش سوم: حکمتها، شامل480 جمله کوتاه وحکمت آمیز.
سیدرضی مدعی نیست که درکتاب نهج البلاغه در همه اقطارکلام علوی سیر و سفر کرده و هیچ چیزی را از دست نداده است، او بر اینباور است که آنچه به دستش نیامده، ممکن است بیش از آن باشدکه به دستش رسیده و آنچه درکمند نگارش او نیوفتاده بیش از آن باشد که درکتابش گرد آمده است. اوکتابش را نهجالبلاغه نامید؛ زیرا توجه داشت که درهای بلاغت را بر روی افراد مستعد میگشاید و راه رسیدن به قله سخن را برای تکاپوگران هموار میسازد(دشتی،1388،ج1،ص26).
نهج البلاغه، نه کتاب فلسفی است و نه کتاب کلامی و نه کتاب مربوط به یکی از شاخههای علمی و نه در حوزه علمی و نه در حوزه یکی از فلسفههای مضاف است و در عین این که همه آنها است، هیچ یک از آنها نیست. بلکه بهتر است بگوییم: نهجالبلاغه، نهجالبلاغه است(همان،ص28).
از امتیازات عجیب این کتاب، آن است که همانند منبع اصلیش، قرآنمجید علیرغم کهنه و فرسوده شدن مکتب‏های فکری و سیاسی و اخلاقی، با گذشت زمان، بیانات و تحلیلها و منطقش چنان تازه و شاداب است که گویی، همین امروز و برای امروز و فردا از زبان مولاامیرالمؤمنان علی(ع) تراوش کرده است(مکارم شیرازی، 1375، ج1،ص65).
يكي‌ از پرچاذبه‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ جهان‌اسلام‌ در هزارهی‌ گذشته‌ نهج‌البلاغه‌ بوده‌است. اصولاً‌ ميراث‌هاي‌ ماندگار پشينيان‌ از ويژگي‌هاي‌ خاصي‌ برخوردارند و با فطرت، عقل، وجدان، عواطف‌ و احساسات‌ بشر هم‌آوا هستد.
اندك‌ هستند، آثاري‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ مورد استفاده‌ همگان‌ بوده‌اند. اما گاه‌ در ميان‌ همين‌ اندك، نمونه‌هاي‌ ارزشمندي‌ يافت‌ مي‌شود كه‌ چونان‌ خورشيد، شرق‌ و غرب‌ عالم‌ را نور مي‌بخشد. نهج‌البلاغه‌ از اين‌ گونه‌ آثار است:
نهج‌البلاغه، يك‌ “معلم” است، يك‌ مدرسه‌ است‌ و يك‌ “مكتب”.
به‌ “مالك‌ اشتر” آيين‌ زمامداري‌ مي‌آموزد.1
به‌ “عثمان‌ بن‌ حنيف” شيوه‌ حكومت‌ مردمي‌ ياد مي‌دهد.2
به‌ “محمد حنفيه” از فنون‌ رزم‌ و پيكار مي‌گويد.3
به‌ “كميل‌ بن‌ زياد” از مردم‌شناسي‌ مي‌گويد .4
به‌ “حارث‌ همداني” درس‌ اخلاق‌ مي‌دهد.5
به‌ “ابوذر غفاري” استقامت‌ در راه‌ هدف‌ را توصيه‌ مي‌كند.6
“عقيل” را در آستانِ عدالت، بر سر “عقل” مي‌آورد.7
“ابوموسي‌ اشعري” را در پيشگاه‌ شعور و وجدان‌ و منطق، به‌ محاكمه‌ مي‌كشاند.8
شيطنت‌ “معاويه” و رياست‌طلبي‌ طلحه‌ و زبير را برملا مي‌كند.9
حال‌ پرسش‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا نهج‌البلاغه‌ اين‌ همه‌ جاذبه‌ دارد؟
عوامل‌هاي‌ جاذبه‌ نهج‌البلاغه‌ به‌ قرار ذيل‌ است:
1- شخصيت‌ برجسته‌ و والاي‌ اميرالمؤ‌منين‌ علي(ع) مهم‌ترين‌ سبب‌ جاودانگي‌ نهج‌البلاغه‌ است.
2- فصاحت‌ و بلاغت‌ كلام‌ امام‌ علي(ع).
3- جامعيت‌ كلام‌ علي(ع): امام‌ علي(ع) پيرامون‌ تمام‌ ابعاد يك‌ انسان‌ كامل‌ سخن‌ گفته‌ است.
وقتي‌ از مردان‌ خدا سخن‌ مي‌گويد (خطبه‌ متقين)، وقتي‌ از آيين‌ كشورداري‌ سخن‌ مي‌گويد(عهدنامه‌ مالك‌ اشتر، نامه‌ 53) و وقتي‌ از روابط‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و مسئله‌ تربيت‌ سخن‌ مي‌گويد (نامه‌ 31 نهج‌البلاغه) و… حق‌ مطلب‌ را به‌ بهترين‌ وجه‌ ادامي‌كند.
4- در نهج‌البلاغه‌ همه‌ جا سخن‌ از همدري‌ با طبقات‌ محروم‌ و ستمديده‌ و مبارزه‌ با ظلم‌ و بي‌عدالتي‌ و طاغوت‌ است.
6- حضرت‌ علي(ع) در نهج‌البلاغه‌ همه‌ جا در مسير آزادي‌ انسان‌ سخن‌ مي‌گويد. 
ولاتكن‌ عبد غيرك‌ و قد جعلك‌ الله‌ حرا. بنده‌ ديگران مباش‌ كه‌ خداوند تو را آزاد آفريده‌ است(مکارم‏شیرازی،1375،ج1،ص49-29).
2-8-آشنایی با مخاطبِ نامه 69نهج البلاغه وشأن صدور این نامه:
مخاطب این نامهی حضرت، حارثهمدانی است. از سال تولد او اطلاع دقیقی در دسترس نیست. ولی وفات اورا در سال 65هجری ذکر کردهاند(دشتی،1388،ج1،ص135).
وی صحابی خاص و از دوستان واقعی و مخلص علی مرتضی بود.
«حارث صحبت عبداللهبنمسعود را درک کرده و خود فقیه بوده و حدیث نقل می کرده. مرحوم محدث قمی نوشته که (نسائی) با آنکه تَعَنُّت در رجال حدیث می کند و سخت میگیرد، معذلک حدیث او را در سنن اربعه آورده و با آن احتجاج کرده و او را تقویت نموده و نیز شیخ بهایی را نوادهی حارثهمدانی میشناسد.
ذهبی در المیزان، حارث را از کبارعلمای تابعین دانسته و از ابنحیّان نقل کرده که حارث، افقهناس و افرض و احسب مردم بوده و علم به فرائض را مستقیماً از علی (ع) أخذ نموده است»(صمیمی، 1375،ص76).
اصولاً قبیله همدان که در نواحی یمن است، چون به دست علی (ع) ایمان آوردهاند همگی در ارادت نسبت به مولای متقیان، بینظیرند و روی این سابقه از معاویه به آنها بسیار مضرت رسیده. زرقاء همدانیه، نمونهای از زنان و مردان این قبیله است که سوار بر شتر بر علیه معاویه جنگید و مردم را بر برتری علی (ع) آگاهاند.
«وی همواره درکسب اخلاق اهتمام ویژه داشت و پیوسته میکوشید خود را به اخلاق اسلامی زیبنده کند و هر فرصتی را برای کسب اخلاق از امام علی(ع)، مغتنم میشمرد به نحوی که گاه شبانه به ایشان وارد می شد و امام(ع)، میپرسد چطور شده است، در چنین موقعی سراغ من آمدهای، میگفت صرفاً محض اخلاق و مودت. این همان حارث است که امام (ع) به او فرمود :
یاحارِهَمدان مَن یَمُت یَرنی مِن مؤمِنٍ أو مُنافِقٍ قُبُلا…
ای حارثهمدانی، همگان هنگام مرگ مرا خواهند دید چه مؤمن وچه منافق باشند. دوستان ازدیدن من امیدوار رحمت و دشمنان شرمنده میشوند… »(همان،ص86).
بنابراین جای تعجب نیست که نامه حضرت به حارثهمدانی، همچون اقیانوسی مواج مملو از در وگوهرفضایل اخلاقی باشد. امثال حارث همدانی کم نبوده ونیستند. امام علی (ع) هم جاذبه دارند وهم دافعه. آنهایی که شایستگی داشته ودارند، در حوزه جاذبه مبارک اویند، وآنهایی که ندارند، و نخواستهاندکه داشته باشند، هرگز قابل جذب ولایت علوی و شایسته چنگ زدن به حبل مرتضوی نبوده و نیستند. میتوان گفت: این نامه مورد بحث، کارنامهی اخلاقی و ولایی حارث و همه حارث گونههای تاریخ دراز دامن بشریت است.

فصل سوّم : اخلاق فردی کارگزار

3-1- اخلاق فردی کارگزار
مقدمه:
بحث اولیهی ما در این فصل، بررسی محتوای نامهی امام (ع) به حارثهمدانی در باب اخلاق حکومتی میباشد، به همین دلیل، ابتدا ضروری دیدیم که مختصری دربارهی اخلاق توضیحاتی بدهیم.
3-1-1-تعریف اخلاق
3-1-1-1-اخلاق در لغت:
«خلق بر وزن (قفل و عنق) به معنای عادت و طبع مروّت و دین است: )وَ اِنّکَ لَعَلی خُلُقٌ عَظِیمٌ؛ حقاً که تو بر خلق عظیم و استواری»(قرشی،1371،ج1،ص293).
3-1-1-2-اخلاق در اصطلاح:
«خُلُق: ویژه قوا و سجایایی است که با فطرت و دید دل درک میشود. اخلاق: فضایل و بهرههایی است که انسان با اخلاقش کسب میکند»(همان،ج1،ص296).
شهیدمطهری اخلاق را اینگونه تعریف میکند: «اخلاق یعنی حاکم کردن عقل بر دیگر قوای وجود انسان که نتیجهی آن نظام یافتن غرایز و قوا خواهد شد، چرا که عقل سهم و حق هر قوهای را به او می‏رساند»(مطهری، 1389،ص123). «اخلاق در مکتب خدا پرستان، تمام صفات وافعالی است که انسان را برای پیمودن این راه آماده میسازد و نظام ارزشگذاری در این مکتب نیز بر محور ارزشهای والای انسانی و کمال معنوی و قرب به خداست»(مکارم‏شیرازی، 1377،ص63)
می دانیم که اعمال و رفتار انسان از صفات درونی او سرچشمه میگیرد. حال باید این مسأله را یادآور شویم که این اعمال و رفتار انسان گاهی مربوط به خود شخص، به تنهایی است مثل اطاعت از خدا، و گاهی علاوه بر خود فرد مربوط به انسانهای دیگر نیز میباشد. قسم اول را اخلاق فردی میگویند.
به طور دقیقتر بسیاری از مسائل اخلاقی هستند که فقط جنبهی فردی دارند، و در مورد یک انسان تنها، کاملاً صادق است؛ مثلا صبر و جزع در برابر مسائل، شکر و کفران نعمت در برابر نعمتهای الهی، میتواند جنبه فردی داشته باشد و درباره یک فرد که زندگی کاملاً جدا از اجتماع دارد، نیز صدق کند و قسم دوم را اخلاق اجتماعی می گویند. اخلاق فردی، اعمال و رفتاری است که طبق موازین عقلی و شرعی تنها مربوط به خود شخص است. هر چند نمیتوان انکار کرد که اخلاق فردی تأثیر غیرمستقیم بر مسائل اجتماعی دارد.
3-1-2-بزرگشمردن و گرامیداشتن نام خدا و پرهیز ازقسم دروغ:
(وَعَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْكُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقّ؛ٍ نام خدارا بزرگ دار و جز به حق سخنی بر زبان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امام علی (ع)، نهج البلاغه، فرهنگ اسلامی، احادیث نبوی Next Entries پایان نامه ارشد درباره سوره بقره، پیامبر (ص)، کتاب مقدس