پایان نامه ارشد درباره اخلاق اسلامی، حکومت اسلامی، آیات و روایات، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

دادن انسان به کمال، باید تنها در جایی به کار رود که دل را مجذوب کمال کند؛ زیرا وقتی انسان به کسی علاقه پیدا کند، به طور آگاه و ناآگاه به سوی او جذب میشود»(سادات،1364،ص109).
همانطور که میدانیم محبت، باعث میشود که محِب شبیه محبوب شود و صفات و اخلاقیات او در انسان تأثیر میگذارد. حال اگر محبوب، صاحب کمالات باشد، محب به کمال نزدیک میشود و بالعکس وقتی صاحب، نقصان باشد، محب نیز ناگزیر رو به سقوط خواهدرفت.
«اهمیت دوست و نقشِ انکارناپذیر دوست در زندگی انسان بر کسی پوشیده نیست. یکی از راهها برای قضاوت درباره شخصیت افراد، شناخت معاشران و دوستان آنان دانسته شده است. بهرهمندی از دوستان خوب، مساوی با خیر دنیا و آخرت است و معاشرت با دوستان بد، ناخودآگاه انسان را به بدی سوق میدهد. چرا که ویژگیهای دوست به صورت پنهانی منتقل میشود؛ پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد».(شریفی، 1385، ص156).
حضرت علی (ع) در چند فراز از نهجالبلاغه به موضوع دوستی اشاره کردهاند که این نشان دهنده اهمیت دوستی و دوستیابی در زندگی انسان است. حضرت یکبار به پرهیز از دوستی با بیخردان، بدکاران و فاسقان: (وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ يَفِيلُ رَأْيُهُ وَ يُنْكَرُ عَمَلُهُ فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ – وَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ). و بار دیگر به دوستی با دوستان خدا (وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَهُ؛ و دوستان خدا را دوست شمار) توصیه فرمودهاند: «دلیل همهی اینها یک چیز است و آن اینکه مجانست، جاذبهای دارد که افراد را به هم نزدیک میکند و مجالست، سبب انتقال صفات افراد به یکدیگر می شود. این حقیقت را هم تجربه ثابت کرده و هم عقل، که انسان از همنشین خود تأثیر میپذیرد. در روانشناسی، امروز این مطلب تا آن اندازه پیشرفت کرده است که بعضی معتقدند دوستانی که معاشرت تنگاتنگ با هم دارند، از نظر قیافه نیز تدریجا با یکدیگر شباهت پیدا میکنند»(مکارمشیرازی، 1389، ج11، صص358-349).
«بنابراین همنشینی با انسان خبیث و بدکار بر آدمی اثر میگذارد و او را دشمن خیر و فضیلت میگرداند. همنشینی با بَدان سبب می شود، انسان همانند حشرات به سمت زشتیها و بدیها متمایل شود»(مغنیه ،1380، ج5، ص602).
«بعضی از شارحان، ملحق شدن شَرّ را به شَرّ در اینجا به این معنا دانستهاند اگر عذابی نازل شود، افرادی را که در یک مجلس نشستهاند فرا میگیرد و افراد غیرفاسق بر اثر معاشرت با فاسقان به سرنوشت آنها گرفتار می‏شوند». این مسأله هم میتواند یکی از دلایل این سفارش امام (ع) باشد(مکارم شیرازی،1389،ج11،صص358-357).
همین مسأله میتواند اثبات این سفارش امام (ع) باشد که نباید همنشین خود را هر کسی انتخاب کرد؛ چرا که همنشینی عامل مهم و تأثیر گذار بر اعمال و رفتار و فکر انسان است و کسی منکر آن نیست.
امام(ع) توصیه می نماید که مشاور و اعوان و یاران حاکم باید از افراد پاک، شایسته و دارای صفات پسندیده باشند؛ بنابراین باید از انتخاب افراد بخیل، ترسو، حریص، شرور، گناهکار، سبک سر، دروغگو، چاپلوس، مرفه و از خودراضی پرهیز کند و افراد نیکو، خوش نام، خانواده دار، مؤمن، مردمدار، بخشنده، شجاع و عالم… را به مشاوره و معاضدت برگزیند(ذاکری،1373،ص65). در همین رابطه به مالک اشتر مینویسد: «هزینهی این گونه افراد بر تو سبکتر و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستی آنان با غیر تو، کمتر است. آنان را از خواص و دوستان نزدیک و رازداران خود قرار‏ده، سپس از میان آنان، افرادی را که در حقگویی از همه صریحترند و در آن چه که خدا برای دوستانش نمیپسندد تو را مددکار نباشند، انتخاب کن؛ چه خوشایند تو باشد یا ناخوشایند»(شریفرضی، 1387، ن53، ص571).
از دیگر ویژگیهای اخلاقیاجتماعی مورد نیاز برای کارگزار، شهرت نیک او در جامعه است که در صورت فقدان آن، وجاهت او (که به تبع مشروعیت او و اطاعت مردم از او شکل میگیرد) با مشکل روبرو خواهدشد. امام (ع) می‏فرماید: «حاکم به غیر از حسن شهرت قبلی، در زمان حکومت نیز باید تلاش نماید که این ویژگی لطمه نخورد». در این رابطه در نامهی خود به حارثهمدانی می فرماید: «از دوستی با بیخردان و خلافکاران بپرهیز). در این زمینه آیات متعددی وجود دارد که به نمونه ای اشاره میشود:
﴿ لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ؛ افراد باايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‏اى با خدا ندارد (و پيوند او به كلّى از خدا گسسته‏مى‏شود) مگر اينكه از آنها بپرهيزيد (و به خاطر هدفهاى مهمترى تقيّه كنيد). خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست﴾(آل عمران/28).
كساني كه ايمان به خدا و رسولش آورده‏اند و مؤمن خطاب ميشوند، كافران را به سبب خويشاوندى يا سابقه رفاقت يا امثال آنها نبايد به دوستى و كمك و يارى يا پرستى خود بگيرند؛ زيرا حبّ و بغض بايد فىاللّه باشد و غير مؤمنان را نبايد به دوستى و ياورى برگزينند؛ چه دوستى مؤمنان آنها را از دوستى كافران مستغنى بسازد و مؤمنان به دوستى سزاوارتراند تا كفّار و كسي كه چنين كند (يعنى كافر را دوست خود و كافران را به دوستى اختيار كند) چيزى از دوستى خدا در او نيست (يعنى منسلخ از دوستى و ولايت خدا مى‏گردد)؛ زيرا دوستداشتنِ دوست و دوستداشتنِ دشمنِ دوست، با يكديگر متباين و متنافى‏اند، مگر اينكه از كافر، بيم و ترسى داشتهباشد (به اين كه كفّار به آنها غلبه كنند يا مؤمنى در دست كافران گرفتار باشد كه در اينحال بايد تا زوال مانع ظاهراً دوستى كند و قلباً نفس او به عداوت و بغض كافر ثابت باشد) و خداوند شما را از ذاتِ خويشتن بر حذر ميدارد و از عقاب و وعيد خود ميترساند و بدانيد كه مرجع و بازگشت همگان به سوى خدا است و هر كس را به كردار او جزا ميدهد؛ پس به دوستى دشمنان ِخدا، خود را در معرض خشم و غضب ذات مقدس باريتعالى عزّاسمه قرار‏ندهيد و بر حذر باشيد.
منع از دوستى دشمنانِ خدا امرى است، عقلانى چه گفته‏اند: دشمنان تو سه طايفه‏اند: «دشمن خودت، دشمن دوستت و دوست دشمنت، و دوستان تو نيز سه طايفه‏اند: «دوست خودت، دوستِ دوستت و دشمنِ دشمنت». شاعر پارسى گفتهاست:
بشوى اى خردمند از آن دوست دست كه با دشمنانت بود هم نشست‏.17
از آنچه كه گفته آمد، چنين به دست مي‌آيد كه انسان در روابط اجتماعي خود بايد در گام نخست، صلاح آخرت خود را در نظر بگيرد و اگر كسي باشد كه به آخرت و سعادت واقعي انسان ضرر برساند، بايد از چنين افرادي جداً پرهيز گردد، كه دير يا زود ممكن است انسان به دام بدبختي كه آنها گرفتار آن شده، گرفتارگردد و زماني ممكن است متوجه شود كه ديگر كار از كار گذشته باشد و انسان فرياد بر آورد كه: اي كاش‌ اين شخص را به عنوان دوست خود انتخاب نمي‌كردم؛ به همین دلیل است که خداوند مستقیماً در قرآن از آن نهی کرده است و معصومان این خطر را بارها به کارگزاران و دیگر افراد جامعهیاسلامی گوشزد کردهاند.
3-1-13-مدارا هنگام حکومت:
(وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ؛ و در حكومت مدارا كن تا آينده خوبى داشته باشى).
در نظاماسلامی، حاکمان و مدیران باید به مردم به عنوان ولینعمت خود نگاه کنند. محبت به مردم، یعنی محبت به عیالِ خداوند، برای محبوبیت در نزد خداوند، بهترین راه این است که عیال او را دوست بداریم. در نظاماسلامی محبت و مدارا با مردم یک وظیفه و دستور دینی است. البته باید در نظر داشت که مردم از لحاظ سطح بینش اجتماعی یکسان نیستند؛ بسیاری از آنها ممکن است در برخورد با حاکمان یا در برخورد با مسائل اجتماعی، ضوابط اخلاقی را رعایت نکنند، در اینجا اگرچه مدیران با توجه به مقام و موقعیتی که دارند میتوانند موجبات هر نوع مشکلی را برای آنان فراهم کنند، امااخلاق اسلامی اقتضا میکند که از آنها کریمانه بگذرند و از وظیفهی اصلی خود یعنی خدمت به خلق غافل نشوند(شریفی،1385،صص225-224).
مدارا کردن با مردم که در لسان روایات ما به آن «رفق» گفته میشود، از آموزههای بسیار مهم اخلاقی است و توصیههای فراوانی نسبت به آن انجام گرفتهاست. به گونهای که در کلامی نورانی از امام محمد باقر (ع) آمده است:
«من قسّم له الرفق قسّم له الایمان؛ هر کس مدارا نصیبش شود ایمان نصیبش گشته است و در کلام دیگری میفرماید: «ان لکل شیء قفلاً و قفل الایمان الرفق؛ برای هر چیز قفلی است و قفل ایمان مدارا است»(کلینی،1407، ج2،ص118).
مرحوم علامه مجلسی ذیل این حدیث مینویسد: «در اینجا ایمان به گوهر نفیسی تشبیه شده است که باید حفظ نمود و قلب، خزانهی این گوهر است و مدارا کردن به قفلی تشبیه شده که مانع خروج این گوهر از خزانهاش و همچنین مانع رسیدن مفاسد به درون این خزانه میگردد»(مجلسی،1404،ج72،ص55).
این ویژگی اخلاقی پسندیده، در مقام حاکمیت بر مردم اهمیتی صد چندان پیدا میکند؛ چرا که حاکماسلامی با مدارایش نسبت به رعیت، ضمن برخورداری از ثواب اخروی به ثبات و رشد حکومت اسلامی کمک شایانی می‏کند. اگر مدارای حاکم نسبت به مردم نباشد، فضایی خشن و متشنج، جامعه را فرا میگیرد، بدبینیها و اعتراضات شدت مییابد، بهانهها به دست بدخواهان میافتد و خلاصه حکومت در این فضا از هدف اصلی خود که تأمین بستر عبودیت مردمان است، دور میشود. البته نباید از نظر دور داشت که حاکم در بعضی امور و بعضی شرایط خاص باید از ابزار شدت عمل و سختگیری استفاده کند و مدارا در آنجا نه شایسته است و نه کارساز. اما باید توجه داشت که این شرایط استثنا هستند و اصل عمومی همان رفق و مدارا است.
انجام دادن كارها و خدمتگزاري از روی مهرورزي، والاترين هنر در اخلاق است. چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزي توأم شود، صورتي زيبا و كاملاً انساني مي‌يابد و موجب پيوند جان‌ها و الفت قلب‌ها مي‌شود و در رفتار و مناسبات حکومتی ، انقلابي معنوي به وجود مي‌آورد. اميرمؤمنان علي (ع) در حكمتي والا فرموده است: «قلوب الرجال وحشيه، فمن تألفها أقبلت عليه دل‌هاي آدميان رمنده است، پس هر كه با آن الفت برقرار سازد، روي بدو نهد»(شریفرضی، 1387، ح50، ص).
فروتنی و تواضع از اخلاق پسندیده ای است که در تعالیم دین ما به آن سفارش شده است. در درجهی اول انسان، باید نسبت به خالق و پروردگار خود فروتن باشد و سپس نسبت به کسانی که خداوند به فروتنی در برابرشان امر فرموده است، همچون امام، والدین و مؤمنان در مورد کارگزاران حکومتاسلامی. در واقع فروتنی نسبت به رعیت، یک بایستهی بسیار مهم است که موجب رفعت مقام کارگزار نزد خداوند می شود و نتیجه اجتماعیاش، ایجاد الفت و محبوبیت حاکم نزد مردم است. مولای موحدان حضرت علی(ع) که خود الگوی مدارا و سازش با نااهلان است در نامهی 69 نهج البلاغه خطاب به یار خویش فرموده اند: (وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ؛ و در حكومت مدارا كن تا آينده خوبى داشتهباشى).
مکارمشیرازی در شرح این قسمت میگوید: «این سخن اشاره به کسانی است که به حکومت میرسند و بسیار میشود که در این هنگام به تصفیه حسابهای خود با مخالفان میپردازند. امام(ع) دستور میدهد “هرگز چنین کاری نکن” و جمله “تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ” (عاقبت نیک برای توست.) ممکن است به هر چهار جمله قبل برگردد. این دستورات (منظور چهار فراز اخیر است) افزون بر اینکه در آیات و روایات به صورت گسترده وارد شده، از اموری است که عقل و خرد هم به آن حکم میکند؛ زیرا اگر مردم پاسخ بدی را با بدی بدهند و به هنگام غضب، طغیان کنند، عکسالعملها پشت سرهم رخ میدهد و خشونتها شدت پیدا میکند و امنیت از همه گرفته میشود. اما با حلم و عفو و مدارا و کظم غیظ، خشونتها و عداوتها در همان محل دفن و محبت و دوستی جای آن را میگیرد»(مکارمشیرازی،1389،ج11،ص342).
در اینجا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره کمال مطلق، امام علی (ع)، نهج البلاغه، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه ارشد درباره پیامبر اسلام (ص)، روابط اجتماعی، رفق و مدارا