پایان نامه ارشد درباره آیات و روایات، سیر تکاملی، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏شود و سرّ الهى را در همه موجودات مشاهده مى‏كند و به زبان ذات مى‏گويد: «ما رأيت شيئا الّا و رأيت الله فيه»
خفيّ: در اين مرتبه تنها خدا را مشاهده مى‏كند نه چون مقام سرّ كه خدا را در دريا و صحرا مشاهده مى‏كرد.
اخفى: كه در اين مقام فناى در حق است. منتها التفات به فنا هم در اين مقام نيست چنانكه در مقام خفى بود.
امام در مقام تبیین این لطایف سبعه میفرمایند: بدان كه انسان اعجوبه‏اى است داراى دو نشئة و دو عالم: نشئه ظاهر ملكيه دنيويه كه آن بدن او است، و نشئه باطنه غيبيه ملكوتيه كه از عالم ديگر است. و نفس او، كه از عالم غيب و ملكوت است، داراى مقامات و درجاتى است كه به طريق كلّى گاهى تقسيم كرده‏اند آن را به هفت قسمت و گاهى به چهار قسمت و گاهى به سه قسمت و گاهى به دو قسمت. و از براى هر يك از مقامات و درجات آن جنودى است رحمانى و عقلانى، كه آن را جذب به ملكوت اعلى و دعوت به سعادت مى‏كنند، و جنودى است شيطانى و جهلانى كه آن را جذب به ملكوت سفلى و دعوت به شقاوت مى‏كنند. و هميشه بين اين دو لشكر جدال و نزاع است، و انسان ميدان جنگ اين دو طايفه است: اگر جنود رحمانى غالب شد، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلك ملائكه منخرط، و در زمره انبيا و اوليا و صالحين محشور است، و اگر جنود شيطانى و لشكر جهل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است، و در زمره شياطين و كفار و محرومين محشور است. 164
با معرفت به این ساحات سبعه در وجود شخصیت متعالی انسان است که آن عارف بزرگ تمام همت خویش را برای دستیابی به مراحل عالیه انسانی به کار گرفت و به درجاتی از این مراتب در حیات سعادت مندانهاش دست یافت و در عین حال با کمال تواضع و فروتنی میفرمود:
در دلــــم بود که آدم شوم امـــــا نشدم بیخبر از همه عالـــم شوم اما نشدم
فارغ از خویشتن و والــه رخســار حبیب همچنان روح مجســم شوم اما نشدم 165
از نگاه امام انسان موجودی ذوبطون است و تا هفت بطن در او شمردهاند تا این هفت بطن در وجود انسان با هفت بطن قرآن و هفت بطن جهان مطابقت لازم آید چرا که هر سه به نوعی کتابند که الفاظشان دارای معانیاند؛ انسان کتاب نفس است « اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبا»166 جهان کتاب تکوین است. « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »167 و قرآن نیز کتاب تشریع است.« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ »168 هرکس به مقدار حظ معرفت در وجود خویش ازحیاتش بهره دارد و میزان سعه و ضیق زندگی در میزان معرفت به جان آدمی است لذا به همین دلیل در کلام نورانی علوی گفته شد که « افضل الحكمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عند قدره.»169 عالیترین مقام حکمت، معرفت به نفس و وقوف به جایگاه انسانیت است.
2-3-2. قابلیت وجودی انسان
امام با بصیرت نافذ خویش و با توجه به جایگاه متعالی انسان، تکساحتی بودن را عقیدهای باطل و متعارض با اندیشه عارفان و دون شخصیت انسان میشمارد زیرا تکبعدی دانستن انسان به معنای عدم قابلیت تکامل در قوس نزول و صعود است و با حشر آدمیان پس از مرگ و وجود معاد و حیات اخروی منافات دارد در حالی که انکار معاد و حشر انسان خلاف بداهت عقل و نقل است. در روایات ماثوره از ذوات مقدسه بر این نکته تاکید شده که انسانها در قیامت با صور مختلفه محشور میشوند. معاذ از رسول خدا( نقل میکند که آن حضرت در حالی که اشک از چشمانش جاری بود فرمود: « يُحْشَرُ عَشَرَةُ أَصْنَافٍ مِنْ أُمَّتِي بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْخِنْزِيرِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى وُجُوهِهِمْ مُنَكَّسُونَ أَرْجُلُهُمْ فَوْقَ رُءُوسِهِمْ يُسْحَبُونَ عَلَيْهَا وَ بَعْضُهُمْ عُمْياً [عُمْيٌ‏] وَ بَعْضُهُمْ صُمّاً [صُمٌ‏] وَ بُكْماً [بُكْمٌ‏] وَ بَعْضُهُمْ يَمْضَغُونَ أَلْسِنَتَهُمْ فَهِيَ مدلات [مُدْلَاةٌ] عَلَى صُدُورِهِمْ يَسِيلُ الْقَيْحُ يَتَقَذَّرُهُمْ أَهْلُ الْجَمْعِ وَ بَعْضُهُمْ مُصَلَّبُونَ عَلَى جُذُوعٍ مِنَ النَّارِ وَ بَعْضُهُمْ أَشَدُّ نَتْناً مِنَ الْجِيفَةِ وَ بَعْضُهُمْ مُلْبَسُونَ جِبَاباً سَائِغَةً مِنْ قَطِرَانٍ لَازِقَةٍ بِجُلُودِهِم‏.»170 سپس در ادامه علت این حشر را بیان فرمودند.171
امام با بیان این حدیث میفرمایند ممکن است از برای یک نفر در آن عالم چند صورت باشد زیرا آن عالم مثل این عالم نیست که یک چیز بیش از یک صورت قبول نکند و این مطلب مطابق با برهان است.172 امام با تاکید بر این موضوع که به ساحات وجودی انسان راجع است در شرح بیان ملاصدرا میفرماید: با این وصف بعضى از افراد بشر با اين گمان كه انسان غير از حيوان است دلشان را شاد نمودند؛ زيرا گمان دارند كه چون انسان در مقابل حيوان محسوب مى‏شود، پس حشر آنها حشر حيوانى نخواهد بود. اين گمان باطلى است و قضيه آن چنان نيست كه آنها گمان مى‏كنند، بلكه خيلى از افراد بشر همانند حيوانات خواهند بود و نبايد گمان كرد كه چون در منطق، انسان را قسيم ساير انواع حيوان قرار داده‏اند، انسان از ساير انواع حيوان برتر است؛ زيرا فاصله‏ وجودى بين كرم خراطين و ميمون بيشتر از فاصله وجودى بين ميمون و انسان است؛ چون ميمون كه از درك و شعور برخوردار است به انسان نزديك‏تر است و فاصله‏اش از كرم خراطين بيشتر است، پس خيلى از حيوانات به انسان نزديكند.173پس همانگونه که انسان در دنیا یک صورت ملکی دارد برای او یک صورت ملکوتی غیبی هم میباشد که آن صورت تابع ملکات نفس و باطن اوست. «انسان یک موجود جامع است نه یک موجود یکبعدی یا دو بعدی بلکه موجودی چندین بعدی است که برای هر بعدش احتیاج به رشد دارد.174
2-3-3. ابعاد وجودی انسان
ابعاد وجودی انسان یکی از موضوعات مهم انسانشناسی است که تفصیل در باب آن رساله مستقلی را طلب میکند.175 مراد از ساحت همان جنبه و بعد است، البته عین این واژه در تعابیر امام به کار نرفتهاست اما تعابیری چون قوای نفس، مراتب وجود و جهات نفس را به کار برده که حاکی از همین معناست. آنچه از نگاه امام در این باب مطرح است این است که ایشان انسان را موجودی مرکب از جسم و روح یا نفس و بدن دانسته که جسم ظاهر و روح باطن انسان را شکل میدهد و اعتقاد امام را تکساحتی دانستن انسان بر نمیتابد. البته این نگاه برآمده از آیات و روایات عدیدهای است که در محل خود به اثبات رسیدهاست. انسان مثل حيوانات نيست كه يك حد حيوانى‏ داشته باشد و تمام بشود. انسان يك حد مافوق حيوانى و يك مراتب مافوق حيوانى، ما فوق عقل دارد تا برسد به مقامى كه نمى‏توانيم از آن تعبير كنيم؛ و از آن آخر مقام مثلا تعبير به‏ «فنا» یا «كالألُوهِيه» میکنند.176 انسان علاوه بر جنبه مادی دارای روح معنوی است «اين انسان مثل ساير حيوانات‏ نيست كه همان حيات طبيعى و دنيايى باشد بلكه انسان يك طور خلق شده است كه علاوه بر حيات طبيعى، حيات مابعدالطبيعه هم دارد، و آن حيات مابعدالطبيعه حيات صحيح انسان است، اينجا همان حيات حيوانى است، از اين جهت مردم محتاج شده‏اند به اينكه در پيدا كردن راه صحيح از طريق وحى به اينها گزارش داده بشود و خداى تبارك و تعالى هم منّت بر مردم گذاشت و انبيا را مبعوث فرمود تا اينكه راه را به اينها نشان بدهند.»177
ملاصدرا با تبعیت از ارسطو انسان را دارای سه مرتبه عقلانی، نفسانی و طبیعی میداند و معتقد است همانگونه که سه عالم داریم عالم عقل و عالم طبیعت و متوسط بین آن دو، انسان هم این چنین است.178 امام در تائید کلام ملاصدرا معتقدند که انسان دارای وجود سهگانه است. همانگونه که با قاعده امکان اشرف در سلسله قوس نزول عالمی بین عالم اعلی و عالم ادنی اثبات شده است به همین معنا در وجود انسانی سه مرتبه وجود داریم؛ طبیعت صرف، عقل و حد متوسط و مرتبه برزخیه که از یک طرف به طبیعت متصل است و از طرف دیگر به عقل متصل میباشد. البته با این فرق که مراتب ثلاثه در انسان (عقل و نفس و بدن) دارای یک هویت و شخصیت میباشند.179 تمام تاکید امام بر ذو مراتب بودن وجود انسان و مطرود دانستن نگاه تکساحتی برای او به چند دلیل است یکی عاقل و مختار بودن انسان است و دیگر تربیتپذیری و کمالجویی اوست لذا در همین راستا انبیایی از جانب خدایتعالی برای انسانها مبعوث شدند.

گفتار چهارم
وحدت نفس وتعدد قوای انسان
2-4-1. سیالیت و صیرورت انسان
از نگاه امام، انسان با دارا بودن روح موجودی فعال و سیال است و دائما در حال کمال است، چرا که در بدو تولد قوایی متعارض در او هست که استعداد تحقق و شکوفایی را داراست. به هر جهت که توجه کند همان را تحقق میبخشد؛ قوه عاقله در جهت فرشتهخویی و انسانیت، قوه شهویه در راستای بهیمیت و قوه غضبیه به سمت سبعیت. «انسان اولا در بدو تولد، همه خصائل اخلاقی ممدوح و مذموم را به نحو استعداد، واجد است و قابلیت تحصیل ملکات صالحه و رذیله را دارا میباشد.»180 نفوس انسانها مادامی که در حرکتند از نوع واحدی هستند ولی بعد از رسوخ ملکات و اخلاق ملکیه یا شیطانیه و یا بهیمیه و یا سبعیه نوع مستقلی خواهند شد.181 و این حاکی از سیالیت و صیرورت انسان است.
همه انواع موجودات سیالند اما ویژگی سیالیت انسان این است که او همانند سایر موجودات حد خاصی ندارد و به همین جهت هیچ موجودی همتراز او نیست.182 از نگاه امام طور سیالیت موجودات محدود به امور جسمانی است اما انسان علاوه بر سیالیت تکوینی در سیر کمالات معنوی هم این حالت را واجد است. در انسان اين انواع سيال‏ بالذات و الصفات هستند؛ زيرا وقتى كه جوهر آنها سيال‏ شد، صفات آنها هم سيال‏ خواهد بود؛ چرا كه اعراض قائم به جواهر است و در حقيقت اين تبدلات و تغيرات از مراتب وجود است كه‏ «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» و در لباسى است كه آن اشراق بر اين قوالب تابيده و وحدت شى‏ء با اوست نه با اين قوالب. از اينجاست كه اگر بگوييم: حضرت امير( شبى در خدمت حضرت رسول( بوده و در همان شب و همان وقت در مجلسى با سلمان‏ و باز در همان شب و همان موقع در مجالس متعدده بوده، حق است و همه‏اش هم حضرت امير( است؛ چون اين قالب جسمانى حقيقت شى‏ء نيست تا بگوييم آن يك قالب داشته و آن هم در خدمت پيغمبر( بوده است.183 درک صیرورت انسان به این معنا برای همه افراد ساده و آسان نیست، لذا امام با علم به این مطلب می فرمایند: اگر اشکال شود که با سیر تکاملی وحدت شخصیه متکثر شده و ثبات شخصیت خدشهدار میگردد پاسخ ما این است که با اعتقاد به حركت جوهريه لطمه‏اى به وحدت وارد نمیشود، بلكه اشراق همان اشراق است. زيرا اين وجود جوهرى كه رفت؛ چون به مبدأ بازگشت كرده يك عيد، و وجود ديگرى كه به تعاقب او آمده چون فيض و اشراق ديگرى است كه از دوست رسيده، عيدى ديگر است. پس آنها كه عارفند در هر آنى دو عيد كنند ولى كسانى كه مثل ما در راه معرفت قدم نمى‏زنند، عنكبوت‏وار به دور خود پيچيده و دامها براى صيد جيفه دنيا گسترانيده و همچون عنكبوتان در خوردن گوشت و كباب مگسها فرو رفته‏اند.184
با این بیان می توان گفت که از نگاه امام صیرورت و سیال بودن انسان با سایر موجودات از دو جهت متفاوت است؛ یکی این که سیالیت انسان نامحدود است در حالی که در سایر موجوات محدود است.
دیگر این که سیالیت و حرکت در انسان به جنبه جسمانی محدود نمیشود بلکه در امور معنوی هم چنین است، آدمی چون حیوان نیست که فقط تغذیه او به غذای مادی بوده و او را در بعد جسمانی رشد دهد بلکه روح او هم چون بدن در حال رشد و تعالی است.
2-4-2. معیار ارزش انسان
برای شناخت اشیاء و برای ارزش آنها نیاز به معیار و ملاک است؛ طلا و نقره را با گرم، گندم را با کیلو و من، پارچه را با متر و حیوان را با تبار و نوع آن ارزشگذاری می کنند. این پرسش در باب انسان مطرح است که ملاک انسانیت انسان به چیست؟ امام در مقام پاسخ به این سئوال میفرماید: انسانیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، عالم ماده، قرآن کریم، حکمای یونان Next Entries پایان نامه ارشد درباره تعالیم وحیانی، کمال مطلق، تعالیم اسلام، حسن و قبح افعال