پایان نامه ارشد درباره آیات و روایات، امام صادق، حدیث قرب نوافل، تعالیم اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏كند و مدّتى با بدن بوده و پس از آن، به واسطه استكمال جوهرى، قائم به خود مى‏گردد و از بدن مستغنى مى‏شود، مانند پروانه كه از پيله خارج میشود و يا حيوانى كه پوست عوض میكند، بدن را خلع‏ مى‏كند و بدون مادّه يعنى بدون بدن زندگى مى‏كند و مجرّد مى‏شود.»603 روح قادر است برخی از فعالیتهای خود را بدون بدن انجام دهد، اين همان است كه به «خلع بدن» معروف است.
نقل است از افلوطین که در اثولوجيا گفته: «خلوت گزيدم و رياضت كشيدم و خلع‏ بدن‏ نموده از ملابس طبيعت مجرّد شدم و در خود حسنى‏ غريب و نورى‏ عجيب مى‏ديدم و خود را جزئى از اجزاء عالم روحانى مى‏يافتم و صاحب تأثير بودم، پس ترقّى كردم به حضرت ربوبيّت و نورى مشاهده مى‏كردم كه نه زبان وصف آن تواند گفت و نه گوش نعت آن تواند شنيد. ناگاه فكر ميان من و آن نور حجاب شد و من متعجّب بماندم كه چگونه از آن عالم تنزّل كردم‏ » و شيخ مقتول در تلويحات و مولانا قطب الدّين علّامه در شرح حكمت اشراق‏ اين شهود را به افلاطون نسبت داده‏اند و دور نيست كه هر دو را واقع شده باشد. و توهّم نكنى كه اين مراتب عليّه و اين مناصب سنيّه وقف قومى است كه در ازمنه ماضيه بوده‏اند.604
سهروردى حكيم اشراقى معروف گفته است «ما حكيم را حكيم نمى‏دانيم مگر آنكه بتواند خلع بدن كند». ميرداماد مى‏گويد «ما حكيم را حكيم نمى‏دانيم مگر آنكه خلع بدن براى او ملكه شده باشد و هر وقت اراده كند عملى گردد».605
4. ولایت تصرف: آدمی در مسیر تحقق انسانیت خویش که به تعبیر علامه، نفس انسانی راه و طریق و عمل و رفتار مربی اوست،606 به مرتبهای از قدرت نفس و ولایت دست مییابد که قادر است برخی از کارهای غیر متعارف و خارق عادت را انجام دهد، این قدرت مختص اولیای الهی است که قلب اشیا و طی الارض و بسیاری دیگر از کرامات اولیاء را شامل میشود. « و أمّا الملك الذي خصّ به أولياءه فعلى أربعة أقسام: قسم منها الكرامات و الآيات مثل: تقلب الأعيان، و طي‏ الأرض‏، و استجابۀ الدعوة؛ و هو لأهل المعاملات»607 و اما ملک و قدرت که اختصاص به اولیای الهی دارد بر چهار قسم است که یک قسم آن عبارت از کرامات و نشانه هاست؛ مثل قلب اشیا و طی الارض و مستجابالدعوه بودن و این برای کسانی است که اهل معامله با خدایند. عدهای نزد رسول خدا نقل کردهاند که برخی از حواریون حضرت عیسی بر روی آب راه می رفتهاند، پیامبرفرمود: اگر یقین شان بیشتر بود هر آینه بر روی هوا نیز راه می رفتند.« فلوكان يقينه أشد من ذلك لمشى على الهواء»608 از امام صادق منقول است که فرمود: هرگاه اراده انسان قوی گردد بدن، ضعفی از خود نشان نمیدهد بلکه با نفس هماهنگ میگردد.« مَا ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النِّيَّة.»609
علامه با ذکر حدیث مزبور می فرمایند: امام صادق( در این روایت به ما میفهمانند که میزان قدرت و ولایت انسان در عالم هستی به مقدار معرفت و یقین او به خدای سبحان و بیاثر بودن اسباب کونیه در استقلال داشتن اثر میباشد. بنابراین مطابق تعالیم دین و روایات ماثوره از معصومین(، میزان قدرت انسان و مراتب آن به میزان یقین او مربوط میشود که جامع این مطلب در حدیث مذکور نهفته است.610
شاید با استناد به استدلال علامه بتوان گفت كه این مقام یکیاز بالاترین مرحله ولایت است که فرد بدان دست مییابد؛ مقامی که حتّى طبيعت خارجى نيز تحت نفوذ اراده انسان قرار مى‏گيرد و مطيع او مى‏شود، بدون تردید معجزات و كرامات انبياء و اوليای حق از اين مقوله است.
3-6-8. شبهه ولایت تصرف و پاسخ آن
بخشی از مراتب ولایت برای اهل معرفت و اصحاب طریقت در متون دینی اعم از آیات و روایات، امری ثابت شده است، کرامت اولیاء و معجزات انبیاء که مظهرى از ولايت تصرّف و ولايت تكوينى است قابل تردید نیست چه این که منشا صدور همهی این افعال، قدرت خدای متعال است که هیچ چیزی قدرت حق را محدود نمی کند. اما برای برخی این شبهه مطرح است که کرامات و معجزات همه از جانب خداست و انبیاء و اولیاء فقط حکم مظهریت را دارند و اراده آنان هیچ نقشی در تحقق این عمل ندارد.
علامه با رد این شبهه و با استناد به حدیث قرب نوافل معتقدند که تصرف در نظام هستی نتیجه تقرب ربوبی است و قرب به حق امری واقعی است نه تعبیری مجازی و اعتباری، حقیقتی است که در حدیث معروف رسول خدا( بدان تصریح شده است که فرمود: «إنّ اللّه جلّ جلاله قال: ما تقرّب إليّ عبد من عبادي بشي‏ء أحبّ إليّ ممّا افترضت عليه، و إنّه ليتقرّب إليّ بالنافلة حتّى أحبّه، فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به، و بصره الذي يبصر به، و لسانه الذي ينطق به، و يده التي يبطش بها، إن دعاني أجبته، و إن سألني أعطيته»611 خداوند مى‏گويد: «هيچ بنده‏اى با هيچ چيزى به من نزديك نشده است كه از فرائض نزد من محبوب‏تر باشد. همانا بنده من به وسيله نوافل و مستحبّات كه من فرض نكرده‏ام ولى او تنها به خاطر محبوبيّت آنها نزد من انجام مى‏دهد به من نزديك مى‏شود تا محبوب من مى‏گردد. همينكه محبوب من گشت، من گوش او مى‏شوم كه با آن مى‏شنود و چشم او مى‏شوم كه با آن مى‏بيند و زبان او مى‏شوم كه با آن سخن مى‏گويد و دست او مى‏شوم كه با آن حمله مى‏كند. اگر مرا بخواند، اجابت مى‏كنم و اگر از من بخواهد، مى‏بخشم.»
در اين حديث تصریح شده است که عبادت موجب تقرّب، و تقرّب موجب تحبّب است؛ يعنى با عبادت انسان محبوب خدا می شود و مورد عنایت خاص قرار گرفته و تمام اعضای او رنگ خدایی میگیرد، وجودش نورانی می گردد. چنین فردی با اتحاد و اتصال به نور ولایت حق قادر است که با اذن الهی تصرفاتی در عالم داشته باشد.
علامه میفرماید: بسیاری از ماها جمعی از مردان خدا را میشناسیم که حق سبحانه پرده غفلت را از جلوی چشم شان برداشته و به واسطه یک جذبه باطنی، پر و بال توحید باز کرده و در آسمان حقایق به پرواز در آمدهاند و به واسطه تطهیر باطن و تهذیب نفس راهی به عالم بالا باز کردهاند. البته ولایت امام، موهبتی الهی است که به واسطه لیاقت ذاتی به ایشان اعطا میشود ولی مرتبهای از آن برای افراد دیگر غیر از امام نیز ممکن و مقدور است و میتوان آن را با تلاش و کوشش بدست آورد.612 و کسی که به مقام ولایت بار یافت قادر به تصرفاتی خواهد بود که از قدرت افراد عادی خارج است. همهی این مقامات نمایانگر نگاه اسلام به قوی و استعداد انسان است که نظام هستی را با وجود چنین فردی پایدار و معنادار ساخته و در هیچ مقطعی عالم امکان را از وجود انسانی که با باطن عالم در ارتباط و با اسرار آن آگاه باشد خالی نمیداند. با وجود چنین جایگاهی است که در روایات از پیشوایان دین وارده شده است که:« بنى الاسلام على خمس: على الصّلوة و الزّكوة و الصّوم و الحجّ و الولاية و لم يناد بشى‏ء كما نودى بالولاية.613» از ابو حمزه از امام باقر ( نقل شده كه فرمود: اسلام بر پنج پايه بنا گرديده است: نماز، زكات، روزه، حجّ و ولايت، و آن گونه كه به ولايت فراخوانده شده به هيچ چيزى فرا خوانده نشده است.
وضع احکام و تعالیم اسلام وسیلهای برای نیل به مقام والای انسان است که در پرتو ولایت نمایان است، انسان خلق شد تا این که بتواند به چنین جایگاهی دست یابد و عالم را مسخر خویش سازد نه این که در حد پاسخگویی به خواسته های مادی متوقف ماند و امور معنوی را نادیده انگارد. هر فردی اگر به این مرتبه ازمعرفت دست یابد که اسباب مادی برای ایجاد اشیا علت تامه نیستند بلکه علت اصلی خداست و ماسوی الله واسطه اند، آنگاه به این حقیقت می رسد که هرگاه مشیت الهی تعلق گیرد که فعلی محقق گردد بدون اسباب مادی تحقق مییابد؛ چرا که اسباب مادی در تحقق افعال، حالت استقلال ندارند. این همان مقام ولایت است که از نگاه علامه مقام واقعی انسانیت است چه این که استقلال بخشی به اسباب مادی با حقیقت انسانی و روح توحیدی هیچ سنخیتی نداشته بلکه کاملا در تضاد است. «اين اعتقاد توهمى است كه علم به مقام خداى سبحان آن را نمى‏پذيرد، چون با سلطنت تامه الهيه منافات دارد، علم به مقام خداى سبحان مى‏گويد درست است كه خداى تعالى چنين مقرر كرده كه مثلا در هنگام تحقق سير و حركت، نزديكى به مقصد نيز محقق شود، و در هنگام وجود آتش حرارت نيز پيدا گردد، ولى چنين هم نيست كه تنها وقتى آتش بود حرارت هم باشد، و يا وقتى آتش بود حرارت و سوزاندن هم حتمى باشد و خلاصه خداى تعالى با به كار انداختن نظام اسباب و مسببات قدرتش محدود نشده بلكه هم چنان قدرتش مطلقه است، مى‏تواند واسطه‏ها را از وساطت بيندازد و اثر را بدون فلان واسطه ايجاد كند، هم چنان كه در مورد معجزات مى‏بينيم آتش هست اما نمى‏سوزاند، و يا خوردن نيست ولى سيرى و سيرابى هست.علم و ايمان به خدا ما را وادار مى‏كند تا معتقد شويم به اينكه آنچه محال ذاتى نيست و عادت آن را محال نمى‏داند.قابل تحقق است.»614
ولایت محور و مدار بحث علامه در معنای انسانیت است؛ آنان را که درک مقام ولایت نیست، در انسانیتشان ـ نه انسان بودنشان ـ تردید است. به حدی بحث ایشان در این باب عمیق و عریق است که شاید بتوان گفت درک فهم مباحث او بدون توجه به مفهومشناختی ولایت، بعید است و روح آدمی بدون فهم آن در قالب بدن و سجن جسم در تبعید است، اشراق روح در پرتو ولایت است پس ولایت مدار انسانیت است.
3-6-9. رام بودن عالم برای ابنای آدم
انسان دارای هویتی ملکی و حقیقتی ملکوتی است، هرگاه با این هویت حقیقیه که دارای قوای کثیره است، به صورت صحیحه تربیت یابد، نفس او به کمالات واقعیه خود میرسد. استکمال نفس انسانی همان حالت لبس بعد از لبس است که با علم و عمل تحقق مییابد. پس حقیقت آدمی یک هویت ممتد از فرش تا عرش است چه این که از یک طرف به طبیعت و از طرف دیگر به حقیقت متصل است. مرتبهی نازلهی طبیعت او بدن عنصری است که آن را گوهر جسمانی گویند و مرتبه صاعده او را که از عالم ملکوت است روح متعالی نامند. با توجه به این حقیقت، انسان قابلیت آن را دارد که از عالم طبیعت عبور و به عالم ملکوت صعود کند. زمانی که به کمال تجرد رسید می تواند عالم وجود را رام خود سازد. این همان قابلیتی است که نفس انسانی آن را واجد است. وسعت وجودیاش در حدی است که میتواند مجلای اسمای الهی گردد. انسان به حسب مراتب وجودیاش، قادر است در نفس رحمانی که صورت حقیقی انسانیاست، ثبات یابد و به حسب مرتبهی عنصری در تصرم و تجرد است. وقتی که نفس ناطقه انسان با عقل فعال متحد و به مقام قرب الهی بار یابد و در کمال عقل نظری و عملی موجود تام گردد، مظهر جامع اسمای الهی میشود و در مقام مظهریت می تواند عالم را تحت سلطهی خود درآورد. البته این امر بدیهی است که وقتی خدای سبحان ظرفیتی را برای نفس قرار داد امکان نیل به آن را مهیا نموده است. زمانی که تمهیدات از جانب قابل فراهم گردد افاضات الهی از ناحیه فاعل ساری و جاری است. « نعم هاهنا حقيقة قرآنية لا مجال لإنكارها، و هو أن دخول الإنسان في حظيرة الولاية الإلهية، و تقربه إلى ساحة القدس و الكبرياء يفتح له بابا إلى ملكوت السماوات و الأرض يشاهد منه ما خفي على غيره من آيات الله الكبرى، و أنوار جبروته التي لا تطفأ، قال الصادق (ع): لو لا أن الشياطين يحومون‏ حول قلوب بني آدم لرأوا ملكوت السماوات و الأرض، و فيما رواه الجمهور عن النبي ص قال: لو لا تكثير في كلامكم و تمريج في قلوبكم لرأيتم ما أرى و لسمعتم ما أسمع.»615
وقتی انسان در مسیر عبادت تلاش نماید و به مقام عبودیت رسد ثمره یقین در او به بار مینشیند، آنگاه برای انجام بسیاری از امور حتی تصرف در عالم توانایی مییابد. آیات و روایات عدیدهای این مطلب را به اثبات میرساند که دار تصّرم در مقابل اراده عبد واقعی حالت تسلّم دارند. این ادعایی است که علامه در مباحث تفسیری «المیزان» و آخرین فصل عرفانی «رسالۀ الولایه» آن را به اثبات میرسانند.616 چرا که این دسته از بندگان اهل عبادت و دارای روح عبودیتند و بر همین معنا دلالت دارد آیه ای که میفرماید: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»617 چون مقام یقین حاصل عبادت و فرع بر آن است. برای چنین کسی حقایق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره کمال انسانی، معرفت نفس، رسول خدا (ص)، عرفان نظری Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، جوامع انسانی، اوصاف الهی، سیر و سلوک