پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، ماوراءالنهر

دانلود پایان نامه ارشد

بی تا،ج4 ،ص252).

ب- طلوع خورشید از مغرب :
از علایم آخرالزمان وبه تعبیرمنابع اهل سنت، از اشراط الساعه (علایم قیامت) طلوع خورشید از مغرب است . البته در تفسیر این علامت ، نظرات متعددی را مطرح کرده اند . برخی وقوع آن را غیرممکن دانسته ودرتوجیه آن برآمدند . آن ها می گویند : شاید مراد این باشد که خورشید ازابتدای طلوع ، نمایان نشود ویا کسوفی صورت می گیرد ودر هنگامه های غروب ، آشکار می شود؛ لذا مردم خورشید رادرمغرب مشاهده می کنند.(حکیمی،1382ق،ص110)
1- درصحیح مسلم از حذیفه بن اسید غفاری نقل کرده که پیامبرص فرمود:
انما لن تقوم حتی ترون قبلها عشر آیات … وطلوع الشمس من مغربها ؛ همانا قیامت واقع نمی شود مگرآن که در علامت را قبل ازآن ببیند … یکی از آن ها طلوع خورشید از مغرب است .( مسلم،1932ق، ج8ص179)
2- نیزدرصحیح مسلم با اسناد دیگرازحذیفه بن اسید ازرسول خداص نقل می کند که فرمود:
« ان الساعه لا تکون حتی تکون عشرآیات … وطلوع الشمس من مغربها».(همان،همان)
« قیامت به پا نی شود جز این که ده علامت رخ دهد ….ویکی از آن ها طلوع خورشید از سمت مغرب است.«ترجمه ماتن».

3- بخاری در صحیح خود از ابی هریره روایت کرده که رسول خداص فرمود:
الا تقوم الساعه حتی تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت فرآها الناس آمنوا اجمعون فذلک حین لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا؛
«قیامت برپا نمی شود تا اینکه خورشید از مغربش طلوع کند . پس هنگامی که طلوع کرد ومردم آن را دیدند ، همه ایمان می آوردند . پس آن زمان ، ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده یا خیری را در ایمانش به دست نیاورده نفع نمی بیند.«ترجمه ماتن»( بخاری،1410ق، ج5 ح6141 )

ودرکتاب بذل المجهود آمده است :«من وراء النهر»یعنی ماوراء النهر مانند بلاد بخاری ، سمرقندو.. و«لآل محمد» یعنی للمهدی .(سهارنفوری،بی تا،ج17،ص199)
«مردی ازسرزمین ماوراء النهربیرون می آید به او حارث بن حراث گویند وجلوی او مردی راه می رود به نام منصور ، که به استقبال آل محمد می آید همان گونه که قریش به استقبال پیامبر«ص» آمد، بر، هرمومنی واجب است که به او یاری رساند یا گفت: دعوت او را اجابت کند.«ترجمه ماتن»
«ودربذل المجهود آمده ، از ماوراءالنهریعنی ازشهرهای بخارا وسمرقندو… وآل محمد یعنی مهدی«ع» «ماتن»

پ- خسف در بیداء(فرورفتن زمین میان مکه ومدینه).
خسف درلغت به معنای « فرورفتن وپنهان شدن » است .(لسان العرب ج4 ص91) بیداء نام سرزمینی است بین مکه ومدینه (معجم البلدان ج1 ص523) یکی از نشانه های ظهورحضرت مهدی «ع» واز علایم آخرالزمان که در کتب معتبرشیعی وسنی مطرح شده ، همین نشانه است ومراد این است که سفیانی با لشکری عظیم ، خیلی از سرزمین ها را فتح می کند وجنگ وخونریزی عجیبی به راه می اندازد . سپس به سمت مکه حرکت می کند ودر سرزمین بیداء ( بین مکه ومدینه) به طرزمعجزه آسایی در زمین فرو می روند . این نشانه ، درمتب معتبر روایی از شیعه وسنی مطرح شده وروایات فراوانی درباره آن ذکرکرده اند. ( الغیبه نعمانی ص176و188 وصحیح مسلم ج8ص167،سنن ابن ماجه ح4063 و4064 ؛ غیبت طوسی ص436؛کمال الدین ج2 ص649)( به نقل از ؛ قادری،1388،ص137)
متن حدیث :
1- مسلم در صحیح خود با اسناد خود از ام سلمه نقل می کند که برخی از اصحاب از او درباره خسف دربیداء وسپاهی که درآن فرو می رود پرسیدند؟ ام سلمه از رسول خدا «ص» نقل کرد که آن حضرت فرمود:
یعوذ عائذ بالبیت فیبعث الله بعث فاذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم …؛ مردی به خانه خدا پناه خواهد برد . لشکری به سوی او فرستاده می شود. وقتی آن لشکربه سرزمین بیداء رسید ، درآن سرزمین فرو خواهد رفت .«ترجمه ماتن»( مسلم ،1932ق،ج8 ص167)
2- باز هم مسلم در صحیح خود این مطلب را با اسناد دیگری از رسول خداص نقل می کند که فرمود :
سیعوذ بهذا البیت یعنی الکعبه قوم لیست لهم منعه ولاعدد ولاعده یبعث الیهم جیش حتی اذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم؛ به زودی به این خانه یعنی کعبه، گروهی پناه خواهند برد که وسیله دفاعی ولشکروامکانات ندارند . لشکری به سوی آن ها فرستاده خواهد شد . هنگامی که ان لشکربه سرزمین بیداء رسید در ان جا فرو خواهد رفت «ترجمه ماتن».(همان،همان)
مسلم درصحیح خود باب خاصی را به این موضوع اختصاص داده ، « باب الخسف بالجیش الذی یوءم البیت » ودرآن چند ین حدیث دراین باره مطرح می کند که مضامین آن ها در حول همین دوحدیث است که ذکر شد . مسلم تصریح می کند مرادازبیداء منطقه ای در اطراف مدینه است.«ماتن»
3- بخاری در صحیح خود با اسنادش ازعایشه نقل می کند: حدثنا محمد بن الصباح ، حدثنااسماعیل بن زکریا عن محمد بن سوقه ، عن نافع بن جبیربن مطعم قال حدثتنی عایشه قالت : قال رسول الله «ص» :
لا ینتهی ناس عن غزو هذا البیت حتی یغزوه جیش حتی اذا کانوابا لبیداء من الارض خسف باولهم وآخرهم قلت: فان کان فیهم من یکره ؟ قال :یبعثهم الله علی ما فی انفسهم .
( بخاری،1410ق، ج3 ص76)
«پیش از از این که مردمی این شهر«کعبه» را غارت کنند سپاهی می رسد وبا آنان می جنگد حتی اگر دربیابان باشند زمین همه آنان را فرو می برد ، پرسیدم : حتی اگر بعضی از آن ها کراهت داشته باشد ؟ گفت : خدا آن ها را به جان خود می اندازد «ترجمه ماتن»
4- ابن ماجه درسنن خوددرکتاب الفتن در«باب جیش البیدا»
ابن ماجه ازابن ابی شیبه نقل کرده که رسول خداص فرمود:
لا ینتهی الناس عن غزو هذاالبیت ، حتی یغزوه جیش ، حتی اذاکانوا بالبیداء خسف باولهم واخرهم ولم ینج اوسطهم ؛
مردم از جنگ این خانه (کعبه) خلاص نمی شوند تااین که سپاهی آهنگ آن می کند. هنگامی که این سپاه به بیداء رسید ، اول تا آخرشان درزمین فرومی روند ووسط های آن ها نیزنجات پیدا نمی کنند.«ترجمه ماتن»،(ابن ماجه ،1429ق،ج2 ص1351).

5-در سنن ترمذی همین حدیث ، با چندین سند درباب « ماجاء فی الخسف» آمده است. حدیث دیگری راازسنن ترمذی نقل می کنیم. از رسول خدا ص نقل می کند که آن حضرت فرمود :
« یکون فی آخرهذه الامه خسف ومسخ وقذف ؛ دردوران آخرالزمان فرورفتن ، مسخ وقذف رخ می دهد«ترجمه ماتن».( ترمذی 1403ق،ج3.)

6- سنن ابی داوود : حدثنا محمد بن المثنی ، حدثنا معاذ بن هشام، حدثنی ابی، عن قتاده، عن صالح ابی الخلیل ، عن صاحب له، عن ام سلمه زوج النبی«ص» عن النبی«ص»: قال:
یکون اختلاف عند موت خلیفه ، فیخرج رجل من اهل المدینه هاربا الی مکه، فیاتیه ناس من اهل مکه فیخرجونه وهم کاره فیبایعونه بین الرکن والمقام ، ویبعث الیه بعث من اهل الشام فیخسف بهم بالبیداء بین مکه والمدینه ، فاذا رای الناس ذلک اتاه ابدال الشام وعصائب اهل العراق فیبایعونه ثم ینشاء رجل من قریش اخواله کلب فیبعث الیهم بعثا فیظهرون علیهم، وذلک بعث کلب ، والخیبه لمن لم یشهد غنیمه کلب ، فیقسم المال، ویعمل فی الناس بسنه نبیهم«ص» ویلقی الاسلام بجرانه فی الارض ، فیلبث سبع سنین ثم یتوفی ویصلی علیه المسلمون؛(ابی داوودج2ص422ح4366)

« شرح حدیث: در کتاب عون المعبود ج11 ، ص376، در شرح این حدیث چنین آمده است:
« هاربا من مکه» لانها مامن کل من التجا الیها ، ومعبد کل من سکن فیها. قال الطیبی-ره- وهو المهدی ؛ زیرا ابوداوود این حدیث را در باب المهدی، یادآور شده است.
«فیاتیه ناس من اهل مکه» ای بعد ظهورامره، ومعرفه نورقدره .
«فیخرجونه» من بیته«وهوکاره» اما بلیه الاماره واما خشیه الفتنه ، والجمله حالیه معترضه.
«بین الرکن والمقام» یعنی میان رکن حجرالسود ومقام ابراهیم «ع»
«ویبعث» به الصیغه المجهول ، ای یرسل الی حربه وقتاله ، مع انه من اولاد سیدالانام واقام فی البلد الحرام .(بعث جیش از اهل شام ) .«بیداء» موضعی میان مکه ومدینه است.
«فاذارای الناس ذلک» ای ما ذکرمن خرق العاده ، وما جعل للمهدی من العلامه .«ابدال» جمع بدل ، یعنی اولیاء وعباد.
«عصائب اهل العراق» یعنی خیارهم.
«ثم ینشا» ای یظهر. «رجل من قریش» هذا هو الذی یخالف المهدی .« اخواله» یعنی اخوال آن مرد قریشی .«کلب» یعنی امه کلیبه.
فینازع المهدی من امره ، ویستعین علیه باخواله من بنی کلب.«فیبعث الیهم بعثا» یعنی آن مرد قریشی کلبی ، سپاهی را به سوی بیعت کنندگان با مهدی ، گسیل می دارد.
«الیهم» ای الی المبایعین للمهدی ، «علیهم» ای فیغلب المبایعون علی البعث الذی بعثه -«وذلک بعث کلب» یعنی انگیزه آن سپاه انگیزه نفسانی است.
« ویعمل» المهدی فی الناس بسنه نبیهم«ص» و«ویلقی الاسلام بجرانه».
«ترجمه شرح حدیث :هنگام مرگ خلیفه اختلاف می شود ومردی ازاهل مدینه خارج می شود وبه مکه پناه می برد ،زیرا جای امنی است برای هر کسی که به آن پناه برد، که الطیبی گفته : آن مرد مهدی است؛ زیرا ابوداوود را در باب مهدی آورده ومردمی از اهل مکه به او می رسند «یعنی هنگام ظهوراو» واو را از خانه اش بیرون می کنند در حالی که او کراهت دارد«جمله معترضه است» خواه به خاطر ترس ازحکومت بر آن ها یا ترس از فتنه ، میان رکن حجراسود ومقام ابراهیم ع «ویبعث» صیغه مجهول است یا برای جنگ وکشتن او می فرستد با وجود این که او از فرزندان بهترین خلق وساکن شهر حرام وگروهی از مردم شام به او می رسند،در«بیداء» وآن مکانی بین مکه ومدینه واگر مردم آن خرق در عادت را ببینندونشانه ای از مهدی یافتند، «ابدال» یعنی اولیاء وبندگان شامی وعصائب عراق ؛ یعنی بهترین مردم عراق ،« ثم ینشی رجل ؛ سپس مردی از قریش ظهور می کند که با مهدی مخالفت می کند و«اخوال» دایی های آن مرد قریشی که نامش کلب است ، با مهدی به خاطر رسالت او ، نزاع می کندودایی های او که از بنی کلب هستند به یاری او می شتابند ، وسپاهی را به سوی بیعت کنند گان با مهدی روانه می سازد، «الیهم» یعنی به سوی بیعت کنندگان بامهدی ،«علیهم» یعنی بیعت کنندگان با مهدی براو غلبه می کنند وپیروز می شوند ، زیرا انگیزه آو ودایی هایش «بنی کلب ، انگیزه ی نفسانی بود»و «یعمل» ومهدی با مردم مانند سنت پیامبر«ص» رفتار می کند واسلام را به همسایگان خود می رساند.«ترجمه ماتن».

ت- پرچم های سیاه «رایات سود»
ازدیگرنشانه هایی که ازعلایم آخرالزمان ویا ظهورحضرت مهدی ع درروایات شیعه وسنی مطرح شده « برافراشته شدن پرچم های سیاه » . «رایات سود» است.در تعابیر روایی آمده این پرچم ها برای حمایت وهدایت ، در مسیر امام مهدی ع از سمت خراسان برافراشته وبه حرکت درمی آید . درروایات شیعه نیز این نشانه مطرح شده واین پرچم ها وحرکت آن را، حق تلقی کرده است.(نعمانی،1403ق ص251)
شیخ طوسی در کتابش از امام باقرع نقل می کند:
پرچم های سیاه ازسمت خراسان خارج می شوند وبه سوی کوفه رهسپار می شوند. هنگامی که امام مهدی «ع »ظهورکند با وی بیعت می کنند.( طوسی،1411ق، ص452)
این نشانه در سنن ابن ماجه وسنن ترمذی آمده است . البته ابن ماجه دوروایت دراین باره می آوردکه یک روایت ، تصریح به امام مهدی ع دارد؛ ولی درسنن ترمذی اشاره ای به آن ندارد.«ماتن».

منظور از رایات سود چیست؟
البته همان گونه که ابن کثیر گفته ، «وهذه الرایات لیست هی التی اقبل بها ابو مسلم الخراسانی ، فاستلب بها دوله بنی امیه فی سنه ثنتین وثلاثین ومائه ، بل رایات سود اخر، تاتی صحبه المهدی» ؛
منظوراز پرچم های سیاه ، پرچم های سیاه به رهبری ابومسلم خراسانی به حمایت از عباسیان ، علیه امویان نیست ، بلکه مراد پرچم های سیاه دیگری است ، که با ظهور مهدی می آیند می گوید که پرچم پیامبر«ص» نیز سیاه بود وبه آن عقاب گفته می شد« لان رایه رسول الله ص کانت سوداء ، یقال لها العقاب . (ابن کثیر،1408ق، ج1 ،ص29.)
1- ابن ماجه باب خروج المهدی«ع»:
حدثنا عثمان بن ابی شیبه ، ثنا معاویه بن هشام ، ثنا علی بن صالح ، عن یزید بن ابی زیاد، عن ابراهیم ، عن علقمه ، عن عبدالله بن مسعود:قال:
بینما نحن عند رسول الله «ص» اذ اقبل فتیه من بنی هاشم ، فلما رآهم النبی«ص» اغرورقت عیناه وتغیر لونه ، قال:فقلت: ما نزال نری فی وجهک شیئا نکرهه ، فقال:
انّا اهل بیت اختار لنا الله الآخره علی الدنیا ، وان اهل بیتی سیلقون بعدی بلاء

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، جامعه بشری، رحمت الهی Next Entries پایان نامه ارشد درباره ، بیتم، المهدی