پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، علمای معتزله، امیرالمومنین

دانلود پایان نامه ارشد

داده شده است.«ترجمه ماتن».
آیا آن خلیفه کسی غیر از امام مهدی است؛ درحالی که هم درصحیح بخاری وهم درصحیح مسلم روایت کرده اند در آخرالزمان عیسی ع نزول می کند وامام او از خودتان است شارحان صحاح گفته اند : مراد ازاین امام، حضرت مهدی است.«ماتن»
در سنن ابوداوود احادیث خلفای اثناعشررادرکتاب المهدی آورده است . برخی محققان اهل سنت قائل اند که ابوداوود نیز معتقد است امام مهدی ، همان خلیفه دوازدهم وآخرین آن هاست که در سخنان پیامبرص به آن اشاره شده است.(ابن کثیر ،1408، ج1 ص29.)
2 -حدیث ثقلین :
از احادیثی که مورد اتفاق همه فرق اسلامی ، اعم از شیعه وسنی است « حدیث ثقلین» است . این حدیث را که در معتبرترین کتب شیعه وسنی مطرح شده است ، حدود 43 نفر از صحابه پیامبرص نقل کرده اند ودر طول تاریخ در بیشتر منابع شیعی وسنی ذکر شده است . بیش از 160 نفر از عالمان ومحققان اهل سنت ، این حدیث را در کتاب های خود آورده اند.
این حدیث در صحیح مسلم وسنن ترمذی آمده است مضامین برخی از نقل ها کمی تفاوت دارد ؛ لکن اصل مطلب حول یک محور می باشد و آن وصیت پیامبر اسلام ص به امتش تا روز قیامت است که از ثقلین دست بر نداشته وگمراه نشوند .«ماتن».

متن حدیث :
1-2 مسلم در صحیح خود از زید ابن ارقم نقل می کند:
قام رسول الله ص یوما فینا خطیبا بماء یدعی خما بین مکه والمدینه فحمد الله واثنی علیه ووعظ وذکر ثم قال:« اما بعد ، الا یا ایها الناس فانما انا بشر یوشک ان یاتی رسول ربی فاجیب وانا تارک فیکم الثقلین : اولهما کتاب الله فیه الهدی والنورفخذوا بکتاب الله فاستمسکوا به فحث علی کتاب الله ورغب فیه » . ثم قال: « واهل بیتی .اذکرکم الله فی اهل بیتی . اذکرکم الله فی اهل بیتی . اذکرکم الله فی اهل بیتی»
روزی رسول خدا ص کنار برکه آبی به نام «خم» بین مکه و مدینه ایستاد وبرای جمعیت حاضر خطبه ای ایراد کرد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثنای الهی وموعظه وتذکر چنین فرمود : ای مردم همانا من بشری بیش نیستم ونزدیک است که پیک الهی بیاید وجان مرا بگیرد ومن دعوت او را اجابت کنم . من ، میان شما دو چیز گرانبها می گذارم : اول آن ها کتاب خدا که درآن هدایت ونور است . کتاب خدا را بگیرید وبه آن چنگ بزنید ». پیامبر «ص» سفارش زیادی برای کتاب خدا کرده ومردم را برعمل به آن تشویق فرمود. سپس فرمود : واهل بیت من . شما را سفارش میکنم در حق اهل بیتم» واین جمله را سه بار تکرار فرمود.«ترجمه ماتن»( مسلم ،1932ق، ج7 ص123،122).
2-2ترمذی به سند خود از زید بن ارقم نقل می کند: در حجه الوداع ، روز عرفه رسول خدا ص را دیدم بر شتری سوار بود وخطبه می خواند . شنیدم که فرمود:
«انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی ، احدهما اعظم من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیها»؛ من میان شما دو چیز می گذارم ؛ تا هنگامی که به آن تمسک جویید ، هرگز گمراه نمی شوید . یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا ریسمان آویخته از آسمان به سوی زمین است وعترت واهل بیت من . این دو هرگز جدا نمی شوند ، تا در حوض به من بپیوندند . بنگرید چگونه با ودیعت های من رفتار می کنید . ( ترمذی ،1403ق ،ج5 ص664).
در این حدیث تصریح شده است ، که قرآن واهل بیت از یکدیگر تا روز قیامت جدا نخواهند شد . مقتضای آن جدایی ناپذیری این است، که همان گونه که قرآن در بین مردم ماندنی است ، اهل بیت هم به عنوان عدل قرآن ماندنی هستند، وزمین وزمان از ان ها خالی نمی شود. از طرفی دیگر چون اهل بیت عدل قران معرفی شده است ، وقرآن معصوم است ، پس اهل بیت عدل قرآن هم باید معصوم باشند. معلوم است که مصداق اهل بیت همان امام است . پس حدیث ثقلین براستمرار امامت دلالت می کند.
3-2 نکات قابل استفاده ازحدیث ثقلین:
1- عترت ، همتای قرآن است ؛ یعنی جایگاه معنوی وهدایتی آنان پس از جایگاه قرآن قرار دارد.
2- هدایت امت ، درگرو تمسک به قرآن وعترت است؛ یعنی بدون تمسک به عترت هدایت کامل نیست وخطر گمراهی امت را تهدید می کند.
3- عترت تا روز قیامت از قرآن جدا نخواهد شد ؛ یعنی رهبری عترت دوشادوش رهبری قرآن قراردارد وتا قیامت تداوم خواهد داشت.
4-حدیث ثقلین ، ازیک سو، مصداق رهبری امت اسلامی پس ازپیامبر«ص» رامشخص کرده است واز سوی دیگر، جایگاه ورسالت آنان رایادآورشده است، بدین معنی که هدایت وضلالت امت اسلامی به نوع موضع گیری آنان درموردقرآن وعترت پیامبر«ص» بستگی دارد ، رهبری«ص» عترت پیامبر«ص» نیزبه همه شئون زندگی مردم مربوط می باشد.( ربانی گلپایگانی،1386ش، ص 138).
ابن حجرهیتمی هم این حقیقت راازحدیث ثقلین درک نموده است. وی درکتاب الصواعق المحرقه می نویسد:
«وفی الاحادیث الحث علی التمسک باهل البیت اشاره الی عدم انقطاع متاهل منهم ، للتمسک به الی یوم القیامه، کما ان الکتاب العزیز کذلک ، ولهذا کانوا امانا لاهل الآرض ؛
دراحادیثی که برلزوم تمسک جستن به اهل بیت تاکید می کند، این اشاره وجود دارد، که شخصی که دارای شایستگی تمسک جستن به او می باشد، تاروز قیامت از میان نمی رود، همانگونه که قرآن عزیز این چنین است.
لذا اهل بیت «ع» به عنوان کسانی که مایه امن وامان برای اهل زمین هستند، معرفی شده اند.
( حیدری ،، 1389،ص14.)
ابن ابی الحدید معتزلی:
ایشان درشرح کلام امیرالمومنین«ع» در نهج البلاغه که می فرماید:
«اللهم بلی لا تخلوالارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهوراواما خائفامغمورا لئلاتبطل حجج الله وبیناته » می نویسد:
«کیلا یخلواالزمان ممن هو مهیمن لله تعالی علی عباده ومسیطرعلیهم ؛ وهذا یکاد یکون تصریحا بمذهب الامامیه ، الا ان اصحابنا یحملونه علی ان المراد به الابدال الذین وردت بهم الاخبار النبویه ، عنهم ، انهم فی الارض سائحون ، فمنهم من یعرف ومنهم لایعرف ، وانهم لایموتون حتی یودعوا السروهوالعرفان عند قوم آخرین یقومون مقامهم ».
ابن ابی الحدید ضمن تفسیرآن کلام ، اول اعتراف می کند که آن کلام قریب به تصریح درباره مذهب امامیه است .پس از آن ، ازعلمای معتزله نقل می کند که آنها آن کلام را برابدال حمل کرده اند.ابدال انسان های عارف وزاهد مسلک که در زمین گردش می کنند، برخی از آن ها شناخته شده وبرخی ناشناس هستند وهرگاه اجل آن ها فرا رسد اسرارعرفانی را به ابدال دیگرمی سپارند، تا قائم مقام انها باشند.(همان،ص15)
بدیهی است که آن حمل بسیارتوجیه ناروا وخلاف ظاهراست . انگیزه آنها صرفا احترازازاعتراف به درست بودن مکتب امامیه است (همان،ص16)
ابن حجردراین زمینه می نویسد: «وفی صلاه عیسی«ع» خلف رجل من هذه الامه ، مع کونه فی آخرالزمان ،وقرب قیام الساعه دلاله للصحیح من الاقوال،ان الارض لاتخلومن قائم لله بحجه»(عسقلانی،1408ق،ص385)
4-2 در صحیح مسلم به روایت نافع آمده است:
جاء عبدالله بن مطیع ، حین کان من امرالحره ماکان، زمن یزید بن معاویه، فقال: اطرحوا لابی عبدالرحمن وساده ،فقال : انی لم اتک لاجلس ، اتیک لاحدثک حدیثا سمعت رسول الله «ص» یقول :من خلع یدا عن طاعه ، لقی الله یوم القیامه، لاحجه له، ومن مات ولیس فی عنقه بیعه ، مات میته جاهلیه.
«هنگامی که عبدالله ابن مطیع ازامارت حره بازگشت ، درزمان خلافت یزید بن معاویه ، ودستور داد برای ابی عبدالرحمن پشتی بیندازند ، گفت : من نیامدم تا بنشینم بلکه آمدم تا به تو سخنی بگویم وآن اینکه پیامبر «ص» فرمود: کسی که دست بیعت ندهد وبیعت نکند در قیامت خدا را بی امام وحجت ملاقات خواهد کرد وکسی که بمیرد وبیعتی نداشته باشد ، برمرگ جاهلیت مرده است.«ترجمه ماتن».(مسلم ،1423.ح1851)
در این حدیث ثقلین نه تنها اشاره بلکه تصریح است که کتاب خدا وعترت پیامبرص همانند دوقلویی است که رسول خدا ص امتش را به آن سفارش کرده وبه عنوان هدایتگران بعد ازخودش معرفی فرموده است ؛ لذا باید در دین به هردو تمسک کرد.(المناوی ، ،بی تا، ج2ص174)
5-2 در سنن ترمذی آمده است که پیامبرص فرمود: « لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» ؛ یعنی قرآن وعترت تا روز قیامت وجود دارند وباقی هستند واگر فرض کنیم زمانی قرآن باشد وعترت وجود نداشته باشد، به نحوی قائل به افتراق وجدایی یکی از دیگری شدیم؛ پس همانطور که قرآن کریم بین ما وجود دارد وباقی است ، باید عترت واهل بیت پیامبرص نیز وجود وبقا داشته باشد.
نکته دیگر، آن که پیامبر«ص» در این روایت فرمود: فانظروا کیف تخلفونی فیهما » یعنی بنگرید با این دوجانشین که بین شما قرارمی دهم ، چگونه رفتار می کنید ؛ ونکته مهم اینکه پیامبرص قرآن واهل بیت خودش را ضمن این وصیت ، ثقلین ودو خلیفه بعد از خودش را معرفی کرده است.
مهم ترین نکته ای که ازحدیث ثقلین استفاده می شود ، حجیت وعصمت اهل بیت پیامبر«ص» است . قراردادن اهل بیت کنارقرآن ، آن هم توسط پیامبرص برای اثبات همین نکته مهم است . شکی نیست قرآن کتابی است که درآن ، ذره ای باطل وخطا راه ندارد؛ لذا مخالفت با آن ، جایز نیست . این که پیامبرص اهل بیت خود را درکنارقرآن قرارداد وعدم افتراق این دو تا قیامت ، وهادی بودن این دوبرای تمام امت وگمراهی در صورت عدم تمسک همگی نشان از قرین بودن واقعی این دو ثقل است که جز باعصمت ، معنای دیگری ندارد.
6-2 تفتازانی از متکلمان اهل سنت در شرح المقاصد می نویسد:
« الا تری انه «ص» قرنهم بکتاب الله تعالی فی کون التمسک بهما منقذا عن الضلاله ولا معنی للتمسک بالکتاب الاخذ بما فیه من العلم والهدایه وکذا فی العتره» ؛ آیا نمی بینی چگونه پیامبر(ص) اهل بیت خودرا به کتاب خدا مقرون ساخته است؟ به سبب چنگ زدن به کتاب وعترت که انسان را از گمراهی نجات خواهد دادومعنای تمسک به کتاب خدا این است که تمام علم وهدایتی را که در کتاب خدا است ، اخذ کنیم وهمچنین است درباره عترت. « ترجمه ماتن» .(تفتازانی ،1422ق، ج2 ص529.)
7-2 اهل بیت در حدیث ثقلین:
اهل سنت نظرات متعددی را مطرح کرده اند .
1-7-2-برخی قائل اند که مراد از اهل بیت ، خصوص زنان پیامبر(ص) هستند.(سیوطی ج5 ص189؛ ابن حجر، ص141)
2-7-2 برخی قائلند مراد ازاهل بیت زنان پیامبراکرم ص وتمام افراد بنی هاشم هستند که صدقه بر آنان حرام است. که آل علی وآل عقیل وآل جعفر وآل عباس راشامل می شود. (ابن حجر،141)
3-7-2 مراد اهل بیت خصوص پیامبرص وامام علی ع وحضرت فاطمه ع وحضرت امام حسن وامام حسین ع می باشد.تفسیرکشاف ج3 ص538) وبرخی آنها را علمای امت می دانند.( سلسله الاحادیث الصحیحه ج2 ص360)
لکن مراد واقعی این است که به کلمات خود پیامبرص مراجعه کنیم وببینیم که آن حضرت آیا اهل بیت خود را معرفی کرده است؟
مسلم ازعایشه نقل می کند:
پیامبرص صبحگاهی از خانه خارج شد؛ در حالی که بر دوش او پارچه ای از پشم خیاطی نشده بود. حسن بن علی ع بر او وارد شد. پیامبرص او را داخل کسا کرد. آن گاه این آیه را تلاوت کرد ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا) (مسلم،1932، ج7 ،ص130)
4-7-2 مسلم در صحیح خود در باب فضایل الصحابه در ذیل آیه شریف مباهله(آل عمران 61) حدیثی از سعد بن ابی وقاص نقل می کند:
« لما نزلت هذه الایه (ندع ابنائنا وابنائکم …) دعا رسول الله ص علیا وفاطمه وحسنا وحسینا فقال :اللهم هولاء اهلی (همان، ص130)
5-7-2 ترمذی به سند خود از انس بن مالک نقل می کند:
رسول خدا ص تا شش ماه ، هنگام رفتن به نماز صبح ، پیوسته بردر خانه فاطمه گذر می کرد ومی فرمود:« الصلاه یا اهل البیت ( انما یرید الله لیذهب عنک الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا(ترمذی،1403، ج5 ص.327)
6-7-2 ترمذی این حدیث را به سند متعدد درصحیح خود ونیزدرکتاب تفسیرقرآن ودرکتاب مناقب نقل می کند .
ومراد از عترت ، همان افراد ویژه ای هستند که در اهل بیت مطرح شده اند.
7-7-2 علامه مناوی در شرح حدیث ثقلین می نویسد:
مقصود از عترت پیامبرص تنها افرادی هستند که دارای علم وپاکی خاصی بوده وهیچ گاه ازقرآن جدا نمی شوند. این افراد، همان اصحاب کسا هستند که خداوند رجس وپلیدی را ازآنها دور کرده است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امیرالمومنین، نهج البلاغه، تاریخ اسلام Next Entries پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، عمر بن عبدالعزیز، علامه مجلسی