پایان نامه ارشد درباره آثار ادبی، جامعه شناسی، جامعه شناختی، تعامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

از تعامل اجتماعی نويسنده با محيط فرهنگی و اجتماعی است. اگرچه كار ادبی يك واكنش از تعامل اجتماعی نويسنده با محيط فرهنگی، اجتماعی است، عنصر خيال يك نقش مهم در آفرينش اثر ادبی بازی میكند . كار ادبی آفريده شده توسط نويسنده از جامعه و فرهنگ جدایی ناپذير است .حتی، ادبيات نيز میتواند به عنوان يكی از نشانههای اجتماعی مشاهده شود. آثار ادبي نوشته شده در يك دوره معینی از زمان به طور مستقيم مربوط به هنجارها و آداب و رسوم آن زمان است. در نظريه ساخت گرايي تكوينی، پويايي اجتماعي هدايت شده توسط ساخت اجتماعي، يك عنصر از آفرينش اثر ادبي است. كار ادبي نه تنها يك نمايش خيالی از طبيعت شخصي است، بلكه هم چنين نگارشي از مراحل زمانی نيز ميباشد. يعنی كار ادبی ازالگوهای روابط كنش متقابل فرهنگي اجتماعي گروهي از جامعه، كه نماينده حيات فرهنگي جامعه در يك دوره زماني خاص است، ساخته ميشود. موقعيت نويسنده به عنوان يك عضو از يك گروه اجتماعي جامعهای خاص، ديدگاه شخص او را در بررسي پويایی روابطی از ساختارهای اجتماعی كه رخ می دهد، تحت تاثير قرارمیدهد(همان، ص،940).
شعر حادثه ای ذهنی است، امّا متأثر از مسائل پیرامون شاعر. تأثیرخواسته و ناخواستهی مقتضیات اجتماعی و اوضاع و احوال زمان درشعر اجتناب ناپذیر است؛ زیرا شاعر در اجتماع زندگی میکند و زبان او زبان اجتماع است. اگر به این زمینه، تأثیرپذیری شاعر از محیط جغرافیایی و فضای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی پیرامونش را اضافه کرد، رنگ اجتماعی آن بیشتر میگردد(کرمی چمه، حیدریان نور، 1390).
اینجا مجال بحث در باب میزان تأثیرپذیری نیست، اما باید گفت نسبت آن بستگی به میزان تعهد شاعردارد.
اجتماعيات در ادبيات
اين شاخه از سادهترین و سطحیترين روشهای بررسي جامعه شناختي آثار ادبي است كه مبتني بر چارچوبهای تحليلي تعيين شدهای نيست، و از منظر اين قسم، هدف از بررسي آثار ادبي« استخراج، طبقه بند ، توصيف پيام و مضامين اجتماعی، سياسی و فرهنگی و تاريخي است كه آثار ادبي به مخاطبان خود انتقال داده اند» ( فاضلی، 1374 ، 130). در اين روش، بيشتر آثار ادبي ای بررسی میشوند كه در آنها واقعيات اجتماعی و آگاهی جمعی، به صورت بي واسطه و مستقيم بيان ميشود. از اين رو، اين آثار ارزش جامعه شناختي بسيار بالایی دارند (فاضلی، کریم پور،1389).
پیشینۀ جامعه شناسی ادبیات
شاید بتوان گفت که پیشینهی سخن در باب رابطهی ادبیات و جامعه، به زمان افلاطون می رسد. آنجا که وی در کتاب جمهوری از رابطهی شاعر و شعر او با مخاطبان سخن میگوید و شعر را فاقد تأثیر مثبت اجتماعی میداند و شاعران را به آرمان شهر خویش راه نمیدهد. با این حال در سدهی نوزدهم بود که به صورت روشمند در باب ارتباط ادبیات با جامعه بحث شد. « ژان ایوتادیه» در این باره میگوید: « در سده ی نوزدهم منتقدانی مانند مادام دواستال و هیپولیت تن، و فیلسوفانی مانند هگل و مارکس اصولی را طرح کردهاند که تمام تحولات بعدی، آگاهانه یا ناآگاهانه، تابع آنها است»(کرمی چمه، حیدریان نور1390).
در قرن بیستم و با گسترش مکاتب فلسفی، ادبی و روانشناختی، نظریات جامعتری دربارهی رابطۀ جامعه و ادبیات عرضه شد و جامع هشناسی ادبیات به پایمردی پژوهشگرانی همچون «لوسین گلدمن» و » جورج لوکاچ « به عنوان یک رشتۀ علمی و دانشگاهی مستقل شکل گرفت. جامعه شناسی ادبیات در ایران عمر زیادی ندارد(همان).
رویکرد جامعه شناختی
از رويكردهای جديد به نقد آثار ادبی، كه در مقابل ديدگاههای رايجی بوجود آمده است كه در آثار ادبی به آگاهی فردی يا ضمير ناخود آگاه نويسنده میپردازند؛ رويكرد جامعه شناختی به نقد آثار ادبی است. از آنجا كه آثار ادبی ازجامعه و تحولات آن تأثير میپذيرد و تا حدی بر جامعه تاثير ميگذارد، بنابراين بين ادبيات و جامعه تعامل وجود دارد (عسگری،1386 :44 ). توجه به تعامل بين اثر ادبی و جامعه موجب آن شد كه شاخهای به نام جامعهشناسی ادبيات: بوجود بيايد و به شناخت اين تعامل بپردازد. جامعه شناسي ادبيات به دو مقوله تقسيم مي شود، كه اين دو مقوله جامعهشناسی پديده ادبی و جامعهشناسی آفرينش ادبي میباشند (فاضلی وکریم پور،1389 :58 ).
جامعه شناسی پدیده ی ادبی، ادبيات را خارج از متن ادبی بررسی ميكند و شامل مجموعه روشهای جامعه شناختی است كه به نشر، پخش، فروش، نهادهاي ادبي، گروههاي فعال چون نويسندگان، استادان و منتقدان ادبيات؛ يعني هرآنچه بيرون از متن ادبي يا ادبيات است، مرتبط مي باشد(فاضلی و کریم پور، 1389 :59 ). اين درحالي است كه جامعه شناسي آفرينش ادبی به متن و معنای آن و ويژگی زيباشناسی آن، همراه با ارتباط آن با پديدههای اجتماعی و آگاهی جمعی توجه ميكند. درواقع سوای متن به عوامل دخيل در شكل گيری آثار ادبی نيز توجه می شود كه به اصطلاح به آن نقد تكوينی میگویند ( علایی،1384 :20 ).
تاریخ و اجتماع عصر حافظ
نتایج حملۀ مغول
مهمترین واقعهای که بعد از اسلام تاکنون روی داده است، فتنۀ هولناک تاخت و تاز مغول است که در اوایل قرن هفتم از مناطق شرقی شروع گشته، و در عرض مدت تقریباً چهل سال از سواحل دریای چین تا حدود شام و مصر، و همچنین دشت قبچاق و روسیه و پولونی و هنگری تا خلیج فارس و دریای عمان را تحت تصرف آورده است. در میان آن امواج فتنهها و و کش مکشها ایران اسلامی بیشتر از همه در معرض تاخت و تاز این وحشیان قرار گرفت. بسیاری از مردم در این واقعه قتل عام شدند و شهرها و روستاهای بسیاری با خاک یکسان گشت . مراکز علمی و ادبی از بین رفت و مخازن صنعت و ثروت مأوای بوم و غراب گشت، علما و فضلای با کفایت قتل عام شدند و کتابخانهها و کتابخوانها نابود گشتند و از بدترین نتایج استیلای مغول بر ایران آن بود که علم و ادب در آن سرزمین در عهد ایشان به منتهی درجۀ انحطاط و تنزّلی که ادبیات یک مملکت ممکن است بدان درجه رسد، رسید …(جوینی،1384 ص1).
دورۀ مغول از نظر تنوّع و وقوع حوادث تعیین کننده، یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین و پرحادثه ترین ادوار تاریخ ایران محسوب میشود. این حوادث خونبار، علاوه بر ابعاد وسیع کشتار وتخریب، زوال تمدّن، انحطاط فکري و فرهنگی و اجتماعی را به همراه داشت. از هم گسیختگی اوضاع اجتماعی، انحطاط فکري و فرهنگی، کشتار بی رحمانه و گستردة مردم، رواج انواع مظالم و مفاسد اجتماعی، تجاوز به جان و مال و ناموس مردم و فقر و نابسامانی نتیجۀ این یورش بود .شهرها و روستاها ویران و در مواردي با خاك یکسان شد. چنگیز خان خود معتقد بود، که عذ اب خداست که بر سر گناهکاران فرود آمده است (همان،81).
قرن هفتم و هشتم وحشتناکترین دوران تاریخ ایران از حیث قتل عامها و کشتارها و ویرانی های پیاپی است. این وضع با حملۀ مغول و تاتار که در رأس همۀ این مصائب و به منزلۀ بلایی آسمانی بود، آغاز گردید و با تاخت و تازهای مأیوسانۀ فرزندان محمد خوارزمشاه و سپاهیان بی صاحب او که در این سوی و آن سوی سرگردان بودند، تکمیل شد و با حملۀ مجدد مغول در زمان هلاگو جانشینان وی ادامه یافت. اختلاف سران مغول در عهد ایلخانان و علی الخصوص بعد از مرگ ابوسعید بهادر و کشاکشهای پیاپی امرای مختلف بر سر فرمانروایی نواحی ایران و سر انجام قتل و غارتهای وحشیانۀ تیمور و همراهان او به تمامی وضع خطرناکی را در سراسر این دو قرن در ایران ایجاد کرده بود(صفا، 1388 ،ص23).
اکثر ایلخانان مغول تنها به غارت اموال و تجاوز به نوامیس میاندیشیدند و افرادی چون الجایتو درعیش و عشرت وشراب خواری و شهوترانی روزگار میگذرانیدند و بوالهوسانی مثل ابو سعید بهادرخان، عشق به زنان شوهردار را به استناد یاسای قدیم مغول که شوهر را مجبور به طلاق همسرش میکرد، مجاز میدانستند و از همین ره گذر ابوسعید خون امیر چوپان، پدر بغداد خاتون وپسران امیر چوپان را به دلیل عدم اجرای درخواستش می ریزد و در نهایت، شیخ حسن ایلکانی را مجبور به طلاق همسرش، بغداد خاتون میکند و او را به عقد خود در میآورد. علاوه بر این، ایلخانان بسیاری از وزرای با کفایت خود را به طمع مصادرۀ اموال و داراییها ولی، به بهانۀ توطعه علیه حکومت به قتل رساندند. وزرایی چون خواجه شمس الدّین جوینی صاحب دیوان، خواجه صدر الدّین خالد زنجانی، خواجه شمس الدّین فضل الله و… (زرین کوب،1384:42 ـ519 ).
ایلخانان برای رهایی از زحمت اخذ مالیات، و دستیابی به پول و اموال نقد، مالیاتها را به عنوان مقاطعه به وزیران، توانگران، مستوفیان و حتی فقها و مشایخ بزرگ وا گذار کردند و ستم مضاعفی که از این طریق بر مردم روا داشته می شد، آنها را به فقر و فلاکت، هراس و وحشت می افکند و استمرار فاقه و حاجت، گاه عاملی در رواج فحشا و توسعۀ اماکن فساد«خرابات » می شد، چنانکه مالکان کنیزکان درم خرید هم، از کنیزکان بینوا به شیوۀ مذکورکار می کشیدند، و گاه عامل عمدهای در گرایش طبقات درویش به تصوف و عالم فقر میشد تا بازار ریاکاری، دکان زراندوزی، خرابات و شهوت رانی رونق یابند(همان، 8 ـ 546 ).
عطاملکجوینی، وزیر ایرانی هولاکوخان، از اولین شخصیتهایی است که از اضمحلال اخلاقیات خبر میدهد: « امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخن چینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و خط ایغوری را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر بازاریی در لباس گناهکار امیر، هر مزدوری صدر نشین، هرنیرنگ بازی وزیر، هر بخت برگشتهای دبیر، هر راحت طلبی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، … هر شاگرد آخری صاحب حرمت و جاه، هر فراشی صاحب منصب، هر ستمگری پیشکار، هر خسی کَس، هر خسیسی رئیس، هر خیانت پیشهای قدرتمند، هر دستاربندی دانشمندی بزرگوار، هر ساربانی به خاطر افزونی مال، گشاده حالی و هر جمالی از کمک شانس، کشاده حال شده است … تیز دادن و سیلی زدن بر فردی را از لطافت خوی میشمارند و دشنام به یکدیگر و سفاهت را نسبت به نتایج روحانی بیخطر میدانند. درک چنین روزگاری که قحطی مردانگی و جوانمردی است و روز بازار گمراهی و نادانی، نیکان، بد حال و خوارند و اشرار بر سر کار، کریم فاضل تافتۀ دام محنت است و نادان پست کامیاب، هر آزاده ای بی زاد است وهر رادمردی مردود، هر صاحب نسبی بی نصیب گردیده وهر والا گهری خارج از گود نشسته، و هر هوشمندی مصادف با مصیبتی است هر محدثی گرفتار حادثه ای، هر عاقلی اسیر غیر مکلفی، هر کاملی درگیر ناقصی، و هر عزیزی ناگزیر تابع ذلیلی، و هر اهل تشخصی در دست فرومایهای گرفتار آمده است؛ میتوان دریافت که صاحبان درجات عالی و هوشمندان و دانایان تا چه حد کوشش دارند»( جوینی 1362 ، ص 36 -37 ).
ضرورت شناخت جامعۀ حافظ
فهم مقصد اصلی شاعر بدون توجه داشتن به سوانح زندگی و تاریخ سروده شدن شعر و حوادثی که در آن روزگار رخ می داده دشوار است. مثلاً اگر کسی نداند که مردم صاحب دل شیراز امیر مبارزالدّین محمد را محتسب لقب داده و از سختگیریهای سالوسانۀ وی رنجیده خاطر بوده اند چگونه میتواند تصور کند که این بیتهای دلاویز به مقام و موقعی خاص اشارت رفته است.
به طور کلی برای درک درست معانی و مفاهیم غزلهای این شاعربزرگ، باید تا آنجا که ممکن است آنها را با تاریخ اجتماعی روزگار سروده شدن آنها تطبیق کرد. شعر حافظ با آن که شعری ابدی و جاودانی و متعلق به تمام قرون و اعصار است. با این حال چنان پیوند آن با زندگی فردی و اجتماعی روزگار وی قوی است که بدون توجه به آن نمیتوان به نقطۀ حقیقت راه برد و مقصد اصلی شاعر را از سرودن آنها دریافت، و این نیز یکی از خصوصیات شعر واقعی است که چون از زندگی مایه میگیرد و از این رود خروشان سیراب میشود بی راه یافتن به سرچشمۀ آن نمیتوان شناخت دقیق و درست آن را انتظار داشت.
وضع عمومی ادب فارسی
وضع ادب فارسی نیز مانند دیگر دانشها در این دوره با دورههای مقدم بر آن کاملاً مغایر است و باید این عهد را بر روی هم عهدی ناسازگار به احوال ادبیات و علوم دانست. زیرا اولاً با هجومی بنیان کن مقارن بود که در آن خشک و تر با هم سوخت. دوم آنکه دربارهای سلطنت و خاندانهای ریاست و ثروت، که با تشویق خود سبب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره فارسی زبان، غزلیات حافظ، دم غنیمت شمری، معانی عاشقانه Next Entries پایان نامه ارشد درباره گروه های اجتماعی، نقد اجتماعی، خود انتقادی، اوضاع مذهبی