پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، مشکلات زناشویی، فرآیندهای شناختی، رویکرد سیستمی

دانلود پایان نامه ارشد

درخانه و شغل تعريف ميكند:
الف- انطباق دهنده : هريك از زوجين اولويت متفاوتي دارد ، براي يكي خانواده و براي ديگر شغل در اولويت است.
ب – متضاد : هريك از زوجين درگير كار و شغل خود است و از ديگري مي خواهد به وضعيت و امور خانواده برسد.
ج – هريك از زوجين به طور ماهرانه هم به كار و هم به خانواده رسيدگي مي كند.
د – متحد : براي هر دونفر ، شغل و خانواده در اولويت هستند.
نويسنده معتقد است كه زوجهاي متضاد و ماهرانه سطح فشار رواني رابراي انجام همه امور خواهند داشت ، در حاليكه دو گروه متحد و تطابق دهنده از حداقل فشار رواني برخوردار هستند.
استرينگر38 ( 1986)، چهار عامل را در موفقيت رابطه زن و شوهر شاغل دخيل مي داند :
اول : زوجهايي كه نسبت به مشاغل خود احساس متعهد مي كند ، رضايت زناشويي بيشتري را تجربه مي كنند.
دوم : اين زوجها انعطاف پذيرهستند و تصميماتي مي گيرند كه مورد رضايت هردوست.
سوم : آنها وقت بيشتري را بايگديگر مي گذرانند.
چهارم :درباره محدوديت هاي خود واقع بين هستند و انتظار ندارند صاحب همه چيز باشند (نوابي نژاد،1378).
روابط زن و شوهر شاغل را همچنين بر حسب زندگي ، شغل و مراحل زندگي توصيف كرد. هال (1985)، مشاهدات و مطالعات خود را اينگونه بيان مي كند :
اول : زوجها در اوايل اشتغال ، بيشتر خانواده شان را قرباني مي كنند ، و عوامل خانوادگي در سالهاي مياني اشتغال در اولويت است.
دوم : تعارض بين شغل و خانواده در سالهاي مياني بيشتر ، درمراحل اوليه اشتغال ، متوسط و در اواخر اشتغال كمتر است.
سوم : تطابق و سازگاري شغلي از تعارض و فشار رواني مي كاهد (نوابي نژاد ، 1378).
تحقيقات نشان داده است كه هر دو زوجين ،زماني كه موقعيت شغلي زن براساس تمايلش باشد،كمتر افسرده مي شوند . و چنانچه شغل زن در خارج از خانه با موافقت همسرش باشد و مردان نيز به همسران خود در كارخانه كمك كنند ، اشتغال زن نمي تواند روي نوع روابط خانوادگي تاثير بدي بگذارد (نوابي نژاد ، 1378).
اقوام و دوستان
وابستگی‌های عاطفی زن و شوهر به خانواده‌های خود می‌تواند بر روابط زناشویی تأثیر سوء بگذارد. در بسیاری از موارد، توجه زیاد زن یا شوهر به پدر و مادر اسباب ناراحتی دیگری را فراهم می‌سازد. اقوام هم گاهی مسایلی برای فرزندان ازدواج کرده‌ی خود ایجاد می‌کنند. آن ها هم مانند فرزندان شان گرفتار احساس، بی عدالتی، تعمیم مبالغه آمیز و تفکرات نمادین هستند(قراچه داغی، 1380).
تردید در احساس تعهد نسبت به رابطه‌ی زناشویی ممکن است زمانی به وجود ‌آید که زن، شوهر، یا هر دو آن ها در ارتباط با والدین خود دشواری‌هایی داشته‌اند. این مسأله مشترک ممکن است تحت تأثیر ناتوانی پدر و مادر، در دست برداشتن از فرزند خود تشدید شود. پدر و مادر به فرزند خود می‌چسبند و کودک توان رفتار مستقل را ندارد. در شرایطی که تنها یکی از طرفین زناشویی ، زن یا شوهر ،نتواند از پدر و مادر خود جدا شود ، شخصیت همسر نقش مهمی در زندگی زناشویی ایفا می کند.اگر همسر بتواند در نقش پدر و مادر همسر خود ظاهر شود. ممکن است مسأله فیصله پیدا کند، اما اگر زن و شوهر هر دو به والدین خود وابسته باشند، موقعیت دشوار تر می‌شود و مشکل زمانی تشدید می شود که زن یا شوهر، یا هر دو آن ها احساس کنند که با ازدواج به پدر و مادر خود لطمه می زنند واین موقعیتی است که پدر و مادر با طرز برخورد خود می توانند آن هارابه وجودآورده یا تشدید کنند (قراچه داغی ،1379؛ احمدي، 1389 ).
مصاحبت و همنشيني با هم
مصاحبت و همنشيني در اوايل آشنايي بسيار زياد است ، اما به نظر مي رسد بتدريج و هر چه از زمان ازدواج مي گذرد اين اصل مهم در بسياري از زوجها نقصان مي گيرد. با افزايش كار و مسئوليتها و افزايش تعداد فرزندان ، زوجين وقت كمتري با هم صرف مي كنند و كيفيت مصاحبت آنها با يكديگر پايين مي آيد.
مصاحبت و باهم بودن ، يكي از سرمايه هاي ازدواجهاي موفق است.
صحبت از برنامه ها و هدفهاي آينده و بازگو كردن موفقيت هاي روزانه ،وسايل مناسبي براي نزديكي بيشتر هستند
سیستم خانواده
اساس رویکرد سیستمی به خانواده براین اعتقاد استوار است که سیستم خانواده چیزی بیشتر از مجموع اجزای آن است و به همین دلیل،این سیستم باید به عنوان یک کل در نظر گرفته شود ( موسوی ،1382)، اگرچه نظریه سیستم های خانواده اغلب در مورد ارتباط بینابین میان اعضاء خانواده مورد استفاده قرار گرفته است. اما از نظر واتزلاویک، بوین و جکسون (1967)، تعامل را می توان به عنوان یک سیستم در نظر گرفت.یکی از اصول کلیدی نظریه سیستم ها این است که عناصر یک سیستم به طور متقابل به هم وابسته اند. نظریه سیستم ها که برای تعامل زناشویی استفاده می شود ،برای مثال کلاین تاب واسمیت (1996 ) ، نشان دادند که رفتارهایی که مبین تقاضای بیشتر می شود. از آن جایی که تقاضا و اجتناب به طور متقابل به هم وابسته اند ، الگوی تقاضا / اجتناب ، ارتباط زناشویی یک ویژگی سیستماتیک می باشد و صرفاً به عنوان تجلی هر کدام از این رفتار های فردی محسوب نمی شود(کوقلین، 2002).
پنج مفهوم برای درک و شناخت خانواده به عنوان یک سیستم اساسی است:
الف : خانواده به عنوان یک سیستم بزرگتر از مجموع سیستمهای فردی آن است.
ب : سیستم خانواده وظایفی را انجام می دهد.
ج : سیستم خانواده مرزهای سیستم وزیر منظومه ها رابه وجود می آورد.
د : سیستم خانواده مادام درحال شکل گیری است وبین تغییروثبات تعادل ایجاد می کند.
ه : رفتارهای خانواده گی ازطریق علیت حلقوی به بهترین نحو درک می شوند تا ازطریق علیت خطی (تاملیسون،1963؛بهاری،1383،ص83).
رفتار
دیدگاه رفتاري بر شناخت ها و رفتارهای بین فردی ایجاد کننده مشکلات زناشویی و چگونگی تاثیر متقابل شناخت و رفتار زوج در ایجاد این مشکلات تاکید دارد. بنابراین تاکید بر این است که چگونه زوج ها رفتار یک دیگر را تعبیر می کنند ، چگونه فرآیندهای شناختی فرد همانند فیلتر ، رفتار همسران را از طریق علت یابی و معنادهی ارزیابی می کند و درنهایت ، چگونه رفتارهای آینده همسر را پیش بینی می کند( دهقان ، 1380 )، در این الگو برداشت زن و شوهر از رفتار یک دیگر بیش از خود رفتار اهمیت دارد، زیرا وقتی دچار خطای شناختی می شود، به برداشت ها و نتیجه گیری خود به قدر مستقیم بها می دهد و برای و یحکم واقعیت یا حقیقت را پیدا می کند و به این برداشت ها به عنوان فرض هایی که باید مورد آزمون قرارگیرند، نگاه نمی کند.در این جا بیش از رفتار , برداشت و تعبیر زوجین از رفتار یک دیگر موجب بروز اختلاف بین آن ها می شود. براساس این برداشت ها زن و شوهر بدون بررسی ، دست به قضاوت می زنند. به قول تي یک (1988 ) ، زن و شوهر بی آن که متوجه سوء تفاهم باشند ،گناه را به خود خواهی یا بی نزاکتی همسر خود نسبت می دهند و متوجه نیستند برداشت اشتباهی که از همسرشان دارند ، علت اصلی گرفتاری آن ها است (دهقان ،1380).
2-1-2- کیفیت زندگی
مطالعهء کیفیت زندگی در دههء 1960 آغاز شد (مک کال39، ‏1975). با وجود این‌که از آن زمان تاکنون‏ تحقیقات بسیار گسترده‏ای در این زمینه انجام گرفته، اما هنوز در مورد تعریف دقیق کیفیت زندگی توافق‏ وجود ندارد (لی40‏، 2006). تحقیقات گذشته عمدتاً در تعاریف خود دچار دوگانگی در مورد عینی یا ذهنی بودن شده‏اند.
کیفیت زندگی، موضوع اصلی بسیاری از تحقیقات در رشته‌های گوناگون علمی بوده است، اما ارائه تعریفی جامع و جهانی برای این مفهوم هنوز هم به صورت یک مشکل باقی مانده‌ است؛ زیرا بسیاری از محققان بر این باورند که کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، نسبی، متاثر از زمان و مکان و ارزش‌های فردی و اجتماعی است، بنابراین ارائه تعریفی جهانی‌ برای آن امکان‌پذیر نمی‌باشد (رضوانی، شکیبا و منصوریان ، 1387).
چارچوب نظری کیفیت زندگی
اصطلاح کیفیت زندگی دارای معانی گوناگونی برای افراد و گروه‌های مختلف می‌باشد. لی در سال 1983 کیفیت زندگی را به عنوان «نامی برجسته برای مفهوم قدیمی بهزیستی مادی‌ و روانی مردم در محیطی که در آن زندگی می‌کنند» توصیف کرده است. اسمیت41 آن را بهزیستی اجتماعی42 و آندروز43 رفاه عمومی تعریف کرده‌اند. مولر44 در سال 1983 کیفیت زندگی‌ را میزان رفاه افراد و گروه‌ها تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی عمومی تعریف می‌کند. هم‌‌چنین گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی45‌، کیفیت زندگی را ادراک فردی از وضعیت زندگی در متن نظام‌های فرهنگی و ارزشی جامعه و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها، علایق و نگرانی‌های فرد توصیف می‌کند (شای و همکاران46، 2006). پیسون47‌ (1995)، کیفیت زندگی را این‌گونه تعریف می‌کند: اصطلاح کیفیت زندگی به‌ طور کلی به وضعیت محیطی که مردم در آن زندگی می‌کنند، مثل آلودگی و کیفیت مسکن و هم‌چنین به برخی صفات و ویژگی‌های خود مردم مثل سلامت و میزان تحصیلات اشاره دارد. با توجه به تعاریف ارایه شده می‌توان گفت که اصولاً کیفیت زندگی یک مفهوم پیچیده و چندبعدی در رابطه با وضعیت جمعیت، در یک مقیاس جغرافیای خاص (روستا، شهر، کشور و. . . )است که هم متکی به شاخص‌های ذهنی یا کیفی و هم متکی به شاخص‌های عینی‌ یا کمی است (کوکبی و دیگران، 1384).
چارچوب مفهومی كيفيت زندگی
كيفيت زندگی مفهومی محتوايی و فراگير است و محققان با تئوری‌ها و رويكردهای مختلف به جنبه‌های گوناگون آن پرداخته اند (ونکامپ و دیگران48، 2003؛ یوزل49، 2004). اما محققان نتوانسته اند معنی و تعريف واحدی براي آن ارائه دهند. اين انديشه به طور فراگير در پس زمينۀ ذهنی محققان وجود دارد كه كيفيت زندگی به رابطۀ مردم با زندگی هرروزه آن‌ها می پردازد (پاکیون50، 2003). هنوز در مورد كيفيت زندگی و جنبه‌های تشكيل دهندة آن اتفاق نظر وجود ندارد اما نكته‌ای كه همه محققان در آن اتفاق نظر داشته اند، چندبعدی بودن مفهوم كيفيت زندگی بوده است به طوری كه هر محقق با ديدگاه خود لايه‌های تشكيل دهندة كيفيت زندگی را برشمرده و با تعريف لايه‌ها سعی در تعريف كيفيت زندگی دارد (فتحلیان و پرتوی، 1390).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺰان رضایت‌مندی از زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮﻣﻲﮔﺮدد. ﺣﺎﻟﺖ وﺟﻮدي ﻓﺮد در ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ و رضایت‌مندی از زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻪ از ﻳﻚ ﻃﺮف ﺑﺎ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﻳﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﻴﻨﻲ از زﻧﺪﮔﻲ و از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﺑﺎ ادراك دروﻧﻲ ﻳﺎ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺧﻮد ﻓﺮد از ﻋﻮاﻣﻞ و ﺣﻘﺎﻳﻖ زﻧﺪﮔﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﺷﻮد (ونکامپ و دیگران، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻴﺰان ﺷﺎدي ﻓﺮدي و رﺿﺎﻳﺖ از زﻧﺪﮔﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﺤﻴﻂ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻴﺎزﻫﺎ، آرزوﻫﺎ و دﻳﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺴﻮس و ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ ﻛﻠﻲ را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ (فی51، 2008). درك ﻓﺮدي از ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در زﻣﻴﻨﻪاي از ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎي ارزﺷﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد در آن زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ و در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﻫﺪاف، اﻧﺘﻈﺎرات، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎ و واﺑﺴﺘﮕﻲﻫﺎﻳﺶﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد (ﻧﺠﺎت، منتظری و هوالكويی نائينی، 1385).
کیفیت زﻧﺪﮔﻲ از دو ﻣﻔﻬﻮم ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎي اﺳﺎﺳﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ: ﻣﻔﻬﻮم اول درك ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﺔ آن رﺿﺎﻳﺖﻣﻨﺪي از زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ و ﻣﻔﻬﻮم دوم ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در ﻣﺤﻴﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﻴﻄﻲ اﺳﺖ (وست وی52، 2006).
کیفیت زندگی، درﺟﻪ‌اي است ﻛﻪ اﻓﺮاد از اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻣﻬﻢ زﻧﺪﮔﻲﺷﺎن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ (ون کامپ و دیگران، 2003). ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﻋﻨﺼﺮي واﻗﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺠﻬﻴﺰات ﻣﻌﻨﻮي زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﺎ ﺳﻼﻣﺘﻲ، ﻣﺤﻴﻂ زﻧﺪﮔﻲ، ﻗﺎﻧﻮن، ﺳﺮﻣﺎﻳﺔ ﻛﺎر، ﺧﺎﻧﻮاده و … ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد (پاکیون، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ در ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺪاﻗﻞ، ﺗﻮان ﺷﻬﺮوﻧﺪان در ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎﻳﻲﭼﻮن ﺳﻼﻣﺘﻲ، ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﻛﻮدﻛﺎن، اﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﺗﺤﺼﻴﻼت اﺳﺖ (فی، 2008). در زﻣﻴﻨﺔ وﻳﮋه‌اي از ﻣﺤﻴﻂ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ درﺟﻪ اي از ﺗﺠﺎﻧﺲ ﻳﺎ ﻧﺎﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﻛﻨﺎن ﺷﻬﺮ و ﻣﺤﻴﻂ ﺷﻬﺮي اﺣﺎﻃﻪﻛﻨﻨﺪه ﻣﺠﺎور ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد (پاکیون، 2003).
ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﭼﻨﺪوﺟﻬﻲ، ﻧﺴﺒﻲ و ﻣﺘﺄﺛﺮ از زﻣﺎن و ارزشﻫﺎي ﻓﺮدي و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از یک‌سو اﺑﻌﺎد ﻋﻴﻨﻲ و از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ اﺑﻌﺎد دروﻧﻲ دارد (یوزل، 2004).
از نظر آمريگو و آراگونس53 (1997)، متغير رضایت‌مندی مسكوني ماهيتي دوگانه دارد، در بررسي‌هاي مربوط به كيفيت زندگي به عنوان متغير وابسته و در تحليل علت‌هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، اختلافات زناشویی، اجتماعی و فرهنگی، مهارت حل مسئله Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، سلسله مراتب، خدمات بهداشتی، عینی و ذهنی