پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، احساس امنیت، پرخاشگری

دانلود پایان نامه ارشد

کند.
2-کمرویی وارد شدن به اماکن جدید و کسب و کار و تجارت تازه را برای فرد سخت می نماید.
3-کمرویی مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود. باید توجه داشت که احساس کمرویی افراد همیشه در برابر انسانها متبلور می شود و نه حیوانات ، اشیا و موقعیت های طبیعی و جغرافیایی.
به طور کلی خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است. آثار و علائم این حالت بیشتر در جمع افراد است که در شخص ظاهر می شود. این حالت از احساس خود کم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد که تمامی شخصیت فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ، بطوری که چنین فردی از انجام اعمال روز مره زندگی اجتماعی باز می ماند و بسیاری از موقعیت ها و فرصت های اجتماعی خود را به سادگی از کف می دهد. چنین فردی از حضور در اجتماع یا جمع افراد دچار ناراحتی های گوناگون می شود که در وضعیت جسمانی او نیز تأثیر می گذارد.

2-2-1-1-تأثیر کمرویی بر تحول شناختی ، رشد شخصیت و سازش یافتگی اجتماعی :
پدیده کمرویی به عنوان یک معلولیت اجتماعی ، چنانچه به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد ممکن است آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد و رشد شناختی ، عاطفی و روانی و اجتماعی فرد را به طور جدی متأثر کند. (ایرانی زاده ، 1376)

بعد شناختی :
در بسیاری از مواقع هوش و استعدادی سرشار در پس ابرهای تیره کمرویی پنهان می ماند. به عبارت دیگر بعضی از کودکان و نوجوانان کمرو به رغم آنکه ممکن است فوق العاده تیز هوش و سرآمد باشند ، اما قدرت هوشمندی ایشان به توسط دیگران ، به خصوص معلمان به طور واقع بینانه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد.
کمرویی پایدار می تواند منجر به یک ترس و تنش عمومی شود و کودک یا نوجوان کمرو اعتماد به نفس و جرأت تجربه هیچ کار تازه ای را پیدا نکند و در نتیجه عملکرد و پیشرفت او به طور معنی دار پایین تر از سطح توانایی اش ظاهر گردد.

بعد عاطفی ، روانی ، اجتماعی :
افراد کمرو غالباً دچار اضطراب ، افسردگی و احساس تنهایی بوده ، در برقراری و حفظ پیوندهای عاطفی با مشکل جدی مواجه هستند. کمرویی مانع اصلی رشد مطلوب عاطفی و روانی فرد است. در افراد کمرو ترس از غریبه ها ممکن است به تدریج تعمیم یابد و باعث شود که آنان از هر چیز تازه و متفاوتی بترسند. این امر می تواند محصور کننده فرد در میان دیوارهای احساسات باز دارنده باشد و زمینه رشد نابهنجار روانی –اجتماعی وی را فراهم کند.
افراد کمرو سهم چندانی در گروه های همگن ندارند و حضوری انفعالی و غیر فعال در گروه های اجتماعی پیدا می کنند. گرچه معمولاً افراد کمرو به خصوص به خاطر تبعیت پذیری و فرمانبری بی کم و کاست از سوی اعضای گروه طرد نمی شوند ، اما باید اذعان داشته باشند که غالباً مورد کم توجهی واقع می شوند و در نتیجه چنین نقش غیر فعال و سازش یافتگی ضعیف ، از کسب یادگیری ها ، مهارت ها و تجارب موثر فعالیت های اجتماعی محروم می مانند.
کمرویی ، باعث می شود که فرد در عین این که گاهی از نظر صلاحیت های علمی ، فکری و اخلاقی ، قابلیت ها و کفایت های فردی برتر از همسالان ، دوستان ، همگروه ها و همکلاسی های خود است ، اما نتواند رهبری گروه را عهده دار شود ، در حالی که فرصت رهبری گروهی ، از تجارب ارزشمند رشد اجتماعی و از عوامل مؤثر افزایش اعتماد به نفس است.
از آنجا که فرد کمرو غالباً می ترسد که با دیگران به ویژه مخاطب های نا آشنا ، تازه واردها و غریبه ها صحبت کند ، بالطبع دیگران نیز با او کمتر سخن می گویند.
اغلب افراد کمرو نسبت به خود همان قضاوتی را ندارند که دیگران نسبت به ایشان دارند.
چون خود ارزشیابی نشانی از سازگاری اجتماعی است ، بنابراین خود پنداری ضعیف ، بیانگر رشد معیوب شخصیت و پدید آیی عقده حقارت است (ایرانی زاده ، 1376).

2-2-1-2-علل کمرویی :
کمرویی یک پدیده پیچیده روانی – اجتماعی است. کمرویی یک فرصت یا ویژگی ارثی یا ژنتیک نیست. بلکه اغلب در نتیجه روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه رشد ، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با اینکه برخی از روانشناسان نظیر کتل31 (1983) بر این عقیده اند که بضی افراد با زمینه یا ((سندرم کمرویی)) متولد می شوند ، اما باید توجه داشت که بحث درباره سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست.
بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند ، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژنهای ناقل از والدین خود به ارث برده اند ، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.

2-2-1-3- خانواده و فرزندان کمرو :
در بررسی علل کمرویی به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی ، ویژگی های شخصی و شخصیتی ، نظام باورها و رفتار های فردی ، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.
محیط خانواده و تجارب اولیه کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغاز مدرسه اصلی ترین نقش را در شکل گیری کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال ، برنامه های تلویزیونی ، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی ، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و با پدید آیی اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.
زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین ، خودشان مضطرب بوده ، از مهارت برقراری روابط عاطفی- اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران ، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند ، طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو باشند. به همین دلیل بعضی از روانشناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.
مشاهده دو گانگی و تعارض در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت کودک ، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی گردیده ، اضطراب شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت.

1- تأثیر مدرسه در تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی :
مدرسه به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه اجتماعی کودکان ، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود.
در غالب موارد ، رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسیندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می کنند و با تأیید و تشویق های خود ، به طور مستقیم و غیر مستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند.
واقعاً جای بسی تعجب و تأسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره انضباط از آن معلولین اجتماعی ، یعنی دانش آموزان کمرو است.

2- فشارهای اجتماعی و کمرویی :
علاوه بر خانه و مدرسه ، عواملی همچون محرومیت ها و آسیب های اجتماعی ، نا سازگاری های شغلی ، سلطه ها و فشارهای گروهی ، مقایسه ها و برتری طلبی های قومی و نژادی ، تقویت شخصیت انفعالی ، پرخاشگری کنترل شدید اجتماعی ، بی احترامی به حقوق و آزادی های مشروع فردی ، ویرانگری خلاقیت های ذهنی ، تقبیح و تهدید صراحت ها و شجاعت های اخلاقی به توسط صاحبان زور و والیان تزویر ، ترویج فرهنگ خصومت و خشونت و لجام گسیختگی نفسانی در جامعه از دیگر عوامل زمینه ساز فزونی اضطراب تشدید کمرویی و رفتارهای گوشه گیرانه می تواند باشد.
توماس و چیس در بررسی وضع کودکان از مرحله نوزادی تا مرحله نوجوانی ، با مادران زیادی درباره نحوه رفتار کودکشان در زندگی ، مصاحبه هایی بعمل آوردند. اینکه عکس العمل کودکان در برابر تغییرات وضعیت زندگی روزمره یا محیط چه بوده است و چه عکس العمل هایی در برابر رویدادها و موقعیت های ویژه زندگی از خود بروز می دهند را طبقه بندی کرده و در 10 مورد به شرح زیر ذکر نموده اند.
1- میزان فعالیت 2- حالت توازن و هماهنگی 3- حالت گرایشی گوشه گیری
4- انطباق پذیری 5- شدت واکنش 6- آستانه پاسخ دهی
7- کیفیت وضوح روانی 8- آشفتگی ، حواسپرتی 9- فراخنای توجه
10- پایداری

2-2-1-4- کناره گیری :
معمولی ترین وسیله دفاعی است. معمولًا کودکان و نوجوان برای مقابله با اضطراب که کیفیتی نامطلوب و نامطبوع است از این نوع واکنش دفاعی جهت اجتناب یا نخفیف اضطراب خود استفاده می نمایند. گرچه کودکان و نوجوانان هنگام مواجهه با اضطراب از انواع وسایل دفاعی استفاده می کنند. ولی اتکای شدید روی این وسائل سبب سوء تعبیر و تحریف واقعیت می شود. و در بعضی موارد مخاطراتی مخصوصاً از جهت سازگاری عاطفی همراه خواهد داشت.
نشانه های مرضی واکنش کناره گیری عبارت است از خجلت ، گوشه گیری ، حسا سیت ، اضطراب و تواضع بی دلیل. این کودکان به علت محرومیت یا داشتن خانواده بی کفایت و گره های احساسی ، به رویاهای روزانه و خیال بافی پناه می برند. که اگر به موقع معالجه نگردند ، ممکن است موجب اختلال در جهت یابی واقعیت گردند. کناره گیری ممکن است محصول یک نقص عضو و یا بیماری باشد. شکست های مکرر در زندگی ، نا کامی ، غفلت والدین یا مدل های نادرست والدین همه ممکن است منتهی به چنین رفتاری گردد (آزاد حسین ، 1366).

علل کناره گیری :
در مورد رفتار کناره جویانه و انزوا طلبانه کودکان و نوجوانان علل گوناگونی را مطرح کرده اند. (ایرانی زاده ، 1376).

1- خشونت و سخت گیری والدین :
کودکی که پدر و مادر او خشن و سخت گیر هستند و توقعات نابجایی از او دارند غالباً مکن است کمرو و کناره گیر باشد. کناره گیری گاهی عادی و زمانی دلالت بر اختلال رفتاری و روانی دارد.
2- مراقبت شدید والدین :
گاهی کودک در اثر مراقبت شدید حالت اطاعت و تسلیم در مقابل والدین به خود می گیرد و استقلال خود را از دست می دهد. زمانی نیز ممکن است واکنش او به صورت طغیان و سرکشی ظاهر شود. کودکان غیر مستقل معمولاً نمی توانند با بچه های دیگر به سر برند.
برخی از آنها کمرو و خجول هستند و در بعضی موارد از طرف گروه همجنس خود طرد می شوند زیرا آشنا به مهارت های اجتماعی نیستند.

3- استرس محیطی :
در سنین بالاتر استرس ممکن است ناشی از انتظارات غیر واقعی پدر و مادر و یا معلم (بدون توجه به محدودیت های فرد) در امور تحصیلی باشد و نیز ممکن است از خشونت های داخل خانواده ، وجود بیش از یک تصویر از مادر ، نگرانی جدایی پدر و مادر و غیره سرچشمه بگیرد.
البته هرکس روش مبارزه خاصی با استرس دارد. استفاده از مکانیزم های دفاعی حتی در کودکان خرد سال هم مشهود است. از میان این مکانیزها انزواطلبی و بی علاقگی موقتی را می توان نام برد.

4- نقایص جسمانی :
در مواردی کودک و یا نوجوان بعضی از اعضای بدن خود را دوست ندارد. عضو مورد تنفر معمولاً در صورت است مثل بینی ، چشم ، گوش و… زیرا این اعضا ، در معرض رویت دیگران است و ممکن است موجبات توجه و یا تمسخر دیگران شود.
کودکی که از ظاهر خود نگران است ممکن است بطور دائم فکر کند که زیر نگاه های تمسخر آمیز دیگران قرار دارد و این امر سبب بروز شرمگینی و مردم گریزی در او شود. البته ناگفته نماند که بعضی افراد ممکن است عکس این روش را انتخاب کنند و به خشنونت و پرخاشگری دست بزنند. در دوران بلوغ نیز که صفات ثانویه جنسی به تدریج ظاهر می شوند. شیوع نگرانی هایی در مورد مسائل جنسی و جسمی نباید باعث تعجب گردد. گاه دخترها و پسرها ممکن است از لحاظ رشد جسمی خود دچار نگرانیهای خاصی شوند.

5- عدم احساس امنیت :
هورنای ، انگیزه اصلی رفتار انسان را احساس امنیت می داند و معتقد است که هرچه این احساس امنیت را در ارتباط با اجتماع و در مورد کودک در ارتباط با خانواده ، مختل سازد ، در او اضطراب اساسی ایجاد می کند.
هورنای اضطراب اساسی را عبارت از احساس منزوی شدن ، و بیچارگی و بی پناهی در دنیایی که با لقوه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع سبک مقابله، راهبردهای شناختی، شناختی – رفتاری، خودپنداره Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع بهداشت و سلامت، سلامت روان، ابراز وجود، مواد مخدر