پایان نامه ارشد با موضوع کنش ارتباطی، عقلانیت ارتباطی، عقلانیت ارتباط، توانش ارتباطی

دانلود پایان نامه ارشد

هنجاري ” براي عقلانيت هدفدار يا ابزاري از طريق تلقي ساير اشکال به عنوان اشکالي مشتق از آن يا اشکال تنزل يافته آن . هابرماس با طرح سوالي ، مي پرسد ” چرا تنها کنش عقلاني هدفدار ” ونه کنش عقلاني ارزشي داراي تاثيرات ساختار ساز است ؟ “و قصد وي مخالفت با بدبيني وبر است .
عقلانیت ارتباطی
مفهوم «عقلانیت ارتباطی» عمدتاً تداعی‌كنندۀ اثر فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی یورگن هابرماس است. طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان ضرورتاً مستلزم مطرح كردن ادعای اعتبار مشخصاً حقیقت حقانیت صداقت است كه وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، نهایتاً فقط از طریق گفتگو می‌توان حل كرد. هابرماس علاوه بر این معتقد است كه اهل یك زبان، شرایطی را كه چنین گفتگویی در آن نتیجه‌ای واقعاً صحیح به بار می‌آورد كاملاً می‌شناسند و این شرایط را او بر حسب ویژگی‌های «وضعیت» مساوات‌طلبانه [و] «آرمانی گفتار» توضیح داده است. عقلانیت ارتباطی بر این نكته دلالت دارد كه انسان این توانایی را دارد كه در شرایطی نزدیك به این وضعیت آرمانی («گفتمان» در اصطلاح هابرماس) [و] با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد.
 هابرماس بر مفهوم عقلانیت ارتباطی تكیه می‌كند تا این نكته را بیان دارد كه آنچه اَشكال دموكراتیك سازمان اجتماعی نشان از آن دارند، از اولویت‌هایی صرف در سنت فرهنگی و سیاسی فراتر است. در دیدگاه او، کنش-گفتاری را بدون اتخاذ موضع در قبال ادعای اعتباری كه پیش می‌كشد، حتی نمی‌توان فهم كرد، و این موضع به نوبه خود گفتگویی رها از قیود را تدارك می‌بیند كه وضع [این] ادعا را مشخص می‌سازد. بنابراین، ترتیبات اجتماعی و سیاسی مانع چنین گفتگویی را از موضعی فارغ از هرگونه تعهد ارزش خاص می‌توان به نقد كشید، چون طبق نظر هابرماس نیل به توافق40 یا هدفی است كه برای زبان انسانی، امری ذاتی است. برنامۀ فلسفی مشابهی را كارل‌اُتو اَپل نیز مطرح كرده است؛ او بر ویژگی‌های «استعلایی» احتجاج، بیشتر تأكید می‌كند.
موازین عقلانیَت ارتباطی
توجه بیش از حد به عقلانیَت(ابزاری و راهبردی)سبب دور شدن انسان ها از دیگر ابعاد زندگی اشان خواهد شد. بنابراین برای جلوگیری از اثرات سوء و تک بعدی عقلانیَت، دیگر ابعاد شخصیتی انسان ها بایستی مورد توجه قرار بگیرد. عقلانیَت ارتباطی هابرماس گامی در این راستا است. بر خلاف عقلانیَت ابزاری که متکی بر رابطه ذهن و عین است.
عقلانیَت ارتباطی هابرماس به عنوان مبنای نظریه اجتماعی انتقادی عرضه می شود(هولاب،1370:۵۴).
او بر آن است که برداشت آباء مکتب فرانکفورت متوجه عقلانیَت ابزاری بوده است؛ در واقع این مکتب ویژگی های اصلی جامعه مدرن را عقلانیَت ابزاری، شی گشتگی، آگاهی کاذب و از دست رفتن معنا و آزادی می دانست. اما هابرماس ضمن دفاع جدی از مدرنیته به نقد اندیشه«دیالکتیک منفی» آن مکتب می پردازد و در پی یافتن ردپای عقل ارتباطی در عصر سلطه عقلانیَت ابزاری بر می آید.
بنابه استدلال ماکس وبر، عقلانیَت منجر به «زوال آزادی و از دست رفتن معنای زندگی است. بنابراین، انسان غربی از این دیدگاه به عقلانیَتی غیر عقلانی رسیده (استبهمن پور،۱۳۷۹: ۴).
از اینرو انسان در برابر عوارض عقلانیَت دو راه بیشتر ندارد، یا باید به آرمان مذهبی گذشته بازگردد و یا در قفس آهنین سرمایه داری با سرنوشت دست و پنجه نرم کند .
فراگرد عقلانی شدن و پیشرفت در هر دو حوزه ی کنش معطوف به هدف و ارتباطی حادث می شود، اما تفاوت مهمی میان پیشرفت در آن دو حوزه ی وجود دارد. عقلانی شدن در حوزه ی کنش ارتباطی بی شک تکامل مثبتی است، در حالیکه عقلانی شدن در حوزه ی عمل عقلانی معطوف به هدف، نیازمند تصمیم گیری های هدفمند و ابزارگرایانه است.(اصفهانی،۱۳۸۴ :۷۶)
هابرماس حتی بر این اعتقاد است که پیشرفت در گستره ی کنش ارتباطی اساسی تر از تکامل در حوزه ی کنش عقلانی معطوف به هدف است و از همین رو آن را « سرعت سنج تکاملی اجتماعی» می نامند. هابرماس با نقد تعیین کنندگی زیربنای اقتصاد نسبت به بازسازی فرهنگ در مارکسیسم اقدام کرده است؛ حوزه ی فرهنگ، صرفاَ روبنا و بازتاب ثانویه وجه تولید نیست، بلکه منطق درونی خاصی دارد. وی با عنایت به نظریه ماکس وبر، عقلانیَت ابزاری را نقد کرده و در برابرآن، عقلانیَت ارتباطی را مطرح ساخته است؛ این تعبیر از عقلانیَت، اساس فرایند رهایی مطلوب هابرماس می باشد. گسترش حوزه ی عقلانیَت ارتباطی ، مستلزم گسترش توانایی های کلامی و ارتباطی است. ایماژ وضعیت آرمانی گفتار لازمه ی شرایطی است که در آن توانش ارتباطی و کلامی لازم برای ایجاد جهانی عقلانی تحقق می یابند، بنابراین ، عرصه فعالیت سیاسی رهایی بخش در سرمایه داری متأخر، حوزه ی عمل تفاهمی و ارتباطی فارغ از سلطه است .این وضعیَت ، شامل شرایط تقارن (یا برابری) حقوق و قدرت میان همه مشارکت جویان در گفتمان است. این تقارن وضعیت باید چنان باشد که در ساختار قواعد ارتباطی آنان هر گونه اجبار درونی یا بیرونی به استثنای نیروی “استدلال برتر” را حذف کند و بدین ترتیب همه انگیزه ها به استثنای انگیزه جستجوی مشترک و هنجاری حقیقت را خنثی کند 41.
نقش توانش ارتباطی در وضعیت آرمانی، حائز اهمیت است. به باور هابرماس، توانش ارتباطی، به معنای تسلط بر ابزارهای ساختمانی لازم به منظور ایجاد یک وضعیت آرمانی گفتار است. نکته مهم و نهفته در مبحث توانش ارتباطی، فهم غایت یا کارکرد ذاتی گفتار است .
هابرماس مدعی است که اشکال استراتژیک ارتباط (مانند دروغ گویی ، گمراه ساختن و غیره )کارکرد فرعی و غیر ذاتی زبان است . بنابراین، فهم غایت ذاتی خود گفتار است و مراوده معطوف به فهم نیز به دنبال حصول اجماع است . از این زاویه تفاهم وتوافق دو عنصر اساسی برای کردارهای گفتمانی هستند (انصاری،۱۳۸۴: ۲۹۶).
گفتمان به معنای اقامه ی « استدلال بهتر و باز هم استدلال بهتر » است . در جریان این استدلال ادعاهای اعتبار مورد منازعه به شیوه ای عقلانی مورد بحث قرار می گیرد و استدلال بدتر در نهایت در فرایند گفتگو مورد توافق طرف های درگیر قرار می گیرد(اباذری،۱۳۷۷: ۷۵).
لازمه ی حصول اشتراک نظر در فرایند مباحثه توجه به نوع استدلالهای کنشگران است. هابرماس سه ویژگی فعالیت استدلال،یعنی استدلال به عنوان محصول، به مثابه ی شیوه و به عنوان فرآیند را تفکیک می کند و آن ها را با دیدگاه های قدیمی براساس ارزیابی سرفصل عقلانیت، جدل و فن بلاغت هم تراز می کند. هر یک از این دیدگاه ها از نظر عمل گرایی به عنوان ” سطح پیش فرض ” سهیم در ارزیابی انسجام – خوبی یا استحکام مباحث عمل می کند. وی این دیدگاه ها را به عنوان اساس تشکیل دهنده عمل گرای استحکام فرض می کند : ” هیچ یک از این سطوح تحلیلی، عقیده مسلط و لاینفکی در گفتار استدلالی بطور کافی نمی یابد 42.
به هر جهت هابرماس با بازسازی انتقادی اندیشه های مارکسی، وبر و مکتب فرانکفورت، در مقابل مفهوم عقلانیَت ابزاری، تفکر فراگرد رهایی بخش عقل ارتباطی را مطرح ساخته است.گسترش حوزه ی عقلانیَت ارتباطی، مستلزم گسترش توانایی های کلامی و ارتباطی است. از اینجا هابرماس به مفهوم «وضعیت آرمانی گفتار « می رسد که در آن توانایی های ارتباطی و کلامی لازم برای ایجاد جهانی عقلانی، تحقق می یابند. هابرماس سه نوع از احکام یا کاربرد زبان مرتبط با یکدیگر را متذکر می شود که در فرایند عقلانی نقش دارند، احکام توصیفی؛ احکام هنجاری؛ و احکام انتقادی:
این سه نوع حکم با کاربرد زبان تقریباً منطبق با سه نوع علمی است که هابرماس در نخستین سخنرانی خود در دانشگاه فرانکفورت و در کتاب شناخت و علایق انسانی بررسی کرده است. زبان توصیفی زمینه پیدایش علوم تجربی تحلیلی است که مبتنی بر علایق ابزاری و معطوف به شناخت و معرفت قانونمند هستند. زبان هنجاری که با هنجارها سروکار دارد به علوم تاریخی – تأویلی نزدیک است. چنین علومی مبتنی بر علایق عملی هستند و فهمی تأویلی از ساختارهای معنی دار به دست می دهند؛ احکام انتقادی که در اینجا شامل دیدگاه های ما فوق زبانی هستند، به علوم انتقادی مربوط اند، چنین علومی مبتنی بر علایق رهایی بخش و معطوف به شناخت واجد تفکر انتقادی هستند. در واقع همین نقد به عنوان کنشی فراگیر و خوداندیشانه است که عدم جدایی نهایی احکام توصیفی و هنجاری، امور واقع و هنجارها و علائم اخلاق را بر ما آشکار می سازد.
هابرماس در رابطه با کاربرد انتقادی زبان می گوید: « به محض اینکه ما به منظور رسیدن به اجماع عقلانی و خالی از اجبار به بحث درباره مسئله ای می پردازیم، خود را در درون چارچوب عقلانی جامع و سراسری می یابیم که زبان و کنش و احکام و نگرش ها را به عنوان اجزای خود در بر می گیرد»(هولاب،۱۳۷۵: ۲۷۸).
در مهم ترین اثرش یعنی نظریه کنش ارتباطی، همین عقلانیَت سراسری به عنوان عقلانیَت ارتباطی تعریف می شود.
بر اساس اندیشه مارکس، روابط اجتماعی بازتاب نیروهای تولید و روابط تولید است، اما هابرماس با تفکیک حوزه ی نیروهای تولید و روابط تولید دو نوع عقلانیَت را از هم تمییز می دهد. عقلانیَت ابزاری در حوزه ی اول و عقلانیَت ارتباطی در حوزه ی دوم نقش اساسی بازسازی می کند. مطابق تحلیل بنتون هابرماس تبیین متفاوتی از عقلانیَت ابزاری رابسط می دهد که در مقابل عقلانیَت ارتباطی قرار می گیرد. این دومی به زیست جهان تعلق دارد. سطحی از ارتباط آزاد میان مردم(بنتون،۱۳۸۷: ۲۱۸).
وی با قرار دادن کنش معطوف به تفاهم در برابر کنش معطوف به موفقیت، از یک سو عقلانیَت مربوط به هر کنش را ترسیم می کند و از دیگر سو، در پی دستیابی به سه هدف عمده است:
مخدوش کردن و واژگون سازی فرد گرایی تک گویانه ی نظریه های لیبرال و فایده گرایانه در باب جامعه هدف اول او به شمار می رود. او می خواهد خوانش فردگرایانه از کنش را که به سطح اجتماع تعمیم (و یا بهتر است گفته شود تحمیل) داده می شود مخدوش سازد. اساس آن الگویی از یک فرد واحد است که صرفاً بر مبنای محاسبات استراتژیکی خود، به جهان می نگرد. این مدل، تحلیل دقیق و معقولی از اینکه کنش ها به لحاظ اجتماعی چگونه هماهنگ می شوند، ارائه نمی دهد.
کنش ابزاری، به مثابه یکنش اجتماعی به شمار نمی رود بلکه به یاری کنترل فنی مسائل غیر شخصی، در جستجوی رسیدن به موفقیت است. از سویی دیگر، کنش های استراتژیکی، کنش های ابزاری اجتماعی هستند که در جهت کسب موفقیت در برابر هماوردی برخوردار از عقلانیَت و دارای منافع متضاد، صورت می گیرند. این کنش مطابق با نظریه های لیبرالی و فایده گرانه است. هابرماس معتقد است کنش های استراتژیکی کنش های اجتماعی واقعی اند که آشکارا از کنش ارتباطی قابل تمایزند. زیرا از طریق اتخاذ مواضع مبتنی بر منافع هماهنگ می شوند. وی تأکید دارد که به ضرورت و ناگزیر به لحاظ اجتماعی، از طریق واسط زبان، هماهنگ می شوند، به عبارتی واسطه ای زبان شناختی دارند.
به باور هابرماس، مدل عقلانیَت و کنشی را که معمولاً به یاری آن توجیه می شوند، یک سویه نگر و نابسنده است. لذا با طرح کنش ارتباطی و رابطه ی آن با عقلانیَت در پی ابتنا و ابتیاع عقلانیَت جامعتری است. وی سه نکته را در این فرایند در چشم انداز خود دارد:
الف(اصلاح الگوی سنخ شناسی رسمی کنش وبری، با ترمیم الگوی تک بعدی عقلانیَت، هدف دوم هابرماس است. سنخ شناسی جایگزینی هابرماس در شکل ارائه شده است؛ مطابق استدلال هابرماس، هرگاه وی از کنش عملی مرسوم صحبت می کند، نوعی برآورد نیمه آگاهانه و نسبتاً ساده از منافع گروهی و خانوادگی را در نظر دارد که بر اساس آن کنش اجتماعی، در یک وضعیت بالنسبه تغییر ناپذیر هماهنگ می شود، وضعیتی که انسان ممکن است آن را نوعاً با شکل بندی های اجتماعی پیش از دوران نوین مرتبط سازد.
ب( نگرش یک سونگرانه ی وبر به مدرنیته، نهایتاً به قفس آهنین ختم می گردد. اما هابرماس بر آن است که شکسته شدن رسوم سنتی جامعه و سرنوشت عناصر هنجاری و ارزشی عقلانی آنها، بر خلاف تصور وبر، لزوماً به معنای نابودی یکباره ی آنها نیست. از این حیث، استحاله ی رسوم سنتی توسط فرایند مدرنیته، امری ناگزیر است، اما لغزیدن در روند یک سویه ای که در آن تنها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عقلانیت اخلاقی، عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع نسبی گرایی، معرفت شناختی، کنش ارتباطی، عقلانیت ابزاری