پایان نامه ارشد با موضوع کرامت نفس، عزت نفس، رفتار اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

اتفاق خواهد افتاد که ارزشهای واقعی خویش شناخته شود و آدمی بپذیرد که موجودی به کلی متفاوت و متمایز از دیگر موجودات است. آدمی موجودی برتر از تمام مخلوقات الهی است. خلقت او هدفمند بوده و جهان آفرینش در مسیر رشد و کمال وی و در خدمت او قرار داده شده است. همچنین موجودی است که با مرگ فانی نمیشود و وجودش تا ابدیت استمرار می یابد؛ در وجودش عالَمی نهفته است. او گنجینه ای از استعدادهای مختلف است. این آگاهی‌‌ها نسبت به خود و توجه به این امور، بی‌‌شک تلقی انسان را از خودش دگرگون خواهد ساخت و تصور او را از خویش متحول خواهد نمود. همچنین به تلاش انسان در جهت کشف حقیقت خویش کمک خواهد کرد تا خود را به درستی باور کند و رفتارش را متناسب با باورش نسبت به وجود خویش شکل دهد.
استاد محمدتقی جعفری(ره) معتقد است انسان وقتی به سمت کمال حرکت خواهد کرد که در درون خود “من با هویت خودِ پویا به سوی کمال” را بیابد و از خود چنین تلقی و برداشتی داشته باشد. وی همچنین دربارهی لزوم درک ارزشمندی خود می‌‌نویسد:
«هنگامی انسان می‌‌تواند خیرخواه خویشتن باشد که اولاً: حقایقی به عنوان خیر و کمال برای وی مطرح شود و ثانیاً: «خود» برای انسان با اهمیت جلوه کند. اگر «خود» برای انسان دارای اهمیت نباشد، درصدد شناسایی آن چه برای او مفید یا مضر است، برنخواهد آمد. بر اثر بی‌‌توجهی به دو عامل مذکور است که اغلب انسانها خیرخواه خویشتن نیستند.»152
بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که رسالت اصلی پیامبران، اصلاح فرد بوده است. آنها قبل از هر چیز به‌دنبال ارائهی شناخت صحیحی از انسان به او بوده‌اند. بر این اساس، هر فرد ابتدا باید خود را درست بشناسد تا بتواند در پی آن خدایش را نیز بشناسد و سپس به اصلاح نفس خویش و مجاهده با هواهای نفسانی همت گمارد. در گام پایانی نوبت به اصلاح رفتار برون‌شخصی با هم‌نوعان و طبیعت خواهد رسید.
براین اساس، رفتارهای درون‌شخصی و اصلاح رفتار و تعامل انسان با خود، مبنای اصلاح رفتار او با خدا، جامعه و طبیعت است. اغلب نابسامانی‌ها و ناهنجارهای رفتاری افراد بشر در برابر خدا، جامعه پیرامونی و طبیعت ناشی از نادرستی رفتارهای آنها با خود است. برای نمونه، خودپسندی صفتی است که از یک رفتار درون‌شخصی سرچشمه می‌گیرد؛ اما نتیجهی آن در تعامل درونِ شخص باقی نمی‌ماند؛ بلکه بروز بیرونی و تأثیر مستقیم در رفتار اجتماعی انسان خواهد داشت. این مساله در اغلب ویژگی‌های نفسانی جاری است.
حرمت و کرامت نفس نیز یک امر درونی است و انسان در رفتار با خود باید تلاش کند تا حرمت نفس خود را محافظت و سپس تقویت نماید. قوت و ضعف حرمت نفس، همچون بسیاری دیگر از ویژگی‌های نیک و بد نفس انسان، در رفتار بیرونی و تعامل با افراد اجتماع مؤثر است و در حسن معاشرت فرد با اطرافیان نقش ایفا می‌کند. احادیث فراوانی از معصومان( در تبیین این امر درونی به‌عنوان یک رفتار درون‌شخصی و تأثیر آن در تعامل برون‌شخصی ـ اعم از تعامل با خداوند و هم‌نوعان ـ وجود دارد که به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم. یکی از آثار و پیامدهای کرامت نفس، اصلاح روابط فرد با دیگران و کاستن خطاها در این روابط است.
حضرت امــیر( می‌فرمایند:
« مَنْ‏ كَرُمَتْ‏ نَفْسُهُ‏ قَلَّ شِقَاقُهُ وَ خِلَافُهُ؛ هرکس از کرامت نفس بهره‌مند باشد، جدایی و مخالفتش کم اسـت.» 153
پیامد کرامت نفس این است که اختلاف‌ها، تک‌روی‌ها و لغزش‌ها کم می‌شود و روابط بین شخصی اصلاح می‌گردد. همچنین حرمت و کرامت نفس، رابطهی انسان با خداوند را اصلاح کرده، موجب می‌شود آدمی خود را با انجام گناهان آلوده نسازد. بیان دیگر از آن حضرت(: در این رابطه نقل شده است:
« مَنْ‏ كَرُمَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ لَمْ‏ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَةِ؛ هر کس کرامت نفس داشته باشد، خود را با گناه خوار نمی‌سازد.»154
همچنین عزت نفس که خود از آثار کرامت نفس است، موجب می‌شود آدمی در رفتار خود با هم‌نوعان تجدید نظر کرده، کاستی‌های آن را اصلاح نماید. انسان کریم‌النفس چشم طمع به اموال و بخشش‌های دیگران نمی‌بندد و با مناعت طبع از حرمت و عزت نفس خویش پاسداری می‌کند.
شناخت نفس را می‌توان با اندکی تسامح از مهم‌ترین رفتارهای پسندیدهی انسان دربارهی خود دانست که نقش اساسی در اصلاح رفتار اخلاقی انسان با خود دارد. کسی که به ارزش و منزلت نفس خویش آگاه باشد، نه‌ تنها رفتار اخلاقی خود در برابر نفس را اصلاح می‌کند، بلکه رفتار او در حوزه‌های ارتباطی دیگر نیز سامان می‌یابد.
انسانِ دارای حرمت و عزت نفس، رفتارش با خدا و هم‌نوعان نیز متفاوت است. او به هر میزان از این صفات بهره‌مند باشد، رفتارش با خدا و خلق تعالی خواهد یافت؛ ضمن آنکه هرچه این رفتار ارتباطی با دیگران معقول‌تر باشد، بر حرمت و عزت نفس او نیز افزوده خواهد شد.
از سوی دیگر، کسی که کرامت و حرمت نفس کمتری دارد، در پیشگاه خدا متکبر است و در نزد مردم اظهار خواری و ذلت بیشتری می‌کند و در نتیجه در میان مردم پست و فرو‌مایه خواهد بود و کمتر کسی او را محترم می‌شمارد و کرامتش را حفظ می‌کند. این امر نشانی آشکار از تأثیر معرفت نفس بر رفتارهای آدمی در حوزه‌های مختلف رفتاری است؛ حوزه‌هایی که اخلاق اجتماعی و خانوادگی و حتی حرفه‌ای و شغلی را در بر‌ می‌گیرد.

امام علی( عدم شناختِ منزلت نفس را برای اثبات نادانی بشر کافی می‌‌داند و می‌فرمایند:
«دانشمند کسی است که منزلت خود را شناخته باشد و برای نادانی شخص همین بس که منزلت خود را نشناخته باشد.»155
نتیجه آنکه یکی از ارکان دست یابی به تلقی صحیح و واقعی از خود، همانا آگاهی از جایگاه و منزلت انسان در عالم آفرینش و نزد خداوند است. این آگاهی، زمینه‌ساز ایجاد حس حرمت و کرامت نفس واقعی بوده، آدمی را به شناختی واقعی‌تر از خویش نزدیک می‌‌سازد.

3-2-3. آگاهی از نسبت خود با خدا
رکن دوم در مسیر دست‌‌یابی به تلقی صحیح از خود، آگاهی از نسبت خود با خداست. به نظر می‌‌رسد اگر پرده از حقیقت ارتباط انسان با خدا کنار رود و رابطهی او با آفریننده‌‌اش به خوبی ادراک شود، بُعد دیگر حقیقت آدمی شناخته شده، از ابتلا به انحراف در شناخت خویش جلوگیری می‌‌گردد. آنچه در رکن نخست بیان شد، سراسر حرمت و کرامت مقام انسانی بود؛ امری که اگر تنها بُعد وجودی آدمی به شمار می‌‌آمد، او را به تکبر و غرور و عجب مبتلا می‌‌ساخت و در نهایت او را هلاک می‌‌کرد. اما آنگاه که رابطه و نسبت انسان با خدا سنجیده می‌‌شود، اگر وجود ربطی، غیرمستقل و فقر محض او مشاهده شود، تصورات باطل از ذهن‌‌ها پاک شده و مانع از ابتلا به رذایل اخلاقی می‌‌گردد. به عبارت دیگر، آگاهی و توجه انسان به نسبت خویش با خدا، وجود او را با فقر و ناتوانی عجــین می‌‌سازد و او را در درون خود از اوج به زیر کشیده، فقر و وابستگی‌‌اش را به او می‌‌نمایاند و به دنبال آن او را با خشوع، خضوع و تواضع آشنا می‌‌سازد.
البته میان آگاهی به «فقر ذاتی» با ادراک و فهم آن تفاوت بسیاری وجود دارد؛ پس هرگز نمی‌‌توان با بیان این حقیقت که انسان در برابر خدا فقر مطلق و ربط مطلق است، آن معنا را با عمق وجود ادراک نمود. ادراک حقیقی، علاوه بر به دنبال داشتن کمال تواضع و فروتنی در برابر خداوند، آدمی را از خودبزرگبینی درونی و نیز از خودبزرگبینی در برابر همنوعان، مصون می‌‌دارد.
پس اگر خود را بیابیم، او را خواهیم یافت؛ زیرا خود یافتن به معنای ادراکِ اتصال به او و دریافت نیازمندی مطلق نسبت به اوست. چنین کسی نه تنها خود را شناخته، بلکه خدا را نیز یافته است و با عمق وجودش حضور او را احساس می‌‌کند. استاد مصباح یزدی در این‌‌باره می‌‌نویسد:
یکی از نکات کلیدی که به عنوان اصل راهبردی در اخلاق نیز قابل طرح است، این است که انسان نیاز مطلق است، پس هرآنچه که معرفت و آگاهی او را نسبت به نیازمندی مطلق او به خدا افزایش دهد و نیز هر چیزی که پیوند او با خدا و اتصالش را به قادر مطلق و غنی مطلق تقویت کند، در واقع در رشد و کمال او گام برداشته، او را به کمال و جاودانگی مطلق که اتصال به اقیانوس بیکران است نزدیک‌‌تر ساخته است و در نتیجه اخلاقی است. با این بیان روشن می‌شود که چرا قرب الی الله محوریت داشته و در آموزههای دینی همه چیز بر حول آن می‌‌چرخد و همهی اعمال و رفتار انسان بر مبنای قرب الی الله وضع شده است.
بر این اساس هر رفتاری که احساس فقر و نیاز مطلق را از ذهن انسان دور ساخته، او را از این اصل کلیدی غافل سازد، رفتاری ناپسند و غیراخلاقی است؛ زیرا غفلت از این اصل مهم که تعیین کنندهی نوع رابطهی بنده با خداست، او را در مسیر نادرست قرار می‌‌دهد، تلقی نادرست از وجود خویش برایش ایجاد نموده و ناسپاسی را در وجود او نهادینه می‌‌کند. نتیجه آنکه او را به جای پناه بردن به درگاه قادر متعال به درگاه فرد دیگری که آن فرد نیز همانند خودِ او ناتوان و فقیر است رهنمون می‌‌سازد. این امر نه تنها رابطه‌‌اش را با خدا از مسیر صحیح منحرف می‌‌سازد، بلکه در روابط او با هم‌‌نوعان نیز انحرافاتی به وجود آورده، روابط ناصحیح را جایگزین رفتار اخلاقی و مبتنی بر ارزش‌‌های معنوی و اخلاقی می‌‌سازد. برای مثال موجب خواهد شد هم‌‌نوعان خود را در رفتارها و تأثیراتشان فاعل بالاستقلال ببیند و نقش ابزاری و واسطهی آنان را به فراموشی سپارد.
در روایات پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز احادیث متعددی پیرامون نیاز بشر به خالق بی‌‌نیازش به چشم می‌‌خورد. از جمله این روایات کلامی از امام علی( در بیان ضعف و وابستگی انسان است:
« فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِعَيْنِهِ وَ نَوَاصِيكُمْ‏ بِيَدِهِ‏ وَ تَقَلُّبُكُمْ فِي قَبْضَتِهِ إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ كَتَبَهُ ؛پروا کنید از خدایی که شما در برابر نگاه اویید و سرنوشتتان به دست اوست و تلاشتان در سیطرهی اوست. اگر پنهان کنید می‌‌داند و اگر آشکار سازید ثبت می‌‌کند.» 156
همچنین امام علی( دربارة مراقبت از کرامت نفس خویش و میزان ارزش آن می‌‌فرمایند:
«نفس خویشتن را با دوری از هر پستی گرامی بدار، اگرچه تو را به سوی تمایلاتت فرا بخواند؛ زیرا در ازای آنچه هزینه میکنی عوضی دریافت نخواهی کرد. و بندهی غیر از خودت نباش، چرا که خدا تو را آزاد آفریده است.»157
امام علی( علاوه بر آنکه از حرمت نفس خویش مراقبت می کند، مراقب احترام رعایای خود نیز هستند. از همین رو است که دهقانان شهر انبار را هنگامی که در مسیر شام به دنبال حضرتش راه افتاده و پیشاپیش او می‌‌دویدند، از این کار باز داشته و با آگاه کردن آنان نسبت به حرمت و کرامت نفسشان، فرصت تحقیر امت را از حاکمان سلب کرده و می‌‌فرمایند:
«به خدا که امیران شما از این کار شما سودی نبردند و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج می‌‌افکنید و در آخرت نیز بدبخت می‌‌شوید. و چه زیان‌‌بار است رنجی که کیفر به دنبال دارد و چه سودمند است آسایشی که امان از دوزخ را موجب میشود.»158
کسی که به ارزش ذاتی خود واقف و به هدف آفرینش خویش آگاه است، به زندگی زودگذر دنیا راضی نمی‌‌شود و تمام همت خویش را در بهره‌‌مندی از دنیای بهتر صرف نمی‌‌کند. خود را به دنیا نمی‌‌فروشد و آخرت خویش را سپر بلای دنیا قرار نمی‌‌دهد. جملات گران‌‌بهای امام علی( ، این ویژگی انسان برخوردار از کرامت نفس را تصریح می‌‌کنند:
«هر کس نفسش در نزد او گرامی است، دنیا در نظرش پست است.»159
«با چشم‌پوشى از چیزهاى پست، قدر و منزلت خود را گرامی بدارید.»160
لذا آن حضرت( در بیانی زیبا، کوتاه و شگفت انگیز، دنیا را در نظر انسانی که به کُنه آن پی‌‌برده وسیله‌‌ای برای هدف متعالی توصیف کرده، می‌‌فرمایند:
«همانا دستیابی به دنیا آخرین افق نگاه کوردل است. او در ورای آن چیزی نمی‌‌بیند. اما انسان دارای بصیرت، بصیرتش به عمق دنیا نفوذ کرده؛ درمی‌‌یابد که در ورای آن آخرت است. انسان بصیر به وسیلهی دنیا هدف خود را – که سعادت در آخرت – است دنبال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع معرفت نفس، رفتار انسان، شناخت انسان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عدالت اجتماعی، عدالت توزیعی، حضور اجتماعی