پایان نامه ارشد با موضوع پردازش اطلاعات، سرعت پردازش، احساس درد

دانلود پایان نامه ارشد

افراد سالم دچار سکته مغزي مي شوند و در صورت وقوع براي ترميم بهبود ضعيفي دارند (63)همچنين تشنج در افراد ديابتي بيشتر گزارش شده است.(64)
آستروسيت ها در فعاليت ها در CNS نقش مهمي را يفا مي کنند که شامل انتقال نوروني و متابوليسم پايداري محيط خارج سلولي تشکيل سد خوني- مغزي، تنظيم فعاليت سيناپسي و همچنين تنظيم جريانات مغزي.مي شود(65)
آستروسيت ها در افزايش متابوليسم و گلوتامات نقش مهمي ايفا مي کنند.
عدم توانايي انتقال دهنده هاي گلوتاماتي آستروسيتي به علت افزايش درگلوتامات خارج سلولي مي باشد.گلوتامات خارج سلولي منجر به افزايش کلسيم درون سلولي مي شود.
وفعاليت کنترل نشده پروتئين کيناز، فسفوليپازها، پروتئازها و نيتريک اکسيد سنتتاز، پروتئوليز، ليپيد پروکسيداسيون تشکيل راديکال آزاد را افزايش داده و در نهايت باعث تخريب نوروني مي شود(66)
همه اين موارد در مغز افراد ديابتي گزارش شده اند.پس از بررسي اثرات ديابت روي آستروسيتهاي موجود در قشر مخ،هيپوکمپ ومخچه پس از 8 هفته از ديابت القا شده بوسيله STZ قشر مخ و هيپوکمپ در افراد ديابتي به علت نقششان در رفتار شناختي به علت افزايش انتقال دهنده گلوتامات) GlT1 انتقال دهنده 1 گلوتاماتي (و مخچه به علت سطوح بالاي انتقال دهنده گلوتامات) GlAST انتفال دهنده گلوتامات آسپارتات) انتخاب شده که تحت تاثير ديابت قرارگرفته و با اختلال در عملکرد شناختي موش همراه بود (67)
درانسان بيش از 20 بيماري تخريب اعصاب به ديابت مليتوس مربوط مي شود که ممکن است تأثير مستقيمي بر روي مغز داشته باشد که شامل آسيب به ساختار پيش سيناپسي و پس سيناپسي نورون ها عدم تنظيم هومئوستازي کلسيم تحليل دندريتي در نورون هاي CA3 کاهش در بيان ژن هاي فاکتور رشد انسولين و رسپتور هاشان و کاهش نورژنز در هيپوکمپ موش ديابتي (68) افزايش بيان ژن هاي اوليه در لايه ي سلول هاي هرمي شکنج دندانه دار فعاليت بيش از حد NADPH ديافوراز نيتريک اکسيد سنتتاز در بخش CA3، آستروسيت ها در استراتوم رادياتوم (saravia) که همه اين عوامل به وسيله اثرات نوروتوکسيک قند خون بالا به وسيله تغييرات در خواص نوروترنسميتري گلوتامات و به وسيله استرس اکسيداتيو توضيح داده مي شود.(69)
در حيوانات ديابتي افزايش حساسيت استرس حساسيت به سطوح گلوکو کورتيکوئيد بالاي در حال گردش و تنظيم پايين رسپتور هاي گلوکو کورتيکوئيد. اين فعاليت بالاي کورتيکوئيدي آسيب پذيري متابوليکي را در هيپوکمپ حيوانات ديابتي افزايش مي دهد (70)
بررسي نشان داده است که يک ارتباط بين تغيير حافظه جوندگان ديابتي و کاهش تکثير نوروني در DG وجود دارد. در شکنج دندانه دار مثل منطقه زيرشکمي (SVZ) نوروژني به خوبي در بزرگسالان مشاهده مي شود. در اين مناطق تکثير سلول ها معمولاً به وسيله اندازه گيري آنالوگ تيميدين برومودئوکسي اوريدين تعيين مي شود که به وسيله سلول هاي درحال تقسيم در طول فاز S جذب مي شود(68)
اجداد نوروني در DG تکثير انجام داده و مهاجرت انجام داده و به سلول هاي گرانولي که اکسون هايشان امتداد يافته و با نورن هاي هرمي CA3 برخورد مي کند تمايز پيدا مي کنند که به مدار هيپوکمپي هماهنگ ملحق مي شوند.
اما نورون هاي متولد شده SVZ مقصدشان لوب بويائي است(67)
براي درمان نوروپاتي در ديابت داروهائي وجود دارند که به منظور ارتقاء در ترميم نوروني و جلوگيري از تخريب اعصاب يا براي کمک به باز زائي نوروني يا جوانه زدن در نورون ها استفاده مي شوند.
در پوست و گانگليون هاي نورن هاي ريشه پشتي در تنه نورون ها تغييراتي ايجاد مي شود که در توليد احساس درد و ترميم نوروني تغييراتي ايجاد مي کند که مي تواند به نوروپاتي حاصل از ديابت کمک کند.
در افراد ديابتي کاهش ظرفيت نوروني و ترميم مختل شده به کاهش در بيان گيرنده هاي سلولي مسير هاي سيگنال سلولي تغيير يافته يا بيان غير عادي مولکول هاي اتصال دهنده سلولي رخ داده که اين عوامل باعث کاهش در عملکرد نوروني و در نتيجه باعث کاهش بقاء نوروني و در نهايت منجر به مرگ سلولي مي شود.
داروهايي مانند مهار کننده آلدوز ردوکتاز (AR) و بازکننده عروق به منظور افزايش ترميم نوروني ارائه شده اند در اينجا نمونه برداري پوست به وسيله ي پاتولوژي عصب پوستي که شامل ترميم عصب است مي تواند از لحاظ مرفومتري ارزيابي شود که ممکن است يک معاينه مفيد باشد(71)0
ديابت روي قسمت‌هاي مختلف بدن از قبيل کليه (نفروپاتي) ، عضله ، شبکيه (رتيتوپاتي)، عروق خوني ، کوچک و بزرگ و سيستم عصبي نوروپاتي اثر مي گذارد و نوروپاتي مرکزي يکي از شايع ترين عوارض ديابت است و علاوه بر آن موجب بروز اثرات نامطلوبي بر عملکردهاي شناختي از قبيل سرعت پردازش اطلاعات و حافظه و يادگيري مي شود (72)
خطر ابتلا به زوال عقل و آلزايمر را نيز افزايش مي دهد(74،73). اختلال شناختي مرتبط با ديابت از دهه 1920 در مطالعات پزشکي شناسايي شد و از آن به بعد تحقيقات بيشماري در جمعيت هاي انساني و حيواني به منظور بررسي اثر هر يک از انواع ديابت بر اختلالات شناختي و شناسايي مکانيسم هاي درگير صورت گرفته است همچنين در اين رابطه مطالعات فراواني در زمينه بهبود اختلالات شناختي ناشي از ديابت با استفاده از داروهاي گياهي و شيميايي انجام شده است .
از جمله عوامل موثر در بروز اختلالات شاختي ناشي از هيپرگليسيمي مي توان به تغيير در سطح و شدت سيگنالينگ انسولين نقص در فاکتور رشد شبه انسولين و تغيير در سطوح هورمون ها اشاره کرد علاوه بر اين ديابت به دنبال آتروفي قشري و زير قشري وضخيم شدن غشاي پايه عروق مويرگ ها و دژنره شدن سلولهاي اندوتليالي عروق کوچک و تغيير در غلظت نوروترانسميترهايي مانند سروتونين موجب اختلالات عصب روانشناختي از قبيل اختلال در خواب افسردگي واختلال در عملکرد شناختي مي شود. دراين رابطه قشر مغز و هيپوکامپ بيشتر از ساير مناطق تحت تاثير هيپوگليسمي قرار مي گيرند و استرس اکسيداتيو و پراکسداسيون ليپيدي از جمله فرايندهاي پاتولوژيک هستند که در برخي نواحي مغزاز جمله هيپوکامپ اتفاق مي افتد(75،76)
نوروپاتي شايع ترين عارضه عصبي ديابت است که علاوه بر تاثير برسيستم اعصاب محيطي منجر به تغييراتي در سيستم اعصاب مرکزي به ويژه مغز مي شود
از ميان مناطق مغزي هيپوکامپ يکي از حساس ترين نواحي است که در مقابل فاکتورهاي مضر و آسيب رسان مانند ايسکمي استرس و به ويزه ديابت بسيار آسيب پذير بوده و در طي آن دستخوش تغييرات نوروفيزيولوژيکي ساختاري و مولکولي همچون کاهش نوروژنز، آتروفي هيپوکامپي، کاهش انشعابات دندريتي، تغييرات آستروگليايي ، تغيير در رسپتورهاي گلوتاماتي، رسپتورهاي انسوليني و فاکتورهاي رشد شبه انسوليني، رسپتورهاي دوپاميني، رسپتورهاي محصولات نهايي گليکوزيلاسيون پيشرفته و نيز تغيير در بيان ژن هايي از جمله نيتريک اکسايد سنتاز فاکتوررونويسي NF-kB و فاکتور رشد عصبي مي شود
از ديگر تغييرات قابل توجه ناشي از ديابت مي توان به مرکز نوروني در هيپوکامپ اشاره کرد . هيپوگليسمي از طريق تغيير در هموستازي کلسيم و فعاليت پروتئين کينازها و افزايش توليد ROS و استرس اکسيداتيو نقش عمده اي را در القاي دژنراسيون نوروني در بيماري ديابت ايفا مي کند
به نظر مي رسد که ناحيه CAI حساس ترين ناحيه هيپوکامپ و اولين مکاني است که تحت تاثير شرايط پاتولوژيک از جمله ديابت قرار مي گيرد . در عين حال اختلالات شناختي يکي از شايع ترين عوارض ديابت است که مي تواند به نوعي گوياي مرگ نوروني در ناحيه CA3 که نقش مهمي را در عملکردهاي شناختي ايفا مي کند هيپوکامپ باشد(77،78،79)
اين بيماري با عوارض متابوليکي حاد نظير کتواسيدوز و اغماي هيپراسمولار و با يک اختلال متابوليک مزمن و عوارض نامطلوب در درازمدت نظير انواع مختلف نوروپاتي (شامل منونوروپاتي ، پلي نوروپاتي و نوروپاتي اتونوميک) رتينوپاتي گرفتاري عروق کليوي ضايعات پوستي و اختلالات در سيستم قلب و گردش خون همراه مي باشد
بر اساس يافته هاي تحقيقاتي اخير ظهور حالت ديابت قندي با يکسري تغييرات ساختماني و عملکردي در سيستم اعصاب مرکزي و محيطي از جمله کاهش سرعت هدايت پيام هاي عصبي اختلال در روند رژنراسيون در اعصاب محيطي بدن و تغييرات مورفولوژيک در فيبرهاي عصبي همراه مي باشد . از طرف ديگر مشخص شده است که بروز حالت ديابت يکي از ريسک فاکتورهاي مهم در ايجاد حالت دمانس پيري مي باشد که خود از علائم ظاهر شده در بيماري آلزايمر محسوب مي گردد (80)
هرچند تا کنون تحقيقات زيادي در خصوص ارتباط بين ديابت قندي و نوروپاتي محيطي به انجام رسيده است ولي درمورد اثرات ديابت بر سيستم اعصاب مرکزي به ويژه مغز از نظر ساختماني و عملکردي تغييرات رفتاري شامل يادگيري و حافظه اطلاعات بسيار کمي يافت مي شود
بر اساس شواهد تحقيقاتي موجود حالت ديابت قندي بويژه نوع 1 موجب بروز اختلال در روندهاي مرتبط با يادگيري حافظه و شناخت در حيوانات مبتلا مي گردد . در اين خصوص يک ارتباط تنگاتنگ بين بروز ديابت قندي و ظهور نقائص در يادگيري و حافظه در موجودات آزماشيگاهي يافت مي شود که البته مکانيسم هاي مسئول بروز اختلالات به خوبي مشخص نشده است . هرچند براي دو فرضيه ميکرواسکولار و استرس اکسيداتيو ناشي از تشديد تشکيل راديکال هاي آزاد اکسيژن شواهد زيادي يافت مي گردد (81،82)
به علاوه حالت ديابت از نظر ساختماني موجب کاهش بارز تراکم نوروني در ناحيه شکنج دندانه دار که نقش مهمي در روندهاي حافظه و يادگيري فضايي ايفا مي نمايد مي گردد
همچنين حالت ديابت قندي موجب کاهش بيان آنزيم نيتريک اکسيد سنتاز نوروني که نقش مهمي در پلاستيسيته سيناپسي و روندهاي يادگيري و حافظه ايفا مي کند . در ناحيه هيپوکامپ مي گردد که اين مساله تا حدودي توجيه کننده بروز اختلالات در يادگيري حافظه و تقويت درازمدت در حيوانات ديابتي مي باشد
همچنين کاهش بيان پروتئين هاي گروه NCAM (Neural cell adhesion molecules) در نواحي مختلف مغز حيوانات ديابتي شامل هيپوکامپ مخچه و قشر مغز مي تواند برخي نقايص شناختي مرتبط با ديابت قندي را به خوبي توجيه نمايد(83)
تئوري راديکال آزاد سال ها قبل توسط هارمن در سال 1956 پيشنهاد شد که تئوري او بر اين اساس بود که واکنش هاي راديکال هاي آزاد فعال به طور معمول با مواد تشکيل دهنده سلولي توليد مي شود و به تدريج تغييراتي را مرتبط با سن در بدن آغاز مي کند. توليد بيش از حد راديکال هاي آزاد منجر به عدم تنظيم پيام هاي استرس شده و اثرات منفي بر روي کيفيت و مدت زندگي مي گذارد. اکسيژن واکنشي (RoS) و نيتروژن واکنشي (RNS) با چندين بيماري پيوند يافته اند که شامل عوارض ميکرواسکولار در ديابت، متابوليسم ميتوکندريايي، آبشار فسفوريلاسيون اکسيداتيو مهم به عنوان شرکت کنندگان کليدي از توليد RoS در خيلي از بيماري ها هستند(84).
فسفوريلاسيون اکسيداتيو ميتوکندريايي مسير عمده سنتزي ATP در يوکاريوت ها محسوب مي شود.
در اين فرايند الکترون ها از يک پيش ماده کاهش يافته و به اکسيژن مولکولي منتقل مي شوند (O2) با کمپلکس زنجيره تنفسي I و IV اين کمپلکس يک شيب هيدروژني را در طول غشايي داخلي ميتوکندري به وجود آورده و از انرژي الکتروشيميايي اين شيب غلظت براي راندن ATP سنتز شده به وسيله ATP سنتاز استفاده مي شود.
چهار کمپلکس پروتئيني که به زنجيره تنفسي وابسته اند وجود دارند NADH يوبي کينون اکسيد ردوکتاز يا کمپلکس I که الکترون ها را از NADH مي پذيرد. اين الکترون ها به سوکسينات دِهيدروژناز و کمپلکس II حمل مي شوند و براي تبديل سوکسينات اکسيداز به فومارات استفاده مي شوند ، الکترون ها به پايين يک شيب الکتروشيميايي حرکت مي کنند به يوبي کينون سيتوکروم C اکسيد و ردوکتاز (کمپلکس III) و در نتيجه براي سيتوکروم C اکسيداز (کمپلکس IV) که بالاخره براي کاهش اکسيژن مولکولي به آب استفاده مي شوند. اگر چه قسمت عمده اکسيژن مولکولي در کمپلکس IV از طريق زنجيره تنفسي به آب کاهش پيدا مي کند.
1-4% از اکسيژن به طول ناتمام به سوپر اکسيد (O2-) کاهش مي يابد سوپر اکسيد عمده ترين RoS است و RNS/ROS هاي ديگري را با آنزيم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع نوروني، فعاليت، افزايش، عصبي Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عوامل خطر، افراد مبتلا، عروق کرونر، قلب و عروق