پایان نامه ارشد با موضوع پدیدار شناسی، شناخت شناسی، علوم انسانی، معرفت شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

فکری فرانسه روبرو شد. در این کتاب پر حجم که در این عصر موضوع معرفت شناسی قرار می گیرد در واقع وجودی است دو بعدی که یک وجه او در سوژه یعنی فاعلیت شناسایی و وجه دیگر او در ابژه یا موضوعیت معرفت تبلور می یابد.
در این کتاب فوکو به تحلیل گفتمان و روابط گفتمانی می پردازد و تحلیل دیرینه شناسانه از شرایط امکان پیدایش علوم انسانی به دست می دهد. به عبارت دیگر قواعد و روابط درونی و روند تشکیل تغییر گفتمان ها و نظام های فکری در علوم انسانی که در قرن نوزدهم پیدا شدند مورد بحث اوست. در این کتاب شکل های دانش در سه دوران ن تاریخی ب هم مقایسه می شوند :
اول دوران رنسانس، عصر کلاسیک، و سوم عصر مدرن.
از دید فوکو، در هر یک از این سه دوران صورت بندی خاصی از دانایی وجود دارد. مفهوم صورت بندی دانایییا اپیسمته از مفاهیم اساسی بحث فوکو است.
اپیستمه مجموعه روابطی است که در یک عصر تاریخی به کردارهای گفتمانی موجود ، دانش ها، علوم و نظام های فکری وحدت می بخشد. اپیستمه نوعی از دانش نیست بلکه به سخن ساده تر مجموعه روابطی است که در یک عصر تاریخی میان علوم در سطح قواعد گفتمانی وجود دارد.
به هر حال از دیدگاه فوکو علوم انسانی معطوف به نمایش ها و نشانه ها هستند و انسان به عنوان مجموعه ای از نشانه ها مورد بحث است. موضوع بحث این علم ، زیست کار و زبان انسان نیست بلکه نشانه هایی است که انسان به آنها زندگی می کند و به وجود خود و اشیا نظم می بخشد.
از دیگر كتاب های معروف فوکو دیرینه شناسی دانش است. وی در مقدمه ایم کتاب تصریح می کند که هدف از نگارش این کتاب انتقال به حوزه تاریخ و به طور اخص به تاریخ دانش نیست بلکه ارائه و آشکار ساختن اصول، قواعد و نتایج تحول و دگرگونی ذاتی است که در حوزه دانش تاریخی در حال وقوع است.
هدف فوکو توصیف و تعریف شکل عینیت یا تحقق یافته یک گفتمان است. منظور از عینیت یا تحقق یافتن یک گفتمان وحدت مجموعه ای از احکام است؛ به این معنی که در درون یک گفتمان وحدت موضوع ، وحدت حوزه و وحدت سطح وجود دارد. بدین سان است که موضوع تحلیل دیرینه شناسانه بررسی رویه های گفتمانی است که بنیاد بدنه ای از معرفت را تشکیل میدهند . از درون چنین معرفتی ممکن است گفتمان علمی بیرون بیاید.
شاید اولین اثری از فوکو که بر پایه روش تبار شناسی نوشته شده است کتاب مراقبت و مجازات است که در زبان انگلیسی به انضباط و تنبیه ترجمه شده است. فوکو در این کتاب به سیر بازداشت و مجازات در تاریخ معاصر غرب می پردازد و ضمن تایید دلالت مستقیم قدرت و دانش بر یکدیگر به مرور مسائل و حوادث سال های 1757 تا 1830 می پردازد. یعنی دوره ای که طی آن شکنجه زندانیان جای خود را به کنترل و مراقبت از آنها از طریق مقررات زندان بانی و نگهبان های زندان می دهد. البته فوکو این دگرگونی را نوعی پیشرفت یا تکامل معقول و منطقی نمی داند بلکه آن را جریانی خود به خودی و بی قاعده می داد.
عده زیادی بر این باورند که تحول مذکور در واقع بیانگر برخوردی انسانی تر با مجرمین است و سبب شده که با آنان رفتاری ملایم تر ، مهربانانه تر و تساهل آمیز تر در پیش گرفته شود. لیکن به اعتقاد فوکو واقعیت این است که تنها شکل و شیوه مجازات و شکنجه عوض شده و خصلت ظاهراً معقولانه تری به خود گرفته است. جای جلاد و مامور اعدام را زندان بان گرفته است و دیگ نیازی به اعمال شکنجه نیست گرچه شکنجه نیز به طور کامل و قطعی کنار گذاشته نشده است.
به نظر فروید و طرفداران او این گونه غرایز سرکوب شده در اکثر موارد به شکل های تصعید شده ای پدیدار می شوند و حرکت تمدن بشری را شتاب می بخشد. فوکو در این نظر فروید تردید می کند و می گوید از قرن هجدهم به بعد جنسیت نه تنها سرکوب نشده است بلکه به طور فزاینده ای موجب انفجار گفتمان های گوناگون گردیده است.
به نظر فوکو تا کنون در هیچ یک از دوران های تاریخی این همه راجع به جنسیت سخن گفته نشده است . طرح اولیه فوکو در تاریخ جنسیت بررسی موضوع جنسیت از دوران کهن یونان نیز گسترش داد. فوکو در مورد جنسیت چهار جلد کتاب را به رشته تحریر در آورده است که عبارتند از :
1- تاریخ جنسیت (جلد اول)
2- کاربرد لذت که در آن به مطالعه جنسیت و قدرت در یونان باستان پرداخته شده است.
3- مراقبت از نفس که در آن به مطالعه و تحلیل فرهنگ جنسی روم باستان پرداخته شده است.
4- اعترافات تن که به علت فوت نویسنده نا تمام باقی ماند.
فوکو در این کتاب به بررسی فرایند تکوین و توسعه تجربه جنسیت در جوامع غربی و به ویژه فرايند هايي می پردازد که افراد از طریق آنها خود را سوژه جنسی تلقی می کنند. در اینجا جنسیت نه به عنوان ویژگی طبیعی و یا زيست شناختی بلکه به عنوان فراورده ای تاریخی تصور می شود. قدرت با اعمال سلطه بر بدن و بر انرژی ها ، لذات و شهوات آن، جنسیت را انتشار داده است. بدین سان با قرار گرفتن جنسیت در رابطه با قدرت و دانش تحلیل بنیادین فوکو درباره شیوه های موضوع شدگی که از طریق آن انسان ها به سوژه تبدیل شده اند بسط می یابد.
در مجموع با توجه به خلاصه ای که از کتاب های مهم فوکو اشاره شد میتوان به این نتیجه رسید که طرح دیدگاه های فوکو بر پایه این اصل استوار است که معادله میان عقل، اراده و ترقی و پیشرفت که از شعارهای مهم مدرنیته است ما را از درک روابط قدرت باز داشته است.
او در یک سلسله تحقیقات فلسفی – تاریخی خاص در قلمرو روان پزشکی، پزشکی، جرم شناسی و جنسیت سعی کرده است که پیش فرضهای رایج مدرنیته را به چالش گیرد و شکل های جدید معرفت ، عقل و نهادهای اجتماعی را مورد باز پرسی قرار دهد و از درون آنها مناسبت قدرت را کشف کند.
اکنون پس از مرور کلی به آثار فوکو به بحث از دیدگاه های فلسفی او می پردازیم.
ریشه های نگرش فلسفی فوکو
فوکو هم چون هر متفکر خلاق دیگری از جو فرهنگی و فکری زمان و مکان خویش تاثیر پذیرفته است. جو غالب تفکر فرانسوی در طول دوران تحصیل فوکو در اکول نرمال سوپریور تحت تاثیر پدیدار شناسی و پیشگام آن ادموند هوسرل بود که به یک همراه خود طبعاً دکارت، کانت و هگل را نیز مطرح می کرد.
جریان مهم دیگر اگزیستالیسم ژان پل سارتر بود و در کنار این نام ها مارکس و فروید نیز کمابیش در هر بحث فکری جلوه بی چون و چرای داشتند. فوکو در عین تاثیر پذیری کوتاه مدت از هر یک از این نحله ها و نگرش ها تحت تاثیر شدید هیچ یک از آنها قرار نگرفت . او بعدها هم پدیدار شناسی هم اگزیستانسیالیسم هم مارکسیسم و هم فرویدیسم را مورد نقدهای شدیدی قرار داد.
در شکل گیری زمینه فکری او دو متفکر دیگر نیز سهم عمده ای داشتند: هایدگر و نیچه ، فوکو با وجود حجم گسترده مقاله و مصاحبه هایی که در آنها به تشریح زمینه های فکری خود پرداخته هیچ گاه به جز از نیچه و نگرش تبار شناسانه او و پاره ای موارد از هایدگر از چهره یا نگرش دیگری به عنوان اساس تاثیر گذار اندیشه خود سخن نمی گوید.
فوکو در دهه هفتاد برای متمایز کردن روش فلسفی خود از فلسفه های رایج زمان مانند پدیدار شناسی، هرمنوتیک و ساختار گرای از اصطلاح تبار شناسی استفاده کرد که بیانگر دین او به فلسفه نیچه بود. تبار شناسی فوکو بر پایه برداشت ویژه ای از مفاهیم قدرت ، دانش و حقیقت و ارتباط میان این مفاهیم است.38
جمع بندی شناخت شناسی فوکو
در مجموع می توان گفت که دیدگاه فلسفی فوکو از شناخت شناسی چون کانت نیست که پیشرفت را بر اساس توسعه علم مدرن طرح ریزی می کنند. تبار شناسی حقیقت، الگوی فوکو برای معرفت شناسی و فهم واقعیت هاست. به نظر فوکو الگوهای ما برای فهم واقعیت ها فراورده یک نظم نهادی شده تاریخی و تصوری است که وی آن را نظم فراگفتمانی می نامد. قواعد حاکم بر این نظم است که مشخص می کند که چه کسی در چه بافتی می تواند گزاره های معینی را بیان کند. وی با تصریح بر ارتباط دانش – قدرت معتقد است کسانی که دانش را در اختیار دارند دارای این توان هستند که سیلان معینی را تثبیت و دیگران را تعریف کنند. نظم فرا گفتمانی یک ساختار تصویری است که عامل شکل گیری گفتمان، معنی و قدرت و ارتباط میان آنهاست.( ساعي ، 1387 :56)
شکل 3 بیانگر عناصر موثر بر نظم فراگفتمانی است.
معنی
قدرت
گفتمان
شکل 3. عناصر موثر بر نظم فراگفتمانی
فوکو از اندیشمندانی است که در تحقیقات خود به دنبال رسیدن به ساحت نا اندیشیده و نا گفته بوده است. او به اقتضای رویکرد علمی و شناخت شناسی خویش نمودهای واقعیت را به میانجی مناسبت هایی که با دیگر نمودها دارند بررسی و سیر آنها را از حال به گذشته دنبال می کند. روش تبار شناسی وی به دنبال هیچ گوهر پایدار و ماهیت غیر قابل تغییری نیست . بلکه بر خلاف روش های سنتی در پی یافتن شکاف ها و گسست ها در فرایندهای تاریخی است.
فوکو معتقد است که حقیقت بیرون از قدرت یا فاقد قدرت نیست . حقیقت چیزی این جهان است؛ و هر جامعه ای نظام حقیقت و سیاست کلی خود را در مورد حقیقت دارد به گفته او هر جامعه ای سامان حقیقت خود را دارد یعنی آن گفتمانی را که پذیرفته چون گفتمانی حقیقی به کار می اندازد . اعمال قدرت بدون گفتمان های حقیقت ابداً ممکن نیست. ما تابع حقیقت از طریق قدرت هستیم و نمی توانیم قدرت را جز از طریق تولید حقیقت اعمال کنیم.
در جای دیگر فوکو می گوید که حقیقت با پنج ویژگی از لحاظ تاریخی مشخص می شود.
این پنج ویژگی عبارتند از :
1- حقیقت بر شکل گفتمان علمی و نهادهایی که این گفتمان را تولید می کنند متمرکز است؛
2- حقیقت تابع یک انگیزش ثابت اقتصادی و سیاسی است (نیاز به حقیقت برای تولید اقتصادی به همان اندازه لازم است که برای قدرت سیاسی)
3- حقیقت به شکل های گوناگون موضوع توزیع و مصرف عظیم قرار می گیرد (حقیقت در دستگاه های آموزش و اطلاع رسانی در سطح نسبتاً وسیعی جریان دارد)؛
4- حقیقت تحت کنترل برخی دستگاه های بزرگ سیاسی و اقتصادی (دانشگاه، ارتش، نوشتار و رسانه ها) تولید و منتقل می شود؛
5- حقیقت موضوع یک مباحثه کامل سیاسی و رویارویی کامل اجتماعی است.
فوکو در رابطه با ارتباط حقیقت و قدرت چند پیشنهاد ارائه می دهد و خود تاکید دارد که موارد اشاره شده در این ارتباط نه چیزهایی قطعی و پذیرفته شده بلکه صرفاً پیشنهادهایی برای بررسی یا ارزیابی های آتی است.(مايکل پيوزي ، 138456:)
– حقیقت را باید به منزله مجموعه ای از روش های قاعده مند برای تولید ، توزیع و انتشار و عملکرد گزاره ها فهمید.
– حقیقت با نظام هایی از قدرت که حقیقت را تولید و از آن محافظت می کنند و نیز با اثرهای قدرت که حقیقت را القا می کنند در پیوند است.
– نظام حقیقت صرفاً ایدئولوژیک یا رو بنایی نیست بلکه یک شرط شکل گیری و توسعه کاپیتالیسم و عملاً همین نظام است که با بعضی تغییرها در بیشتر کشورهای سوسیالیستی عمل می کند.
– مساله سیاسی اصلی برای روشن فکر مساله تغییر دادن آگاهی مردم یا آنچه که مردم در سر دارند نیست. بلکه تغییر نظام سیاسی، اقتصادی و نهادی تولید حقیقت است.
برخی از نظریات فوکو در رابطه با حقیقت و قدرت اساساً نیچه ای است. در واقع ایده سامان های حقیقت و در هم تنیدگی سخت آنها با نظام های سلطه ایده ای اساساً نیچه ای است.
در این رابطه فوکو حقیقت را تابع قدرت در نظر می گیرد . فوکو در این مورد می گوید مساله بر سر آزاد کردن حقیقت از هر نظام قدرت نیست که خیالی واهی است چون خود حقیقت قدرت است. بلکه مساله بر سر رها کردن قدرت حقیقت از شکل های سلطه اجتماعی و اقتصاد و فرهنگی است که حقیقت هم اکنون در درون آنها عمل می کند.(همان:76)

فصل چهارم عقلانیت ارتباطی

عقلانیت
این مفهوم کاربردهای فراوان داشته و در حوزههای گوناگونی به کار رفته است. به همین دلیل نیز معانی مختلفی دارد. شاید بتوان با استقراء حوزههایی که و اژه عقلانیت در آنها به کار رفته است یک معنای جامع برای آن برشمرد. میتوان این معنای جامع را تبعیت کامل از استدلال صحیح دانست. روشن است که استدلال کردن بر یک چیز انحاء مختلفی دارد به همین دلیل عقلانیت ناشی از انواع مختلف استدلال نیز مختلف خواهد بود.( تدين ، 1384

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع عقلانیت ابزاری، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، علوم طبیعی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع عقلانیت اخلاقی، عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی