پایان نامه ارشد با موضوع هنر عامیانه، تعلیم و تربیت، پیش دبستانی، زیبایی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

می طلبید و نهضت تازه ای در زمینه تعلیم هنر به وجود می آورد اهمیت موضوع به قدری بود که وزارت فرهنگ هند مجموعه کوچک و نفیسی از آن کارهای نقاشی ترتیب داد و برای شناساندن هنر کودکان میان تعدادی بزرگ از معلمین و دوستداران هنر پخش کرد.253
بیشتر کودکان ناتورالیست و مشاهده گران دقیقی نیستند کودکان بیشتر در رؤیاهای خود به سر می برند و دنیای واقعی در نقاشی آنها تا حدی که در رؤیاهایشان وارد شده و به زندگیشان مربوط است منعکس می گردد. کودک معمولاً اشیاء کمتری را در خاطر خود نگاه می دارد و ملاحظه و دقتش تابع روحیه و علاقه او در آن لحظه می باشد. بنابراین نقاشی یک کودک تابلویی است از آنچه او فکر می کند و آن طور که می بیند و فکر می کند و به عنوان معیار و ملاک قطعی ظرفیت های هنری کودک ارزش ندارد. در پنج سالگی مغز کودک و قدرت ملاحظه او حساس، تازه و نیرومند است. احساسی تند و زنده از رنگ دارد و دلایلی در دست است که کودکان این سنین از حالات و روش های جانوران و طبیعت که با حالات و روش های خود آنان تشابه دارد مطلع می باشند. پس از این سال ها، نقاشی ها و رنگ آمیزی های کودکانه به طرف نمونه های مشخص تری از بلوغ و کمال می رود. تکامل بیشتر بین سال های 10 و 13 تا 16 صورت می گیرد. در نقاشی های کودکان بزرگتر کارهایی هست که بیشتر به نقاشی اشخاص بالغ شباهت دارد. مجموعه نقاشی های کودکانه برای استفاده معلمین نقاشی و هنرمندان و ایجاد تفاهم و صمیمیت بین المللی وسیله گرانبهایی است.254
در دنیای امروز هنر کودکان بر خلاف گذشته که سرزمین مجهولی بود وسیله پرارزش برای مطالعه و تحقیق متخصصین تعلیم و تربیت است. هر کودکی که نقاشی می کند نقاش نخواهد شد و هر طفلی که نوشتن را بیاموزد نویسنده نخواهد گردید اما هنر عاملی اساسی در تعلیم و تربیت و وسیله ای برای بیان و ظهور حالات و تمایلات و احساسات کودکانه است. کودکی که در این را بیفتد و تشویق گردد به طور روزافزون تصورات ذهنی و ملاحظات خود را بیان خواهد نمود و با نقاشی افکار پنهان خود را تجسم خواهد بخشید.

5-8: هنر کودکان در مقایسه با بزرگسالان
تشابه بین نقاشی های کودکان و برخی نمونه های هنر مدرن به قدری زیاد است که از لحاظ مشخصات و هویت آفرینندگان این آثار، احتمال اشتباهی گرفتن نقاشی ها و طراحی های انجام شده توسط کودکان با نقاشی ها و طراحی های نقاشان حرفه ای و حتی ابلهان وجود دارد.255
بسیاری از خبرگان و پژوهندگان هنر (مانند آرنهایم، 1956؛ لوونفلد و بریتین، 1975؛ گاردنر، 1980) درباره تشابهات موجود بین نقاشی های (و طراحی های) کودکان بسیار نورس و هنرمندان و نقاشان بلند آوازه ای چون کله256، کلیمت257، میرو258، پیکاسو259 و بسیاری دیگر، اظهار نظر کرده اند. این تشابه، تصادفی نیست. نقاشان حرفه ای، آگاهانه از سبک نقاشی کودکان نورس تقلید و نسخه برداری کرده اند. به ویژه پل کله، همان گونه که پیکاسو و مودیلیانی260 از پیکرتراشی و کنده کاری های آفریقایی الهام می گرفتند، تحت تأثیر هنر کودکان قرار داشت.261
نقاشی های نوعیِ انجام شده توسط کودکان عادی (ناپریشان) از دید بسیاری از هنرمندان متنفذ و هنرشناسان نامدار، هنر به شمار آمده اند؛ بدین معنی که این نقاشی ها را از لحاظ هنری، خوشایند (دارای کمال و ترکیب بندی) و بیانگرانه می دانند. شالوده اصلی این ادعاها آن است که گویا تشابهاتی بین نمونه های نوعیِ نقاشی کودکان و برخی سبک های هنر ابتدایی و هنر مدرن وجود دارد.262
در عمل، نقاشان مدرن ضمن انتخاب سبک طراحی و نقاشی کودکان به عنوان سرچشمه الهام برای خویش، کاملاً آگاهانه در برابر معیارهای ذوق هنری برجا مانده از دوره پیش از خود واکنش نشان می دادند. مثلاً میرو و پیکاسو، عمداً شیوه ای تحلیلی و ویرانگرانه در قبال سبک های سنتی بازنمایی در نقاشی خود به کار می گرفتند، هرچند هر دو، هر گاه که تصمیم می گرفتند، می توانستند تصاویر ژرفانمایانه (پرسپکتیو) فوق العاده واقع گرایانه بیافرینند و چنین نیز کردند.263
به نظر هوارد گاردنر، موارد موفقیت هنرمندان بزرگسال در نشان دادن کودک وارگی در آثارشان، به این علت است که آنان قادرند اثر هنری خود را به اشکال ساده تقلیل دهند و آن اشکال را با هم بیامیزند تا مقاصد بیانی خود را برآورده سازند. هنرمند بزرگسال مهارت خود را در نیل به بداعت و سادگی کودک وار مخفی می دارد. او آگاهانه تلاش می کند آثاری بیافریند که القاگر معصومیت باشند و حال آنکه در کار خود سخت چیره دست است. آرنهایم (1977) به روشنی دراین باره نظر داده است که ایجاد و پرورش کودک وارگی در هنرمندان بزرگسال احتمالاً مستلزم چه چیزهایی است. برخلاف آنچه نظریه پردازان تکامل گرای پیش از آرنهایم فکر می کردند، او نشان می دهد که کودکان از اعمال خود تصاویری می آفرینند، ولی نه به سبب این که قواعد “واقع بینانه” ابعاد در طراحی را نمی دانند، تیزبینی ندارند، یا به جای چیزهای مشکل اشیاء آسان تر را می کشند، بلکه به این دلیل که کودک از چیزی که می بیند با احتیاط فراوان تصویری مقتصدانه و ساده شده ترسیم می کند.264
تاریخ هنر نشان می دهد که بسیاری از هنرمندان حرفه ای در سال های کودکی خویش از استعدادی ویژه در زمینه نقاشی برخوردار بوده اند. مثلاً پارک265 (1978) در کتاب زندگینامه هنرمندان بزرگ نوشته جورجیو وازاری266 (1912 – 1914) به نام هیجده کودک اعجوبه در ایتالیای قرن های چهاردهم تا شانزدهم برخورد کرده است. این کودکان دوره رنسانس، ظاهراً، در هشت یا نه سالگی، آثاری در حد نقاشان حرفه ای و بزرگسال می آفریده اند. جدیدترین نمونه ها، مانند کارهای هنری پیکاسو و کله در سال های کودکی، بدون تردید از وجود یک مهارت استثنایی در طراحی در نخستین سال های زندگی ایشان حرکت دارد.267
نقاشی کودکان با بعضی از هنرهای بزرگسالان که “هنر عامیانه” یا “هنر ابتدایی” و یا “هنر ساده” نامیده می شود نیز جنبه های مشترکی دارد. امروزه هنر عامیانه که شباهت به تولیدات کودکان دارد، مورد ارزشیابی مجدد واقع شده اند و به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته اند. در سال 1971 گالری هنرهای مدرن در شهر تورن ایتالیا آثار نقاشانی چون کاندینسکی و مارک را که شباهت به نقاشی کودکان و هنر ابتدایی و عامیانه دارد، دوباره به نمایش گذاشت.268
محیط پرورش کودک در موضوع و روش ترسیم نقاشی های او مؤثر است. بنابر نظر رید به راحتی می توان ثابت کرد اگر کودکی میان اشخاصی زندگی کند که موضوع های انتزاعی را نقاشی می کنند، او هم سبک انتزاعی در وجود خود را پرورش خواهد داد و هیچ لزومی ندارد که یک کودک به هنجار حتماً، کشش غیرقابل مقاومتی به سوی نمایاندن طبیعی اشیاء داشته باشد. او می گوید هیچ کس تاکنون سعی نکرده است کودکان را از تأثیر هنر زمان خود دور نگه دارد و اگر کسی بخواهد نتیجه این کار را مشاهده کند باید حتماً تجربه ای در این مورد انجام دهد.269
اگر تصور کنیم آثار نقاشان جدید که قرابتی با نقاشی کودکان دارد برای اینان قابل درک است دچار خطای بزرگی شده ایم. شخص بالغی که به هنر کودکان می نگرد در برابر دنیایی با قوانینی کاملاً متفاوت از دنیای خود، قرار دارد. عجیب تر آنکه در یک پرده سوررآلیست، ممکن است بسیاری از چیزها در نظرش حقیقی و واقعی جلوه کند.
علاوه بر این کودک از درک بسیاری از ظرایف و دقایق پرده نقاشی که فهم آنها مستلزم آشنایی به یک زبان است عاجز می باشد. انسان بالغ مرحله ای از عمر را گذرانده است تا اینکه توانسته است به این زبان دست یابد ولی کودک در دنیای خود زندگی می کند.
درباره درستی یا نادرستی آشنا ساختن کودکان با آثار هنرمندان بالغ و مشهور و هنر دوران مختلف، نظریات متفاوتی وجود دارند. گروهی بر این باروند که بزرگسالان باید برای کودکان مسائل جدیدی را مطرح کنند که به طور غیرمستقیم اشکال قدیمی و افکار یک طرفه را در مغز آنها تغییر دهد و با معرفی آثار هنرمندان دوران مختلف و مسائل هنر معاصر درک آنها را نسبت به اشکال هنری گوناگون بالا ببرند. ولی مسئله مهم این است که در هنگام معرفی آثار هنرمندان، باید به شکلی عمل شود که کودک احساس حقارت نکند، بلکه اثر هنری را به عنوان انگیزه خلاقیت درنظر بگیرد.270 گروهی نیز عقیده دارند نباید در پی آشنا ساختن کودکان با هنر اشخاص بالغ بود که این امر سودی ناچیز به حال کودک دارد و در عوض تأثیری خطرناک بر او می گذارد و به همین علت می توان ثابت نمود که ترتیب دادن موزه هنری برای کودکان اشتباهی عظیم است.271

5-9: تقویت درک هنری کودک
آموزش مشاهده صحیح به کودک در همه امور، به ویژه در دوران پیش دبستانی در زمانی که مفاهیم اشیاء و واژه های مربوط به آنها در ذهن کودک شکل می گیرد دارای نقش اساسی است.272
دید زیباشناسی کودکان را می توان به دو طریق هدایت کرد، یکی از راه دید واقع گرایانه و دیگری از راه زیبایی شناسی. این دید دو جانبه از محیط باید همواره مورد تشویق قرار گیرد.273
برای تقویت نیروی تجسم پیاژه معتقد است “با انباشتن ذهن کودکان از مطالب مختلف” قدرت تجسم آنها از واقعیات افزایش می یابد مشروط بر اینکه کودک ابتدا مفهوم آن چیز را بیاموزد تا بتواند کلمه ای را که معرف آن چیز است یاد بگیرد و بر همین اساس او پیشنهاد کرده است که «کودکان در یادگیری باید فعال باشند و هرچه تماس آنها را با واقعیت ها بیشتر کنیم، امکان بیشتری برای درک و تجسم واقعیت به آنها داده ایم.» موسیقی، قصه و داستان باعث قوی شدن قدرت تخیل اختراعی کودک می شود و دیدن فیلم، اسلاید، حضور در موزه ها و پارک ها، باغ وحش و شرکت در گردش های گروهی به تجسم و تخیل ادراکی کودک یاری می رساند.274
کودکان در مرحله دست ورزی به ویژه در سه تا پنج سالگی، قدرت واکنش نشان دادن به زیبایی ها، رنگ ها و آثار هنری ساده و پیچیده پیرامونشان را کسب می کنند. بنابراین می توان محیط و فضای نگهداری کودکان را در مراکز پیش از دبستان به صورتی زیبا و جذاب تزئین کرد. استفاده از وسایل با رنگ های شاد و نصب آثار هنری کودکان در فضای کلاس می تواند این ویژگی کودکان را توسعه دهد. همچنین برای رشد درک زیبایی های هنری کودکان، می توان به صورت هفتگی تصاویر نصب شده روی دیوار کلاس یا اتاق کودکان را متناسب با فعالیت های هنری خودشان تغییر داد. از طرف دیگر، از طریق گردش در طبیعت و خارج از محیط کلاس، کودکان به زیبایی های پیرامون خود بیشتر علاقه مند می شوند و بهتر می توانند زیبایی های هنری را نمایش دهند. مربیان می توانند کودکان را به بازگوکردن احساس و علایقشان درباره محیط اطراف و زیبایی ها به صورت کلامی تشویق کنند تا کودکان به درک بهتر و قوی تری از زیبایی ها دست یابند.275
فیشر276 عقیده دارد که هنگام مشاهده هنری، هنرمند روان خود را به آنچه کاملاً توجه او را جلب کرده است، انتقال می دهد و مانند این که لباسی بپوشد، درون آن جای می دهد. او می گوید که اگر موضوع مشاهده یک ستاره یا یک گل باشد، خود را به حدی کوچک می کنم که در آن بگنجم و اگر برعکس موضوع بزرگ باشد، خود را وسیع و بزرگ می دانم. من در آغوش ابر می لغزم، بی آرام و پرجنبش و جهنده و فاتحانه چون امواج، در چشمه و جویبار، با گل های لرزان حرکت می کنم و در تمام این مدت من در واقع خودم هستم. مواردی از این دست نشان می دهد که ظرفیت روحی کودکان و حتی بزرگترها را در درک زیبایی ها می توان با آموزش هنر افزایش داد.277
این فکر که دلبستگی نقش مهمی در مشاهده های هنری دارد، در رمانتیسم آلمان پرورش یافت و به عنوان مکتب آینفولونگ278 معروف گردید. این مکتب نقش زیبایی را در تربیت کودکان بررسی می کند. مثلاً پس از بارش باران و تغییرات جوی، ممکن است کودکی آن را عادی بداند ولی کودکی دیگر حس کند تکه ای رنگین کمان در دستش افتاده است. «کودک در اثر نفوذ بزرگسالان، زیبایی های طبیعت زادگاه خود را درک می کند و به آن علاقه مند می شود و سپس نمونه های شاعرانه طبیعت و گوناگونی شکل و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ارزش گذاری، دوران کودکی، مفهوم سازی، رشد اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع تأمین کننده، ایدئولوژی، وسیله ارتباطی، محدودیت ها