پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

السّتر لغلبة السرّ، فقال: زدني بياناً قال نور يشرق من صبح الازل فيلوح علي هياکل التوحيد آثاره، فقال زدني بياناً فقال: اطفيء السّراج فقد طلع الصبح142.
23. حاج ميرزا ابوالحسن بن حاج اسماعيل اصطهباناتي لاري معروف به محقق (م حدود 1338ق) يکي ديگر از شارحان است که شرح خود را به عربي آغاز کرده و آنگاه به فارسي ادامه داده است. نسخه‌اي از اين شرح در کتابخانه مرکز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي موجود است.143
24. سيد عبدالرحيم بن ابراهيم حسيني شيرازي (م ب 1315ق) رساله‌اي دارد با عنوان “اکمال الحجه في شرح حديث الحقيقه” که شيخ آقا بزرگ طهراني از آن ياد کرده است.144
25. شرح عربي حديث حقيقت، که از الذريعه بر مي‌آيد که محتمل است از آن محمود دهدار باشد.145
26. صاحب ناسخ التواريخ، در جزء پنجم که به احوالات اميرالمومنين عليه السلام مي پردازد به حديث حقيقت توجه و به شرح آن پرداخته است.
محمد تقي لسان الملك سپهر در جلد پنجم “ناسخ التواريخ” كه به زندگاني امام علي عليه السلام پرداخته و شامل دو كتاب شهادات و تابعين است. در بخش كتاب تابعين وقتي سرگذشت كميل بن زياد را مطرح مي‌كند، پس از نقل برخي احاديث از امام علي عليه السلام كه راوي آن كميل است مي‌نويسد: مكشوف باد كه شرح حال كميل بن زياد و ملازمت او در خدمت امير المومنين عليه السلام موافق كتب تواريخ و شرح نهج البلاغه چنان است كه در كتاب صفين و تابعين مرقوم شد لكن موحدين عرفاي حقه او را صاحب سر امير المومنين دانسته اند و سلسله جماعتي از مشايخ عرفا را بدو منتهي مي‌دارند از جمله حديث كرده‌اند كه: يك روز امير المومنين عليه السلام بر شتري سوار بود و كميل را رديف فرمود در عرض راه عرض كرد كه: يا امير المومنين “ما الحقيقة” يعني: چيست حقيقت؟ همانا از حقيقت بي نام و نشان پرسش نكرده چه هيچ ممكن را به ادراك اين مقام دستگاه نيست تواند بود كه از وحدت حقه و حقيقت محمّديه و ولايت علويه پرسش كرده باشد.
امير المومنين عليه السلام فرمود: “ما لك و الحقيقة” يعني: تو را با حقيقت ارتباطي نيست. نخست از خودي و خود بيني بايد بيرون شد. چنانكه بنده در شعري گفته‌ام:
يك قدم بيرون شو آخر از كنار خويشتن شرم از اين كردار بادت تا بكي اين ما و من
يك قدم تا كوي آن شه بيشتر نبود وليك آن قدم بگذاشت بايد بر وجود خويشتن
و از اين سخن امير المومنين عليه السلام كميل را تهويلي فرمود تا در سلوك بر جد و جهد خويشتن بيفزايد و طريق فناي في الله پيمايد.
كميل چون آن طرد و تهويل را نگريست عرض كرد: اولستُ بصاحب سرّك. آيا من صاحب سرّ تو نيستم و حمل اسرار تو نتوانم كرد.
قال: بلي ولكن يترشّح عليك ما يطفح منّي. فرمود : صاحب سرّ من هستي. لكن به اندازه‌اي كه از رشحات خاطر من نصيبه‌اي بري و به قدر توانائي بهره مند گردي.
مقرر است چنان كه مستسقي سيراب نشود طالب از زياده طلبي باز نايستد. لاجرم كميل عرض كرد: أو مثلك تخيب سائلا؟ آيا مانند تو كريمي سايل را محروم مي‌گذارد؟
فقال امير المومنين عليه السلام: الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير اشارة. فرمود: حقيقت تلالي شعشعه جلال است كه بي پرده آشكار شود بي آنكه اشارتي رود.
كميل عرض كرد : زدني بياناً. از اين روشن تر بگوي تا فهم توانم كرد.
فقال: محو الموهوم مع صحو المعلوم. يعني: كثرات را كه وجودات موهومه‌اند بسترند و در حقيقت تجلي كه ولايت موهوبه است نگرند.
ديگر باره گفت: زدني بياناً. روشن تر بگوي.
فقال: هتك السّتر لغلبة السّر. فرمود چاك زدن حجابات مقيدات است به نيروي سعي و طلب.
همچنان عرض كرد: زدني بيانا. چنان بگوي كه عقل و درك تواند كرد.
فقال: نور يشرق من صبح الازل فيلوح علي هياكل التوحيد آثاره. فرمود: حقيقت نوري است كه از صبح ازل بردميد و آثارش متلالي ساخت. هياكل توحيد را يعني وجودات جزئيه كه رهينه قيودات متعدده‌اند نمودار توحيدند چه اين قيودات را حقيقتي نيست و همگان نمودني بودند و آن كس را كه ديده حق‌بين باشد به جز حق نبيند.
از اين جمله مكشوف افتد كه هستي ها همه طفيل هستي وحدت حقه و حقيقت محمديه و ولايت علويه است و همگان رشحات وجود ايشان و اين هر سه در حقيقت يكي است.
كميل هنوز خاموش نشد و عرض كرد: زدني بياناً.
فقال: أطفيء السراج فقد طلع الصبح. فرمود: چراغ را فرو نشان كه صبح طالع گشت. يعني آنچه در خور فهم تو بود گفته شد و آنچه از وحدت حقه و كثرات موهومه توانستي فهم كردي و قربت ما و ولايت موهوبت ما را دانستي.
سپس صاحب ناسخ التواريخ مي نويسد:
همانا مشايخ عرفاي حقه در شرح اين كلمات كتاب‌ها نگاشته‌اند كه ايراد آن در خور اين كتاب مبارك نيست و من بنده بدانچه از تاويل اين كلمات به خاطر مي‌رفت اشارتي كردم و به شرح و بسط تمام با اينكه نيك توانا بودم روا نداشتم.146
27. علامه مهدي الهي قمشه‌اي، يکي ديگر از شارحان حديث حقيقت است. ايشان در کتاب “حکمت الاهي” بطور مبسوط به شرح حديث با صبغه فلسفي پرداخته است.
مرحوم مهدى الهى قمشه اى در كليات ديوانش نيز اين حديث را به نظم شرح نموده است.147
مهدي الهي قمشه‌اي ابتدا الفاظ حديث را به فارسي روان ترجمه مي‌كند و سپس به شرح حديث و تبيين معاني حقيقت مي‌پردازد. از نظر الهي قمشه‌اي اين حديث در كتب رجال و اخبار بزرگان علما و عرفاي اماميه آمده است و لذا ايشان هيچ اشاره‌اي به بحث سند حديث و ضعف احتمالي آن نمي‌كند.
مرحوم قمشه‌اي كه شرح حديث را با اشعاري از بزرگان و عالمان عارف و نيز اشعار دلنشين از يافته‌هاي خويش تقويت كرده است در پايان مي‌نويسد: آري كميل تا ابد خاموش گشت و تا حدي كه لايق بود از حقيقت آگاه و به معشوق نائل شد و حقير در شرح اين حديث به حقيقت ران ملخي نزد سليمان علم و عرفان و سالكان ملك عشق و ايمان آوردم باشد كه از كرم و بزرگواري حضرتش بپذيرد و بي نوائي را به نوائي بنوازد انشاء الله 148
برخي ديگر از شروح که در متون و منابع کتابشناسي از آنها ياد شده عبارتند از:
28. شرح شيخ مفيد متخلص به داور (م 1320 ق). (الذريعه ، ج 13، ص 197)
29. شرح حاج ملاهادي سبزواري (م 1289ق) که در ضمن شرح دعاي جوشن کبير بدان پرداخته و در کتاب اسماء الحسني، ص 131-133 به چاپ رسيد است.
30. گزارش خبر کميل به نظم نسخه: دانشگاه تهران، ش 33/1035، فهرست 3، ص 464.
32. گزارش فارسي خبر کميل، نويسنده ناشناخته، نسخه: دانشگاه تهران، ش 3/1169، فهرست، ج 6، ص 2333.
33. شرح فارسي حديث حقيقت، نويسنده ناشناخته، آغاز، حمد جلال احديت نه زبان هر کس است. نسخه: مجلس، ش 13، و 12/631، ، فهرست، ج 2، ص 393.
34. شرح فارسي حديث حقيقت، نويسنده ناشناخته، مرعشي، ش 7498، فهرست 19/293.
35. شرح حديث حقيقت، نويسنده ناشناخته، عربي، نسخه: مرعشي، ش 4650.
بر اين فهرست، نام‌هاي ديگري هم مي‌توان افزود از آن جمله : شيخ احمد احسايي،(م 1241ق)، داور بن ميرزا محمد نبي شيرازي (م 1321ق)، حاج سيد محمد باقر بن محمد جواد (م 1367ق) متخلص به امامي و ….
در عين حال، هستند شرح‌هايي بر اين حديث ارزشمند که در نسخه‌هاي برجاي مانده از آنها، از مؤلفّانشان نشاني نمي‌توان جست و بسا که در روشنان همسنجي آنها با ديگر شرح‌هاي “حديث حقيقت” چهره مولفانشان آشکار شود.149
36. يکي از شروح حديث، شرح علامه ملاعبدالله زنوزي (م 1257) است که علامه زنوزي در آن بسيار مفصل اقدام به شرح حديث کرده است. مرحوم ملا عبدالله زنوزي در “انوار الجليه” چند شرح ديگر را که ملاحظه کرده و از آنها بهره برده را نام مي‌برد از جمله شرح سيد عليخان در “طراز اللغة”، شرح شيخ احمد احسائي در شرح جامعه كبيرة؛ شرح صاحب كتاب “نوادرالعلوم” در همان كتاب. شرح صاحب كتاب اسرار التوحيد در همان كتاب، زنوزي مي‌نويسد كه از بعضي از اخوان الصفا شنيده است كه شيخ الرئيس ابن سينا نيز شرحي بر اين حديث شريف نوشته‌اند.150
به هر رو چنان که اشاره شد اين روايت مورد توجه اهل عرفان و سير و سلوك قرار گرفته و شروحى چند بر آن نگاشته اند كه برخى از آن به طبع رسيده و برخى ديگر داراى نسخ خطى است و تعدادى نيز تنها در كتب فهارس نام برده شده اند. در اينجا به معرفى مهم ترين اين شرح ها و نسخه ها مى پردازيم:
1. شرح شيخ عزالدين محمود بن ابى طاهر كاشانى )الذريعة، ج13، ص196 و ج18، ص140 (
نسخه ها:
الف ـ دانشگاه تهران، ش3/1036، فهرست 3 ص462
ب ـ كتابخانه ملى تهران، فهرست، ج11، ص727
ج ـ مرعشى، ش10120، 8373 ، 478 و 2010
2. شرح مظفر على شاه كرمانى (م 1125 ه) (فارسى منظوم). ( الذريعة، ج13، ص197 و ج18، ص140)
نسخه ها: الف ـ كتابخانه ملك ، ش5181 ، فهرست، ج3، ص499
ب ـ مرعشى، ش7341
3. شرح ملاعبدالرزاق كاشانى (م730 يا 735ق) ( الذريعة، ج13، ص196 و ج18، ص140) اين شرح در شماره ششم مجله انديشه، بر اساس چهار نسخه به چاپ رسيده است.
4. شرح حديث حقيقت،ابن همام شيرازى شيعى نسخه: دانشگاه تهران، ش 2/2654 (ص10ـ22)، فهرست، ج10، ص1524
5. شرح خبر كميل، جمال الدين حسن بن يوسف مطهر حلى (م 726 ق) الذريعة، ج13، ص196
اين رساله به علامه حلى منسوب است و برخى آن را از دوانى دانسته اند. اين شرح در مجموعه اى به نام كلمات المحققين چاپ سنگى شده است و داراى نسخه هايى است.
نسخه ها:
الف ـ دانشگاه تهران، ش 1/1036 (1برگ)، فهرست 3، ص460.
ب ـ كتابخانه مجلس، ش 32/4900، فهرست ج14، ص67 و ش 40/1805، فهرست ج9،ص345
6. شرح حديث حقيقت، شاه نعمه اللّه ولى (م 827 ق. فهرست منزوى، ص1332
نسخه ها:
الف ـ كتابخانه ملك،ش 6/4189، فهرست، ج7، ص237
ب ـ مرعشى، ش4781
7. شرح فارسى حديث حقيقت، مقيم كاشانى
نسخه:
كتابخانه ملك، ش10/477 (ص30ـ36)، فهرست، ج1، ص85.
8. شرح عربى حديث حقيقت، (از الذريعه برمى آيد كه محتمل است از آن محمود دهدار باشد).
(الذريعة، ج13، ص197 ـ 198) نسخه:ها كتابخانه ملك، ش 14/4027 (ص99ـ103)، فهرست، ج7، ص151
9. گزارش فارسى خبر كميل، نويسنده ناشناخته

نسخهها :
دانشگاه تهران، ش 3/1169، فهرست، ج6، ص2333
10. شرح فارسى حديث حقيقت، نويسنده ناشناخته، آغاز: حمد جلال احديت نه زبان هر كس است. نسخه ها: مجلس، ش13 و 12/631، فهرست، ج2، ص393
11. شرح حديث حضرت على به كميل به نام نفايس التحقيق و جواهر التدقيق. نسخه: دانشكده الهيات مشهد، ش 1/1035 (كتابت در قرن10). فهرست، ج2، ص192
12. شرح حديث حقيقت از قاضى ميرحسين . نسخه: مرعشى، ش10882، 9411 و 9797
13. شرح حديث الحقيقة، عبدالرحيم بن محمد يونس الدماوندى الاصفهانى (م1160ه) الذريعة، ج13، ص196
اين توضيح و يادآورى لازم است كه گمان مى رود برخى از اين رساله ها مكرر باشد، چرا كه اين فهرست بر اساس فهارس نسخ خطى فراهم آمده و به اصل نسخه ها مراجعه نشده است.
کتاب هاي ديگر که به نوعي به فقراتي از آن پرداخته يا بدان اشاره کرده اند عبارتند از:
– شيخ بهايى در كشكول151
– سيد عبداللّه جزايرى در التحفة السنية.152
– ملا مهدى نراقى در قرة العيون.153
– ميرزا محمد اخبارى در كتاب رجال خود كه به رجال نيشابورى معروف است . 154
ج ـ معرفي برخي از نسخه ها و شروح حديث حقيقت
در اين بخش چنان كه از عنوان آن بر مي‌آيد، تلاش خواهد شد تا نسخه‌هايي كه تاكنون، بوسيله محققان معاصر نسخه شناسي، تصحيح و تجديد چاپ شده است معرفي گردد. مختصري از زندگي شارح حديث نيز از اهداف ديگر بوده است. برخي از اين معرفي‌ها همراه نسخه‌ها و شروح منتشر شده آمده است و با كم و زيادها و اصلاحاتي آورده شد و برخي نيز از كتب شرح حال علما تهيه و گزارش شده است.
نكات مهم اين تشريح نيز مورد توجيه قرار گرفته است. متذكر مي‌شود همه نسخه‌هايي كه در اين بخش معرفي شده است تهيه و در ابتدا قرار بود به ضميمه اين پايان نامه بيايد ولي بخاطر افزايش حجم صرف نظر شده و در آينده چنانچه بخواهد اين پايان نامه مورد تجديد نظر قرار گيرد، آن نسخه‌هاي منتشر شده يكجا در ضميمه خواهد آمد.
شرح منسوب به علامه حلي و انتساب آن:
يکي از رساله ها در شرح خبر کميل رساله منسوب به علامه حلي است. اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع بحرالاسرار Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانش پژوه، سلطان محمد