پایان نامه ارشد با موضوع نهاد خانواده، رضایت زناشویی، زنان متاهل، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ه شده توسط زن يا شوهر می باشد زماني كه همه جنبه هاي ازدواجشان را در نظر مي گيرند ، رضايت يك متغير نگرشي است و بنابراين يك خصوصيت فردي زن و شوهر محسوب مي شود طبق تعريف فوق ، رضايت زناشويي در واقع نگرشي مثبت و لذتبخش است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي دارند(سليمانيان ، 1373 ).
گودرزی (1378) ، برای رضایت زناشویی چند جنبه را در نظر می گیرد ولی رضایت زناشویی را به طور کلی در احساسات مثبت ،دوست داشتن ، رضایت جنسی ، توافق در خصوص دخل و خرج ، خانه داری و تربیت کودکان می داند. جانسون و هاریس14(1970)، ازدواج اصلی ترین و مهم ترین زمینه ای می دانند که عملکرد و اثر صمیمیت و روابط اجتماعی رشد یافته درآن متجلی می گردد(خداپناهی 1374 ) ،رابطه ای زناشویی رضایت بخش تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصیتی زوجین و فرزندان آنان دارد. مطالعات انجام شده ارتباط ناهماهنگی و تعارض زناشویی را با اختلال در کیفیت ارتباطات بین فردی کودکان تائید نموده است ( پارک و باریل15، 1997).
روابط زناشویی می تواند از عوامل مختلف اثر پذیرد , برخی از مهمترین آنها رگه های شخصیت , سبک های هیجانی , ارتباطی , تجربی , بازخوردی و انگیزشی فرد هستند که در طی زمان ثابت فرض شده اند (کاستا و مک کری16 ، 1992).
اولسون و ديگران (1989)،17 براي چرخه زندگي خانوادگي مراحلي را مطرح مي كنند و معتقدند كه ميزان رضايت زناشويي در هريك از اين مراحل متفاوت است. مراحلي كه وي مطرح مي كند عبارتند از :
الف- زوجهاي جوان بدون بچه .
ب- خانواده با بچه هاي پيش دبستاني.
ج- خانواده با بچه هاي دبستاني.
د- خانواده با فرزندان نوجوان.
ه- خانواده با بچه هايي كه مستقل مي شوند.
و- خانواده بدون فرزند.
ن- خانواده در دوران بازنشستگي و پيري .
اكستي18 عقيده دارد كه : مدل تبادل اجتماعي مورد استفاده در امر زناشويي تعريف معناداري را از رضامندي زناشويي ارائه مي دهد.انطباق بين آنچه كه فرد از زندگي زناشويي انتظار دارد و آنچه كه در زندگي زناشويي تجربه مي كند، ميزان رضامندي زناشويي او را نشان مي دهد(وكيلي ،1366).
شعري نژاد (1364) ،عقيده دارد: رضامندي ، به آن حالت موجود زنده گفته مي شود كه تمايلات محرك وي به هدف خود رسيده اند .احساسي كه شخص هنگام رسيدن به آرزوهايش پيدا مي كند(وكيلي ،1366).
سيدني بلاچ19 (1987 )، نيز معتقد است كه ازدواج داراي طول عمري است كه مي توان آن را به سه بخش تقسيم كرد:
اول- مرحله نخست : پنج سال اول زندگي زناشويي را شامل مي شود. معمولا زوجها در اين فاصله به اواخر دوران 20 سالگي يا اوايل 30 سالگي خود مي رسند.
دوم- مرحله مياني دوران رشد فرزندان است.اين دوران در اواخر 40 سالگي يا اوايل 50 سالگي پدر و مادر به پايان مي رسد.و اين زماني است كه جوانترين فرزند خانواده ازدواج كرده است.
سوم- مرحله سوم : در اين مرحله زن و شوهر مجدداً با هم تنها مي شوند.اين دوران نيز با مرگ زن يا شوهر به پايان مي رسد. و ميزان رضايت زناشويي در هريك از اين مراحل متفاوت است(سليمانيان، 1373).
شلزينگر 20 (1983)، در تحقيقي كه به بازنگري اطلاعات مربوط به ازدواجهاي بادوام و رضامندي زناشويي پرداخته است ، سه منحني چرخه زندگي ارائه داده است.
الف- تنزل خطي بعد از دوره ماه عسل.
ب – روند منحني شكل كه در آن دوره خانه، تهي از فرزندان است و مهمترين رويداد ، افزايش استقلال است.
ج- منحني U شكل كه منحني رضايت طرفين از زندگي مشترك است .
بويدررولنز و هارولد فيلدمن 21(1970) ، در تحقيقي كه در زمينه رضايت زن بر حسب دوره هاي زندگي انجام دادند ، نتيجه گرفتند كه رضايت زن تا زمان مدرسه رفتن بچه ها ، بتدريج كاهش يافته و از اين دوره به بعد تا زماني كه فرزندان خانواده را ترك گويند و تا زمان دوره بازنشستگي شوهر ، رضامندي زن افزايش مي يابد.
اگر منحني رضايت طرفين از زندگي مشترك را ترسيم كنيم شكلي شبيه Uدست خواهد آمد .بدين معنا كه زن وشوهرها ،درسالهاي اول آخر زندگي از يكديگر واز زندگي رضايت دارند وبيشترين نارضايتيها در دوره ي ميانسالي است (بهداشت روان ،گنجي، ص 135).
ميشل 22(1354) ،عقيده دارد : نارضايتي زن درموقع مدرسه رفتن فرزندان بيش از هر زمان ديگريست . اما به محض اينكه فرزندان به سن نوجواني مي رسند ، رضايت زن افزايش مي يابد و تا دوره هاي بعد همچنان ادامه دارد.
وينچ و ديگران23 (1974) ،معتقدند كه رضايت زناشويي ، انطباق بين وضعيتي كه وجود دارد و وضعيتي كه مورد انتظار است ، مي باشد(سليمانيان ، 1373 ) .
عوامل موثر بر رضا يت مندي زناشويي
ازدواج يكي از مهمترين اركان زندگي اجتماعي هر فرد را تشكيل مي دهد. مي دانيم كه سه موضوع مهم تحصيل ، شغل و ازدواج از اركان اصلي زندگي اجتماعي است. همانگونه كه دو اصل تحصيل و شغل در ازدواج تاثير دارند ، اين تاثير نيز متقابل مي باشد. يعني ازدواج بر تحصيل و شغل تاثير مستقيم دارد (تمدن ،1369).
از مسائل مهمي كه مي‌تواند با رضا‌مندي زناشويي رابطه داشته و بر آن تأثير بگذارد، مسائل جمعيت‌شناختي يا همان عوامل دموگرافيك مي‌باشد؛ عواملي چون تحصيلات زوجين، سن ازدواج و تفاوت سني، طول مدت ازدواج و شاغل بودن زن و مرد، جداي از عوامل درون ‌زوجي ، همچون كيفيت رابطه كلامي و غيركلامي، رابطه جنسي، حل تعارض و اختلاف، مي‌تواند با رضا‌مندي از زندگي زناشويي رابطه داشته باشد(جديري، 1388).
دربررسي هاي مربوط به عوامل موثر در رضايت زناشويي در منابع متعدد ، به عوامل گوناگوني اشاره شده است كه در اينجا به پاره اي از آنها به شرح زير اشاره خواهيم كرد.
توجه ودرك همسر
تمايل و توجه ، يعني باور داشتن و اين باور را انتقال دادن به زوج ، يعني اينكه ‹ توبرايم مهم هستي و به آنچه براي تو اتفاق مي افتد بها مي دهم و مراقب تو هستم›.دونشانه مهم تمايل و توجه به همسر ، توجه به رفاه او و آمادگي براي كمك و حمايت از اوست .زوجين با درنظر گرفتن تفاوتهاي فردي بين انسانها ، بايد شنونده خوبي باشند و با حوصله به سخنان طرف مقابل گوش دهند. وجود اختلاف بين زوجين امري اجتناب ناپذير است. اما چيزي كه در اين زمينه مهم است ، رسيدن به يك تفاهم معقول و منطقي است . به طور كلي مي توان گفت تفاهم ، كليد حل اختلافات زناشويي است(نجاتي ، 1376 ) .
مسائل جنسي
امروزه پژوهش‌هاي مختلفي درباره اهميت روابط جنسي زوجين، آثار آن بر سلامت زن و شوهر، و نيز تاثير آن بر دوام و قوام خانواده صورت گرفته است كه به تعدادي از آنها اشاره مي‌شود.
سلامت جنسي، عامل استحكام نهاد خانواده است .تمايلات جنسي طبيعي، به احساس كشش و رفتاري اطلاق مي‌شود كه براي خود شخص و طرف مقابل لذت‌بخش است و تحريك اعضای جنسي را در بر مي‌گيرد و با احساس گناه و اضطراب همراه نبوده و در عين حال جنبه جبري هم ندارد. سلامت جنسي يعني موقعيتي كه در آن زوجين از يك رابطه سالم، مناسب و بهنجار جنسي بهره‌مند هستند و از اين رابطه به رضايت‌مندي مي‌رسند.
اخوان تقوی و فروتن (1389) ،خانواده در ديدگاه جامعه‌شناسان عبارت از زن و مردي است كه نياز به رابطه جنسي و نياز به همسر آنها را در كنار هم قرار داده است و اين نياز از چنان نيرويي برخوردار است كه زمينه پيدايش آرامش و نيز تربيت فرزندان را فراهم مي‌سازد. بر اساس اين نظريه، خانواده صرفا شامل دو همسر است اما در ديدگاهي ديگر، برخي روان‌شناسان معتقدند: خانواده از دو همسر و فرزند يا فرزندان ايشان تشكيل مي‌شود. در هر دو تعريف، خانواده خميرمايه، هسته نخستين و واحد سازنده هر يك از جوامع انساني تلقي شده است و از اين روي شكل‌گيري جوامع، بدون تشكيل نهاد خانواده قابل تصور نيست. نهاد خانواده در ديدگاه اسلام نيز بسيار ارزشمند و پراهميت است تا آنجا كه آيات متعددي در سوره‌هاي بقره، نساء، انفال، نور، فرقان، احزاب، طلاق، … به اين مهم پرداخته است. بر اساس ديدگاه اسلامي، آفرينش زن و مرد از يك خميرمايه است و در بين آنها همبستگي و پيوند خوني و تاريخي وجود دارد و در سايه ازدواج، اين همبستگي به صورت ميثاقي غليظ و پيماني محكم درمي‌آيد. خانواده اسلامي كه در سايه نكاح شرعي پديد مي‌آيد از چنان استحكام و ارزشي برخوردار است كه رسول خدا(ص) مي‌فرمايند: هيچ بنايي در نزد خداوند محبوب‌تر از بنايي نيست كه در سايه ازدواج پديد آمده باشد. از نظر اسلام، نهاد خانواده كانوني است براي به ثمر نشستن غرايز و تمايلات فطري انسان. از اين رو سلامت، طراوت و بالندگي اين كانون داراي اهميت ويژه‌اي است.
آقامحمديان و هم كاران (1382)، در پژوهشي درباره 60 زن مطلقه و غيرمطلقه دريافتند كه عدم رضايت ‌مندي زناشويي در طلاق نقش بسزايي دارد. يافته‌هاي اميريان‌زاده و همكاران وي (1385 ) ،درباره زنان مراجعه‌ كننده به مركز مشاوره و دادگاه شهر شيراز هم نشان داد كه رابطه مستقيم و مثبتي بين طلاق و مشكلات جنسي وجود دارد. فروتني و همكاران وي (1384 )، در مطالعه‌اي روي زوج‌هاي مراجعه‌كننده به دادگاه خانواده شهرستان لارستان در فاصله سال‌هاي 83 – 80 دريافتند كه نارضايتي جنسي عمده‌ترين علت طلاق بوده است. صابريان و هم كارانش (1384 ) ،در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند كه نامناسب بودن كميت و كيفيت روابط زناشويي در بيشتر مواقع با لجبازي، قهر و ترش‌رويي و ساير موارد خشونت خانگي ارتباط تنگاتنگ دارد علي‌اكبري و هم كارانش ( 1388 ) ،در مطالعه‌اي روي زنان متاهل 18 تا 50 سال دريافتند؛ با افزايش ميزان رضايت جنسي زنان، مي‌توان به ادامه زندگي و سازگاري زناشويي زوجين كمك كرد. آگنج و هم كاران (1388 ) ،هم در مطالعه خود به اين نتيجه رسيدند كه آموزش رابطه جنسي موجب افزايش رضايت از زندگي مي‌شود و در نتيجه طلاق‌هاي ناشي از مشكلات و نارضايتي‌هاي جنسي را كاهش مي‌دهد. داستان و هم كاران (1388 )، با مطالعه روي زنان متاهل شهر تهران نشان دادند؛ در صورتي كه رضايت از رابطه جنسي در زوجين افزايش يابد كيفيت زندگي زناشويي آنها نيز افزايش خواهد يافت. آمارهاي موجود هم نشان مي‌دهد يكي از عوامل اصلي و موثر در طلاق، عدم ارضاي غريزه جنسي زوجين است. نتيجه پژوهش فروتن و همكار وي ( 1387 )، درباره متقاضيان طلاق مراجعه‌كننده به مجتمع‌هاي قضايي خانواده یک و دو شهر تهران حاكيست؛ 7/66 درصد مردان و 4/68 درصد زنان از زندگي جنسي با همسران‌شان راضي نبودند. غريزه جنسي از قوي‌ترين نيازهاي دروني است كه ارضا نشدن آن به اختلالات پايدار و عميقي در روابط زوجين منجر مي‌شود و در نهايت گاه به از هم‌گسيختگي زندگي زناشويي و طلاق مي‌انجامد. مجموع نتايج به دست آمده از اين مطالعات نشان مي‌دهند كه در خانواده يكي از ستون‌هاي محكم زندگي مشترك، داشتن يك ارتباط جنسي مبتني بر يك رضايت دوسويه است. نظريه ناسازگاري جنسي به ما مي‌گويد: از ميان تمام عواملي كه در پشت مشكلات خانوادگي به ويژه مشكلات منجر به طلاق وجود دارد، ناكاميابي جنسي است كه از نظر اهميت بر ديگر عوامل زمينه‌اي تقدم دارد. اگر زوجي در روابط جنسي كامياب باشند از بسياري از مشكلات به راحتي مي‌گذرند و يا از شدت آن كاسته مي‌شود و يا قابل تحمل مي‌شود و بالعكس نبود رابطه جنسي مناسب زمينه را براي دامن زدن به مشكلات جزيي و تبديل آنها به مشكلات بزرگ مهيا مي‌سازد. عملكرد جنسي مطلوب موجب آرامش روحي، تقويت اعتماد به نفس، احساس كامروايي، سرزندگي و شادابي، كاهش تنش‌هاي روزمره زندگي، احساس صميميت و نزديكي بيشتر به همسر مي‌شود و اين مهم نهايتا به تحكيم روابط خانوادگي كمك شاياني مي‌كند. در عوض هرگونه اختلاف در اين رابطه به احساس محروميت، ناكامي و ناامني رواني، دلخوري، حسادت، بدبيني و سوءظن، اضطراب، عدم تمركز، بي‌حوصلگي، بهانه‌گيري، خشونت، مقصر دانستن طرف مقابل در مشكلات زندگي، احساس تحقير، افزايش تنش‌ها، بزرگنمايي مشكلات و احساس تنفر از همسر منجر شده كه نتيجه‌اي جز حاكم شدن فضاي سرد و بي‌روح بر زندگي و يا از هم‌گسيختگي زندگي مشترك نخواهد داشت.
اگرچه زناشويي سعادتمندانه فقط تا اندازه هاي مربوط به روابط لذت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، رضایت زناشویی، تعارض زناشویی، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، مشکلات زناشویی، فرآیندهای شناختی، رویکرد سیستمی