پایان نامه ارشد با موضوع نسخة، بسيار، حکايت، علمي

دانلود پایان نامه ارشد

تدوين و عاري بودن از اغلاط و اشتباهات به صورت نسخه مؤلف بسيار نزديك بود و مي شد آن را از ساير نسخ برتر دانست.
بيشتر نسخه ها(مشخصاً نسخه هاي گروه اول) تقريبا با نسخه الف مطابقت مي كردند و موجب شدند كه اعتماد نگارنده به اين نسخه بيشتر شود. بنابر اين ديگر نسخه ها با اين نسخه سنجيده و به نسبت قرابت و پيوند آنها با نسخه اساس به درجه بندي و تفكيك آنها به سه گروه اصلي پرداخته شد. الف به عنوان نسخه اساس نسبي و نماينده گروه اول و “د” و “و” به عنوان نماينده گروههاي دوم و سوم تعيين شدند. سپس نسخه هايي كه از نظر ضبط واژگان و بافت كلام و گونه هاي زباني و اسلوب نگارش اهميت چنداني نداشتند و يا متضمن دگرگوني تاريخي خاصي نبودند از دايره عرض و مقابله خارج و دلايل بيرون بردن آنها از دور تصحيح در حد ضرورت مطرح شد.324
براي نيل بدين مقصود تمامي نسخه هاي در دسترس يكبار ديگر از جهت تبارشناسي با يكديگر مقايسه گرديدند و در نهايت همه نسخه هاي در دسترس در سه گروه اصلي قرار گرفتند.

4-2. گروه بندي نسخه هاي همگون و هم نسبت
گروه اول
گروه اول كه تاريخ كتابت آنها از سال 949ق. آغاز و تا سال 1316ش. ادامه مي يابد نسخي را شامل مي شود كه از صحّت و قوّت نسبي برخوردار و بسيار شبيه يكديگرند. جز در مواردي كه غالباً ناشي از سهو كاتبان بوده است اختلافي با هم ندارند. اغلب نسخه هايي كه براي مقابله انتخاب شده اند از اين گروه مي باشند.
گروه دوم
گروه دوم از نظر كلي كاملاً شبيه گروه اول ولي از نظر جزئي به دليل بالا بودن شمار اغلاط و سقط كلمات و صفحات حسابشان را بايد از گروه اول جدا كرد. در نسخ اين گروه، كلمات و عبارات و احياناً ابيات و مصاريع زائد و يا تغيير شكل يافته و نيز غلط هاي فاحش به چشم مي خورد. از اين رو قابل اعتماد نمي باشد. نسخة د(چاپ سنگي) و نسخة ي كه كاملاً رونويسي از آن مي باشد و نسخه هايي كه مؤلفِ دستور الوزاره را كسي جز نظام الملك يا العدني مي دانند يعني نسخة ل(منسوب به امامي) و نسخة غ(منسوب به عبدالوهاب قدپي طوسي) و نسخة ق(منسوب به اراسنجي قزويني) همگي در اين گروه قرار مي گيرند.
نگارنده از نسخة د به عنوان نمايندة اين گروه در تطبيق كامل و از ساير نسخ فقط در موارد اضطرار و احياناً براي رفع ابهام استفاده كرده است.
گروه سوم
گروه سوم كه در فاصله سالهاي 1244ق تا 1288ق نوشته شده اند اختلافات متعدد كلي و جزئي با گروه اول دارند و در مقايسه با اين گروه داراي ضعفهاي متعددي چون پريشاني و تكرار، تقديم و تأخير، سقط و زيادت، قياسي نويسي، اصلاح و بهتر نويسي و همراه با رسم الخط نسبتاً جديد است. اين ضعف ها را كم و بيش همه اعضاي گروه مرتكب شده گويي كه از روي هم نوشته شده اند. البته كتابت بعضي از آنها بسيار زيبا است از جمله نسخه كتابخانه مسجد اعظم به تاريخ 1288ق. در خصوص اين اختلاف اساسي دو احتمال وجود دارد:
يكي تحرير دوم توسط مؤلف كه البته بسيار بعيد است چرا كه هيچ نسخه اي قبل از آنها تا قديمي ترين نسخه به اين گروه وابسته نيست و از سوي ديگر شواهد سبك شناسي و نگارش كتابت هم مخالف اين احتمال است.
احتمال ديگر آن است كه يكي از كتّاب به دلخواه خود يا به سفارش ديگري به تحرير جداگانه دست زده است. با سليقه خود تلخيص کرده يا کلمات و عبارات آن را تغيير داده و مطالبي را به غرض ايضاح بيش تر وارد متن ساخته است. و به اصطلاح نسخة خصوصي تهيه كرده كه اين احتمال به واقعيت نزديكتر مي نمايد. 325
مشكلات اصلي نسخ گروه سوم عبارت است از كاستي، زيادي، پريشاني و متفاوت نويسي. در ادامه براي درك بهتر اين مشكلات بخشهايي از نسخة “و” به عنوان نماينده گروه سوم -همراه با ذكر اختلافات درون گروهي با نسخ “ح” و “ز”در پاورقي- آورده مي شود. با ذكر اين چهار مورد كه هر يك نمونه خروار است زمينه مقايسه و داوري بين دو گروه اول و سوم براي خواننده نكته سنج فراهم مي شود.
بخش اول: اين بخش در نسخة و بين صفحات 66 تا 68 و در نسخة ز بين صفحات 87 تا 89 و در نسخة ح بين صفحات 48ر تا 49ر قرار دارد. ضمناً همين متن در گروه اول در صفحات 22ر و 22چ نسخة الف نوشته شده است. چون عين نسخة الف در صفحات 257 تا 259 همين متن آمده است از آوردن دوبارة آن در اينجا پرهيز مي شود.
متن ياد شده به نقل از نسخة و از اين قرار است:
“حكايت
اصمعي روايت مي کند که عمرو326 بن عبيد از مشايخ بغداد بود و منصور مريد او و هرگز در کليات امور از مشاورت او متجاوز نشدي و منصور در آن ايّام ذوي القربي و عشاير خود را والي ممالک ساخته بود. و پيوسته از ظلم ايشان شکايت مي رسانيدند و منصور در تدارک آن اهمال مي کرد.327 چنان اتفاق افتاد که عمرو به طرف حجاز روان شد. و چون به قدس رسيد اهالي آنجا به تضرّع او را متوقّف گردانيدند و قرب يکسال در آنجا بماند و علي التعاقب منصور کسان خود را فرستاده التماس مراجعت كرد و مبذول نيفتاد. آخرالامر معتمدي فرستاد كه آخر استفسار کن که موجب اجتناب او از بغداد چيست؟ بعد از استفسار گفت: ضعف قلب من كه دائماً جمعي مظلوم مي رسند و از ظلم شکايت مي نمايند328 مرا قوّت آن نيست که با اميرالمؤمنين گويم كه شرّ فلان ظالم را از مظلوم دفع كن و از راه نيک خواهي که مرا با خليفه هست، هرچند به رمز و ايما مي گويم فهم او كفايت نمي كند. و چند کرت در مقام تنبيه گفته ام كه اگر كسي خود را از ظلم باز نتواند داشت چه ضرورت که ديگران را نيز باز ندارد؟ چه اگر کسي بر دفع ظلمي329 قادر باشد و مانع نشود، به همه مذاهب يوم الحساب مؤاخذ و معاتب خواهد بود و در آخرت هيچ حسرت و ندامت بدان نرسد که کسي به گناه ديگري معاتب شود.
چون پيغام به خليفه رسيد. او را باز فرستاد و معذرت خواسته از سوالف استعفا و ايمان مغلظه ياد كرد که مِن بعد هر تعريض و اشارت که از شيخ واقع گردد از هيچ مراد او چنانكه قاعده مراد و مريد است بيرون نرود.
في الجمله عمرو بن عبيد متوجه بغداد شد. چون برسيد خليفه به زيارت او رفت. احاديث ايّام مهاجرت و امثال آن بسيار گذشت. و از کيفيّت طريق و احوال رفقا پرسيده قاعده شيخ آن بود که در راهها همه پياده بودي.”
بخش دوم. حذف هاي نابجا كه بعضاً مخلً معنا است و مانع رسايي كلام و وضوح مطلب مي شود. مثل نمونه حكايت اصمعي و اتفاقاً خاتمه همين حكايت كه در نسخه هاي گروه اول شامل مطلبي است كه در هيچ يك از نسخ گروه دوم نيامده و آن اين است: ” غرض از ذکر اين حکايت آنکه چون به وجه احسن، نفع و ضرر امري به عرض رسد، نتيجه آن بر وفق مراد ظهور يابد.”330
بخش سوم. اين بخش در نسخة و بين صفحات 88 تا90 و در نسخة ز بين صفحات 117 تا 120 و در نسخة ح بين صفحات 64ر تا 65ر قرار دارد. ضمناً همين متن در گروه اول در صفحات 31ر و 31چ نسخة الف نوشته شده است. چون عين نسخة الف در صفحات 287 تا 290 متن حاضر آمده است از آوردن دوبارة آن در اينجا پرهيز مي شود.
متن ياد شده به نقل از نسخة و از اين قرار است:
“آشوب در ميان سپاه افتاد. درين حال اين331 جوان را رسانيدند و چون دابشليم کور گشت و کسي مستحقق سلطنت غير او نبود همگنان به پادشاهي بر وي سلام کردند و همان طشت و ابريق را که به جهت آن جوان آورده بودند بر سر دابشليم مرتاض نهادند و ميدوانيدند تا بارگاه و بعد از آن به زندان معهود فرستادند. و ما صدق من حفر بئراً لاخيه وقع فيه گرديد.
مراد از ايراد اين حکايت آنکه عزيز الهي به سعي بدخواه332 ذليل نگردد و اگر ناگاه قصوري واقع شود سلسله عنايت الهي به آخر متحرّک گردد و درجه عزّت به اضعاف مرتبه اوّل رسد و هر کس كه در صدد خلاف او باشد مخذول گردد.
ديگر مراقبت ساير ملازمان333 که رعايت ايشان ملحوظ است. چون ندماي مجلس جشن و اصحاب سيف و ارباب قلم.
امّا فرقه اوّل که نديم مجلسند. جماعتي كه به مجلس رسند و در خدمت پادشاه حکايت توانند گفت بايد به قدر التفات سلطان جانب هر يک را گرامي دارد که مناسب آن كس تواند بود. نه بر سبيل اعلان و اظهار بل به طريق اخفا و استار. و از آزار خواطر ايشان از هر فردي چندان كه ممکن باشد اجتناب نمايد. و نظر به قلّت مقدار و عدم اختيار ايشان نبايد داشت. پس به مجرّد دخول و خروج آن را رتبه عليّه بايد دانست. چه ممکن است که وقتي ديگر ضرري متولّد شود مثل آن که معين بدخواهي گردد يا خود درجه او ترقي کند. و مجموع اين محتملات را ضررهاست و دفع ضرر موهم عقلا را واجب. پس تدارک آن لازم و مآل اين سخن به همان ضابطه عود كند که چند چيز334 اگر خورد است بزرگ بايد دانست: آتش و بيماري و دشمن. چه ممکن است که آتش اندک جهان را بسوزد و ماده بيماري ضعيف آخر موجب هلاک335 نفس گردد و دشمن هم336 همچنين بايد دانست.
نظم
ديدي كه چه گفت زال با رستم كرد
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
ديديم بسي آب ز سرچشمة خورد
چون پيشتر آمد شتر و بار ببُرد337
اگر كسي او را بزرگ داشت338 و وقعي نهاد البته در تدارک آن اهمال نمي ورزد تا به کلّي مندفع گردد و اگر آن را خورد انگاشت آخر مضرّت كلّي واقع گردد.
حکايت شيخ ربيع پيش شيخ ابوالحسن معبّر رفت که به خواب ديدم…”
بخش چهارم. نمونه اي از زيادتهاي نسخ گروه دوم كه در هيچ نسخه اي از نسخ گروه اول نيامده چند سطري است كه جايگاه آن در متن حاضر صفحه 293 سطر2، بعد از عبارت”… سعي بايد نمود تا تبعات عمل هميشه بر ذمّه ايشان باقي باشد” مي باشد؛ اما فقط در نسخ گروه اول ديده مي شود: نسخة و(ص92 و 93)، نسخة ز(ص123 و 124) و نسخة ح(ص66چ و 67ر)
“هرگاه اصلاح حال اين جماعت فرضاً به هيچ تدبير ميسّرنشود، عداوت ايشان را بر پادشاه و ساير خلق الله ظاهر و از ضرر ايشان هميشه باخبر و حذر بايد بود و قولاً و فعلاً مواظب و مراقب حال خود بوده از تهمت و اذيّت ايشان به حفظ خدا بايد رفت و در حقيقت اين جماعت را دوست دانست339 که به واسطه ايشان آگاهي حاصل و به قرب الهي واصل گشته و از اينکه در مقام دفع ايشان برآيد که عياذاًً بالله به اهلاک و اتلاف340 ايشان مودّي گردد، مجتنب بايد بود که ميمون نيست.”
شايان ذكر است اختلافات جزئي تر بين دو گروه اول و سوم نيز توسط نگارنده استخراج شده و حتي در نخستين ويرايش متن كتاب دستور الوزاره، در شمار نسخه هاي بدل در پاورقي آمده بود ليكن پس از كسب اعتماد گروه اول و احراز بي اعتباري گروه دوم، براي پرهيز از درازنويسي به جز موارد خاص، مابقي اختلافات حذف گرديد.
نکته: يافتن نسخه اي از نسخه هاي دستور الوزاره كه هم از نظر علمي و هم از نظر خوشنويسي در حد عالي باشد مشكل است. نسخه هاي گروه اول كه از نظر علمي بهترين است از نظر خوشنويسي تعريف چنداني ندارد. نسخه هاي گروه دوم نه از لحاظ علمي و نه از نظر خوشنويسي تعريفي نيست. نسخه هاي گروه سوم نيز هرچند از نظر خوشنويسي بهترينند ولي از نظر علمي ضعيفند. يعني همراه با ورود به حوزه هاي خوشنويسي، غلط نويسي را نيز با خود آورده و به عبارتي از حوزه هاي علمي خارج شده اند.
کتابت گروه سوم از نو بودن کتابت حکايت دارد و اينکه بعضي کلمات استفاده شده احتمال تعلق اثر به قبل از قرن دهم را به شدت کاهش مي دهد. علاوه بر آن مقايسه عبارات معترضه دعايي، بعد از نام پيامبر اكرم(ص) و حضرت زهرا(س) در نسخه هاي گروه اول و سوم اين احتمال را تقويت مي كند. چرا كه تقريباً تمامي نسخ گروه دوم عبارات “صلّي الله عليه و سلّم”341 و “رضي الله عنها”342 را از صورت سنيانه كه در قديمي ترين نسخ ديده مي شود به صورت شيعيانه تغيير داده اند.343
نگارنده از نسخه هاي متعلّق به گروه سوم در مقابله و تصحيح استفاده نكرده است. مگر در حاشيه و آنهم فقط در هنگام ضرورتي كه مي توانسته است مشكلي را حل كند. يا بخش ناخوانا و مبهمي را تا حدي خوانا نمايد.
نگارنده در اين تصحيح كوشيده است به گونه زباني مؤلف وفادار باشد چون ضبط نسخه ها در گروه اول به اين نوع گويش نزديكتر تشخيص داده شد در همه جا اصل را بر ضبط گروه اول قرار داد و در مواردي كه مجبور به استفاده از نسخه هاي گروه دوم يا گروه سوم بوده است ضبط آن نسخه ها را به گونه زباني گروه اول باز گردانده است.
البته نگارنده علاوه بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، شناخت علم، اندرزنامه Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع خواجه نظام الملک، دانشگاه تهران، مشهد مقدس، دانش پژوه