پایان نامه ارشد با موضوع ناصرالدین شاه، توتون و تنباکو، استقراض، وابستگی اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

قانونی بودند که روزی تحت لوای قانون از ستم‌هایی که به آن‌ها می‌شد رهایی یابند. به همین دلیل روشنفکران اقلیت‌ها با این که قدرت و توانایی نداشتند و خود محتاج حمایت دیگران بودند تا جایی که برای آن‌ها مقدور بود با بیزاری جستن از دستگاه‌های استبدادی برای پیدایش مشروطیت و برقراری قانون تلاش می‌کردند و رهبران مشروطه را ناجی خود می‌دانستند و از آن‌ها پیروی می‌کردند (مروارید، 1377: 25).

3-2-1-2-5) انحطاط اقتصادی و فقر عمومی در دوره‌ی قاجاریه
در ادوار گذشته ایرانیان اکثر نیازهای زندگانی خود را در داخل کشور تهیه می‌کردند و تجارت ایران با کشورهای خارجی رونق زیادی داشت و صادراتش بر واردات آن فزونی داشت. و با وجود جنگ‌ها و مصائب گوناگونی که در قرون اخیر نصیب ملت ایران شده بود اوضاع اقتصادی ایران تا حدی رضایت‌بخش بود. اما پس از آن که کشورهای اروپایی رو به ترقی گذاشت، علم و صنعت فزونی یافت، دول اروپا جهت به دست آوردن بازارهای خارجی برای فروش محصولات خود افتادند و به این ترتیب کشور ایران در دام اقتصادی ملل غرب افتاد و بازارهای ایران مملو از محصولات خارجی شد. دول غافل و جاهل ایران به این انحطاط توجهی نداشتند و تا حد امکان از پوشیدن البسه‌ی اروپایی و تزیین کردن منازل خود با اشیای کشورهای اروپایی فروگذار نمی‌کردند. فقر عمومی به جایی رسیده بود که ایرانی‌ای که در خانه‌اش چند ظرف مسی و یک قطعه قالی بود، در نظر مردم ثروتمند محسوب می‌شد. این ظلم و ستم حاکمان و ریاکاری روحانیون، جهل و فقر عمومی، ناخوشی‌های گوناگون و فساد اخلاقی دست به دست یکدیگر داده و فنای این ملت را فراهم کرده بود. چون رهبران آزادی به تبلیغات پرداختند و نوید یک روزگار جدید را به مردم دادند، مردم گرد آنها جمع شدند در رسیدن به اهدافشان یاری کردند (مروارید، 1377: 31).
در کنار این عوامل، علل کوتاه مدت، جامعه را به سوی از هم گسیختگی سوق داد و باعث انفجار اجتماعی گردید. در اواخر سال 1322ق مسیو نوز در یک مجلسی موسوم به بال کستومه، ملبس به لباس روحانیت حاضر می‌شود. عکسی از این مراسم به دست علما و مردم می‌افتد. نوز از دیدگاه مردم ایران مجری موهن سیاست‌ها و اعمال فشارهای اقتصادی روس و انگلیس بود. به این دلیل عکس نوز توهین به اسلام و روحانیت اعلام شد و هیجان عمومی ناشی از آن، یکی از اولین جرقه‌های نهضت مشروطیت در محرم 1323 شد (کسروی، 1359: 37).
چندی پس از این واقعه، ماجرای ساختمان بانک استقراضی روس، عامل دیگری برای بسیج مردم به سوی نهضت شد. در چنین فضایی مردم برخی ولایات، امکان یافتند در برابر رفتارهای شعاع‌السلطنه در فارس، آصف‌الدوله در خراسان و ظل‌السلطان در اصفهان از خود واکنش نشان بدهند. چوب خوردن حاج محمد رضا مجتهد کرمانی به دستور حاکم کرمان و اهانت حاکم قزوین به یکی از علمای آن شهر، بدرفتاری‌های عسکر گاریچی، صاحب امتیاز مسافربری راه تهران- قم، در این اوضاع، دست‌مایهای برای اعتراض عمومی گردید (کسروی، 1359: 58- 51).
در اواخر ماه رمضان همان سال، قند و شکر وارداتی از روس گران شد. علاءالدوله حاکم تهران بدون توجه به این که گرانی این کالا ناشی از بحران‌های اقتصادی کشور صادرکننده‌ی آن یعنی روس است و تجار ایرانی در این باره تقصیری ندارند، به عنوان جلوگیری از گرانی و یا به هر انگیزه‌ی دیگری، چند تن از تجار تهران را به چوب بست. در پی حوادث پیشین، این واقعه که ترکیبی نمادین از دیکتاتوری سیاسی، بی‌قانونی، بی‌عدالتی و وابستگی اقتصادی به بیگانه را در خود داشت، خشم عمومی را برانگیخت (کسرایی، 1379: 312).
اندیشه‌ی قانون‌خواهی در ایران از زمان میرزا حسین خان سپهسالار در ایران آغاز شد. پیش از آن چنین اندیشه‌ای درمیان ایرانیان نبود و نخستین جرقه‌ی بیداری در میان مردم از پیش‌آمد”امتیاز توتون و تنباکو” پیدا شد. این تکان در مردم ایران فرو ننشست و از همان آغاز، بیداری مردم، دلبستگی آنان به کارهای توده و کشور، در یک راه پیشرفت افتاد. اولین نشانه‌ی این امر، رواج روزافزون دبستان‌ها است که از سوی امین‌الدوله، به دست رشیدیه ابتدا در تبریز و بعد در تهران تأسیس شد. در این زمان انبوهی از مردم زیان بی‌سوادی را دریافته و به صورت آرزو به آن روی آوردند. دلبستگی مردم تا جایی شد که بسیاری از ایشان معتقد بودند تنها راه‌حل دردهای کشور همان دبستان‌ها است و جون جوانان از آن بیرون آیند همه‌ی درماندگی‌ها از میان خواهد رفت (کسروی، 1379: 38).
شکست‌های پیاپی فتحعلی‌شاه در برابر روس و شکست‌های محمد شاه و ناصرالدین شاه در برابر انگلیس به ایران زیان بسیار رسانید. در سال‌های پایانی پادشاهی ناصرالدین شاه بود که نشانه‌هایی از بیداری در میان توده پیدا شد. سپهسالار که دیر زمانی در استانبول و دیگر جاها رفت و آمدهایی داشت و از پیشرفت کشورهای اروپایی آگاهی یافته بود اقداماتی در این زمینه انجام داد. ابتدا وزارتخانه‌ها و درباری به آیین اروپا پدید آورد و شاه را به رفتن به اروپا برانگیخت که نتیجه‌ی آن پی‌بردن به ناتوانی و عقب‌ماندگی ایران در برابر همسایگان و دلبستگی‌های وی به قانون بود. نتیجه‌ی این ناتوانی در سال‌های بازپسین پادشاهی ناصرالدین شاه، دادن امتیازهایی به بیگانگان بود که معروف‌ترین آن‌ها امتیاز توتون و تنباکو بود که زمینه‌ساز آگاهی مردم شد (کسروی، 1379: 10- 7).
نشانه‌ی دوم بیداری مردم، پیشرفت فزونی روزنامه‌ها و روی‌‌آوردن مردم به خواندن آن‌ها بود. با توجه به این که تا آن زمان روزنامه‌ها بیش‌تر دولتی بودند، با پدید آمدن روزنامه‌هایی که بنامترین آن‌ها “حبل المتین” کلکته، “تربیت” تهران، “ثریا و پرورش” مصر و “الحدید” یا عدالت تبریز بود. گفتارهای این روزنامه‌ها مایه‌ی بیداری افراد بسیاری گردید و می‌توان آن را یکی از انگیزه‌های حرکت توده‌ی مردم در جریان انقلاب مشروطه دانست. یکی دیگر از انگیزه‌های بیداری ایرانیان را می‌توان کتاب‌های طالبوف و سیاحت‌نامه ابراهیم بیک برشمرد. انبوه ایرانیان که در آن روز، جز از زندگانی بد خود به زندگانی دیگری نمی‌اندیشیدند با خواندن این کتاب‌ها از خواب بیدار شده و برای کوشیدن به نیکی کشور آماده گردیدند (کسروی، 1379: 45- 39).
این امتیازها که پای بیگانگان را به کشور باز کرد منجر به اعتراضات مردمی شد و در سایه همین جنبش و ایستادگی امتیاز توتون و تنباکو از میان رفت. مردم که از همان گام نخست از این امتیاز ناراضی بودند با میانجی‌گری امین‌الدوله به شاه نامه نوشته و دادخواهی کردند. ولی چون شاه و امین السلطان خودشان طرفدار این امتیاز بودند، اعتراض مردم نتیجه‌ای نداشت و با توجه به این که کارکنان کمپانی در همه‌ی شهرها مشغول به کار شده بودند، نارضایتی بیش‌تر شد و اعتراض‌ها کمکم رویه تکان و جنبش به خود گرفت. در همه جا علما پیشگام بودند، مشکل روزبه‌روز بیشتر شد. شاه ابتدا خواست فروش در درون کشور را از کمپانی باز گرفته و فروش را به کشورهای بیگانه محدود کند اما مردم و علما به مخالفت برخاستند. در نهایت میرزای شیرازی فتوای حرام بودن توتون و تنباکو را صادر کرد. شاه نیز ناگزیر شد امتیاز را لغو کند (کسروی، 1359: 16).
پس از ناصرالدین شاه، درسال 1275ش، مظفرالدین شاه، خود از ناتوانی کشور و آشفتگی کارها سخن می‌گفت، مردم نیز از پیش‌آمد تنباکو تکان خورده و به سود و زیان کشور دلبستگی پیدا کرده بودند. امین‌السلطان که هم‌چنان در زمینه‌ی رفع عقب‌ماندگی کشور تلاش می‌کرد، آشفتگی کارها را از نبودن قانون می‌دانست و بر آن شد برای کشور قانون بگذارد. شاه در این زمینه به امینالدوله می‌نویسد:
“سلطنت ایران بر حسب شأن و مقام به مقتضای وقت و زمان بسیار عقب افتاده. خیلی باید جد و جهد و کوشش کرد تا به همسایگان و دول همجوار خود برسیم، لذا تعویق در اجرای اصلاحات و تأمل در کارها ابداٌ روا نیست. هر قدر زودتر به اصلاحات بپردازیم دیر است، باید دو اسبه تاخت تا به منزل رسید. جناب امین الدوله ما خود سبب تعلل و تأمل شما را در اجرای تمام اصلاحات می‌دانیم که به ملاحظات اختیارات مطلقه ما است. این نکته را خودمان کاملاٌ دانسته‌ایم و هر گاه رضا به محدودیت خود نبودیم چنین تکلیفی به شما نمی‌نمودیم… شما را با کمال اطمینان امر می‌‌نماییم که با قوت قلب و استقامت رأی به اصلاحات لازمه ولو آنکه منافی با اختیارات مطلقه باشد سریعاٌ و عاجلاٌ بپردازید. از این به بعد هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد. ترتیب اصلاحات را بدهید به حضور آورده امضا نماییم” (کسروی، 1379: 22).
امین‌الدوله معتقد بود که یک مانع در پیش است و تا رفع نشود کاری صورت نخواهد گرفت و آن اصلاح مالیه‌ی دولت است. “مالیه‌ی دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نمیپذیرد و از برای آن مصارف فوقالعاده محتاج به خرج هستیم و امروز قرض ما از داخله ممکن نیست. درصدد هستیم از بی‌طرفی مانند بلژیک یا امثال آن، استقراض مختصری کرده با اساس صحیح و شالوده‌ی درست بتدارک کلیه‌ی اصلاحات بپردازیم” (کسروی، 1379: 22).
یکی از کارهای این زمان، خواستن سه تن بلژیکی (که نوز و دو تن دیگر باشد) و سپردن کارهای گمرکی به دست آن‌ها بود که اداره‌ی آن به شیوه‌ی اروپا بود. نتیجه‌ی این امر نیز رنجش‌هایی در میان توده‌ی مردم بود که روز به روز به ناامیدی آن‌ها افزوده می‌شد. با نارضایتی‌های مردم، افرادی چون بهبهانی فرصت یافتند، درخواست‌های خود را مطرح کنند. که برانداختن عین‌الدوله تقاضای داخلی و افتادن نوز دیگر درخواست آن‌ها بود که با پایان یافتن محرم این نارضایتی‌ها فروکش کرد. اما آیت‌الله بهبهانی در خفا این فعالیت را دنبال می‌کرد و برای مبارزه با این امر، با سید محمد طباطبایی همراه شد. این همراهی میان دو سید در روزهای نخست سال 1284ش، بود و آغاز جنبش مشروطه را هم باید از آن روز شمرد. تحت تأثیر این شرایط، در ایران با آغاز ماه محرم و شروع سخنرانی‌ها توسط روحایون در میان تجمعات و دسته‌جات مذهبی و با توجه به روی کار آمدن عین‌الدوله به جای امین‌السلطان، دوره‌ی جدیدی از مبارزات مردمی شکل گرفت. به خصوص با انتشار عکس مسیو نوز بلژیکی در لباس روحانیت و هنگام پایکوبی در مجلس ماه عزا، واکنش‌های اجتماعی شدیدتر شد تا این که با فلک کردن یک بازرگان قند به منظور سرپوش گذاردن بر گرانی‌های اخیر توسط حاکم تهران، جرقه‌ی انقلاب زده شد. پس از این حادثه بازارها تعطیل و همه گرد روحانیون در مساجد جمع شدند. علت پیوستن بازار و تجار به جمع مخالفین این بود که جنگ‌های ایران و روس و انعقاد قراردادهای گلستان و ترکمنچای سبب محدودیت‌های تجاری عمده‌ای برای تجار شده بود. به گونه‌ای که تجار روس به علت عدم پرداخت عوارض گمرکی محدود (5درصد بهای کالا طبق قرارداد) با قیمت‌های پایین‌تری کالاهای خود را به ایران صادر می‌کردند. در حالی که تجار ایرانی عوارض گمرکی، راه‌داری و مالیات زیادی بابت کالاهای خود می‌پرداختند. عدم امنیت از سوی راهزنان و حکام ولایات و وابستگان درباری هم خود مانع بزرگی برای فعالیت و سودآوری تجار بود. در نهایت استخدام سه بلژیکی به ریاست نوز برای سامان دادن به گمرک و مالیه‌ی ایران که سبب اعمال سخت‌گیری و دخالت در کار تجار ایرانی، هواداری از کالاهای اروپایی و بازرگانان آن‌جا و افزایش تعرفه‌ها گردید، همگی سبب شد که تجار و اصناف ایران به صورت متفق، خواهان امنیت، وضع قوانین برای تضمین سرمایه و امنیت بازار و جلوگیری از مداخلات بی‌مورد دولت، برابری با اشراف واعیان در امتیازات و ممانعت از ورود بیرویه‌ی کالاهای خارجی و سلطه‌ی سرمایه‌ی خارجی باشند (رهبری، 1388: 246- 245).
در ادامه‌‌ی اعتراضات، جمع کثیری از مردم به همراهی آیت‌الله طباطبایی و آیت‌الله بهبهانی به حضرت عبدالعظیم رفته، تحصن نمودند. با وجود همه‌ی تهدیدها و ترغیب‌ها، بازگشت علما ممکن نشد. در حالی که تمام بازار تعطیل بود و ترس از گسترش شورش، شاه را به مصالحه کشاند و در نهایت از آن‌ها خواسته شد که شرایط خود را مطرح کنند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ناصرالدین شاه، انقلاب مشروطه، اتحاد اسلام، تجارت خارجی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع مجلس شورای ملی، قانون اساسی، انقلاب مشروطه، نهی از منکر