پایان نامه ارشد با موضوع ناسیونالیسم، روشنفکران، انقلاب مشروطه، سوسیالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

خود نگنجانید و هر چند بنیان‌گذاران حزب مارکسیست بودند، ولی خود را کمونیست نمی‌نامیدند (آبراهامیان، 1377: 347).
از سوی دیگر حزب توده و آموزه‌های مارکسیستی‌اش با روشنفکران همنوا بود و نگرش سیاسی روشنفکران با ایدئولوژی حزب توده منطبق بود. این نگرش سه بخش عمده داشت: مشروطه‌خواهی، سوسیالیسم و ناسیونالیسم. این روشنفکران معتقد بودند که آزادی‌های حاصل از مشروطیت هم برای رفاه فردی و هم برای پیشرفت اجتماعی، نه تنها مطلوب بلکه ضروری است. از طرف دیگر نسل جدید دلبستگی نسل پیشین به نوسازی، مذهب‌زدایی و صنعتی‌شدن را هم‌چنان حفظ کرده بود. و این اصلاحات را با سوسیالیسم و انقلاب روسیه ملازم می‌دانست. سوسیالیسم در نظر روشنفکران ایرانی به مفهوم برنامه‌ریزی توانمند دولتی برای صنعتی شدن سریع اصلاحات اجتماعی دامنه‌دار بود و به این نتیجه رسیده بودند که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی کاملاٌ تعیین نمی‌شود. حزب توده با دو وجه نخست پیوستگی نزدیک داشت و اصلاحات اجتماعی رادیکال را با سوسیالیسم ملازم می‌دانست. هم‌چنین مدافع مشروطیت بود و خود را وارث انقلاب مشروطه می‌دید. رضاشاه را به دلیل نقض قانون اساسی محکوم می‌کرد؛ تأکید می‌ورزید که قانون اساسی اجرا نمی‌شود مگر آن‌که ارتش تحت نظارت غیر نظامی درآید. از رادیکال‌های فوق چپ که انقلاب مشروطه را صرفاٌ دسیسه‌ی انگلیس می‌دانستند انتقاد می‌کرد. حزب، انقلاب مشروطه را به عنوان جنبش مردمی که به رغم رهبری بورژوایی و خرابکاری نهایی امپریالیستی توانسته بود با قانون فئودالی سلطنت الهی به مقابله برخیزد می‌ستود و منکر هرگونه ناسازی بین تلاش برای آینده‌ای سوسیالیستی و در عین حال جانبداری از انقلاب مشروطه بود. حزب استدلال می‌کرد چون این انقلاب محتوایی مردمی داشت، حتی با وجود شکل بورژوایی آن، بعضی قوانین منسوخ را می‌توان با مسالمت تغییر داد تا با روح واقعی انقلاب مشروطه منطبق گردد. حزب اسلام را به طور کلی نیروی عظیمی برای آزادی بشر و پیشگام مساوات سوسیالیستی و رهبران مذهبی را قهرمانان اصلی انقلاب میدانست (آبراهامیان، 1377: 423- 422).
حزب توده مبتنی بر مارکسیسمی بود که در دوره‌ی مشروطه از روسیه وارد شده بود و جامعه‌ی روشنفکری ایران از طریق تقی ارانی با اصول مارکسیسم آشنا شدند. اندیشه‌های وی بر اعضای جوان‌تر گروه 53 نفر که بعدها هسته‌ی حزب توده را تشکیل دادند چنان تأثیرگذار بود که او را رهبر معنوی حزب می‌شناختند. این حزب در آغاز خود را سازمانی مردمی می‌دانست که مبتنی بر اتحاد گسترده‌ی کارگران، کشاورزان، صنعتگران و روشنفکران بود. حزب توده در ابتدا سوسیالیسم و مارکسیسم را رسماٌ به عنوان ایدئولوژی خود اعلام نکرد، زیرا نمیخواست کسانی را که احساسات مذهبی داشتند و ممکن بود به عضویت حزب درآیند از خود گریزان کند (زهیری، 1379: 137).
به علاوه اگر گرایش به شوروی حزب توده از آغاز معلوم بود، بدگمانی نیروهای غربی را برمی‌انگیخت و با این کار نیروی متفق غرب را از یاری رساندن به جبهه روسیه بازمی‌داشت، لذا تبلیغات اصلی حزب بر مبارزات ضدفاشیستی و صلح‌طلبانه تأکید داشت و در عین حال حزب سعی می‌کرد تا روشنفکران ایرانی را که تمایلات ناسیونالیستی داشتند و در پی مبارزه با نفوذ بریتانیا و مداخله‌ی امپریالیستی به آلماندوستی گرایش یافته بودند، به سوی خود جذب کند. نخستین شعباتی که حزب توده، خارج از تهران ایجاد کرد در آذربایجان، گیلان، مازندران و اصفهان واقع شده بود. آذربایجان و گیلان از ابتدای قرن بیستم تا استقرار حکومت پهلوی، به لحاظ سیاسی و سازماندهی حزبی فعال‌ترین مناطق ایران بودند و مجاورت آن‌ها با روسیه، ورود و نفوذ افکار سوسیالیستی را در آن مناطق تضمین می‌کرد. پایه‌ی فعالیت سیاسی و سازماندهی حزبی در17مهر 1321 نهاده شد که 120 تن به نمایندگی از روشنفکران، کارگران، پیشه‌وران و صنعت‌گران تهران و ایالات در آن حضور یافتند. نمایندگان خواستار آزادی‌های مدنی طبق قانون اساسی ایران، و الغای قوانین ضد دموکراتیک رضاشاه بودند. دیگر خواسته‌ی آن‌ها عبارت بود از ایجاد حکومت دموکراتیک که نماینده مردم باشد، اصلاح قوانین انتخابات و تأمین حقوق سیاسی برای زنان، تقسیم دوباره‌ی اراضی دولتی و سلطنتی میان کشاورزان و خرید املاک خصوصی وسیع توسط دولت، تا میان کشاورزان تقسیم شود، هشت ساعت کار در روز برای کارگران و قانونی شدن اتحادیه‌های صنفی. آن‌ها هم‌چنین بر اصل تمرکزگرایی دموکراتیک تأکید می‌ورزیدند و در نهایت دو عرصه‌ای که حزب توده در آن مؤثر بود عبارت بود از سازماندهی اتحادیه‌های صنفی و انتشار نشریهها و روزنامه‌های تندرو که بر ضرورت تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تأکید میکردند (آبراهامیان، 1377: 350- 349).

5-2-1) ناسیونالیم چپ تودهای
ورود نیروهای متفق به ایران در شهریور ماه 1320 و اشغال کشور توسط آن‌ها، باعث ایجاد جلوه‌های جدیدی از ناسیونالیسم در ایران شد. یکی از این جلوه‌ها،‌ ناسیونالیسم چپ توده‌ای، نوعی از ناسیونالیسم بود که حزب توده از سالهای 1320-1332 مبلغ آن بوده است. مخالفت با امپریالیسم و تلاش برای تبدیل ایران به یک کشور فدرال از ویژگی‌های این نوع از ناسیونالیسم در ایران بود. با توجه به این‌که حزب توده یک حزب مارکسیستی بود که براساس اعتقاد به ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی، شکل گرفته بود، توجه رهبران حزب به ناسیونالیسم، جنبه‌ی تاکتیکی داشت و استراتژی بلند مدت حزب به حساب نمیآمد. رهبران حزب توده معتقد بودند که برای رسیدن به هدف عمده و نهایی، یعنی برقراری یک نظام سوسیالیستی در ایران، نخست باید به حل مسایل ملی پرداخت و سپس برای رسیدن به ناسیونالیسم، تلاش نمود. با این هدف بود که رهبران حزب توده، نابودی امپریالیسم را شعار خود قرار دادند. آن‌ها امیدوار بودند با استفاده از یک جنبش ملی به نابودی امپریالیسم در ایران بپردازند و سپس با رهبری این جنبش ملی، آن را به سمت یک جنبش انقلابی و سوسیالیستی سوق دهند (قنبری،1380: 94- 93).
در این بخش, نخست عقاید حزب توده, فعالیت‌های مارکسیستی در ایران و در نهایت به کالبد شکافی مواضع مارکسیست‌های ایرانی در قبال ناسیونالیسم خواهیم پرداخت.

5- 2-1-1) مبانی اندیشه چپ تودهای
مبانی نظری ناسیونالیسم چپ توده‌ای از آموزه‌های مارکسیستی اخذ شده است که این آموزه‌ها براساس ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی استوار هستند. احسان طبری از مهم‌ترین تئوریسین‌های مارکسیسم در ایران, ادوار مختلف مارکسیست‌ها در ایران را به سه دوره تقسیم کرده است که عبارتند از: دوران سوسیال دموکراسی، دوران کمونیستی و دوران تودهای (طبری,1366: 14).
تاریخ تشکیلات مارکسیستی در ایران، با تشکیل انجمن‌های غیبی سوسیال دموکرات در ایران آغاز شد. انجمن‌های سوسیال دموکرات در شهرهای تهران, تبریز و رشت تشکیل شده بودند و افرادی که در این انجمن‌ها عضویت داشتند در اشاعه‌ی فکر مشروطیت نقش بزرگی ایفا کردند. این افراد در ایران، مارکسیست به معنی واقعی کلمه نبودند و دارای تصورات احساساتی درباره دموکراسی، مردم و انقلاب زحمت‌کشان بودند. سوسیال دموکراتها، شیوههای پارلمانی، تبلیغی و ترور افراد ارتجاعی را دنبال می‌کردند، که این شیوه‌ها در تعارض با یکدیگر بودند. عده‌ای از آن‌ها در سازمان‌های فراماسونری, همچون جمعیت آدمیت، عضویت داشته‌اند. سرنوشت این افراد گوناگون متناقض است و به گفته‌ی طبری از خدمت تا خیانت فرق می‌کند (طبری، 1366: 15).
دوره‌ی دوم فعالیت مارکسیست‌ها در ایران، دوران کمونیستی است. در سال 1917 پس از انقلاب اکتبر روسیه، حزب کمونیست ایران در شهر باکو تشکیل گردید. در ابتدا نام حزب، حزب عدالت بود. اما در سال 1921م کنگره‌ی حزب عدالت، تصمیم به تغییر نام گرفت و نام خود را به حزب کمونیست ایران تبدیل کرد. این حزب، فعالیت‌های خود را علیه نفوذ انگلستان در ایران، تنظیم کرد؛ به طوری که کمیته مرکزی حزب، مصمم شد تا هر یک از اعضای کمیته‌ی مرکزی را به مدت دو الی سه ماه وادار به فعالیت در مناطقی از ایران نماید که زیر نفوذ انگلستان بود. حزب کمونیست ایران می‌خواست اختیارات شاه را از بین ببرد و قدرت او را واژگون کند. هم‌چنین این حزب، خواهان برانداختن فئودالیسم در ایران، آزادسازی ایران از زیر سلطه‌ی استبداد و برقراری یک نظام دموکراتیک در ایران بود تا تحت لوای آن بتواند به تبلیغات کمونیستی بپردازد. کمیتههای حزب کمونیست ایران نیز دارای اهدافی از قبیل: هواداری از سیاست انقلاب و جنگ بر علیه امپراتوری انگلیس و سرنگون ساختن دولت آن زمان و آماده ساختن گروه‌های حزبی و سازمان‌ها به منظور کارهای انقلابی و قیام مسلحانه بودند (لنچافسکی, 1351: 139).
فعالیت مارکسیست‌ها در این دوره، نسبت به دوره‌های بعد کاهش یافت و از نظر مکانی نیز، حیطه‌ی فعالیت آن‌ها، بیش‌تر مناطق شمالی کشور بود. روی کار آمدن رضاشاه در تحدید فعالیت‌های کمونیستی در این دوران، بسیار مؤثر بود. تصویب قانون سال1310 که ممنوعیت فعالیت‌های کمونیستی در ایران را اعلام کرد، عمر کمونیسم در ایران را به پایان رسانید و با بازداشت گروه 53 نفر، آخرین فعالیت‌های کمونیستی در ایران با ناکامی مواجه شد. دوران بعدی فعالیت مارکسیست‌ها در ایران پس از اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در شهریور ماه 1320 شکل گرفت. حزب توده در 15 مهر ماه 1320، پس از ورود ارتشهای بیگانه به خاک ایران، رسمیت خود را اعلام داشت. همه‌ی اعضای حزب کمونیست نبودند ولی اکثر افرادی که منصبهای مهمی را در اختیار داشتند، دارای مرام کمونیستی بودند. این گروه از بقایای کمونیست‌های سابق ایران بودند که سال‌های قبل از شهریور 1320 فعالیت‌هایی جهت اشاعه‌ی افکار کمونیستی، انجام داده بودند. اما به دلیل فعالیت‌هایشان محکوم شدند و تا شهریور 1320 در تبعیدگاه‌ها به سر می‌بردند (لنچافسکی، 1351: 197- 196). با فرا رسیدن شهریور 1320 و از بین رفتن جو خفقان در کشور، فرمان عفو عمومی صادر گردید. آزاد شدگان بلافاصله درصدد تشکیل حزبی برآمدند که به “حزب توده” معروف گردید. این حزب از نظر عقیدتی علاوه بر مارکسیسم به لنینیسم نیز معتقد بود, به این معنی که به سازماندهی و تشکل، اهمیت می‌داد و طبق اصول لنینیسم سعی می‌کرد با تکیه بر اقلیتی به نام پیشاهنگ طبقه کارگر یورش به پایگاه سرمایه‌داری و تصرف آن برای ایجاد نظام سوسیالیتی را آغاز نماید (طبری، 1366: 26- 25).
اعضای حزب، تشکیل حزب توده را معلول شرایط اجتماعی ایران می‌دانستند، براین اساس آنها مدعی بودند که رشد نسبی صنایع در ایران در طول پنجاه سال اول قرن بیستم و بسط مناسبات سرمایهداری در شهرها و روستاها و رشد کمی و کیفی پرولتاریای صنعتی از یک طرف و تشدید تضاد میان نیروهای ملی و وطن‌پرست و سیاست‌های استعماری از طرف دیگر‌، ضرورت‌های خاصی را ایجاب می‌کرد. این ضرورت‌ها، همان نیاز جامعه‌ی ایران به انجام یک سری تغییرات و اصلاحات در تمام شئون کشور بود و حزب توده برای اجرای چنین اصلاحاتی تشکیل گردید. توده‌ایها معتقد بودند که تاریخ، مجموعه‌ای از وقایع گسیخته از هم نیست و تکامل جامعه روندی است که طبق قوانین معینی انجام می‌پذیرد و تابع ضرورتهای تاریخی مشخص است. براین اساس آنها تأسیس حزب توده را معلول نیازهای جامعه‌ی ایران تلقی می‌کردند. طرفداران حزب اعلام کردند اگر چه حزب متعلق به طبقه‌ی کارگر است ولی این به این معنی نیست که حزب توده فقط به طبقه‌ی کارگر توجه دارد و فقط رهایی آن طبقه را هدف خود قرار داده است. به گفته‌ی آن‌ها حزب، حامل خواسته‌ها و نیازمندی‌های تمام طبقات و قشرهای زحمت‌کش و میهن‌پرست بود. توده‌ای‌ها مدعی بودند که ترکیب طبقاتی حزب توده مبین این امر است که نه تنها پیشروترین و آگاه‌ترین افراد طبقه‌ی کارگر، بلکه برجسته‌ترین و شایسته‌ترین افراد تمام طبقات و قشرهای میهن‌پرست و ترقی‌خواه ایران در حزب توده، تحت لوای مارکسیسم- لنینیسم گرد آمده‌اند. این نخستین بار بود که در ایران کارگران،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع ناسیونالیسم، روشنفکران، امپریالیسم، نظام حکومتی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع ناسیونالیسم، قانون اساسی، اقوام ایرانی، حقوق اجتماعی