پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، کودکان کم توان ذهنی، کم توان ذهنی، نقاشی خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

می شود.154
فعالیت های هنری به شناخت کودک از دیگران کمک می کنند و موجب آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوند. کودکان در این بین به مشارکت و تبادل نظر و تبیین عقیده پرداخته و به لزوم تشریک مساعی و همکاری پی می برند. نقاشی به بیان آزادانه افکار و مکنونات قلبی کودک کمک کرده و باعث تقویت قوه خلاقه و ابتکار و حس استقلال در کودک می شوند. فعالیت هنری باعث درک مطالب و مفاهیم و ایجاد حس اعتماد به نفس و ارزش نهادن به وجود خود می گردد. اهمیت پرداختن به هنر و به ویژه نقاشی کودکان را به جز کاربرد آن در آموزش کودک که در فصل دوم شرح داده شد، در زمینه های مختلف – از جمله مواردی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت – می توان بررسی کرد.
5-2-1: خلاقیت: مسئله خلاقیت یکی از جهات اصلی پژوهش هایی است که به پدیده های هنری مربوط می شود. بی تردید، هر تحولی که در هنر معاصر روی داده، خواه مربوط به هنر نقاشی بعد از امپرسیونیسم باشد و یا با ادبیات داستانی و بحران داستان پردازی به صورت سوم شخص رئالیست و ناتورالیست مربوط باشد، که مخصوص قرن 19 بوده و از زمان جویس155 به صورت اول شخص و بیشتر به طور ذهنی و درونی پیشرفت کرده است، مسائل خلاقیت و محرکات درونی را همیشه در مرکز مباحث خود قرار داده است.156
بنابراین، خلاقیت یک طریق بودن است که مختصات کامل شخصیت را نشان می دهد و وجود آن امکان مشارکت هر کس را بر اساس تمایلات، سن، خلق و خوی او و ارزش های هر چه انسانی تر انسان را میسر می سازد. بدین ترتیب، نتیجه گرفته می شود که هنر اصولاً خلاقیت است و دارای عملکرد آموزشی عمیقی است که بطور مستمر دید تازه ای به شخص می دهد و او را وادار به پژوهش و پیدا کردن طریقه های جدید تجزیه و تحلیل و راه حل های تازه می کند.157
«برای پرورش ذوق یک کودک، غیر از وسایل لازم، کارهای ابتکاری نیز ضروری است، مثلاً گردش در باغ یا پارک به پرورش ذهن کودک کمک فراوانی می کند. کودک باید عادت داد که قبل از شروع نقاشی فکر کند، بعد هر چه به نظرش می رسد، بکشد. بایستی کودک را تشویق کرد و اعتمادش را جلب کرد تا دریابد هر چه می کشد زیبا و جالب است. زیرا خلاقیت نیز مانند سایر قابلیت های انسان از تمرین و ممارست مایه می گیرد. در تربیت هنری هنرمند، اولین قدم به سوی هدف، خوب نگریستن، خوب فکر کردن و خوب عمل کردن با حداقل امکانات است.»158
5-2-2: ارزش های بیانی نقاشی
با مطالعه و جمع بندی برخی متون اختصاصی به نظر می رسد که ارزش های بیانی نقاشی را می توان به چهار دسته عمده تقسیم کرد:
5-2-2-1: نیاز طبیعی در خدمت تکامل انسان: نقاشی را از آن جهت که راهی برای بیان خود و خویشتن است، یک نیاز طبیعی می دانند و پاسخ گویی به آن قبل از هر چیز به رشد و تکامل فرد کمک می کند. این موضوع اختصاص به نقاشی ندارد و رشته های هنری مختلف را دربر می گیرد. «داستان، موسیقی، شعر، نمایش، نقاشی و بازی، شیوه های خلاق و سازنده اند که کودکان در قالب آنها احساس و آرزوهای خود را بیان می کنند و با جهان خود ارتباط برقرار می سازند.»159
5-2-2-2: ارزیابی رشد ذهنی کودک و آزمون هوش: «کودکان در سنین 18 ماهگی در نقاشی هایشان شروع به خط خطی کردن و لذت بردن از آن نموده، در سال دوم حلقه های متداخل و فنری شکل را رسم می کنند. به طور تقریبی، در آغاز سال چهارم، نقاشی ها وارد مرحله ای خاص می شوند که تا نه- ده سالگی ادامه دارد. این دوره را رئالیسم هوشمندانه می نامند. رشد و تحولات ذهنی کودک و ارتباطات آموزشی با بزرگسالان سبب تحولاتی در ترسیم تجسم های کودکان می گردد. آنها غالباً به کپی کردن واقعیات پیرامون اقدام نمی کنند، بلکه به کشیدن آنچه در ذهن دارند، می پردازند.»160
5-2-2-3: شناخت و تحلیل مسائل عاطفی و روانی: «پژوهش های متعددی به تدوین نشانه ها، رمزگذاری و تعیین اعتبار آنها پرداخته اند و سال هاست که نقاشی قدم در خانواده آزمون های فرافکن نهاده است.»161
مطابق با تعبیری از مکتب روان تحلیل گری، نقاشی کودکان برابر با روش تداعی آزاد بزرگسالان دانسته شده است، روشی که در کودکان قابل اعمال نیست.162
«فرآیند ترسیم یا ساختن، فرآیندی پیچیده است که طی آن کودک اجزای گوناگونی از تجربه هایش را برای ساختن یک کل معنی دار مورد استفاده قرار می دهد. در این فرآیند او چیزی بیش از یک تصویر یا مجسمه را ارائه می دهد. او بخشی از خود را به ما باز می نمایاند. این که چگونه فکر می کند، چگونه احساس می کند و چگونه می بیند.»163
5-2-2-4: برون ریزی هیجانات: «در مورد انگیزه های نقاشی کودکان یکی از جنبه های مهم نظریه روانکاوی این فکر است که بیان امیال و احساسات ناخودآگاه حتی به صورتی پوشیده در یک نقاشی، دریچه اطمینانی است که امکان تخلیه بی زیان احساسات را فراهم می سازد. احساساتی که در غیر این صورت ذخیره می شوند و احتمالاً خطرناک خواهند بود.»164
«تقابل و بیان احساسات باز داشته شده یا سرکوب شده تأثیری شفابخش دارد. به عنوان مثال، دختر بچه ای که رشک و خصومت سرکوب شده خود نسبت به برادر کوچکترش را در یک نقاشی بیان می کند، از این رهگذر به نوعی رهایی از کشمکش ها و تنش های حاصل از این احساسات خواهد رسید.»165
5-2-3: هنر درمانی: کاربرد هنر به عنوان یک شیوه درمانی در اختلالات روانی و شخصیتی سالیان دراز است که نظر محققین را به خود جلب کرده است و نقش مؤثر خویش را با توجه به درگیر ساختن انواع بیماران روانی در فعالیت های مختلفی مثل نقاشی آشکار ساخته است.166
هنر درمانی از شاخه های هنر می باشد و عبارت است از: «کاربرد مواد هنری برای بیان و توانمند ساختن بیمار از طریق شناخت و حل تعارضات درونی خود در حضور هنر درمانگر آموزش دیده». در هنردرمانی بیماران به مهارت یا تجربه قبلی در زمینه هنر نیاز ندارند بلکه از طریق خلق آثار هنری و بازتاب آن در محصول و فرآیند کار خویش، آگاهی از خویش و دیگران را افزایش داده و احساسات مثبت و اعتماد به نفس را در خود تقویت می کنند.167
کاریگان168 (1993) استفاده از هنرهایی همچون نقاشی، رقص، موسیقی و غیره در فرآیند مشاوره را می توان هنردرمانی می نامدو معتقد است از راه هنردرمانی، بیماران می توانند خود را به گونه ای خلاق ابراز کنند و احساس خشم، ترس و دیگر احساس های منفی خود را کاهش دهند. هنردرمانی کمک می کند فرد اعتماد به نفس خود را افزوده و به گونه ای خلاق و مؤثر با مشکلات کنار بیاید.169
هنردرمانی به افراد کمک می کند تا بدون آنکه با درمانگر تماس کلامی مستقیم داشته باشند، احساس خود را متجلی سازند. درمانگر نیز می تواند از هنر به منظور شناخت بهتر درمان جو بهره ببرد. نقاشی کمک می کند تا درمان جو حرف هایی را که نمی تواند به زبان بیاورد با قلم و کاغذ بیان کند.
روان شناسان از سالیان گذشته بر این باور بوده اند که نقاشی کودک فرآورده ای ورای جنبه های شناختی و ادراکی – حرکتی است و احساس ها و عواطف نیز در آفرینش آن دخالت دارد. برای مثال، اندازه و موقعیت فضایی محتوای نقاشی تحت تأثیر احساسات و عواطف کودک قرار دارد. در کنار اندازه و موقعیت فضایی، رنگ آمیزی و ترجیح رنگ نیز از عواطف کودکان تأثیر می پذیرد.170
تمام رویکردهای بالینی – فرافکنانه در هنردرمانی بر اساس نظریه روانکاوی فروید شکل گرفت. فروید معتقد بود رؤیاها که تصویر امیال شکل گرفته هستند با هنر، فرافکنی و نمایان می شوند.
یونگ می نویسد: «میان اثر هنری و آفریننده اش روابط بس تنگاتنگی هست و رشته های ناگسستنی آنان را به یکدیگر می پیوندد.» بر طبق نظر یونگ هر هنرمندی خواه بداند یا نه، اثر هنری را در خود “می رویاند”. نسبت هنرمند با اثرش درست همچون نسبت مادری است با فرزندش.
از شاخه های هنر، نقاشی است که فعالیتی شخصی می باشد و از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. شیلر معتقد است انسانها ذاتاً فعالند و بازی یکی از شیوه های تخلیه انرژی اضافی است. لذا نقاشی می تواند به مقوله نوعی بازی برای کودکان مطرح باشد، از دیدگاه نظریه روانکاوی نقاشی به منزله فعالیتی بالینی – فرافکنی است. یعنی از طریق نقاشی فرد می تواند آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارد و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابش می شود را بیان کند.
در میان فعالیت های کودک، نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تأثیر می پذیرد؛ به همین دلیل به مقیاس وسیع در روان درمانگری به کار گرفته می شود.171
دالی (1984) معتقد است که هنردرمانی، شیوه ای است برای بیان احساسات درآمیخته و کاملاً مفهوم نشده و تلاش برای ایجاد وضوح و نظم در آنها. زیرا در مورد کودکان، که ممکن است در اغلب موارد فاقد نام گذاری لفظی برای بسیاری از احساس های خویش باشند، بیان به کمک تصاویر می تواند مخصوصاً مفید واقع شود.
منظور از ارتباط در هنردرمانی، برقرار کردن ارتباط بین کودک (درمانجو) و درمانگر است. گفته می شود که ارتباط تصویری، در مواردی که کودک قادر به صحبت کردن درباره احساس ها و تجربه های خود نیست یا تمایلی به این کار ندارد، می تواند امتیازات ویژه ای داشته باشد.172
هر چند منطقاً می پذیریم که نقاشی هایی که هنردرمانی کشیده می شوند، تحت تأثیر نهاده های درمانگر و نیز کودک است و به قول دالی: «هنردرمانی راهی برای بیان احساسات مغشوش درک ناشده، از طریق هدایت آنها به وضوح و نظم است»؛ اما باید توجه داشته باشیم منطق به کارگیری هنر به مثابه نوعی درمان، شبیه مفهوم جذب در نظر پیاژه است و تا جایی که کودکان از نقاشی خود برای بازسازی رویدادهای شخصی استفاده می کنند، این آثار می توانند در خدمت نوعی کارکرد جذبی قرار گیرند؛ ولی روشن نیست که کودکان نقاشی هایی را به این منظور می کشند یا خیر. به هر حال، پیاژه اغلب نقاشی ها را برخلاف سایر شکل های بازی، کوششی برای بازنمایی دنیای واقعی به شمار می آورد. بنابراین، وجوه مشترک آنها، با پیدایش تصاویر ذهنی نقاشی های مدرن بسیار زیاد است.173
برای استفاده از فواید و ارزش های نقاشی باید «کودک بتواند آزادانه به بیان بپردازد. در این میان نقاشی خانواده، به ویژه، به کودک امکان می دهد تا تمایلات واپس زده به ناخودآگاه خویش را فرافکنی کند و از این طریق از احساسات واقعی خود نسبت به بستگانش به راحتی سخن بگوید.»174
کودک در نقاشی «موجودیت خود و دیگران یا چگونگی احساس زیستن خود و دیگران را فرافکنی می نماید.»175
هنردرمانی، به شکلی که غالباً عملی می شود، بر این فرض استوار است که بیان هیجانات در هنر، دارای پاره ای امتیازات درمانی است. در این روش، درمانجو ترغیب می شود که چندین طرح خطی (یا نقاشی، مدل، پیکره و مانند اینها) در حضور درمانگری که کودک را در جریان انجام کار هنری نیز راهنمایی خواهد کرد، بکشد. گاهی، به کودک گفته می شود هر آنچه را که خود دوست دارد نقاشی کند و گاه ممکن است درمانگر دستوری صریح بدهد. مثلاً بگوید «اعضای خانواده ات را نقاشی کن».
گارتر و میلر176 (1975) در یک برنامه تجربی که برای هشت کودک 7 تا 11 سال با دو خط پایه طراحی کردند، به تحقیق در مورد این فرض پرداختند که فعالیت های هنری قادرند، رشد آگاهی ادراکی و مهارت های دستی را افزایش دهند و می توانند راه مؤثری برای پیشرفت ادراک و فعالیت های حرکتی کودکان دارای ناتوانی یادگیری باشند. نتیجه برنامه شش هفته ای آنان که به وسیله آزمون فراستیک اندازه گیری شد، تفاوت آماری معنی داری را نشان داد.177
نقاشی در کودکان کم توان ذهنی نیز همچون کودکان عادی بسیار مهم است و آموزش آن در قالبی چون هنردرمانی یا نقاشی درمانی می تواند موجب تسهیل یادگیری و آموزش مهارت های اجتماعی، و مهارت های ابراز وجود، اعتماد به نفس، کاهش استرس و اضطراب، ایفای نقش و نیز افزایش قدرت شناخت و ادراک در این دسته از کودکان شود.
علاوه بر افزایش قدرت درک و شناخت با کمک نقاشی در کودکان کم توان ذهنی، این هنر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع تربیت هنری، روان شناسی، ارزیابی شخصیت، تصویر ذهنی Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع پرخاشگری، واقع گرایی، انعطاف پذیری، دانش آموزان پسر