پایان نامه ارشد با موضوع منابع معتبر، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

دنيا رفته‏اند، كافر است و بايد توبه داده شود؛ و اگر توبه نكرد، بايد گردنش زده شود.60 كسى كه پيش از پذيرش دعوت وهابى، حج به‏جا آورده است، بايد دوباره حج به‏جاى آورد. هرچند بيش از سه قرن از آغاز فتنه‏ى وهابيت مى‏گذرد و در طول اين مدت، وهابيت با افت‏وخيزهاى فراوانى روبه‏رو بوده است، اما هرگز گذر زمان و تحولات داخلى و خارجى، از رويكرد افراطى اين انديشه نكاسته است. البته برخى از جريان‏هاى داخلى وهابيت، در واكنش به واقعيت‏هاى جهان اسلام و جامعه‏ى خود، به اعتدال روى آورده‏اند؛ اما اين گروه‏ها، نه‏تنها نتوانسته‏اند بر فضاى غالب وهابيت تأثير بسزايى داشته باشند، بلكه خود در جامعه‏ى وهابى مطرود شده‏اند.61
1ـ2ـ2. مبحث دوم: جایگاه تکفیر در اسلام
1ـ2ـ2ـ1. گفتار اول: تکفیر در قرآن
قرآن كريم، مسلمانان را از كافر انگاشتن هر كه تظاهر به اسلام نمايد بر حذر داشته و فرموده است: «يا ايها الذين امنو اذا ضربتم فى سبيل الله فتبينوا و لا تقولوا لمن القى اليكم السلام لست مومناً يبتغون عرض الحياة الدنيا فعندالله مغانم كثيرة كذلك كنتم من قبل فمن الله عليكم فتبينوا ان الله كان بما تعملون خبيرا»؛62
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كه در راه خدا بيرون مى‏رويد بررسى كنيد و به كسى كه براى شما تظاهر به اسلام مى‏نمايد نگوييد كه‏ تو مومن نيستى، تا فراخى زندگى دنيا را تحصيل نماييد، چه آن‏كه نزد خدا بهره‏هاى فراوان است، شما بيشتر چنين بوديد پس خدا بر شما منت نهاد، اكنون بررسى كنيد همانا خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.»
در شأن نزول اين آيه روايت شده است كه پيامبر گرامى اسلام گروهى از اصحاب خود را به فرماندهى اسامة بن زيد براى جنگ با بنى ضُمره فرستادند. آنان با مردى از قبيله مذكور به نام مِرداس روبه رو شدند كه مقدارى دارايى و شترى سرخ رو داشت، هنگامى كه مِرداس با سپاه اسامه روبه رو شد برآنان سلام كرد و كلمه شهادتين را بر زبان راند، اما اسامه به سخن او توجهى نكرد و وى را به قتل رساند تا دارايى و شتر او را به غنيمت بگيرد. همراهان اسامه پس از بازگشت ماجرا را به پيامبراسلام گزارش دادند و گفتند: اى رسول خدا! نديدى كه اسامه چگونه مردى را كه مى‏گفت لا اله الا الله محمد رسول الله به قتل رساند؟! پيامبر وقتى اين گزارش را شنيد خطاب به اسام فرمود: با لا اله الا الله چه كردى؟ اسام گفت‏اى رسول خدا! آن مرد تنها براى اين شهادتين را گفت كه جان خويش را حفظ كند. پيامبر فرمود: آيا تو دلش را شكافتى و از درونش آگاهى يافتى؟ در اين هنگام آيه مذكور نازل شده و اسامه سوگند ياد كرد كه ديگر هرگز با كسى كه شهادتين را بر زبان مى‏راند نجنگد.63
اين روايت و روايات فراوان ديگر، هم حاكى از آنند كه نمى‏توان كسى را كه شهادتين بر زبان جارى مى‏كند، كافر يا مشرك ناميد و به اين بهانه جان و مال او را حلال شمرد. از اين رو هيچ يك از پيشوايان مذاهب و شخصيت‏هاى بزرگ اسلامى، تكفير مسلمين را بر خود روا نمى‏شمردند و عناوين چون كافر ومشرك را بر اهل قبله اطلاق نمى‏نمودند. مفهوم آيه و روايات اسامه اين است كه اگر كسى اظهار اسلام كند (يعنى شهادتين‏ بگويد) مسلمان است و نمى‏شود او را تكفيرنمود. تنها اگر همين آيه و روايت را داشتيم، براى منع از تكفير و احترام اهل مذاهب و فرقه‏هاى اسلامى به يكديگر كافى بود، چون در صورتى كه شخصى شهادتين را پناهگاه خود قرار دهد، اين‏قدر احترام دارد. بدون ترديد كسانى كه بدون اين انگيزه، شهادتين گفته ومى گويند، از احترام والاتر و بالاترى بايد برخوردار باشند و عناد و دشمنى و سَبّ و لعن و طرد و تفسيق و تكفير آن‏ها جايز نخواهد بود.
هم‏چنين قرآن مجيد براى دو طايفه از مسلمانان كه به جنگ پرداخته‏اند ايمان قايل شده است: «وان طائفتان من المومنين اقتتلوا فاصلحوا بينها فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التّى تبغى حتى تفى‏ء الى امرالله” الى قوله تعالى” انما المومنون اخوهٌ فاصلحوا بين اخويكم»؛64
«اگر دو گروه از مومنان با يكديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آتشى برقرار كنيد. و اگر يك گروه بر ديگرى تعدّى كرد، با آن‏كه تعدّى و تجاوز نموده بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد.»
تا آن‏جا كه مى‏فرمايد: «هر آينه مومنان برادران همديگرند. پس ميان برادرانتان آشتى برقرار كنيد.»
«مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا»؛65
«از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هركس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويى همه‏ى مردم را كشته باشد و هركس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است».
جداى از حرمت انسان، كشتن مؤمن نيز خود عذابى دوچندان دارد: «وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا»؛66
«هركس عمداً مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گيرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است».
ازسوى‏ديگر، از نظر قرآن معيار ايمان و كفر، اظهار شعائر اسلام و اقرار به مسلمانى است. در اين صورت، كسى اجازه‏ى تعرض ندارد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»؛67
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چون در راه خدا سفر مى‏كنيد، [خوب‏] رسيدگى كنيد و به كسى كه نزد شما [اظهار] اسلام مى‏كند، مگوييد تو مؤمن نيستى، [تا بدين بهانه‏] متاع زندگى دنيا را بجوييد.
موجبات كفر در قرآن مجيد در برخی آیات مورد تاکید قرار گرفته است که برخی آیات در این خصوص، مختصراً اشاره می نماییم:
1- كسى كه به‏جاى خدا غير او را برگزيند و براى او شريك قرار دهد، براى نمونه، دو آيه زير را شاهد مى‏آوريم:
«لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح ابن مريم»‏؛68 «لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلاثة»69
2- انكار قرآن:
«يقول الذين كفروا ان هذا الا اساطير الاولين»‏70 «لقال الذين كفروا ان هذا الاسحر مبين»‏.71
3- انكار خدا و رسول:
«ذلك بانّهم كفروا باللّه و رسوله اولئك الذين كفروا بآيات ربّهم و لقائه الى …»72
1ـ2ـ2ـ2. گفتار دوم: تکفیر در فقه عامه
احاديث فراوانى در منابع معتبر اهل سنت نقل است که به صراحت از تكفير كسى كه شهادتين گفته است نهى فرموده‏اند چه رسد به كسى كه به انجام دستورهاى دينى متعهد است در این گفتار به نمونه‏هايى از اين احاديث اشاره می نماییم:
– از عايشه نقل شده است كه پيامبر فرمود: «لا تكفروااحداً من اهل القلبة بذنب و ان عملوا بالكبائر»73 «حق نداريد هيچ يك از اهل قبله را به خاطر گناهش تكفير كنيد، هرچند بزرگ‏ترين گناه را مرتكب شده باشد.”
– از ابوذر روايت مى‏كند كه من از رسول اكرم شنيدم كه مى‏فرمودند:«لا يرمى رجل رجلًا بالفسوق و لايرميه بالكفر الاارتدت عليه».74 هیچ مسلمانی مسلمان دیگر را نسبت فاسق بودن یا کافر بودن نمی دهد مگر آنکه خود وی مرتد می باشد.
– «بنى الاسلام على خمس شهادة ان لا اله الا اللّه و ان محمد رسول الله والإقرار بماجاء به من عند الله و الجهاد ماض منذ بعث رسله الى آخر عصابة تكون من المسلمين فلا تكفروهم بذنب و لاتشهدوا عليهم بشرك».75
– پيامبر گرامى اسلام فرمودند: «ايما رجل مسلم كفّر رجلًا مسلما، فان كان كافرا و الا كان هوالكافر»؛76 مبادا كسى را به خاطر گناه و فسقى متهم به كفر كنيد، مگر اين‏كه مرتد شود و اگر به كسى كه اين چنين نيست، تهمت كفر زديد، خودتان كافر مى‏شويد هر شخص مسلمانى، مسلمانِ ديگرى را متهم به كفر كند، اگر طرف اين‏گونه نباشد، خودش كافر مى‏شود.»
– از عبدالله بن عمر روايت مى‏كند كه رسول اكرم فرمودند: «كفوا عن لا اله الا الله لا تكفروهم بذنب، من أكفر اهل لا اله الا الله فهوالى الكفراقرب»؛
دست برداريد از گويندگان لا اله الا الله و آن‏ها را به خاطر يك گناه متهم به كفر نكنيد و هر كسى گوينده لا اله الا الله را متهم به كفر كند، خودش به كفر نزديك تر است‏.
– پيامبر گرامى اسلام (ص) مرزهاى بين ايمان و كفر را چنين بيان مى‏فرمايد: «أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا اله الا اللَّه. فاذا قالوها، وصلوا صلاتنا، واستقبلوا قبلتنا، وذبحوا ذبيحتنا، فقد حرمت علينا دماؤهم و اموالهم»؛77
«مأمور شده‏ام با مردم بجنگم، تا هنگامى كه كلمه‏ى توحيد را بگويند. پس اگر كلمه‏ى توحيد را گفتند، و نمازها را انجام داده و به‏سوى قبله‏ى ما نماز خواندند، و مانند ما گوسفند را ذبح نمودند، اموال و خون آنان بر ما حرام خواهد بود».
– در جنگ خيبر، هنگامى كه پيامبر گرامى اسلام (ص) پرچم را براى فتح قلعه‏هاى خيبر به اميرالمؤمنين على (ع) سپرد، على (ع) پرسيد: «تا چه زمانى با آنان بجنگم؟». حضرت فرمود: «تا وقتى كه به لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه شهادت دهند. هرگاه چنين كردند، خون و مال آنان از سوى تو محفوظ است؛ جز آن‏كه خلاف حق را مرتكب شوند و حساب آنان بر خداى بزرگ خواهد بود».78
پيامبر گرامى اسلام (ص) به همين مضمون مى‏فرمايد: «كفوا عن اهل لا اله الا الله لا تكفروهم بذنب فمن اكفر اهل لا اله الا الله فهو الى الكفر اقرب»؛79
دست برداريد از گويندگان لا اله الا الله و آن‏ها را به خاطر يك گناه متهم به كفر نكنيد و هر كسى گوينده لا اله الا الله را متهم به كفر كند، خودش به كفر نزديك تر است‏.
– ابوجعفر طحاوى در «عقيده‏ى طحاويه»، كه بسيارى از انديشمندان اهل سنت شرح‏هاى گوناگونى بر آن نوشته‏اند، مى‏گويد: «اهل قبله را تا هنگامى كه به تعاليم پيامبر گرامى اسلام ايمان داشته باشند، مسلمان و مؤمن مى‏ناميم … و هيچ يك از اهل قبله را به‏خاطر ارتكاب گناه، مادامى كه آن را حلال نشمارد، تكفير نمى‏كنيم».80
– قاضى عياض- از علماى بزرگ مالكى در قرن ششم- مى‏گويد: «اگر كسى چيزى درباره‏ى خداوند بگويد كه با شأن و عظمت خدا منافات دارد، اما دشنام و رد بر خداوند نبوده و قصد كفر نداشته باشد، بلكه سخن وى معلول اجتهاد و تأويل وى باشد، او اهل بدعت مى‏شود؛ اما اين مورد از مواردى است كه سلف و خلف نسبت به تكفير چنين شخصى اختلاف كرده‏اند».81
– ابوداود از نافع و او از ابن عمر (رضى الله عنه) نقل مى‏كند كه پيامبر فرمودند:«ايّها الرجل مسلم كفَّر رجلا مسلماً فان كان كافرا و الّا كان هو الكاف».82
– مسلم به نقل از نافع و ابن عمر (رضى الله عنه) روايت كرده است:«اذا كفّر الرجل اخاه فقد باءبها احدهم‏؛83
هرگاه مسلمانى برادر دينى‏اش را تكفير كند گناه‏اى نسبت را يكى از آن دو به‏دوش كشيده است.
– مسلم از عبدالله بن دنيار و او از ابن‏عمر روايت كرده است كه پيامبر فرمود: «أيّما امرء قال لاخيه يا كافر فقد باء بها احدهما ان كانت كما قال و الا رجعت عليه‏».84
مسلم در كتاب خود مى‏گويد: «برخى از گناهان باز مانده دوران جاهليت هستند و هيچ كسى با انجام آن‏ها كافر نمى‏شود مگر با شرك ورزيدن. از پيامبر روايت مى‏كند كه خطاب به فردى فرمود: در تو آثار جاهليت هست و خداوند تبارك و تعالى مى‏فرمايد: «انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء».85
– هنگامى كه ذوالخويصرة به رسول خدا اهانت نمود و گفت به‏عدالت رفتار كن در بين كسانى‏كه در جلسه حاضر بودند ولوله‏اى بر پا شد، از آن جلمه خالد بن وليد- رضى الله- بود كه به پيامبر گفت: يا رسول الله اجازه دهيد گردنش را بزنم، حضرت فرمودند: «لافلعله يكون يصلى فقال: إنه رب مُصل يقول بلسانه ما ليس بقلبه انى لم اؤمران انقب قلوب الناس و لا اشق بطونهم‏».
– در شرح فقه اكبر عقايد، امام اعظم و در شرح عقايد از قول شيخ ابوالحسن اشعرى مسلك اهل سنت و جماعت اين‏طور نقل شده است: «ومن قواعد اهل السنة و الجماعة ان لايكفرو احد من اهل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد با موضوع گروه های تکفیری، جهان اسلام، امام صادق، امام زمان Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع احکام شرعی، جواز غیبت، امام صادق